🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام. اون خانمی که گفته فامیل های شوهرش میگن بچه رو از پوشک بگیر. اصلا، اصلا این کار رو نکن.
من برای دخترم، چون خواهر زاده و برادرزادم تو دو سالگی از پوشک
گرفتن. به قول معروف جو منو گرفت منم خواستم همین کار رو انجام بدم اما چشمتون
روز بد نبینه تا ۵ سالگی اش شبی سه بار باید میبردم دستشویی، ساعت ۱۲ شب،
سه صبح، شش صبح، کافی بود یه بار نبرم تا رختخوابش رو کثیف کنه. اما برای پسرم دیگه اصلا عجله نکردم.
حدود سه سال و نیم صبر کردم ، کلا یکی ،دو بار لباسشو خیس کرد. تو حداکثر یه ماه هم تموم شد. خواهشا،
خواهشا عجله نکن. همون هایی که الان میگن دیر شده ،اگه بری خونشون و بچت کثیف کنه کلی بهت غر میزنن، کار خودت رو انجام بده. سختی هاش همه برای خودته.
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
مَــــــــنِ آرام💜✨
اواخر بهار بود خانه غرق گل و گياه شده بود. گلدانهای شمعدانی روی پله ها كاجهای يک اندازه و من دختر
اواخر بهار بود خانه غرق گل و گياه شده بود.
گلدانهای شمعدانی روی پله ها
كاجهای يک اندازه
و من دخترکی بازیگوش که دل دادم به خانزاده....#پریماه🍃🍃🍃🍃🍃🍃
مَــــــــنِ آرام💜✨
اواخر بهار بود خانه غرق گل و گياه شده بود. گلدانهای شمعدانی روی پله ها كاجهای يک اندازه و من دختر
ناگهان فرید محکم زد روی ترمز و گفت:«فهمیدم عموی رضا معاون آموزش و پرورش منطقه یک است. میریم پیش او خیالتان راحت باشد پری خانم!»
بعد برگشت و به من نگاه کرد و گفت:«درستش میکنم.»
با تردید گفتم:«شما مطمئن هستید درست میشه؟صدایش را پایینتر آورد و در چشمانم خندید. سرم را پایین انداختم و سرخ شدم.
آهسته گفت:«گفتم که به هر قیمتی باشد نمیگذارم..»
حرفش را قطع کردم و گفتم:«متشکرم.»
ناگهان یاد خواستگاریش افتادم.
یاد اینکه چه طور جوابش کردم. نکند میخواهد مرا زیر منت خودش ببرد. نکنه بعد از این مجبور باشم جواب مثبت بدهم. به دبیرستان رسیدیم.
وقتی خواستم پیاده بشم گفتم:«آقا فرید فکر کنید این مشکل برای خواهرتان فرحناز پیش آمده.»
لحظه ای در فکر فرو رفت و مانند کسی که متوجه منظورم شده بود لبخندی زد و گفت:«خدمت مرا برادرانه قبول کنید.»
خیالم راحت شد، نفس راحتی کشیدم و در اتومبیل را بستم.
هنوز چند قدم از اتومبیل فرید دور نشده بودم که با صدای فرید چرخیدم.
گفت:«خداحافظ»و رفت.
فرحناز دستش را برایش تکان داد و من مستقیم نگاهش کردم. ایستادیم تا از پیچ خیابان گذشت. بعد وارد دبیرستان شدیم.
داشتم میگفتم«خوش به حالت فرحناز که همچین برادری داری قدرش را بدون»که دوباره چشمم به خانم افشانی افتاد. بین چند دختر ایستاده بود. نمیدانم چه گفت خودم را از نظرش پنهان نگه داشتم. دوان دوان به حیاط پشتی رفتم و منتظر ماندم تا زنگ بخورد. بعد از چند دقیقه فرحناز پشت سرم آمد:«چرا آمدی اینجا پری؟»
گفتم:«ندیدی شمر آنجا بود.»
خندید و گفت:«نترس پری! تا کی از نظرش پنهان میمانی.قاطع و مصمم جلویش بایست و بگو من ننوشتهام.»
بغض کرده بودم:«دلم میخواهد فرحناز!
دیروز هم گفتم ولی باور نمیکرد. اصلا از روز اول از من متنفر بود.»
فرحناز خنده زیرکانه.ای کرد و گفت:«معلوم است که از تو متنفر است. از همان روز اول به خوشگلی تو حسادت میکرد. بیچاره ترشیده هیچ کس نمیگیردش.»
باز فکری از مغزم گذشت و گفتم:«فرحناز؟»
«چیه پری؟»
غرق در افکار مختلف گفتم:«نکنه خودش نوشته تا مدرکی داشته باشه مرا از دبیرستان اخراج کنه؟»
شانههایش را بالا انداخت و با تردید گفت:«نمیدانم...فکر نمیکنم...حسود هست ولی...؟ غصه نخور پری بالاخره قضیه روشن میشود.»
ساعت دوم کلاس فیزیک بود که..
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام وقتتون بخیر در جواب این خانم عزیز باید بگم که
کاملاً قابل درکه که بعد از سالها امید بستن به این ازدواج، الان ناراحت
باشید اما پسر و خواهرزادتون حق دارند خودشون همسرشون و انتخاب
کنند و برای زندگیشون تصمیم بگیرن
اینکه شما و خواهرتون آرزوی این
وصلت و داشتتید و یا فامیل ازش باخبر شدند برای آنها تعهدی ایجاد نمیکنه
پس لطفا لطفا منطقی به قضیه نگاه کنید
وقتی نه پسر شما و نه خواهرزادتون همدیگرو نمیخوان و صریحا میگن که برای هم مثل خواهر و برادرن چرا اجبارشون میکنید؟
یه کاری نکنید که بعدا حق الناس گردنتون باشه ممکنه الان پسرتون به احترام شما قبول کنه
ولی بعدا اگه به مشکل بخورن و زندگیشون خراب بشه شما مقصر هستید
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
hathis-kasa-salahshor_0 (1).mp3
زمان:
حجم:
14.2M
#رزق_معنوی
⭕️ این صوت حدیث کسا رو در خانه با صدای بلند پخش کنید تا ملائک در خانه هایتان مهمان شوند
🌷حدیث شریف کساء یکی از فضائل اهل بیت علیهم السلام وافتخار تشیع است.🌷
🌷🍃 أَلَا بِذِڪْرِ اللَّهِ تَطْمَئِـنُّ الْقُلُــوبُ
انشاءالله مورد عنایت امام زمان (عج ) باشید🙏 ❤
دعای عهددعای عهد.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
🔰دعای عهد
🎙با نوای استاد فرهمند
من دعای عهد میخوانم بیا
بر سر این عهد میمانم بیا
الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلفــَرَج🤲
─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─
🍃
هـر کس به شـهـدا توسـل کند بـه بُنبست نمیخـورد😊
📆 روز پانزدهم چـلـه شـهـدا
تاریخ : ۱۴۰۵/۷/۱۹ روز یـکـشـنـبـه
اَعمال چـلـه : 📿👇🏼
▫️سـوره یـس
▫️یا ۱۰۰ مرتبه ذکر صلوات
از طرف شـهـیـد زوریـک مـرادیـان، هدیه میکنیم به حـضـرت مـعـصـومـه(س)
از اذان صبح فردا تا اذان صبح روز بعد برای انجام اعمال چله فرصت دارید
🍃
روایت مادرِ اولین شهید مسیحی دفاع مقدس🥺🎄
🌷شـهـیـد زوریـک مـرادیـان🌷
تاریخ تولد: ۷ / ۴ / ۱۳۳۹
تاریخ شهادت: ۱۹ / ۷ / ۱۳۵۹
محل تولد: تهران
محل شهادت: پیرانشهر
مادر شهید←زوریک تکپسر بود و برای ما بسیار عزیز♡من و خواهرانش به او خیلی محبت میکردیم؛ همهجوره هوایش را داشتیم؛ بچه خیلی درسخوان و باهوشی بود📚در کنکور، توانست سهمیه بورسیه خارج از کشور را به دست آورد؛ اما نرفت، گفت: من هیچوقت از ایران نمیروم🇮🇷دوست دارم به خاک وطنم خدمت کنم و لباس سربازی بپوشم🌱گفتم مگر من میگذارم تنها پسرم به سربازی برود🥺اما هر طوری بود توانست دل من را نرم کند و رضایتم را بگیرد و به خدمت سربازی برود🕊مدتی بعد از خدمتش بعثی ها به مرزهای ما سرازیر شدند و آتش جنگ شعله ور شد🔥زوریک به جنگ رفت و اوایل جنگ تحمیلی بعثی ها با وحشی گری محل استقرار زوریک و همرزمانش را بمباران کردند💣و او در تاریخ ۱۹ مهرماه ۱۳۵۹ بر اثر اصابت ترکش بمب به شهادت رسید🕊شوهرم از روزی که خبر شهادت زوریک را شنید، سکته کرد و زمینگیر شد؛ ۱۶ سال از او مراقبت کردم🥀آن روز که زوریک از پیش ما رفت من ۷ روز از حال میرفتم و به هوش میآمدم؛ اما باز زنده ماندم💔قسمت بود که پسر من بشود اولین شهید ارمنی ایران🌙فقط ۲۰ روز از جنگ گذشته بود که خبر شهادتش را برایم آوردند🕊سالهاست که ماکارانی و کتلت درست نکردم، این غذاها را زوریک خیلی دوست داشت🍽رهبر معظم انقلاب اسلامی هر ساله و در شب میلاد حضرت مسیح به دیدار برخی خانواده های شهدای اقلیت های دینی از جمله خانواده شهید زوریک مرادیان میرون
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزه
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃
شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن...
اما من تو اولین روزهای دوازده سالگیم عروس شدم!
شروع دلانه ی زرتاج
🌾🌾🌾