eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.2هزار عکس
779 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃 خدمت خواهر عزیزم که۶۰۰پول داره من ازگوسفند ونگهداریش سردر نمیارم... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام خدمت سایه بانو و اهالی خوب کانال خدمت خواهر عزیزم که۶۰۰پول داره من ازگوسفند ونگهداریش سردر نمیارم ولی چند مورد ازحرفای که متوجه شدم بگم شوهرتون می‌خوام سرکارنرن ازگوسفندان نگهداری کنند همش نمیشه توفصل سرماگوسفندان چرابرد گوسفندخوراک میخواد مرگ ومیری ومریضی داره آنوقت کم کم نگهداری گوسفند میندازه گردن شما بعدخرج خانه ازکجامیاد مردانه بمونه بهانه گیرمیشه بیکاربمونه رفیق باز و.....میشه مسعولیت پذیر نمیشه بعدخواهرعزیزم وقتی شوهری بخواد اززنش پول بگیره حرفهای قشنگ گول زنک زیادمیزنه هرگوسفندشنیدی سالی یه بچه میاره به نظرمن بروطلابخر هم خودتت استفاده میکنید وهمیشه پول نقد بیخیال نظر وگول زدن شوهرباش اگه این پول مال خودش بود اصلا ازشمانظرنمیخواست حالا با تصمیم باخودتون ولی عاقل باش ومن باشم نمیدم به گوسفندطلامیخریدم بازهم میگم مرداحرف قشنگ میزنن عمل باید نگاه کرد بزاربره کارکنه نیاروردلت بهونه دستش بگیره زندگیتوسیاه کنه الهم اشف کل مریض 🌹🌹🌹🌹🌹سادات هستم 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 من ۳۵ سالمه و همسرم ۳۹ سالشه. سال ۱۳۸۷ عقد کردیم و زندگی مشترکمون رو شروع کردیم. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 ۱۳۷۱ من ۳۵ سالمه و همسرم ۳۹ سالشه. سال ۱۳۸۷ عقد کردیم و زندگی مشترکمون رو شروع کردیم. از همون اول زندگی، سختی‌های خودشو داشت، ولی سخت‌ترین روزامون وقتی شروع شد که فهمیدیم برای بچه‌دار شدن باید صبر کنیم. ۷ سال گذشت! ۷ سال دوا و دکتر، انتظار، گریه و دعا... ۷سالی که فقط خودم می‌دونم چه روزایی رو گذروندم و خدا می‌دونه چند بار با چشم‌های پر از اشک ازش خواستم منم طعم مادر شدن رو بچشم. تا اینکه بالاخره سال ۱۳۹۵ خدا اولین پسرم رو بهم داد.❤️ ولی انگار سختی‌های زندگی تمومی نداشت. از یه طرف مشکلات مالی، از یه طرف ورشکستگی و هزار تا گرفتاری دیگه... با این حال، با همه سختی‌ها، ته دلم به خدا ایمان داشتم و نمی‌خواستم ناامید بشم. حدود دو سال و نیم بعد، بدون اینکه جلوگیری کنیم، دوباره لطف خدا شامل حالمون شد و سال ۱۳۹۸ پسر دومم به دنیا اومد.🥰 اما زندگی بازم سختی‌های خودشو داشت. مشکلات مالی شدیدتر شد و من موندم و دو تا بچه کوچیک و کلی مسئولیت. روزایی رو گذروندم که از شدت فشارهای زندگی، به افسردگی رسیدم. خیلی وقتا احساس می‌کردم تنهایی دارم همه بار زندگی و بچه‌ها رو به دوش می‌کشم. نه اینکه خسته نباشم، نه اینکه کم نیارم ولی مجبور بودم ادامه بدم، چون دو تا بچه داشتم که به من نیاز داشتن. در این بین ایمان داشتم که خدا حلال تمام مشکلاته و خدای بزرگ مشکلاتمو حل میکنه. ۶سال دیگه گذشت. ۶سال پر از اتفاق و سختی، تا اینکه یه بارداری ناموفق رو هم تجربه کردم و ۵ هفتگی یه سقط داشتم. دلم شکست، غصه خوردم، ولی باز هم دست از دعا برنداشتم. این بار بیشتر از همیشه به اهل‌بیت متوسل شدم، مخصوصاً امام رضا علیه‌السلام. از ته دلم دعا می‌کردم و به پیاده‌روی اربعین رفتم؛ با یه عالمه آرزو و امید توی دلم، از خدا خواستم اگه صلاحمه، دوباره مادر بشم. چون آقای شهیدمون هم امر به جهاد فرزندآوری کرده بودند بیشتر مصمم بودم که در این راه قدمی بردارم تا در قیامت شرمنده شیعیان امام علی ع نشم. و باز هم خدا صدای دلم رو شنید... ❤️ سال ۱۴۰۴ باردار شدم؛ اما این بارداری هم با روزای سختی همراه شد. هم‌زمان با جنگ، پر از اضطراب بودم. به جای اینکه با خیال راحت از بارداریم لذت ببرم، مدام نگران بودم. با این حال، هر روز خودمو به خدا می‌سپردم و ازش می‌خواستم مراقب من و بچه‌م باشه. تا اینکه اردیبهشت ۱۴۰۵، دختر نازنینم به دنیا اومد.🎀 دختری که اومدنش برام یه دنیا قشنگی داشت. با وجود اینکه سومین سزارینم بود، حالم خوب بود و از داشتنش احساس خوبی داشتم. فکر می‌کردم بالاخره بعد از این همه سختی، می‌تونم یه نفس راحت بکشم و از روزای کنار بچه‌هام لذت ببرم. همزمان با بارداری و دنیا اومدن دخترم مشغول تحصیل در حوزه علمیه هم هستم و حدودا یکسال به پایان دوره ام مونده بود، البته قبلا کارشناسی آموزش ابتدایی گرفتم و چند سالی هم مشغول تدریس در مدرسه بودم که بخاطر وجود بچه هام و روحیاتی که دارم ترجیح دادم مادر خانه دار باشم تا مادر شاغل. زندگی دوباره غافلگیرم کرد... الان دخترم فقط پنج ماهشه و من ناخواسته دوباره باردار شدم؛ حدود سه ماهه که یه کوچولوی دیگه توی وجودمه. راستش رو بخواین، این بار بیشتر از اینکه بتونم به بارداریم فکر کنم و خوشحال باشم، ترس دارم. ترس از سزارین چهارم، از اینکه قراره چه اتفاقی بیفته و اصلاً بدنم توان تحمل یه زایمان دیگه رو داره یا نه. بارها با اساتید حوزه صحبت کردم و فقط یه جمله ی استاد بزرگوارم منو متحول کرد و سختی این راه رو با جان و دل قبول کردم، ایشان گفتن کاش جای تو بودم و ظرفیت گوینده لااله الا الله را فراهم میکردم، کاش بجای استاد بودن مادر ۴ یا ۵ فرزند بودم و همین جمله برای سر سپردگیم کافی بود. من همون زنی‌ام که ۷سال برای مادر شدن انتظار کشید، با مشکلات مالی جنگید، با وجود دو تا بچه بارها احساس تنهایی کرد، یه بارداری ناموفق رو پشت سر گذاشت و بعد از کلی دعا و توسل، دخترش رو در آغوش گرفت. ولی حالا دوباره جلوی یه مسیر سخت قرار گرفتم؛ با همه این حرفا، هنوزم ته دلم به خدا امید دارم. همون خدایی که توی سخت‌ترین روزای زندگیم تنهام نذاشت و بارها بهم نشون داد که هیچ دعایی پیشش گم نمی‌شه. برام دعا کنین. از ته دلتون دعا کنین که خدا خودش مراقب من و بچه‌م باشه، سلامتی بهم بده، این نگرانی رو از دلم برداره و بهترین اتفاق رو برام رقم بزنه. دعا کنین اگه قراره این مسیر رو ادامه بدم، خدا بهم توان و سلامتی بده و من و بچه‌م به خیر و خوشی ازش عبور کنیم. من این روزا بیشتر از همیشه به دعای خیرتون احتیاج دارم. شاید دعای یکی از شما، همون دعایی باشه که خدا به حرمتش گره از کارم باز کنه. "دوتا کافی نیست"| عضو شوید👇 @dotakafinist .
🍃🌸🍃 خانمی که برادرش پول قرض خواسته تا برای خانمش گوشی مدل بالا بگیره. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام خانمی که برادرش پول قرض خواسته تا برای خانمش گوشی مدل بالا بگیره. عزیزم اگه خودتون دچار سختی می‌شید خیلی کوتاه بگید متاسفانه الان پول کافی ندارم واقعاً الان با این شرایط جامعه چرا کسی باید بره پول قرض بگیره برای کارهای مسخره و لوس بازی پس داشتن عقل معاش چی میشه شما هم نه گفتن رو از همین درخواست های بیخود و غیر ضروری یاد بگیر شما به سختی بیفنی آخرش هم خانم برادر دو روز دیگه گوشی بدست میاد خونه ی خودت پز میده باور کن دیدم که میگم 😜 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 لحظه ای که بهم گفتن آزمایش منفی هست دنیا رو سرم خراب شد... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه جون اون دفعه ازتون خواستم بگین بقیه تجربه هاشون رو بهم بگن داخل گروه نگذاشتین در مورد آی وی اف الان دیگه ۱۴روزم تموم شده وازمایشم بعد از گذراندن این همه مراحل سخت و بد قلقی های شوهر در راه دکتر منفی شد لحظه ای که بهم گفتن آزمایش منفی هست دنیا رو سرم خراب شد نفسم قطع شد وفقط زار زار گریه میکردم با همسرم تماس گرفتم که بهش بگم فکر میکردم پشتمه اون تنها کسی هست که می‌تونه مرهم دل بی قرارم باشه برعکس قهر کردو الان چند روزه نه زنگ زده ونه خونه اومد همش روی ماشینه وبار میبره امامن داغون شدم چه از لحاظ روحی وچه از لحاظ جسمی اگه آقایون این پیام من رو میخونن فقط بدونید که تنها کسی که می‌تونه تو لحظات سخت سنگ صبور آدم باشه همسرشه واین بی محلی ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره و باعث یه کینه بزرگ رو قلب میشه حالم ازش بهم میخوره کاش فقط به زن ها به عنوان یک ابزار نگاه نکنیم من یه دختر دارم که این موضوع روحش رو داغون کرده که اگه اون زمان همسرم اعتیاد نداشت ومن هم میدونستم تا جوان بودم چندتا بچه بیارم الان که مشکل از منه آقا خودش رو مقصر نمیدونه گردن کلفت می‌کنه که بچه میخوام تجربه 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 من سه‌تا دختر دارم هرسه ازدواج کردن و خداراشکر زندگی خوبی دارن ... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه جان ممنون از کانال خوبتون یک سوال داشتم،خواهش میکنم با کمک دوستان من را رهنمایی کنید من سه‌تا دختر دارم هرسه ازدواج کردن و خداراشکر زندگی خوبی دارن مادرشوهر یکی از دخترا همسایه‌ی ماست،یعنی یک کوچه با ما فاصله داره این دختر بیشتر وقتا خونه‌ی مادرشوهرش هست یعنی هفته‌ که ۷روز هست،۶روزش اونجاست! مادرشوهرش هر کاری داشته باشه انجام میده... به نظر شما آیا بیش از حد زیاده‌روی نمیکنه؟! چون باباش هر وقت که باهاش تماس میگیره میگه«من خونه مادرشوهرم هستم» شوهرم ناراحت میشه و به من میگه«دخترت شما را نمیخواد و شما را دوست نداره،هر ثانیه خونه مادرشوهرش هست،چرا خونه ما نمیاد؟!» خواهش میکنم من را راهنمایی کنید با این مسئله چه جوری کنار بیام بین دخترم و شوهرم؟ ممنون از کانال خوبتون سایه جان پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 در جواب خانمی که بین مادر و شوهرش مونده: 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه خانوم در جواب خانمی که بین مادر و شوهرش مونده خیلی سخته که آدم از یه طرف دلش می‌خواد مادرش خوشحال باشه و از یه طرف نمی‌خواد همسرش احساس کنه خانواده همسرش دارن زندگی‌شون رو کنترل می‌کنن. ولی به نظرم بهترین کار اینه که طرف هیچ‌کدوم رو کورکورانه نگیری؛ اگر شوهرت اشتباه کرده، بگو اشتباه کرده، اگر مادرت از حد گذشته، اونم محترمانه بگو. انصاف داشتن یعنی همین. 🍃🌸 عزیزم تو قرار نیست تا آخر عمر هزینه ناراحتی دو نفر دیگه رو بدی. مادرت حق داره از دامادش ناراحت باشه و تو هم حق داری ناراحتی‌ش رو بشنوی و کنارش باشی؛ ولی زندگی تو متعلق به خودته. دوست داشتن مادر با اطاعت از تمام خواسته‌هاش یکی نیست. گاهی محکم‌ترین کاری که یه دختر می‌تونه برای حفظ رابطه‌اش با مادرش بکنه، اینه که محترمانه بگه این قسمت از زندگی دیگه تصمیم خودمه. 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃