eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.3هزار عکس
778 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
hathis-kasa-salahshor_0 (1).mp3
زمان: حجم: 14.2M
⭕️ این صوت حدیث کسا رو در خانه با صدای بلند پخش کنید تا ملائک در خانه هایتان مهمان شوند 🌷حدیث شریف کساء یکی از فضائل اهل بیت علیهم السلام وافتخار تشیع است.🌷 🌷🍃 أَلَا بِذِڪْرِ اللَّهِ تَطْمَئِـنُّ الْقُلُــوبُ انشاءالله مورد عنایت امام زمان (عج ) باشید🙏 ❤
دعای عهددعای عهد.mp3
زمان: حجم: 1.8M
🔰دعای عهد 🎙با نوای استاد فرهمند من دعای عهد میخوانم بیا بر سر این عهد میمانم بیا الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلفــَرَج🤲 ─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─
🍃 هـر کس به شـهـدا توسـل کند بـه بُن‌بست نمی‌خـورد😊 📆 روز پانزدهم چـلـه شـهـدا تاریخ : ۱۴۰۵/۷/۱۹ روز یـکـشـنـبـه‌ اَعمال چـلـه : 📿👇🏼 ▫️سـوره یـس ▫️یا ۱۰۰ مرتبه ذکر صلوات از طرف شـهـیـد زوریـک مـرادیـان، هدیه می‌کنیم به حـضـرت مـعـصـومـه(س) از اذان صبح فردا تا اذان صبح روز بعد برای انجام اعمال چله فرصت دارید 🍃
روایت مادرِ اولین شهید مسیحی دفاع مقدس🥺🎄 🌷شـهـیـد زوریـک مـرادیـان🌷 تاریخ تولد: ۷ / ۴ / ۱۳۳۹ تاریخ شهادت: ۱۹ / ۷ / ۱۳۵۹ محل تولد: تهران محل شهادت: پیرانشهر مادر شهید←زوریک تک‌پسر بود و برای ما بسیار عزیز♡من و خواهرانش به او خیلی محبت می‌کردیم؛ همه‌جوره هوایش را داشتیم؛ بچه خیلی درسخوان و باهوشی بود📚در کنکور، توانست سهمیه بورسیه خارج از کشور را به دست آورد؛ اما نرفت، گفت: من هیچ‌وقت از ایران نمی‌روم🇮🇷دوست دارم به خاک وطنم خدمت کنم و لباس سربازی بپوشم🌱گفتم مگر من می‌گذارم تنها پسرم به سربازی برود🥺اما هر طوری بود توانست دل من را نرم کند و رضایتم را بگیرد و به خدمت سربازی برود🕊مدتی بعد از خدمتش بعثی ها به مرزهای ما سرازیر شدند و آتش جنگ شعله ور شد🔥زوریک به جنگ رفت و اوایل جنگ تحمیلی بعثی ها با وحشی گری محل استقرار زوریک و همرزمانش را بمباران کردند💣و او در تاریخ ۱۹ مهرماه ۱۳۵۹ بر اثر اصابت ترکش بمب به شهادت رسید🕊شوهرم از روزی که خبر شهادت زوریک را شنید، سکته کرد و زمین‌گیر شد؛ ۱۶ سال از او مراقبت کردم🥀آن روز که زوریک از پیش ما رفت من ۷ روز از حال میرفتم و به هوش می‌آمدم؛ اما باز زنده ماندم💔قسمت بود که پسر من بشود اولین شهید ارمنی ایران🌙فقط ۲۰ روز از جنگ گذشته بود که خبر شهادتش را برایم آوردند🕊سالهاست که ماکارانی و کتلت درست نکردم، این غذاها را زوریک خیلی دوست داشت🍽رهبر معظم انقلاب اسلامی هر ساله و در شب میلاد حضرت مسیح به دیدار برخی خانواده های شهدای اقلیت های دینی از جمله خانواده شهید زوریک مرادیان می‌رون
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزه
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزهای دوازده سالگیم عروس شدم! شروع دلانه ی زرتاج 🌾🌾🌾
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزه
به سختی خودم رو جمع و جور کردم و نگاهی به بدنش انداختم، با احتیاط کمی دستم رو جلو بردم که ستاره سریع خودش رو جمع کرد و زد زیر گریه... خودمم گریه ام گرفته بود، معلوم نبود چی به سر دختر بدبخت آورده بودن... جیگرم داشت آتیش میگرفت و میخواستم هرچه زودتر ماجرا رو برای خان و بلقیس خانم بگم سریع چند تا آبنبات گذاشتم کف دستش و بهش قول دادم دیگه اجازه ندم کسی اذیتش کنه. بعدم سپردمش به عطیه و کلی سفارشش رو کردم و گفتم تا وقتی نیومدم حق نداره ستاره رو از خونه بیرون بفرسته. خودمم چادرم رو سرم کردم و راهی عمارت اربابی شدم، باید هرچه زودتر ماجرا روبرای بلقیس خانم تعریف میکردم تا اون دو تا لجن کفتار صفت به سزای کارشون برسن. حیاط عمارت خلوت تر از همیشه بود، از دور سری برای کوکب خانم که مشغول درست کردن خمیر نون بود تکون دادم و با عجله به سمت اتاق بلقیس خانم رفتم. تقه ای به در زدم و وارد اتاق شدم، هنوز تصویر ستاره جلوی چشمم بود و حالم داشت لحظه به لحظه بدتر میشد. دلم میخواست برم و بلایی سر مادر احمقش بیارم که با دیوونه بازی هاش این دختر بدبخت رو به این حال و روز انداخته بود.
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ مادرم می‌گفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... ..
با درموندگی توی سرم کوبیدم و گفتم : چه آشوبی مامان ! من فقط رفتم به محبوبه سر بزنم ! دلم براش تنگ شده بود ! مادرم با حرص دندون هاش رو بهم فشار داد و با تمیخر گفت : دلت براش تنگ شده بود ! آخه تو چه قدر بی عقلی دختر ! هیج می دونی ایوب بفهمه پات رو گذاشتی تو خونه ش چی به سر اون دختر بیچاره میاره . چرا همش درد سر درست می کنی مهربانو ؟ بلد نیستی یه حا بتمرگی و اینور اونور سرک نکشی ، بگو برات یه نگهبون بگذارم . مادرم حق و ناحق غر می زد و من رو مقصر همه چیز می دونست ! حتی معتقد بود من باعث شدم تا زبون طلعت دراز بشه و هر غلطی دلش خواست بکنه ! بیشتر از اون حوصله ی شنیدن غرغرهای مادرم رو نداشتم . اگر انصاف رو رعایت می کردیم بیشترین کسی که تو این ماجرا ضرر کرده بود من بودم و بیشتر از هر کسی من مورد ظلم قرار گرفته بودم اما مادرم خودش رو بیشتر از همه محق می دونست و من رو عامل تمام مشکلاتش می دونست . خواستم از جا بلند شم و به اتاق برم که سرم گیج رفت و دنیا دور شرم چرخید . دستم رو به شونه ی اقدس گرفتم و دوباره سرجام نشستم . اقدس هول زده نگاهش رو توی صورتم چرخوند و گفت : چت شد دختر ! چرا همچین شدی ؟! همون طور که حس می کردم تمام محتویات معده م داره بالا میاد گفتم : نمیدونم والا . حالم داره بهم می خوره ، چشم هام سیاهی میره . مادرم با کلافگی گفت : از بس پای سفره غذا خوردی . یکی نیست بهت بگه کاه از خودت نیست ، کاهدون که مال خودته ! بعد هم با تشر رو به اقدس اضافه کرد هیچیش نیست . غذا مونده سر دلش.! پاشو یکم عرق نعنا بده بخوره ، خوب می شه و خودش بی توجه به من به سمت مطبخ رفت . اقدس با ناراحتی از جا بلند شد و برام یه استکان عرق نعنا آورد و به سمتم گرفت و گفت : بیا بخور دختر جان . تو این جا بار امانتی . بلایی سرت بیاد شوهرت اول یقه ی ما رو میگیره . با تموم شدن حرف اقدس ، مادرم از مطبخ بیرون اومد و گفت : بیخود کرده یقه ی ما رو بگیره . مگه ما نقل و نبات فرستادیم دنبالش ! خودش دست زنش رو گرفته ، برداشته آورده این جا. مگه ما گفتیم بیاد ! به سختی بغضم رو قورت دادم و گفتم : چرا این قدر تلخی مامان ! حالا که چیزیم نشده کسی بخواد یقه ی شما رو بگیره . ...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
🍃🌸🍃 دو س ساله ک من در گیر گوش درد و عفونت گوش هستم خیلی دکتر و دوا کردم و 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه جان خواهش میکنم پیام منو بزار کانال شاید درد من دوا بشه 🫩 دو س ساله ک من در گیر گوش درد و عفونت گوش هستم خیلی دکتر و دوا کردم و خیلی دارو مصرف کردم ی مدت خوب میشه بعدش دوباره روز از نو ......الان گاهی از گوشم آب بیرون میاد خشک میکنم دوباره آب میاد ن درد داره ن چیزی ن عفونت واقعا کلافم کرده خسته شدم دیگه از دکتر رفتن هم خسته شدم دکتر میگفتن نباید آب وارد گوشم بشه با اینک چرب میکنم واز این گوشی اا داخل گوشم میزارم موقع حمام اما بازم آب از گوشم میاد 🫩 خواهش میکنم اگر کسی این مشکل رو داشته و خوب شده ب منم بگید . دعاتون میکنم ندیده دوستتون دارم ممنون از سایه ی قشنگم 😍🙏 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 ✅صالح باشیم... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 ✅صالح باشیم... پدر عروس سخت‌گیری نکند، آقا عروسی کجا باشد؟ هرجا راحت هستی. مهریه چی؟ هرجور راحتی، پیراهن عروس چی؟ خرید با کی؟ کی برویم بازار؟ می‌گوید آقا هرجوری راحت هستی. هرجور راحتی یعنی گیر نده. [حضرت شعیب به حضرت موسی علیهما السلام می‌گوید] «وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْكَ» بعد می‌گوید «سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنْ الصَّالِحِینَ» [قصص - ۲۷] ان شاءالله من صالح هستم. صالح یعنی چه؟ یعنی پدرزنی که گیر ندهد. مادرزنی که گیر ندهد صالح است. و شما در نماز می‌گویی «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» ... همه مسلمان‌ها در نمازشان به آدم‌های صالح سلام می‌کنند و یکی از آدم‌های صالح پدرزن و مادرزنی است که به داماد گیر ندهد. 🌐 درس‌هایی از قران ۲۹/ ۴ /۱۳۸۵ "دوتا کافی نیست"| عضو شوید👇 @dotakafinist . پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7