eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.1هزار عکس
772 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
با گیجی ایستادم و پشت سرم رو نگاه کردم . نمی دونم زبیده جرا دنبال من راه افتاده بود ! شاید هم سسکنه اون رو دنبال من فرستاده بود تا سر از کارم در بیاره ! با کنجکاوی نگاهی به انتهای کوچه انداختم با این که خیلی از عمارت دور نشده بودم اما دیدی هم به در عمارت نداشتم تا ببینم سکینه اون جا هست یا نه . با نزدیک تر شدن زبیده ، بی حوصله گفتم : چی شده زبیده . چرا راه به راه سر راه من سبز می شی ؟! زبیده با نگرانی نگاهی به پشت سرش انداخت و نفس نفس زنان گفت : بده من ظرف هات رو می برم چشمه و برات می شورم ! نمی دونم زبیده من رو دست انداخته بود یا سرش به جایی خورده بود ! هر چی که بود زیادی مهربون شده بود و چیزی که می دیدم با زبیده ای که می شناختم زمین تا آسمون فرق داشت ! ناباورانه نگاهم رو توی صورتش چرخوندم و با کنجکاوی گفتم : چی شده زبیده . مهربون شدی یا برام نقشه ی جدید کشیدی ! بلاهایی که سرم آوردی رو باور کنم یا دلسوزی کردن هات رو ! کدوم کارت رو باور کنم ! مهیا کردن منقل رو یا بردن ظرف ها به چشمه رو ! زبیده بی حوصله نگاهم کرد و با لحن دستپاچه ای گفت : چه فرقی داره ! مهم اینه که الان دارم به نفع تو حرف می زنم . تو مردم این روستا رو نمی شناسی ! همچین که چشمشون بهت بیافته و بو ببرن همون عروسِ نحس حاج مرادی ، بیچاره ت می کنن ! ناف اهل این آبادی رو با خرافات بریدن . محاله راحتت بگذارن ! به خودت رحم نمی کنی ، به بچه ی توی شکمت رحم کن ! زود باش تا خانوم بو نبرده من توی عمارت نیستم ، ظرف ها رو بده تا ببرم برات بشورم . بعد هم بی مقدمه تشت ظرف ها رو از دستم کشید و گفت : برو یه جایی پنهون شو تا من بیام و با قدم های بلندی از من دور شد ! با رفتن زبیده کمی اطرافم رو نگاه کردم و زیر سایه ی درختی که اون نزدیکی ها بود منتظر نشستم . نمی دونم زبیده واقعا از کارهاش پشیمون شده بود و برای جبران کارهاش بهم کمک می کرد یا نقشه ی تازه ای برتم داشت و کاسه ای زیر نیم کاسه ش بود ! اما هر چی که بود از این که من رو از رفتن به چشمه معاف کرده بود خوشحال بودم و همین کار باعث شد تا حدودی به زبیده اعتماد کنم و پشیمونیش رو باور کنم ...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
هدایت شده از گسترده امید
سلام من زهرام 🧕🏻 دختر اراکی که با کلی حاشیه عروس سبزواری ها شدم 🥺 و ساعت ها از خانوادم دور شدم 🚙🛣 تنها مونسم توی این روزا فقط دخترمه چون همسرم.... 😔 https://eitaa.com/joinchat/4255908706C1a5f6634a5 با خوندن داستان شکست های زندگیش اشک جاری میشه 😭
هدایت شده از تبلیغات دنیای بانوان
ماجرای زندگی عاشقانه و پر ماجرای دوستم 🥺 وقتی همسرش تصادف کرد شرایط زندگیشون تغییر کرد و عقدشون بهم خورد 😭👇💔 https://eitaa.com/joinchat/4255908706C1a5f6634a5
AUD-20220806-WA0119.mp3
زمان: حجم: 8.5M
🚩 زیارت عاشورا 🔹️با نوای استاد علی فانی السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) 💚💚💚💚💚
۩کانال‌ادعیه‌و‌مناجات‌صوتی﷽۩1_1727792211.mp3
زمان: حجم: 6.8M
🕋 دعای توسل 🎧 با نوای : حاج سماواتی الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ‌بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍ‌سلام‌الله‌علیها‌🤲🏻🕊 __________________________
AUD-20220414-WA0027.
زمان: حجم: 22.9M
🔸دعای مجیر با نوای حاج مهدی سماواتی 🔸این دعا در بین دعاها از جایگاه بلندی برخوردار است که از حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایت شده و دعایی است که جبرئیل برای آن حضرت هنگامی که در مقام ابراهیم مشغول نماز بود آورد و کفعمی در «بلد الامین» و «مصباح» این دعا را ذکر نموده و در حاشیه آن به فضیلت آن اشاره دارد، از جمله اینکه هر که این دعا را در ایام البیض(روزهای سیزدهم چهاردهم، و پانزدهم) ماه رمضان بخواند گناهش آمرزیده می‌شود، هرچند به عدد دانه‌های باران و برگ‌های درختان و ریگ‌های بیابان باشد؛ و خواندن آن برای شفای بیمار و ادای دین و بی‌نیازی و توانگری و برطرف شدن غم و اندوه سودمند است 🔸متن این دعا در لینک زیر https://erfan.ir/m46 🕊اللهم عجل لولیک الفرج🕊
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزه
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزهای دوازده سالگیم عروس شدم! شروع دلانه ی زرتاج 🌾🌾🌾
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزه
حرفم که تموم شد جرات به خرج دادم و با احتیاط سرم رو بالا گرفتم، خان انگار روح به تن نداشت، هول زده لیوان آبی به دستش دادم، دستم رو پس زد و با صدای خفه ای گفت +چی گفتی؟ از کجا... از کجا مطمئنی؟ +ستاره خودش گفت، منم ماجرا رو به بلقیس خانم گفتم و بعدش قابله خبر کردیم، دختر بیچاره به شدت مریض شده بود، قابله که جواب درستی نداد بردیمش دکتر و دکتر گفت واقعا این اتفاق افتاده... مادرجون میخواست خودش ماجرا رو حل کنه تا شما چیزی نفهمید... اما... حرفم تموم نشده بود که خان با خشم از جا بلند شد، تنه ای به من زد و با قدم های بلند از اتاق بیرون زد. با عجله پشت سرش بیرون رفتم، خان فریادی سر حیدر زد و ازش خواست اسبش رو بیاره و بی توجه به التماس های من برای صبر کردن سوار اسبش شد و با عجله از عمارت بیرون زد، با گریه چند قدمی دنبالش دویدم، نباید میذاشتم تنها بره، معلوم نبود چه بلایی سر اون ها یا خودش میاره، تازه خان سن و سالی ازش گذشته بود و اونا دو تا جوون سرحال بودن... با نگرانی رو به حیدر گفتم +برو دنبالش حیدر آقا، سریع برو دنبالش... تنهاش نذار منم میرم به جعفر و صادق و عباس میگم بیان دنبالتون...
هدایت شده از گسترده امید
😱 بافت های بالا ۳۹۹ تومن!!! 🧨🧨بافت‌های شیک و کارشده رو با قیمت پارسال بخر!!! فقط به مناسبت و 📦 ✅شلوار های ۱۹۹تومنی ✅پیرهن های ۴۹۹تومنی ⏳ فقط ۴۸ ساعت فرصت داری👇👇👇 مدلهای موجود داخل کانال https://eitaa.com/joinchat/4256039185C157455cb53 https://eitaa.com/joinchat/4256039185C157455cb53
هدایت شده از تبلیغات دنیای بانوان
👗 مانتو، پیراهن، بافت، شومیز و ست خونگی 😍 💥 سایز ۳۶ تا ۶۰ با تخفیف‌های ویژه 🚚 پرداخت درب منزل ✅ ⏳ برای دیدن مدل‌ها و قیمت‌ها بزن رو لینک 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/4256039185C157455cb53 🔴🔴🔴🔴🔴