مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 میخوام داستان زندگی پسر بچه ی چهار سالمونو بگم که . . . 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام ماهی عزیزم ♡♡
....................................................
امیدوارم دنیا ب کام همه دوستا شیرین باشه
امشب تصمیم گرفتم داستان زندگی پسر بچه چهار سالمونو بگم ک اسمش موندنیه
شاید بگید موندنی چ جور اسمیه باید بگم موندنی پسر عمومه عموم ی بار ازدواج ناموفق داشت زنشو طلاق داد بعد از دو سال زن عمو سمانه ب خانواده ما اضافه شد خیلی زن خوب مهربون و خوش رو و خانوم بود عموم دستو پایی کرد بعد از چهار ماه اومدن خونه خودشون دوسال گذشت ولی زن عمو سمان هنوز باردار نشده بود از این موضوع خیلی ناراحت بود چون عموم بچه کوچیک ک میدید حالی ب حالی میشد دلش غش میرفت تا این ک ی روز میرن دکتر میفهمن زن عموم مشکل داره زن عموم افسرده میشه هر چی عموم باهاش حرف میزنه فایده نداشته دکتر رفتنو ادامه میده با کلی مداوا و هشدار پزشک ک بارداری برای زن عمو خطر داره این ریسک رو قبول میکنن و ب اصرار زن عمو اقدام میکنن بعد از شش ماه زن عمو باردار میشه و بچه خارج از رحم شروع ب رشد میکنه زن عموم تصمیم داشت هر جور شده بچه رو حفظ کنه اما تو ماه سوم متاسفانه بچه میوفته زن عموم دوباره شرایطش وخیم میشه انقدر ک شبو روز گریه میکنه و خودشو عذا دار بچه میدونه هشت ماه میگذره ک دوباره حامله میشه اما تو ماه هفتم فشار خون زن عموم میره بالا در حدی ک بیهوش میشه و بخش مراقبت ویژه بستری و جنین ک دختر هم بوده نابود دوباره حال وخیم زن عموم جوری ک انگار گرد غم تو خونشون پاشیده شده وقتی میرفتم خونشون تمام پرده هارو کشیده تاریک سوت کور همیشه لباش از شدت غصه لرزش داشت بغض داشت میگفت اگه صدای بچه اینجا میپیچید این نبود وضع من ماهم هر چی دلداری میدادیم فایده نداشت و حتی بدتر هم میشد میشد فهمید چقدر داره عذاب میکشه و شبانه روز ب بچه فکر میکنه کنار همه اینا عموم خیلی مواظبش بود دلداری میداد اما بازم زن عموم حال فجیع ودردناکی داشت خیلی شکسته شده بود
ادامه 👇👇👇👇
دوباره بارداری و دوباره افتادن بچه انقدر تکرار میشه ک زن عموم پنج تا بچه سقد میکنه ناخاسته چون نمیتونسته نگه داره فشارش بالا پایین میشد ی بارم ک گفتن قلب بچه تشکیل نشده و مجبور ب کرتاژ شدن بعد از 12 سال خدا بهشون بچه میده تو 9 ماه بارداری همه چیز خوب پیش میره معلوم میشه بچه پسره تصمیم میگیرن اسم بچشونو یوسف بزارن چون واسه اومدنش خیلی انتظار کشیدن تو مدت بارداری من بیشتر خونه عموم بودم تا مبادا اتفاقی بیوفته کار هارو انجام میدادم تا زن عموم راحت باشه تو ماه 8 دکتر وقت عمل سزارین میده مقدمات ب خوبی چیده میشه همگی خوش حال بویم زن عمو سمان از همه خوشحال تر میره حموم ب خودش میرسه از من میخاد خونه رو مرتب کنم ک ی مهمون استثنا داره میاد ی ساک بر میداره توش لباس نوزاد شیشه پوشک همه چیزایی ک نیازه آماده میکنه از زیر قرآن رد میشه و ب بیمارستان میره منم دل تو دلم نبود تا پسر عموم و زود تر بغل بگیرم همش اون صورت کوچولوشو تصور میکردم ک شبیه کیه .....................................🍂
عمو پشت در اتاق عمل منتظر میمونه در اتاق بعد از دو ساعت باز میشه دکتر با دستکش خونی بیرون میاد وانمیسته عموم ازش سوال کنه مادرو بچه خوبن ک پشت سرش ی خانوم میاد جلو عموم وامیسته میگه همراه خانم گلزاری؟؟ عموم با هیجان خوشحالی میگه بله شوهرشم حالشون خوبه اون خانوم میگه متاسفم کاری ازمون بر نیومد مادر رو از دست دادیم بعد از برداشتن بچه دچار ایست قلبی شدن ک دنیا رو سر عموم خراب میشه ک اون خانوم میگه بچه بدنیا اومد و حالش خوبه بعد از این ک کاراشو انجام بدیم میتونید ببریدش با چشمای پر اشک ب پسرش نگا میکنه ساکی ک زن عموم آماده گذاشته بودو بر میداره و میاد خونه ک توش آشوبه خبری از تبریک قدم نورسیده نیست یادمه تا چهلم زن عموم بچه اسمی نداشت انقدر درگیر بودیم ک فقد نیاز هاشو برطرف میکردیم فکر دیگه ای نداشتیم بعد از چهلم زن عموم گفتم اسم این بچه چیه یوسف؟! عمو نگاهی ب پسرش کرد گفت مامانش برای رفتن پنج تا بچه کلی غصه خورد این دفه خودش رفت این موند اسمشو میزارم موندنی همه با تعجب نگاش کردیم خیلی قاطع حرف میزد ماهم هیچی نگفتیم بعد از اون شناسنامه گرفت با همون اسم تا الان ک موندنی چهار سالشه با این ک مامانشو ندیده همیشه ازش حرف میزنه عکساشو نگا میکنه و نقاشی مامانشو میکشه یادمه ی بار آوردمش خونمون ک ب یکی از دوستام نشونش بدم یکم باهم بازی کنیم دوستم پرسید اسمت چیه گفت موندنی دوستم با تعجب گفت این چ اسمیه فسقلی موندنی با لحن بچگانه گفت مامانم رفته پیش خدا من بجاش موندم پیش بابام واسه همین بابام اسم منو موندنی گذاشته خوب یادمه هر سه تامون بغض گرفتیم ......
وقتی فکرشو میکنم چقد برا زن عموم سخت گذشت بعد از تلاش زیاد بچشو بغل نگرف رفت چقد موندنی حسرت میخوره ک از مامان فقد ی عکس داره و هر روز نقاشی مامانشو میکشه
باید بگم موندنی خیلی خوب درک کرده و جای خالی مامانش رو حس کرده امیدوارم هیچ موندنی تو این دنیا تنها نمونه زیر سایه پدر مادر ب خوبی خوشی زندگی کنه بزرگ بشه
...ممنون از وقتی ک گذاشتید ♡♡
مرسی از زحماتی ک میکشی کانال واقعا عالیه❤️
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
الینا هستم
سلام الینا۱۹سالمه😭
من پسر عمه ام دو سال از خودم بزرگتره یبار که مامانم اینا خونه نبودن(اینم بگم که همو خیلی دوس داشتیم)اومد خونمون وقتی اومد داخل فهمید که من تنهایی خونه ام و من باهاش خیلی راحتم یجورایی رلم بود😭ساعت ۶بعد از ظهر شد من چایی و پذیرایی رو انجام دادم بعد مامانم زنگ زد گفت که ما امشب خونه مامانبزرگ اینا میمونیم مامانی مریضه منم گفتم باشه گفت که داداشمو میفرستم بیاد خونه نترسیا گفتم باشه و قطع کردم و ماجرا رو به پسر عمم گفتم 😭بعد پسرعمم ازم درخواست رابطه کرد منم قبول کردم 😭😭😭خیلی درد داشت بعد منو ب تخت بست زنگ زد دوستاش،دوستاش هم اومدن ۳نفری ب جونم افتادن....😭😭الان که دوماه روز از اون ماجرا میگذره حالت تهوع و سرگیجه داشتم رفتم سونووو گفت که بارداری...😭چیکار کنم ب مامانم اینا چی بگم😭😭😭😭😭کمکم کنید
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام اون خانمی که ۱۵ سالش گفته پریودیم حالت لخته مثل جیگر مرغ بوده
طبیعی چوب شیرین یا بعضی ها میگن شیرین بیان بریزه تو چایی بخوره بر طرف میشه ضرر که نداره گیاهی استفاده کنه ان شاالله بهتر میشه
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام واسه نرگس خانوم ۱۵ ساله که تو پریودشون چیز عجیب دیدن ...
خواهر خوشگلم اشکالی نداره بعصی وقتا تو پریود دخترا همچین چیزایی هست ولی اگ دیدی خیلییییییی زیاد شد خونریزیت به زن بابات بگو که برین دکتر ولی الان اصلا نگران نباش عزیزدلم این یه چیز عادی هست
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام وقتتون بخیر
در جواب نرگس خانم بگم
چیزی نیست این یه لخته خون که اصلا مشکلی نداره
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
فاطمه خانوم ۱۹ساله👇
سلام گلم اگه میخای محبت ببینی باید محبت کنی اون مرده شاید روش نمیشه سر محبت رو باز کنه تو زنی باید شروع کنی .
مردا همیشه عشق رو از طرف مقابلشون میخان وقتی که ابراز علاقه ببینن جونشونم میدن . عزیزم حرفای عاشقانه ب عشقت زدن ک چیزی ازت کم نمیکنه پس تو اول شروع کنی مطمئن باش اونم جواب محبتتو با عشق جواب میده . برای محبت کردن نباید انتظار از طرف داشته باشی چه بسا که خودت شروع کننده باشی. منم تازه عقد کردم انقد ب نامزدم محبت کردم که الان یه لحظه بدون من نمیتونه بمونه انقد حرفای عاشقانه بهم میزنه چون منم باهاش اینجورم پس توام بگو محبت کن تا اونم عشقشو نشون بده و ثابت کنه ک عاشقته😊
امیدوارم حرفام روت تاثیر بزاره گلم.❤️🌷
منم باشم N 16💙
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام عزیزم در مورد سوال خانمی که گفتن چشم بچشون چرک میاره
ودکتر بهشون گفتن باید میل بزنن...
چشم پسر خواهر منم اینجوری بود
دکتر بهشون گفته بود میل باید بزنن خواهرم خیلی نگران بود ولی الان میگه اصلا ترس نداره
عزیزم میل زدن چیز ترسناکی نیست بچه را بیهوش میکنن میبرن اتاق عمل نهایت یک ربع طول بکشه بعد میارن بیرون
با یه میله فوق العاده نازک مجرای چشمش رو باز میکنن اصلا هم عمل سخت و خطرناکی نیست
نگران نباش اسم میل ترسناکه
بی هوشیشم به خاطر اینه ک چون بچه اس تکون میخوره و سرش رو نگه نمیداره بی هوش میکنن وگرنه اگه آدم بزرگ بود هیچ بی هوش هم نمیکردن
امیدوارم هرچه زودتر سلامتیش را بدست بیاره
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
دخترم گوش درد گرفته
سلام ماهی جان
خواستم از اعضای کانال کمک بگیرم ، اگه کسی تجربه داره بهم بگه دخترم ۵ ماهشه از چن روز قبل گوش درد گرفته هی سرشو تکون میده دست میزنه به گوشش شب ها هم راحت نمیخوابه به گوشش ویسکی هم زدیم اما یکمی ارومش میکنه .
اگه چیزی میدونین یا کاری باید انجام بدم حتما راهنماییم کنین ممنونم🙏
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام خوبین عزیزم میشه بی زحمت از این خانم که بچه دار نمیشدن رفتن مشهد ادرس یا تلفن دکتر بده ممنونم
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام.منم بچه دار نمیشم میشه از این خانم آدرس و شماره مطب دکتر مهدی ترک زاده رو بگیرین و به من بدین؟
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882