در جواب خانمی که چند سال با عمو هاشون زندگی می کردن!
خدارو هزار مرتبه شکر که زندگیتون روبراه شد
دست بچه منم مثل دست بچه شما اسیب دید ولی دکترا خیلی راحت انگشتشا قطع کردند
الان من موندم و ی بچه ۶ساله که انگشتش قطع شده !بخدا هر وقت چشم به دستش میفته دلم خون میشه غم دنیا میاد رو دلم😭😭
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🦋💙 اسمم سمیراس 18سالمه . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام سمیرا هستم ۱۸ سالمه(:
راستش قضیه اینه من با کل فامیل و خانوادم مشکل دارم و حرفا و رفتارشون اعصابمو خورد میکنه وعذابم میده همشون جوری رفتار میکنن ک انگار فقد اونا مسلمونن و من کافرم و شیطان
چون اونا میگن دختر نباید زیاد درس بخونه و تا کلاس ششم بخونن بسه /:
میگن اگه درس زیاد بخونن بی حیا میشن و اینکه دختر بی چادر یعنی بی عفت و حیا و دختر حق نداره از خونه بره بیرون فقط باید با مادرش بیاد بیرون و دخترا حق ندارن درباره شوهر اینده شون حرف بزنن و اونا خودشون انتخاب میکنن و کلا دخترا زندگیشون دسته پدرشونه و حق انتخاب ندارن و باید برده مردا باشن😒😔
من ۱۴ سالم بود ک بزور به عقد پسر عمم منو دراوردن البته اون طفلک هم ۱۴ سالش بود و روز عقدم بدترین روز زندگیم بود چون همه رویاهام و هدفام نابود شد 😔😭
اون روز همه عروسکامو سوزوندم و از خدا بدم اومد که چرا ما دخترا باید انقد بدبخت باشیم چرا حق نداریم زندگی کنیم
خانواده عمم گفتن فقد یه کلاس دیگه درس بخونه دیگه بسه بزارین اشپزی اینا یاد بگیره و کارای خونه بلد باشه در حالی ک همه اینا رو بلد بودم.
وقتی روز اول پامو گزاشتم مدرسه دوستام اومدن سمتن و بغلم کردن و حالمو پرسیدن خاستم بگم بدترین تابستون عمرم بود ولی بغضم نزاشت (حتی الان که دارم می نویسم هم دارم گریه میکنم)گفتم عالیم بیاین امسال بترکونیم خلاصه تا اخر سال بهشون نگفتم و ترک تحصیل کردم افسردگیم داشت شدید تر میشد و شروع کردم به خود*زنی و بعد خانوادم فهمیدن و دعوام کردن و گفتن میزارن سال دیگم درس بخونم و من خوشحال شدم ولی یروز دیدم ک بابام رف مدرسه و پروندمو اورد گف درس بی درس😑😔(منی ک شاگرد ممتاز مدرسه بودم و معلما بم امید میدادن خیلی برام سخت بود)
بعد ۳ سال عاشق یه پسری شدم بهش گفتم من شوهر دارم ولی اون گولم زد و گف دوست دارم و بمون منم دلم سوخت و باهاش موندم بعد ک عموهام فهمیدن اومدن کتکم زدن و خاستن منو ببرن بکشن چون فکر میکردن بم دس زده/:
بعد بیشتر از ۶بار دستبه خودکشی زدم ولی خب نمردم😑
ولی خب بخشیدنم بعد ۳ سال تازه به دوستام گفتم نامزد کردم چون خجالت میکشیدم بگم یا اینکه میترسیدم یهو جلوشون گریه کنم😔
امسال ک ۱۸ سالمه قراره یه ماه دیگه عروسیمو بگیرن ۴ساله ک پسرعممو ندیدم چوناینم یه رسمه
اعصابم خورده ک چرا نتوستم درسمو بخونم و به ارزوهام برسم بخاطر اینکار خونوادم دیگه نماز نخوندم و به خودم هی دروغ میگم خدارو دوست ندارم ولی من عاشقشم و هنوز یه امیدی ته دلمه(:
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
ارزش دل❤️
پیشنهاد میکنم بخونید . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
زن پاشو محکمتر روی گاز فشار داد ، باید خودشو سریع میرسوند...... نه!!!صدای برخورد ماشین با سپر گلگیر روبرویی....
ماشین کاملا نو بود و چند روز بیشتر نبود که اونو تحویل گرفته بودند.
چطوری باید جریان تصادفو به شوهرش توضیح میداد....
خدایا!!!باید مدارکش رو حاضر میکرد.
در حالی که از یه پاکت قهوه ای رنگ بزرگ مدارکش رو بیرون میکشید،
تکه کاغذی از توی اون زمین افتاد که روی اون با خطی کلفت و شتاب زده نوشته شده بود...
عزیزم در صورت تصادف یادت باشه، که من تو رو دوست دارم نه ماشین رو!
زن اروم گرفت و با لبخندی از ماشین پیاده شد.
وقتی پیرهنمون با اتو میسوزه
یا قشنگترین ظرف کریستالمون میشکنه، دیوارهای خونه خط خطی میشه
یادتون باشه هیچکدوم ارزش شکستن دلی رو نداره!
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
↴
مـردها به خواسـته های شما احـترام مـیگذارنـد
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
ایـنو هـمیشه یادتـون باشه مـردی که عـلاقـمندی های شـما براش مهم نـیست ، برای اینـکه بـفهـمه از چـی خـوشتـون مـیاد یا از چـی بدتـون میاد هیچ تلاشی نمیکنه ...
بهتون علاقـه ای نـداره ...
فردی که به شما عـلاقمنـده ، دائـماً راجب شـما کـنجکاوی مـیکنه تا ببـینه از چـی خـوشتـون مـیاد و یا از چی بدتون مـیاد....
گـفتن نیـازها و خواسـته هاتـون بـطور مـستقیـم اصـلا حرکـت جـالبی نیسـت ، یعـنی شما نبایـد یک لیسـت بـلنـدبالا بـچینیـد و بـگید مـن از ایـن مـوارد خـوشم مـیاد یا بـدم مـیاد...
بلکـه شمـا باید خواسـته هاتـون رو در قـالب اسـتاندارد هاتـون بهـش بفهمـونیـد...
باید یکسـری اسـتانندارد داشتـه باشیـد که بتونیـد درسـت تصمیم بگیریـد ..
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
عشق زن . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
زنها يا عاشقى نمى كنند؛
يا اگر مرد ايده آلشان پيدا شد
حرف دوست داشتن و خواستن و ماندن كه به ميان آمد
با تمام وجودشان دل مى دهند
شك نكن ، نقص در كارشان نيست
مواظب عشق زندگيت باش
واى به روزى كه بفهمد
آدم زندگيش سرش به كار خودش نيست
مى نشيند آنقدر فكر مى كند،
غصه مى خورد ، گريه مى كند
همين كه دردهايش را آب كرد و دور ريخت
لم مى دهد پشت يك حال خوب
و تو تازه به خودت مى آيى
كه تا عمر دارى
پشت درهاى بسته حسرت نداشتنش را مى كشى... .
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🦋💙 عاشقانه ای زیبا . . . زیور دختر ننه هاجر😍 •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
پنجشنبه بعدازظهر بود یهو صدای در اومد تق تق یکجوری ناآشنا در میزد چرا دوتا تق چرا سه تا نه؟
رفتم در باز کردم دختر همسایه بود یا بقول مامانم دختر همساده! همون دختر ننه هاجر دیگه، راستش ننه هاجر تو "کال گیلاسی" خیلی معروفه تا یادم نرفته بگم کال گیلاسی اسم محلمونه
یک سینی صورتی دستش بود توش دو تا کاسه چینی گل قرمز که احتمالا مال جهیزیه خود ننه هاجر بوده پُر آش و روش کلی روغن نعنا ریخته بود که بوش همه محل برداشته بود خلاصه خواسته بود همه هنرهاشو رو کنه
دختر باحیایی بود یک چادر گلگلی زیرش اون پیراهن آبی که یک عکس خرس زشت روی سینهاش کشیده شده بود سرش کرده بود از اون دامن چین چینی فجیع که پاش بود بهتره هیچی نگم! یک روسری سورمهای که محکم گره زده بود و من به این فکر میکردم آیا میتونه نفس بکشه تا خونهشون برگرده سرش بود
یهو یک چیزی شبیه کرم خاکی روی آستینش برام جلب توجه کرد که بعد فهمیدم یک از رشتههای آش بوده که موقع پختن لابد چسبیده به آستینش و اونم طبق معمول یادش رفته تمیز کنه خیلی دختر شلختهای بود از موهای نامرتبش که از لای روسری زده بود بیرون و شبیه قطرههای قیر که تو تابستون از پشت بوم آویزون میشه شده بود نگم براتون!
یکی از پاچههای شلوارش نمیدونم چرا کوتاهتر بود البته یکم همه اینارو تو یک لحظه دید زدم! گفتم که باحیا بود و به من اصلا نگاه نمیکرد و چشماشو انداخته بود روی کاسههای آش راستش منم همینطور، آخه اینجا از این رسما نداریم که دختر و پسر همو برانداز کنن اره بابا محلمون همه باحیان،
دختر ننه هاجر که دیگه نگووو
به قول بابام که فقط همین شعر بلده (عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو)
راستش وسط اون صورت گِرد و خشکلش چشای عسلی روشنش مثل دوتا تیله سه پر میدرخشید ابروهاش که تا حالا دستکاری نشده بود واقعا دلبر بود آدم یاد شعرهای حافظ مینداخت راستش یکمی هم سیبیل داشت که خیلی شبیه باباش کریم آقا شده بود!
صدای نازی داشت اگه حرف میزد نفست بند میومد ولی فکر کنم بخاطر اینکه من بتونم نفس بکشم حرف نمیزد!
خلاصه در اوج شلختگی مقدار کمی تا قسمتی هم "جانان" بود!
اینم براتون بگم دختر ننه هاجر از عمد چون میدونست مامانم خونه نیست و من تنهام اومده بود تا به بهانه آش خودی نشون بده! خلاصه نذر یا نظر کدوم داشت نمیدونم!!
بین خودمون بمونه منم یک کوچلو ازش خوشم میومد
یهو با اون صدای ناز و لرزانش گفت: (بیام؟) من تا شنیدم از تعجب با خودم گفتم اون میدونه من خونه تنهام میخاد بیاد چیکار!؟ تا خواستم چیزی بگم گفت (بیام برداری) چون دم خونه ما یه پله داشت منظورش این بود که بیاد جلوتر تا من کاسه آش بردارم
رفتم کاسه رو بردارم سرشو آورد بالا و نگام کرد یهو چشمام میخ اون چشای تیله ایش شد
وااای خدا این اگه شلخته نبود چی میشد!!
قلبم ساکت شده بود دیگه ضربانش نمیشنیدم کاسه آش برداشتم و اصرار کردم که بیا تو و تا من رفتم آشپزخونه اون رفت زیر درخت پیر انار وسط حیاط وایستاد
من هول هولکی کاسه رو خالی کردم و شستم، اون موقع ها مُد بود کاسه نذری رو باید پُر تحویل میدادی خب مامانم نبود که پُرش کنه در نتیجه خودم دست بکار شدم از حیاط یکدونه گل محمدی بزرگ و خوشگل کندم و گذاشتم تو کاسه، زیور داشت زیرزیرکی نگام میکرد "آخ یادم رفت بگم اسمش زیور بود" درست بالای سرش یک انار ترک خورده رو درخت بود چند روزی بود که میخواستم بکنمش حیفم میومد آخه بزرگترین انار درخت بود یهو به خودم حس فردین گرفتم دلمو زدم به دریا از خودم گذشتم که بچینمش واسه زیور، کاسه رو دادم دستش چارپایه رو گذاشتم و دستم دراز کردم که یهو پام لرزید و انار افتاد رو کله زیور و ترکید! به قول دایی حسن من دستوپاچلفتی هم افتادم رو زیور!
تو همون گیرداد مامانم اومد!
و با صحنهای مواجه شد که زیور با سر و کله اناری بدون چادر رو زمین دراز کشیده و نصف چادرش رو من و بقیهاش تو حوض و دُم موهای بلند و بافته شده زیور هم افتاده بود رو صورت من! (البته فکر بد نکنید انقدر گره روسریش سفت بود که باز نشد)
کاسههای جهیزیه ننه هاجرم که نگوو تیکهتیکه هر طرف افتاده بودن آش کاسه دومی جوری ریخت که رشتههای آش همهجامون چسبیده بودن! یاد اون کرم خاکی دم در افتادم!
چشتون روز بد نبینه زیور که با چادر خیس و سرکله اناری لنگ لنگان فرار کرد من موندم مامانم و یک جارو خوشدست و یک حوض که سپر بین من و مامانم بود و تنها چیزی که به ذهنم میرسید این بود که با صدای بلند بگم غلط کردم و دور حوض بچرخم و واسه دمپایی های هدفدار مامانم جاخالی بدم تا فرصت پیدا کنم از در حیاط فرار کنم
اخ اخ اناروُ آشوُ جاشوُ که به فنا دادم از افتادن روی زیورم که چیزی نصیبم نشد
بازم همون کاری رو کردم که توش تخصص دارم آش نخورده و دهان سوخته
الان خیلی ساله که زیور شده مامان دخترام... 🍃🍃🌹
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
سلام در رابطه با سمیرا ۲۰ ساله
عزیزم این چیزایی گفتی یه لحظه فکر کردم قرن ۲۱ نیستیم فامیلاتون افکار ابو جهلی دارن😕 یعنی چی دختر نباید درس بخونه یعنی چی نباید درباره شوهر آینده حرف بزنه
عزیزم اینا جز حقوق اساسی و اولیه یه زن هست اونوقت شما بخاطر این چیزا خودکشی کردی شما کافر نیستی اونام مسلمون نیستن چه ادمایی که خدا پیغمبر میکنن ولی انسان نیستن ببخشید ولی فامیلات افکار نم کشیده و قرون وسطایی دارن برا همین فکر میکنن شما خیلی عجیبی درحالی که خودشون....
من خیلی ناراحت شدم واقعا نمیدونم چی بگم ولی اگه مصمم هستی از شرشون خلاص شی درباره سازمان هایی که از افراد بی سرپرست محافظت میکنن تحقیق کن از اونجا برو بهشون ملحق شو برو تو همون سازمان زندگی کن اینجوری میتونی درست رو ادامه بدی بعدها بری سرکار یه زندگی برا خودت بسازی تو اینترنت تحقیق کن یا از کسی که مورد اعتماد هست و اطلاعات داره سوال کن
لطفا به آدمایی که سر راهت سبز میشن اعتماد نکن اینا اینجور مواقع از طرف مقابل سوءاستفاده میکنن اینجوری همه چی بدتر میشه سعی کن رو پای خودت وایستی
موفق باشی عزیزم ❤️😘
الین 🙂
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
سلام ادمین گل حرفم در مورد اون دختریه که ۸ سال پیش با دوست پسرش فرارکرده
وازدواجکرده بگم ببین عزیز تو ۸ سال پیش فرارکردی باهاش وازدواجم کردی چطورنترسیدی از خانوادهوپا به فرارگذاشتی باهاش وخودش اگه میخواستت میومدخواستگاری نه اینکه فرارمیکردی باهاش والانمخودت میگی کتک میزنه اخلاقش بده ،سرکارنمیره چه فایده همون بهتر مهرتو بزار اجرا وطلاق بگیر ودیگه بچهواسی چی میخوای خودت هنوز نمیتونی ازشوهرت بربیای نفرسومهم میخوای اضافهکنی وبعدش درس بخونی اول جداشو بعد درس بخون ونزاربیشترازاین کتک بخوری پس جداشو.
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
سلام ج چالش چک کردن گوشی
من ۴ ساله ازدواج کردم قبل ازدواج با من همسرم دوست دختر داشته من اینو میدونم و همین موضوع منو نسبت بهش بدبین کرده من هروز دویست بار گوشیه شوهرمو چک میکنم تا حواسش نباشه چتاشو میخونم حتی با خواهرش میدونم کارم اشتباه اما نمیتونم جلو خودمو بگیرم گوشیشو نگردم تا حالا چیزی ندیدم فقط ی بار بدون اینک ب من بگه اینستا نصب کرده بود کلی زنو دنبال میکرد ک ی دعوای اساسی انداختم اینستاشو پاک کرد قسم میخورد ک فقط برا کار نصب کرده ک مدلای مختلفی برا کارش ببینه ... شک همیشه تو وجودمه اصلا نتونستم تا حالا بهش اعتماد کنم خیلی شوهرمو دوسدارم از این اخلاقم متنفرم اما نمیتونم ترک کنم بماند ک شوهرم اوایل ازدواج بی نهایت ب من شک داشت بی اعتماد بود اجازه بیرون رفتن نداشتم و... اما بعد یک سال اعتماد داره بهم اصلا دیگ گوشیمو چک نمیکنه هرجام بخام برم میذاره .. من انقدر شکاکم ک فقط خودمو عذاب میدم شوهرم ی همکار خانم داره ک مثلا فروشندس و شوهر من تو کارگاه و شوهر اون خانمم با شوهرم تو کارگاه اما کل روز تا شوهرم برگرده دیوونه میشم انقد فکر میکنم تا گذر زمانو اصلا نمیفهمم تو رو خدا ی راهنمایی کنید ک این شکو کنار بذارم تا دیوونم نکرده ..... -Sss
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
با مادرشوهر چه کنیم😁
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
خانم کدبانو و زیبا
خیلی وقتا مادرشوهرا وقتی ببینن خیلی رابطه تون با شوهرتون خوبه یه حرفا یا کارایی میکنن که ناراحت بشین. مثلا شاید بهتون تیکه بندازن یا دست بذارن رو نقطه ضعفتون یا شاید حتی به پسرشون به قول معروف چغلی کنن!👂
اینطور وقتا بدترین کار اینه که طبق اون چیزی که مادرشوهرتون میخواد عمل کنین!! یعنی چی؟
یعنی برین سر شوهرتون غر بزنین یا از مادرش بدگویی کنین.
بعد میتونین منتظر بمونین که جنگ شروع بشه و رابطه خوبتون بهم بخوره و مادر شوهرتونم به خواسته ش برسه!
و بهترین کار 👱♀ اینه که اگه میتونین خیلی محترمانه همونجا جواب مادرشوهر گرامی رو بدین. 😃
بعدش در صورت تمایل با یه دوست یا خواهر یا مشاور درد دل کنین 😇
حتی اگه لازمه ناراحتی تون رو تو کاغذ بنویسین و پاره کنین ✍
و اون وقت مادرشوهر گرامی رو ببخشین. 🙂
بعد دلتون اروم میگیره. زندگیتونم خووووب باقی میمونه.😍😍
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882