مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 به کودکان خود کمک کنید
#تربیت_فرزند
به کودکان خود کمک کنید تا احساسات خود را درک کنند. کودکان نیاز دارند احساساتشان مورد پذیرش و احترام قرار بگیرد. بعنوان مثال 👇
1. شما می توانید با توجه و آرامش کامل به حرف های کودک گوش دهید.
2. شما میتوانید احساسات کودکتان را با کلمهای تایید کنید. "آه. راستی! متوجه هستم."
3. شما میتوانید به احساسات آنها نامی بدهید. "به نظرم این کار بینتیجه است"
4.شما می توانید آرزوهای آنان را به طور خیالی برآورده کنید. "کاشکی میتونستم همین حالا یک عروسک بزرگ برات حاضر کنم"
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 مادرشوهرم خیلی بد دهنه . . .
من ۲۷ساله ۶سال ازدواج کردم یه دختر ۲سال نیمه دارم ...مادر شوهر بددهن دارم که هر چی دلش میخواهد میگه یا میگه من رک هستم یا میگه شوخی بود شوهرم مثل مادرش هستش ..وتو خونه کلا با من زیاد حرف نمیزنه یعنی کلا مدلش این شکلیه ...من مادر شوهر رو مثل مادر خودم والله بعضی مواقع بیشتر دوسش داشتم ولی به خاطر بعضی بد حرف زدن هاش باهاش رابطه قطع کردم شوهرم بهش تو بحث که کردیم گفتم ازش راضی نیستم ولی اون از من راضی چرا چون هیچ وقت نق ونوق نکردم واسش دارم تحملش میکنم واسه بچه ولی اگر ببینم واقعا دارم تو زندگی اش دارم تباه میشم تصمیم قطعی میگیرم...میخواهم رابطه کم باشه دوباره جنجال نشه ...نظرتون چیه
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام خانوم غریبه ۳۷ساله
ببین گلم همسر شما الانم دوست داره مثل مجردی برین سرکار تا کمک خرج همسرت بشی ۹۹٪این بخاطر همین هی تحقیرت میکنه بدشم بچهات چه گناهی کرده بد رفتاری میکنی باهاشون بشین باهمسرت صحبت کن pهستم از کرج
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 نوشته ای متفاوت (کوتاه)از نوشته های 🍃نورا🍃 شرمندگی پدر را خرید ..
برف ها روی زمین بود خانه ای دوری ما هم در زیبایی های خودش خفته بود ...
این زمستان متفاوت بود
به قول همسایه امسال زمستان را دیدیم
برف سنگینی بود پدرم بنا بود و تا آب شدن برف ها نمیتوانست آجری را به کار گیرد
حدود بیست روزی میشد که پدرم در خانه مانده بود انگار پدرم غصه ای در دل داشت
دیگر داشت پینه های دستش صاف میشد
دم غروب بود پدرم نبود
مادرم در فکر شامی گرم بود
تیکه ای گوشت را برداشت
با آب و تاپ غذا را هم میزد گاهی مادر مینشست و تاپ تاپ در هاونگ میکوبید
و در غذا میریخت
جلو رفتم اما نمیدانم آن لحظه باید به شکر گذار خدایم باشم یا شکایت از خدایم
.....در خانه رب نبود که غذا را قرمز کند
پدر هم پولی نداشت .
اما مادرم انگار از قبل هوای همه را داشت
او کمی گوجه فرنگی را خشک کرده بود
و آن ها را در غذا ریخت تا غذای ما چیزی کم نداشته باشد
و آبروی پدرم را جلوی خانواده اش خرید
آن شب غذا متفاوت بود .....
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 + تا حالا شده قلبت واسه کسی بزنه ، فکر و ذهنت پیش اون باشه ولی صبح تو بغل یکی دیگه از خواب ب
- آره ... من اسمش رو گذاشتم بی خوابی عمیق
+ چرا بی خوابی عمیق؟؟
- چون تا نزدیکای صبح خوابت نمیبره ... به پهلو دراز میکشی و خیره میشی به کسی که کنارت خوابیده ، بعد چشمات رو می بندی و میگی من اینجا چیکار می کنم؟!
+ جوابی هم واسش پیدا کردی؟
- یه سوالایی هست که جواب نداره یعنی جوابش رو هم می دونی هم نمی دونی ... فقط وقتی بهش فکر می کنی ، یه خاطره از انباری مغزت میاد بیرون... اون خاطره رو تا تهش بری به جواب می رسی ولی نمیشه تا تهش رفت...
+ چرا نمیشه؟
- چون وسطاش می فهمی یه اشتباهاتی شده ... دیگه مهم نیست چه اشتباهی و چرا ... فقط می فهمی یه چیزایی باید باشه که نیست یا یه چیزایی نباید باشه که هست ...
+ آخرش چی ؟ چیکار باید کرد ؟
- باید خودت با خودت کنار بیای که کار سختیه ... خیلی سخت
+ تو کنار اومدی ؟
- آره من با روح و احساسم کنار اومدم ... از اون روز شدم یه روح مسافرکش
+ چرا روح مسافرکش؟
- چون روحم یه هم سفر ویژه داشت ... تا بود همه ی مسیر ها رو با دقت و لذت میرفتم و از مسیر زندگی لذت میبردم ولی یه روز ، ولی یه جا رسید به مقصدش ... یه لبخند زد پیاده شد ...
+خوب بعدش؟
- بعدش روحم مسافرکش شد ... کلی مسافر اومدن ... تا یکی پیاده می شد دو تا سوار می شدن ...اولاش میخواستم عطر و خاطراتش پاک بشه ... تا چشامو وا کردم دیدم روحم مسافرکش شده ...
+یعنی دیگه کسی همسفر نشد؟
-چرا شدن ولی من دیگه همه رو به چشم مسافرمیدیدم ... هر کدوم رو یه جا رسوندم و گفتم به سلامت اینجا آخر خطه
+ ولی من نمی خوام مسافرت باشم ...
- می دونم واسه همین هست که هروقت نزدیکت بودم و دست تکون دادی بهجای اینکه کنارت وایسم پامو گذاشتم رو گاز و ازت دور شدم
- خسته نشدی از این همه مسافر؟
+ خیلی وقته دیگه مسافر هم سوار نمی کنم ... فقط تو ذهنم دور میزنم و از پنجره خاطره هامو میببنم ...
(چه خوبه ادم تا وقتی کسی رو که دوست داره و کنارشه قدرشو بدونه و واسه کنارش بودن با کل دنیا بجنگه)
#حسین_حائریان
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
درخواست راهنمایی . . .
سلام خوبین خسته نباشین پسرم ۲۶،سالش هست ذکری بهم بگید تا پسرم ازدواج کنه وشغل خوبی پیدا کنه لیسانس برق صنعتی هست
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام برای اون خانمی که ذکر قرآنی میخواستن برای پسرشون
لطفا لینک این کانال رو بهشون بدید تا ختم مخصوص خودشون رو بگیرن و حاجت روا بشن
@zekr_ghorani
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882