🦋💙🦋
سلام در جواب اون اقایی که گفتن همسرشون استرس شدید داره .
خانم شما بخاطر اعتماد به نفسه پایینشه که استرش شدید دارن فکر میکنن از پس هیچ کاری بر نمیان حتی یه مهمونی ساده این بیماریشون از اعصابشونه که ضعیف شده منم یه مدته همینطور شدم و رفتم دکتر مغزو اعصاب و داروی اعصاب بهم داد سعی کنین رفت و امدتونو با همه بیشتر کنین تا براش عادی بشه باید اعتماد به نفسشو تقویت کنین فقط شما میتونین روش تاثیر بزارین اینکه میگین بدون من نمیتونه چون اون خودشو خیلی دست کم میگیره و فکر میکنه اگه شما نباشین از عهده ی هیچکاری برنمیاد بهش محبت کنین بهش بگین که همیشه کنارشین تا استرسی که توی بدنشه اروم اروم از بین بره و سعی کنین زیاد همسرتون رو درگیر مشکلات نکنین مطمعنا حالشون خوب میشه با کسانی که خودش راحت تره رفتو امد کنین
ممتون از کاتال خوبتون
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
سلام این خانمی که روش نمیشه از نامزدش پول بگیره😡
عزیز دلم تو نه همش دم ب دقه از نامزدت پول باید بگیری که یارو فکر کنه فقط بخاطر پولش اونو میخوای ونه اینکه آدم درحد نیازشم نباید کوتاه بیاد وبرای اینکه بگه چه زن خوبی گرفتم فکر جیبمو میکنه خرید نمیکنه.......من خیلی زیاد دیدم که بخاطر یا شرم وحیا یا بخاطر اینکه تو دل طرف بیشتر ب چشم بیان یا ب دلایل مختلف بعضی دخترخانما تو دوران نامزدی درحد مایحتاج هم نمیزارن براشون خرید کنن این کار بسیار اشتباه چون مرد ب این رفتار عادت میکنه دیدم که این حرفارو میزنم.....عزیزم نمیخواد پول بگیری خودشو ببر وبا سیاست زنانه بهش بگو دوس دارم با سلیقه تو خرید کنم تا قیمت دستش بیاد بخدا اگه خودت بری خرید هرچقدم ارزون خرید کنی بازم میگن زیاد خرج کردی از الان عادتش بده برات خرید کنه بازم میگم با ملایمت ومهربونی وسیاست نه اینکه بری بهش بگی توخسیسی تو پول نمیدی.....و نه اینکه شرم کنی بگی من چیزی نیاز ندارم از همین الان ب این کارا عادتش بده.......من یع مدت خیلی فکر شوهرمو کردم بدهکار بود دوسال کمکش کردم بدهیاشو بده اصلا این دوسال خرید نداشتم یع روز از سرووضعم شاکی بود که این لباسات چرا اینطورین منم بهش گفتم فکر جیب تورو کردم گفتم قرضاتو بدی😔گفت اصلا کار خوبی نکردی و......خلاصه بی منتم کرد منم از اون روز تصمیم گرفتم هیچوقت بخاطر جیب شوهر از خودم نگذرم.....نمیگمم زیادی ولخرجی کنی ولی درحد نیازت ازش بخواه برات خرید کنه چون مردا خیلی دوس دارن زناشون شیک لباس بپوشن حتی دوست ندارن پول خرج کنن ولی ازطرفی هم خوش پوش بودن زنو دویت دارن😂
ببخش دیگه خیلی طولانی شد(سیاست زنانه یادت نره برا بعضی مردا که دست ب جیب نمیشن نیازه)😂دوستدارم خوشبخت بشی😊😘
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
برای شما عزیزم
https://eitaa.com/virane/18382
سلام عزیزم دخترخانوم گل این اتفاق دقیقا واسه خواهر کوچیکه ی منم افتاد اون عاشق رفیق داداشم شد که تقریبا فاصله سنیش همین قدر بود خب اون پسر کس دیگه ای رو دوست داشت وخواهرمن عاشقش شده بود پسره هم دکتربود وخوشتیپ ماهم تو روستا زندگی میکنیم خواهرم دقیقا مث شما عاشق شده بود به پسره پیام داد وگف که میخوادش ولی پسره گف نه من کس دیگه ای رو میخوام ونمیشه بعدم داداش تو با من رفیقه نمیتونم تو چشمش نگا کنم خواهرم خیلی گریه کرد بهش التماس کرد ولی قبول نکرد خواهرم روزا وشبای خیییلی سختی رو گذروند شب نامزدیه پسره صدای موزیک ازخونشون میومد خواهرم میخواس سکته کنه ولی چاره ای نداشت ..به نظرم به حرفای دوستت توجه نکن چون داره تحریکت میکنه یه کاری دست خودت بدی وآبروت بره مخصوصا اگه خانوادت بفهمن سعی کن اکه میتونی فراموشش کنی اگرم نمیتونی دوباره باهاش حرف بزن معلومه پسر خوبیه که بهت گفته فراموشم کن وازت سوع استفاده نکرده پسری که دختریو بخواد خودش پا پیش میزاره اگرم نخواد هیچ جوره نمیشه راظیش کرد خب سعی کن ببینیش یا اون تو رو ببینه شاید نظرش عوض شد ولی به دوستت اعتماد نکن ..امیدوارم به خواسته ی دلت برسی عزیزم وقتی پیامتو خوندم یاد خواهرم افتادم ..
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
سلام ب همه دوستان
در جواب خانومی که با یه آقای متاهل رابطه داره
باید بگم دختر جون واقعا تو خجالت نمیکشی اونی ک باید از زندگی اون اقا پرت بشه بیرون تویی نه زن و بچش واقعا با خودت چی فکر کردی ک همچین حرفی و میزنی اون خانوم سالهاس ک زن طرفه و دوتا بچه داره تو گند زدی ب زندگیش پاتو بکش بیرون چطور واقعا با ۲۰ سال سن رفتی صیغه یه مرد متاهل شدی مگه خانواده نداری
اینو بدون حتی اگه اون زن جدا بشه و تو عقد دائم اون اقا بشی هیچوقت روی خوش زندگی و نمیبینی چون هم نفرین اون زن تو زندگیته هم مردی ک ب زنش و بچش خیانت کرده ب توعه از راه نرسیده هم خیانت میکنه
برو توبه کن و فکری ب حال خودت کن
#مریم
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
سلام عزیزی که شوهرش بهش خیانت کرده الان حسی ب برادر شوهرش پیدا کرده
عزیزم خیلی متاسفم نمیدونم واقعن بعضی از مردا دردشون چیه که خیانت میکنن منم بهم خیانت شده شوهرم از تو گوشیم شماره دختر عمم رو برداشت پیام داد خیلی شکستم اما منم مثل تو دوسش داشتم همم بخاطر دخترم بخشیدم ۲۲ سالمه چن ماه پیش بازم فهمیدم ب کسی اس میده منم قبلن جوری بودم که یک نگاه ب نا محرم رو خیانت میدیم ب شوهرم ولی الان اصلا اون حسو ندارم خیلیم لغزیدم که منم خیانت کنم تا بفهمه حسم چیه ولی دلم نمیاد بخاطر گناخ اون منم وارد گناه بشم پاکی و نجابت خودم رو زیر سوار ببرم
عزیز دل ارزش ما خیلی بیشتر از حرفاست اگه اونا قدر نمیدونن ما قدر خودمون رو بدونیم بازیچه دست بقیه نشیم
ب امید روزی که خیانت نباشه بچه طلاق نباشه یک لبخند از ته دل برا همتون دعا میکنم 😇😘😘 محیا گلی 🤗
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
✨♥️✨
مادربزرگم آلزايمر داشت ؛ مادرم و خاله هام گردشى ميرفتن واسه مراقبت ازش...
روزايى كه مامان خونه نبود،
بابا هم نميتونست تو خونه بمونه؛
همش به اين بهانه كه يه چيزى تو یخچال كمه،
ميرفت تا سر كوچه و ميومد...!
‹ تاحالا نشنيدم بهش بگه دوستت دارم اما مطمئنم كه خيلى دوستش داره :)!♥️ ›
✨♥️✨♥️✨♥️✨♥️✨♥️✨
هدایت شده از 👰تبلیغات شاهانه🧿
باسلام خدمت کانال داران محترم
طرح طلایی تبلیغات تخفیف ویژهههه خورده😍😍👇👇
@bagheriiiiiiiha
کانال دار و فروشگاهی محترم
ممبر و جذب بالا میخوای عجله کن😍😌👆
پدر همسرم دخالت میکنه . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
دوستان وقتتون بخیر
من یه خانم 24 ساله و همسرم که 27 سالشونه پسرعمم هستن. 2 سال شده عقد کردیم و تو دو شهر متفاوت هم هستیم. در واقع خانواده همسرم قبلا بخاطر شغلشون از شهرمون رفتن و ینی بیشتر اوقات دوریم از هم
زمان عقد بخاطر کرونا من گفتم مراسم نمیخام و در حد محضر بود ولی حتی همونم پدرهمسرم تو یه سری چیزا اذیتم کردن. مثلا گفتن ارایشگا نمیخاد و یا حتی یه عکاس نداشتم و یه سری چیزای دیگه...
من اون موقع چیزی نگفتم. (کلا پدرهمسرم از اون افرادیه که اهل کم خرج کردنه و در واقع خسیسه دیگه)
الان بدون نظر خاستن از من خونه عمه همسرم اجاره کردن که نسبتا قدیمی بود و من حرفمو زدم ک این خونه قدیمیه و خوشم نمیاد ولی در نهایت قبول کردم
از اونورم پدرهمسرم دوسال پیش گفتن هروقت خاستین برین خونتون واستون ماشین میگیرم حتی نوعشم گفتن پارس!
من اینجا توقعی نداشتم ولی اینکه خودشون گفتن ولی الان میگن ماشین من به امانت دست شما!!! تا روزی که اسممون تو قرعه کشی در بیاد!
قرعه کشی ای که شاید هیچوقت حتی اسممون در نیاد!!! من حاضرم یه پراید مدل 80داشته باشیم ولی اینجوری دست ب سر نشم و ماشین امانتی زیر پامون نباشه!
وقتی هم اینجا حرفمو ب همسرم زدم و رسید ب گوششون تازه نارحتم شدن!
سر سرویس چوب هم دوسال پیش با همسرم ب این توافق رسیدیم که با اون باشه
الان که پدرشون فهمیده میگه نه. همسرمم گفت من اونموقع یه باشه الکی گفتم!!!!!!
دقیقا شبی که پدرهمسرم میخاست تاریخ عروسی تعیین کنه، من گفتم فعلا نه. تا وقتی مشکلاتم باهمسرم حل شه.
چون تمام این مدت سر این جریانات با همسرم دعوا داشتم. اون هیچوقت حرف منو نمیفهمه و هر چی پدرش بگه از نظرش درسته و گوش ب فرمان اوناست.
و بعد این ماجرا خانواده همسرم دوماه تمام با من قهر کردن درصورتی ک اگر من اعتراضی کرده بودم بخاطر این بود که کارای اشتباه خودشون عذابم میداد!
اینم بگم که ما تصمیم داشتیم برای زندگی بیایم شهر من ولی الان پدرش از لجش گفته باید شهر ما باشید!!!!
بعد اون ماجرا خونه عمش که کرایه کرده بودن هم پس دادن!!
حالا بعد دوماه با مشاور رفتن و حرفای شوهرم بالاخره تونستم اینهمه دلخوری که ازشون داشتم ندید بگیرم و آشتی کنم
ولی بازم تکلیفمون اصن مشخص نشد. چون هیچ حرفی زده نشد. همسرمم فقط منتظره تا باباش دوباره راضی بشه تا بتونه بیاد شهر من برای زندگی !!
و من از این همه کش دادن و بلاتکلیفی واقعا خسته شدم!
کاری کردن که تمام اتفاقای قشنگ اول زندگی واسم عین زهر بود و الان از همش بیزارم!
خانوادش معتقدن واسه من همه کار کردن و اصن نظر من مهم نیست و تازه میگن تو لطف ما رو قدر ندونستی پس همین کارا رو هم واست نمیکنیم!
الانم که بعد اون همه حرف بدی ک بارم کردن از خودم گذشتم و اشتی کردم بازم تو بلاتکلیفی محضم
حالا بعد این همه اتفاق، من میترسم تو کارای عروسی هم پدرهمسرم با کاراش و نظر نخاستناش از من اذیتم کنه و تالار و چیزایی که میگیره همش باب دل من نباشه
اونقدر به این ماجرا فکر کردم که حتی دیگه دارم راضی میشم از عروسیمم بگذرم و بگم نمیخام!!
شما جای من بودید چیکار میکردین؟
ببخشید که حرفام طولانی شد. ممنون از همگی
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
جواب به دختر۱۳ ساله که عاشق یه پسر ۲۶ ساله شده
سلام دوست خوبم ، من ۱۵ سالمه خواستم راهنماییت کنم .
به نظرم این حس ها رو بزار کنار چشای قشنگتو بخاطر یه پسر خراب نکن با دوستات باش باهاشون برو بیرون کلی خوشحالی و شیطنت کنید درس بخونید من یه تار موی پدر و مادرمو به صدتا همچین پسرا نمیدم (پدر و مادرت) هستن که تو تموم شرایط سخت و خوب زندگی کنارتن پس قدر آدمای عزیز زندگیت رو بخون❤️
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
پسرم لکنت گرفته . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
خوبی عزيزم
تو رو خدا پیام من بزارید داخل گروه اگه کسی تجربه داره راهنمایم بکنه
پسر 10 ساله دارم 4 سالش بوده یه شب ترسید از همون وقت لکنت گرفته یه مدت بهتر هست ولی حالا چند وقت خیلی زیاد شده لکنتش در حدی که نمی تونه حرف بزنه تور خدا هر کس تجربه داره راهنمایم بکنه😔😔😔
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
حاملگی عجیب دخترم
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
من صاحب یه دختر شونزده ساله ام ک با همسرم روی تربیتش خیلی حساس بودیم. طوری ک هیچ جا امکان نداشت بدون من یا زنم بره و حتی مدرسه روهم خودمون میبردیم و میاوردیم. البته رو دوستاشم خیلی حساس بودیم و تومسیر مدرسه با یکی از دوستاش به نام مریم که دختر خیلی خوبی بود اشنا شدم. یه روز دخترم بهم گفت برای المپیاد علمی احتیاج داره ک با یکی درس بخونه و مریم رو بهم پیشنهاد داد. منم گفتم ک باشه ولی فقط تو خونه ی خودمون. از اون روز به بعد تقریبا مریم هرروز ساعت دو خونه ی ما بود و تا هشت شب درس میخوندن و اصلااز اتاق بیرون نمی اومدن. من و همسرمم از این موضوع راضی بودیم. تا اون روز تلخی که دخترم مریض شد و مجبور شدیم ک ببریمش دکتر ولی تلخ ترین خبر دنیا رو شنیدیم طوری که زنم از حال رفت. اره دخترم باردار شده بود و ضعف او بعلت مسمویت بارداری بوده. دنیا روی سرمان خراب شد چطور چنین چیزی ممکن بود او که به جز مدرسه جایی نمیرفت. هرچه در این مورد از او سوال میکردیم هیچ جوابی نمیداد و به ناچار برای پرس و جوی بیشتر به مدرسه رفتیم و مدیر مدرسه اطمینان خاطر داد ک در مدرسه هیچ اتفاقی نیفتاده. مات و مبهوت این اتفاق بودم ک در حیاط مدرسه مریم همکلاسی و دوست دخترم را دیدم. وقتی از او پرسیدم ک چرا دیگر برای درس خواندن با دخترم خانه ی ما نمی آید گفت که من تاحالا خانه ی شما نیامده ام... از شدت تعجب و شوکه شدن چشمانم سیاهی رفت چه اتفاقی در خانه ی من افتاده...مجبور شدم که ماجرا را به پلیس خبر بدم و بعد از تحقیقات مشخص شد که مریم برادری دو قلو دارد که خودش را به جای خواهرش جا میزده و به بهانه درس وارد حریم خصوصی خانه ما و اتاق دخترم شده و متاسفانه چنین اتفاقی تلخ برای خانواده ما بوجود آمد و پرونده برای طی مراحل قانونی به دادگاه فرستاده شد
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882