eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.6هزار عکس
784 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
AUD-20220806-WA0119.mp3
زمان: حجم: 8.5M
🚩 زیارت عاشورا 🔹️با نوای استاد علی فانی السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) 💚💚💚💚💚
۩کانال‌ادعیه‌و‌مناجات‌صوتی﷽۩1_1727792211.mp3
زمان: حجم: 6.8M
🕋 دعای توسل 🎧 با نوای : حاج سماواتی الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ‌بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍ‌سلام‌الله‌علیها‌🤲🏻🕊 __________________________
AUD-20220414-WA0027.
زمان: حجم: 22.9M
🔸دعای مجیر با نوای حاج مهدی سماواتی 🔸این دعا در بین دعاها از جایگاه بلندی برخوردار است که از حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایت شده و دعایی است که جبرئیل برای آن حضرت هنگامی که در مقام ابراهیم مشغول نماز بود آورد و کفعمی در «بلد الامین» و «مصباح» این دعا را ذکر نموده و در حاشیه آن به فضیلت آن اشاره دارد، از جمله اینکه هر که این دعا را در ایام البیض(روزهای سیزدهم چهاردهم، و پانزدهم) ماه رمضان بخواند گناهش آمرزیده می‌شود، هرچند به عدد دانه‌های باران و برگ‌های درختان و ریگ‌های بیابان باشد؛ و خواندن آن برای شفای بیمار و ادای دین و بی‌نیازی و توانگری و برطرف شدن غم و اندوه سودمند است 🔸متن این دعا در لینک زیر https://erfan.ir/m46 🕊اللهم عجل لولیک الفرج🕊
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزه
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزهای دوازده سالگیم عروس شدم! شروع دلانه ی زرتاج 🌾🌾🌾
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزه
بعد از کمی دست دست کردن بالاخره لب باز کرد و گفت +ازت میخوام اول از همه به بچه هات فکر کنی زرتاج، به جفت پسرات که خودت خوب میدونی چقدر بهت وابسته ان و طاقت دوریت رو ندارن... به اینم فکر کن که فرج چیزی که بخواد رو به هر قیمتی به دست میاره، بخوای بهش جواب منفی بدی و دست رد به سینه اش بزنی باید تاوان سنگینی بابت جوابت بدی، شاید دیگه تو این ده جایی برای زندگی کردن نداشته باشی، خودت خوب میدونی خانواده ات سال هاست فراموشت کردن و کاری به کارت ندارن، یک زن تنها بدون حمایت و پشتوانه قطعا کم میاره جلوی مردی عین فرج، من کار فرج رو تایید نمیکنم، هرچند خودت خوب میدونی چقدر دلم میخواد برگردی و هم از نزدیک برای پسرهات مادری کنی و هم پسر من رو به آرامش برسونی، اما دلم نمیخواد تو این مسیر اذیت بشی... برای همین بهت نمیگم چیکار کن،فقط ازت میخوام به بچه هات فکر کنی زرتاج، تو مادری... زن ها وقتی مادر میشن باید خودشون رو فراموش کنن و برای رفاه بچه هاشون از خودشون بگذرن. اگر فکر میکنی میتونی به تنهایی از پس زندگیت بربیای، اگر فکر میکنی میتونی دوری بچه هات رو تحمل کنی من تشویقت میکنم به رفتن از این ده... اما اگر نمیتونی بمون و یکبار دیگه به خاطر بچه هات از خودگذشتگی کن حرف های بلقیس خانم من رو به فکر فرو برد، حرف هاش درست بود، من هیچکس رو نداشتم و اگر تا اون روز راحت زندگی کرده بودم به خاطر حمایت های بلقیس خانم و کمک های مالی خان بود. حتی یکی از اعضای خانواده ام طرف من نبودن که دل خوش کنم بهشون... هرچند از فرج بیزار بودم و حاضر بودم بمیرم اما دوباره باهاش ازدواج نکنم، اما دوری از بچه هام رو هم تاب نمیاوردم... از عمارت بیرون زدم، وارد کوچه که شدم چشمم به اون دو جوون افتاد که جلوی ستاره رو گرفته بودن، مرد جوونتر زانو زده بود و داشت با ستاره حرف میزد... ح س بدی بهم دست داد، انگار میخواستن ستاره رو ببرن جایی اما ستاره خودش رو عقب میکشید پا تند کردم و به سمتشون رفتم، دست ستاره رو از دست مرد جوون کشیدم و با حرص گفتم +با این بچه چیکار دارید؟ ستاره بغض کرده خودش رو بهم چسپوند، مرد جوون بلند شد ایستاد و ابرویی بالا انداخت و با لهجه ی خاصی گفت +غریبه نیستم خانم، از اقوامشم... ستاره رو کشوندم پشت خودم و گفتم ...(
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ مادرم می‌گفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... ..
ایوب به سختی از جا بلند شد و با قامتی خمیده ، بدون هیچ حرفی از اتاق بیرون رفت صدای مادرم که ریز ریز ایوب رو دلداری می داد و بهش وعده ی اومدن بچه ی جدید و حلالی رو می داد که به زندگیش رنگ و رو میده و سر پیری عصای دستش می شه از بیرون اتاق شنیده می شد و بر درد پشیمونی من اضافه می کرد. . اتاق که خلوت تر شد ننه آهو دوباره اون وسیله ای که شبیه قیچی بود رو برداشت ... فواره ی خو.. ن بیرون زد و منیژه تکون سختی خورد و ناله ی ضعیفی کرد . با دیدن اون صحنه و بوی خو.. نی که تمام اتاق رو پر کرده بود سرم گیج رفت و حالم بهم خورد . برای که بالا نیارم سریع از اتاق بیرون زدم و خودم رو به ایوون رسوندم . از این که راز منیژه رو برملا کرده بودم به شدت پشیمون بودم و می دونستم خو ... ن این بچه ای که ناخواسته به کشتنش داده بودم دامنم رو می گیره . عذاب وجدان عین خوره به جونم افتاده بود و درد پشیمونی عذابم می داد ، کمی که گذشت ننه آهو مادرم رو صدا زد تا براش ملافه ببره . با رفتن مادرم ایوب نگاهی بهم انداخت و با صدایی که لرزه به تنم می انداخت گفت : این دومین ضربه ای بود که بهم زدی . فکر می‌کردم بلاهایی که سرت اومده برات کافی بوده و ادب شدی . می خواستم دیگه سرم به زندگی خودم گرم باشه و کاری به کارت نداشته باشم . اما خودت نخواستی مهربانو ! مطمئن باش تلافی بلایی که سر بچه م آوردی رو سرت در میارم . مطمئن باش نمی گذارم دنیا به کامت بچرخه . کاری می کنم که تا آخر عمر خودت رو به خاطر این اتفاق لعنت کنی . هر چند نیتم خیر بود و پشت کاری که کرده بودم هیچ کینه و خصومتی نبود اما لحن ایوب طوری بود که جرأت جواب دادن به ایوب رو نداشتم و می دونستم هر حرفی بزنم فقط ایوب رو عصبانی تر می کنه و آ.. تش این کینه شعله ور تر می شه ...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
🍃🌸🍃 وقتی در رابطه فکر می‌کنی باید حتماً همه‌ی دوستان شریکت را هم دوست داشته باشی این یک انتظار غیرواقعی است. ... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 وقتی در رابطه فکر می‌کنی باید حتماً همه‌ی دوستان شریکت را هم دوست داشته باشی این یک انتظار غیرواقعی است. تو ممکن است از نظر فکری یا رفتاری با برخی از دوستان او همخوانی نداشته باشی و این کاملاً طبیعی است. مهم این است که به روابط دوستانه او احترام بگذاری و مرزها را رعایت کنی. اجبارِ خودت به دوست داشتنِ همه‌کسانی که او دوست دارد، فقط باعث تظاهر و خستگی روانی‌ات می‌شود. 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 یه دنیا ممنون میشم بگین رژیم صحیح چطوره من یه دختر ۱۷ ساله دارم اضافه وزن داره هر چقدر بهش میگم مراعات... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 یه دنیا ممنون میشم بگین رژیم صحیح چطوره من یه دختر ۱۷ ساله دارم اضافه وزن داره هر چقدر بهش میگم مراعات کن اصلا گوش نمیده طوری که از هم سن و سالای خودش بزگتر دیده میشه از قیافه خیلی خوشگله ولی پایین تنش چاقه مخصوصا باس.ن و رانش بارها باهاشصحبت کردم برو پیاده روی میگه دوست ندارم یه مدت باشگاه میرفت دیگه بخاطر شرایط جنگ نتونست بره به خوردن زیاد علاقه داره خوراکی فست و فود دوست داره بخوره هر جور باهاش صحبت میکنم قبول نمیکنه شما بگین چطوری باهاش حرف بزنم که قبول کنه وزنش رو بیاره پایین خب من یه مادرم میترسم آینده وزنش خیلی بره بالا مشکلات زیادی براش پیش بیاد بخاطر وزنش قدش ۱۶۴ هست ولی وزنش ۸۷ ممنون میشم راهنمایی کنین ریزش مو هم داره ممکنه از تیروئید باشه چون تا حالا آزمایش نداده تو خونواده هم سابقه تیروئید نداریم دعاتون میکنم ممنون میشم راهنماییم کنین 🙏🙏❤️❤️❤️ 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 من امسال دیپلم ادبیات انسانی گرفتم دوست دارم معلم بشم البته دانشگاه ازاد ولی بقیه میگن معلمی فقط دانشگاه🍃🌸 🍃