یکسال هم گذشت.به داداشم قول دادم با پسری حرف نزنم دیگه.موردی هم بود اولین نفر به اون بگم.، منی که عاشق زندگی متاهلی بودم،یجورایی قید همه چی رو زدم،حتی فکر مادر شدنم رو هم فکر کردم باید با خودم به گور ببرم...
رفتار زشت برادرم که به دوستام زنگ میزد و از من میپرسید که خداناکرده با پسری حرف نزنم و... خیلی دلم میگرفت.
تااینکه یه روز تو سال جدید با دوستم بیرون بودیم،با پسری اشنا شدیم که فوق العاده مودب و با ایمان واقعی بود،من عاشق سرسنگینی و شعورش شدم،ولی از ترس داداشم داشتم سکته میزدم، شرایطی پیش اومد که مجبور شدم شماره امو بدم بهش، ولی بهش التماس کردم بهم زنگ نزنه،از داداشم از ابروم میترسم. اونم بهم قول داد.
انصافا بهم زنگ نزد، و من همون شب عاشقش شدم، به دوستم گفتم رها من اولینباره عاشق شدم،چون اون پسر اولی رو من دلم میسوخت براش،ولی عاشقش نبودم،ولی در این مورد هرلحظه که بهش فکر میکنم، گریه میکنم،تحمل دوریشو ندارم.یه روزه عاشقش شدم.زیر نور چراغ،
فردای همونروز اشنایی، باز دیدیمش، رفتم با گریه بی مقدمه بوسش کردم و بهش گفتم بابغض، که من عاشقتم خیلی دوستت دارم.
و بهم قول داد میاد برا دیدنم.
بعد از اونروز ما مخفیانه همدیگه رو میدیم،اون پاکه،ولی من حس میکنم ناپاک هستم،عذاب وجدان دارم.البته من همه چیزهامو همه رو براش گفتم که بدونه من چی کشیدم و یه روز بهم تهمت نزنه، الان نزدیک دوساله همدیگه رو میشناسیم، ناگفته نماند جلسه ی سوم بهش اصرار کردم من دوست پسر نمیخوام.من شوهر میخوام.و باید با من ازدواج کنه.😂بنده خدا تو رودروایسی گیر کرد و قبول کرد منو بگیره😂😂
الان همیشه خداروشکر میکنه بخاطر اصرارهای من. و منم برای سماجت خودم از خدا ممنونم.
اونهمه سختی ارزشش رو داشت. یکماه پیش اومد خواستگاری،
الانم منتظریم تو شرایط مناسب بیان برای بله برون و انشالله عقد.
دوستان من از چاله درنیومدم بیفتم تو چاه، من یک درصد از سختیامو برای شما گفتم،
من سه تا خواهر دارم،ولی هیچکدوم تو سختیام کنارم نبودن،کناز همسرانشون بودن.من خیلی تنها بودم،ولی خداروشکر برای همه چیزهاش. اینروزها هم میگذرن...
سخت نگیرین برای ازدواج،همینکه مرد زندگیتون مرد باشه نه نر، کافیه بخدا،ن پول ن ثروت،اینا خوشبختی نمیارن،و تنها وسیله هستن.
برام دعا کنید الانکه سن من رفته بالاتر و نزدیک۳۶سالمه، خانواده ام اینقدر اذیتم نکنن و بزارن ازدواج خوبی داشته باشن.سخت نگیرن برای خونه نداشتن این پسر.
پرچانگی منو ببخشید.
برای همگی دوستان ارزوی بهترینهارو دارم💐
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
برای اون دختر خانم هیجده ساله که عاشق خاستگارش شده که از خودش خیلی بزرگتر بوده و ازدواج هم کرده
باید بهش بگم که عزیزم هنوز سنت کمه اول اینکه اگه واقعا شما رو میخواست درسته که جوابش کردی که بره اما بازم باید منتظرت میموند ولی اون از روی عقلش تصمیم گرفته و رفته ازدواج کرده الان شما هم باید از روی عقلتون تصمیم بگیرید به زندگیت برس چون سنت کم بوده به این آقا وابسته ودلبسته شدی در خانواده ما ازدواج که فاصله سنیشون زیاد هست زیاد داشتیم اکثرا میگن خوب نیست فاصله سنی زیاد ببین گلم شما الان تازه اول زندگیتون هست اما اون آقا جوانیش رو کرده الان دیگه مرحله های بعدی زندگی هست اصلا ابدا بهش فکر نکن چون ارزش فکر کردن وگریه کردن نداره خودت رو نابود نکن با عقلت زندگی کن تو بچه بودی از روی کم تجربگی اینجوری شدی عمو و داداشت درست گفتن ومیگن
واینکه خودم شاهد همچین زندگی بودم خود من دوستم رو راضی کردم که با کسی که میگفت عاشقشه ازدواج کنه از بس میگفت همه دیگه میدانستن اونا هم سن پسره خیلی زیاد بود و دختر ۱۴سالش بود الان که ازدواج کردن چندین بار تا پای طلاق رفتن خودمم هنوز باورم نمیشه که شوهر دوستم که این همه عاشقش بود باهاش بد اخلاق باشه اما واقعا اختلاف سنی ریشه اصلی دعوا های اونا هست پس دیگه غصه نخور که ارزش غصه خوردن نداره
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
سلام می خواستم برای اون خانومی که پیام گذاشته من با مادرشوهرم زندگی میکنم
خدا خودش جوابشو میده دلم برای پسرت سوخت منم سیزده ساله دارم تو ساختمون مادرشوهرم زندگی میکنم نفهمیدم چه جوری گذشت خیلی سخت نمیشه بگم از گریه هام از حسرتام و آرزو هام روزی میاد اونی که اذیتت می کنه التماس می کنه نجاتش بدی از حال بد روحش من حتی از جاریمم خوردم همشونو می بینی دلت آروم میشه به خاطر ترس بچه ات کنار بیا پسرتو جوری بزرگ کن آنقدر پشتت وایسته همشون بنشینند جاشون خدا بزرگه هر کاری میکنی برای رضای خدا کن تا عوضشو ببینی حتی مادرشوهرت ولی وقتی از دید مادرشوهرا ببینیم آنقدر پسراشونو دوست دارن میخوان اذیت نشن حرف حرف پسراشونو شه و یه جورایی عقده های خودشون رو آدم خالی می کنن در کل می خواستم بگم به خاطر قلب ❤️ بچه استرس گریه هاش بمیرم براش کنار بیا که خدا هواسش به همه چی هست درست میشه
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
سلام
درجواب اون خانم که سختی کشیدن ، دختر ۵ ساله دارن و الان قصد جدایی دارن
عزیزم شما که تا حالا ساختی بنظر بنده، برا نجات دخترت چند سال دیگه بساز چون دختر از ۹ سالگی اختیارش به خودش هست برا انتخاب والد در حضانت و دیگه شوهرت سر دادن حضانت دخترت نمیتونه اذیتت کنه و عملا دخترت رو از دست نمیدی
دوم اینکه امیدوارم این سالها پزشکی قانونی رفته باشی و مدارک کافی برا جدایی داشته باشی. و اگه اعتیادش رو اثبات کنی و یا مصرف و یا تولید مشروبات داشته باشه و مدرک داشته باشی میتونی حضانت دخترت رو بگیری. پس لطفا یه مدت بمون برا تکمیل مدارک برا نجات دخترت
برات ارزوی موفقیت دارم
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
سلام صبح بخیر.باتشکر فراوان از ماهی جان.
در جواب خانم ۳۰ ساله که گفتن منم تلخی کشیدم.با شوهرش ۸ سال زندگی کرده.و معتاده ودختر ۵ ساله داره.
خب عزیزم واقعا زندگی خیلی تلخی رو تجربه کردی .خیلی متاسفم.ولی چرا باید از دخترت جدا بشی تو میتونی با کمک وکیل اثبات کنی که شوهرت صلاحیت نگهداری بچه رو نداره و معتاد ه و اصلا اینکه خطرناکه یه دختر بچه رو اون بخواد حضانت کنه .واقعا از یه آدم معتاد (اونم شیشه ) که توهم آوره و راحت ممکنه آدم بکشه .وخودش متوجه نشه.!
دیگه چه مدرک از این بالاتر برای دادگاه.
مطمئن باش که حضانت بچه رو به تو میدن.
امیدوارم موفق باشی و بتونی دخترت رو از این ظالم بگیری.
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
تا حالا شده براي مرد خونتون تولد بگیری؟
کلی برنامه بچینی که خوشحال شه ولی در نهایت در مقابل این لطفت عکس العمل نامطلوب نشون بده که اصلا انتظارش رو نداشتی؟🙁
می دونی باید چی کار کنی❓🤔
بهتره بدونی مردها وقتی در مقابل یه توجه قرار می گیرن کپ می کنن، نمی دونن باید چه عکس العملی نشون بدن...😧🤵🏻
چون می ترسن توسط شما مورد قضاوت قرار بگیرن...بهترین کار اینه که وقتی بهش یه لطفی کردی سریع خودت رو مشغول کار دیگه ای کنی.
وقتی برای خوشحال کردن همسرتون بهش لطفی ارائه دادید، عکس العمل هایش را قضاوت نکنید، سریع فضا را عوض کنید و اجازه دهید اگر می خواهد همسرتان خودش موضوع را پیش بکشد.😉👌🏻
✅ بیاید تفاوت های همدیگه را بشناسیم، تا خیلی از مشکلات برطرف بشن
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
خوشبختی یعنی....🤗😎
وقتی میری جلو آیینه تا آرایش کنی...😌
بچت جیغ بکشهه آخ جوووون بابا داره میاد... 😍😍♥️
نه اینکه بپرسه، مامااان کجا داریم میریم!؟🙄😐😂
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
شیدا هستم
سلام، شیدا هستم ۲۳ سالمه، متاهل هستم، همسرم ۳۸ سالشه، یه پسر ۷ ماهه دارم.
دوستای عزیزم به کمکتون خیلیییی احتیاح دارم. حتی الان که دارم این متنو مینویسم اشک از چشمام میریزن، یه چشمم اشکه یه چشمم خون.
من تو سن ۱۸ سالگی با همسرم ازدواج کردم. باهم دوست بودیم و همسرم اومد خاستگاری که خانوادم به خاطر فاصله سنیمون راضی به این ازدواج نبودن. ولی من عاشق همسرم بودم و پدرو مادرمو راضی به ازدواج کردم. از لحاظ ظاهریم میخوام بگم؛ به نظم و نظافت شخصیم خیلی اهمیت میدم، هروز صبح قبل صبحانه دوش میگیرم. هروز لباسای متفاوت میپوشم تو خونه. لباس خواب های متفاوت میپوشم موقع خواب. هر ۶ ماه وقت دندانپزشکی دارم برا زیبایی دندونام. پوست صاف و سفیدی دارم. ورزش میکنم هروز. ارایشای متفاوتی میکنم تو خونه گاهی... غذای تکراری درست نمیکنم تو طول هفته. برنامه غذایی دارم هروز سفره مفصل و تزئین شده میچینم. خلاصه که خیلی کارا تو خونه انجام میدم که کل اشناها و اطرافیان بارها اعتراف کردن که چه لذتی از خانه داری و همسرداری من میبرن.
ادامه👇👇👇
🦋💙🦋
شیدا هستم
به نظافت خونه هم خیلی اهمیت میدم. هر هفته یک بار پارکتارو طی و فرشارو جارو میزنم. گرد گیری میکنم...
منظورم از همه این نوشته ها اینه که کل وقتمو تو خونه صرف خودم پسرم و خونمون میکنم.
حالا از همسرم بگم که؛ اونم به نظافت شخصیش خیلی میرسه. همیشه کت شلوار اتو شده ادکلن زده و تمیز میره سر کار. تو خونه هم کاملا مرتب و تمیزه... از اخلاقیاتش بخوام بگم؛ منو محدود میکرد، نمیزاشت دوستی داشته باشم باهمه دوستام قطع رابطه کردم. حتی نزاشت درسمو ادامه بدم... تا اینکه نزدیک ۴ ماهی میشه که اخلاق شوهرم خیلی عوض شده، اول خیلی یهویی جای خوابشو عوض کرد، و بهونشم این بود شبها بچه بیدار میشه صداش نمیزاره بخوابم. دوم دیگ به رفت و امدم کاری نداشت و بیشتر مایل بود من برم خونه کسی حتی شبم نیام.
ادامه👇👇👇
🦋💙🦋
شیدا هستم
سوم اصلا به ناراحتیام اهمیت نمیده، سر هرچیز بهونه میکنه دعوام میکنه. حتی چندین بار تو این ۴ ماه به شدت دست روم بلند کرده، جوری ک کل تنم کبود شده چندین بار. اصلا دیگه عشقی نداره بهم دریغ از یه کلمه محبتی.
حالا بهتون بگم که من تو این ۴ ماه مشکوک شدم که همسرم به یکی دیگه تو رابطس. یکم پیگیر شدم و دیدم که بله با یه خانوم تنها تو رابطس. که خانومه وضع مالیش عالیه، ( اینو از عکسای خونش ک به شوهرم فرستاده فهمیدم، گوشیشم ایفون ۱۳ هست، چون تو اینه از خودش عکس فرستاده به همسرم)، حتی تو چتاشون متوجه این شدم رابطشون خیلی عمیقه، و همسرم هروز حدود ساعتا ۵ تا ۷ به خونه این خانوم میره.
من که چتاشونو دیدم اون لحضه به روم نیاوردم، و یکم بعدش حاضر شدم به خونه پدرم رفتم. از اونجا موضوع رو ب همسرم گفتم که فهمیدم. اونم اصلا ناراحت یا هل نشد. گفت همینه که هست میخوای اگه جدا شو و بچرم توافقی گاهی تو و گاهی من نگه میداریم... و گفت مهریتو میدم.( وضع مالی همسرم خیلی خوبه) من یک ماه خونه پدرم موندم و اون نیومد دنبالم حتی نزاشت خانوادشم بیان.
ادامه👇👇👇
🦋💙🦋
شیدا هستم
فقط یه بار بین حرفاش گفت، اون پیامارو دوستم نوشته بود گوشی من دست اون بود. منم چیزی ب روم نیاوردم و خواستم بفهمونم که باشه باورت کردم. و اومدم خونم.
الان دو روزی میشه که اومدم خونم، شوهرم شبا لحافو میکشه سرش و زیر لحاف چت میکنه. رمز گوشیو عوض کرده و یه سیم کارت دیگه رو گوشیشه. و هرلحضه گوشیو کنارش نگه میداره. زمین نمیزاره.
الان همسرم و اون خانوم بازم تو رابطن. همسرم چندین ماهه با من رابطه ای نداره. ولی هروز میره حموم و اصلاح میکنه و ب خودش میرسه میره خونه این خانوم.
من چون علاقه شدید به همسرم داشتم نمیتونستم یهویی جداشم ازش. و فکر میکردم میتونم یه فرصت بهش بدم که زندگیم از هم نپاشه به خاطر پسرم.
الان من چیکار کنم؟ زندگیمو نمیخوام از دست بدم. (بخاطر هزارو یک دلیل)
به رومم نمیارم که میدونم باز با این خانومی.
و اینم بگم اون خانوم میدونه که من فهمیدم. ولی باز با همسرمه. همسرمم دست از سرش برنمیداره.
من چیکار کنم؟ به غیر از جدایی.
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
Hamed MahzarniyaHamed Mahzarniya - Shabe Yaldamo 320 (MusicTarin).mp3
زمان:
حجم:
9.5M
♥️ یلداتون مبارک ♥️
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882