eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.3هزار عکس
763 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
AUD-20220806-WA0119.mp3
زمان: حجم: 8.5M
🚩 زیارت عاشورا 🔹️با نوای استاد علی فانی السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) 💚💚💚💚💚
۩کانال‌ادعیه‌و‌مناجات‌صوتی﷽۩1_1727792211.mp3
زمان: حجم: 6.8M
🕋 دعای توسل 🎧 با نوای : حاج سماواتی الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ‌بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍ‌سلام‌الله‌علیها‌🤲🏻🕊 __________________________
AUD-20220414-WA0027.
زمان: حجم: 22.9M
🔸دعای مجیر با نوای حاج مهدی سماواتی 🔸این دعا در بین دعاها از جایگاه بلندی برخوردار است که از حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایت شده و دعایی است که جبرئیل برای آن حضرت هنگامی که در مقام ابراهیم مشغول نماز بود آورد و کفعمی در «بلد الامین» و «مصباح» این دعا را ذکر نموده و در حاشیه آن به فضیلت آن اشاره دارد، از جمله اینکه هر که این دعا را در ایام البیض(روزهای سیزدهم چهاردهم، و پانزدهم) ماه رمضان بخواند گناهش آمرزیده می‌شود، هرچند به عدد دانه‌های باران و برگ‌های درختان و ریگ‌های بیابان باشد؛ و خواندن آن برای شفای بیمار و ادای دین و بی‌نیازی و توانگری و برطرف شدن غم و اندوه سودمند است 🔸متن این دعا در لینک زیر https://erfan.ir/m46 🕊اللهم عجل لولیک الفرج🕊
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزه
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزهای دوازده سالگیم عروس شدم! شروع دلانه ی زرتاج 🌾🌾🌾
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزه
عطیه با دیدن ما هول کرده جلو اومد و ستاره رو از بغلم گرفت و گفت +خدا مرگم بده، چی شده؟ رنگ به صورت ندارید... ستاره چرا گریه میکنه؟ اشاره کردم تا ستاره رو ببره داخل و خودمم پشت سرش رفتم تو اتاق، تو سرم هزار جور فکر بود، ستاره رو که به زور آبنبات کمی آروم شده بود نشوندم روبه روم و با ملایمت گفتم +ستاره جان، خاله به من میگی این دو نفر چیکارت میکردن؟ ستاره با چشم های غرق اشکش و صدای گرفته اش گفت +اذیتم میکنن +چیکارت میکنن ستاره، درست به من بگو... ستاره دست گذاشت روی پاهاش و گریه اش شدت گرفت و گفت +دست میزنن به پاهام... با وحشت به عطیه نگاه کردم، احساس میکردم هر لحظه ممکنه از حال برم، عطیه با صدایی که به سختی از گلوش خارج میشد گفت +ستاره... کی این کارو باهات کردن؟چند بار این کارو کردن؟ ستاره هق هق کنان انگشت های دستش رو بالا آورد و عدد سه رو نشون داد و گفت +بهم گفتن بریم صحرا پیش گله گوسفندها، من خیلی گوسفندها رو دوست دارم.. ننه بدری هم گفت باهاشون برم... اونجا... تازه گوسفندم نشونم ندادن... فقط اذیتم کردن...
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ مادرم می‌گفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... ..
از اون شب به بعد همش منتظر بودم خودت در موردش باهام حرف بزنی و بهم بگی چه دلیلی داشته که وقتی می خواستی با شوهرت خلوت کنی ، ایوب رو هم توی اتاقت راه دادی . اما تو نه تنها بهم هیچی نگفتی ، بلکه همش سعی می کردی این موضوع رو ازم پنهون کنی ! من هم هیچی بهت نگفتم چون فکر می کردم بلاخره به حرف میای و بهم می گی موضوع از چه قراره ! یا حداقل با خودم می گفتم زندگیمون از هم جداست ، راهمون از هم جداست . کمتر همدیگه رو می بینیم و این دلبستگی از یاد میره . سکوت کردم چون دردم درد ناچاری بود ! اما نمی دونستم تو این قدر تو قلب و روح ایوب رخنه کردی که نمی تونه به این راحتی ها فراموشت کنه ! محمد مخالف این ازدواج بود و بی بی می گفت ما یه عمره زیر دین حاجی هستیم حالا بی چشم و روییه که روی حرفش حرف بیاریم و با تصمیمش مخالفت کنیم . می گفت حتما حاجی یه چیزی می دونه که ایوب رو مناسب ازدواج با من دیده ! بی بی خودش رو مدیون آقا جانت می دونست و من خودم رو مدیون بی بی که از چهار سالگی ما رو به دوندن گرفت و با هزار سختی و بدبختی بزرگمون کرد . اصلا برای همین سکوت کردم و تن به این ازدواج دادم ! از یه طرف به بی بی حق میدادم بخواد با قربانی کردن من ذره ای از لطف های آقا جانت رو جبران کنه و از طرف دیگه با خودم می گفتم من فقط یک بار متولد شدم و حقم این نیست با کسی که دوستش ندارم و میدونم عشق توعه ازدواج کنم ! هر چی که بود ما به لطف کمک های آقا جانت سر پا بودیم و به قول بی بی اگر آقا جانت ما رو زیر پر و بال خودش نمی گرفت معلوم نبود تا الان چه بلایی سرمون می اومد اما به تو نه ! به تو حق نمی دادم و نمی دم این طوری فریبم بدی و با دست پیش بکشی و با پا پس بزنی ! تو دوست من هستی . برام عین خواهر نداشته می ! من بهت حق نمیدم این طوری زندگیم رو به بازی بگیری مهربانو . از وقتی عروسی کردیم شبی نیست که ایوب با آوردن اسم تو از خواب نپره و تا صبح تو حیاط قدم نزنه . فکر تو خواب و خوراک رو ازش گرفته و دیوونه ش کرده ! گاهی وقت ها با خودم فکر می کنم ایوب برای این که دل تو رو بسوزونه یا یه جوری به تو نزدیک تر شه با من ازدواج کرده و گرنه دلیلی نداره تو سرش فکر کس دیگه ای باشه ...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
🍃🌸🍃 الان یک ماهه فهمیدم شوهرم م.عتاده قرص مت.ادون مصرف می‌کنه 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام دوستان الان یک ماهه فهمیدم شوهرم م.عتاده قرص مت.ادون مصرف می‌کنه سر یک قضیه خیلی اعصابش خورده و نقطه ضعف دستش دارم نمیتونم جلوشو بگیرم یا نصیحتش کنم سریع اون بحثو وسط می‌کشه و میگه بخاطر تو معتاد شدم روزی یه پاکت سیگار میکشه و اصلا به فکر خودش نیست راهنماییم کنین چکار کنم چجوری جلوش بگیرم یا کمکش کنم ترک کنه ؟؟ خیلی ناراحتم خودشم اظهار پشیمونی می‌کنه ولی روز به روز بیشتر مصرف می‌کنه به جای اینکه کمترش کنه هرکس هر تجربه ای داره خواهشاً بهم بگه شاید کمکی به من شد ممنون 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 دختری۲۰ساله هستم ۴سال ازدواج کردم و الان اومدم خونه پدرم ۲۰روزی میشه 🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام وقت بخیر دختری۲۰ساله هستم ۴سال ازدواج کردم و الان اومدم خونه پدرم ۲۰روزی میشه قصد جدا شدن دارم و اینکه چجوری شکایت کنم یا مهریه اجرا بذارم خودم باید تنهایی کارهامو انجام بدم خانواده پشتم نیست و اینکه من دیپلم دارم ۴۰۳دیگه ادامه ندادم الان میخام برم دانشگاه پیام نور برای روانشناسی آیا تصمیمم درسته اینکه خونه پدرمم و هنوز جدا نشدم تو دانشگاه رفتنم تاثیر داره میشه راهنماییم کنید بخدا کسیو ندارم اونایی که روانشناس خوندین مشورت بدین و اونایی ک مهرشو اجرا گذاشتن و طلاق گرفتن لطفاً راهنماییم کنید😭😭😭😭😭😭😭😭😭 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 برای دختر خانمی مینویسم که خواستگاراش بعد جلسه اول دگه برنمیگردند 🍃🌸 🍃