مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 نوشته ای متفاوت (کوتاه)از نوشته های 🍃نورا🍃 شرمندگی پدر را خرید ..
برف ها روی زمین بود خانه ای دوری ما هم در زیبایی های خودش خفته بود ...
این زمستان متفاوت بود
به قول همسایه امسال زمستان را دیدیم
برف سنگینی بود پدرم بنا بود و تا آب شدن برف ها نمیتوانست آجری را به کار گیرد
حدود بیست روزی میشد که پدرم در خانه مانده بود انگار پدرم غصه ای در دل داشت
دیگر داشت پینه های دستش صاف میشد
دم غروب بود پدرم نبود
مادرم در فکر شامی گرم بود
تیکه ای گوشت را برداشت
با آب و تاپ غذا را هم میزد گاهی مادر مینشست و تاپ تاپ در هاونگ میکوبید
و در غذا میریخت
جلو رفتم اما نمیدانم آن لحظه باید به شکر گذار خدایم باشم یا شکایت از خدایم
.....در خانه رب نبود که غذا را قرمز کند
پدر هم پولی نداشت .
اما مادرم انگار از قبل هوای همه را داشت
او کمی گوجه فرنگی را خشک کرده بود
و آن ها را در غذا ریخت تا غذای ما چیزی کم نداشته باشد
و آبروی پدرم را جلوی خانواده اش خرید
آن شب غذا متفاوت بود .....
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 + تا حالا شده قلبت واسه کسی بزنه ، فکر و ذهنت پیش اون باشه ولی صبح تو بغل یکی دیگه از خواب ب
- آره ... من اسمش رو گذاشتم بی خوابی عمیق
+ چرا بی خوابی عمیق؟؟
- چون تا نزدیکای صبح خوابت نمیبره ... به پهلو دراز میکشی و خیره میشی به کسی که کنارت خوابیده ، بعد چشمات رو می بندی و میگی من اینجا چیکار می کنم؟!
+ جوابی هم واسش پیدا کردی؟
- یه سوالایی هست که جواب نداره یعنی جوابش رو هم می دونی هم نمی دونی ... فقط وقتی بهش فکر می کنی ، یه خاطره از انباری مغزت میاد بیرون... اون خاطره رو تا تهش بری به جواب می رسی ولی نمیشه تا تهش رفت...
+ چرا نمیشه؟
- چون وسطاش می فهمی یه اشتباهاتی شده ... دیگه مهم نیست چه اشتباهی و چرا ... فقط می فهمی یه چیزایی باید باشه که نیست یا یه چیزایی نباید باشه که هست ...
+ آخرش چی ؟ چیکار باید کرد ؟
- باید خودت با خودت کنار بیای که کار سختیه ... خیلی سخت
+ تو کنار اومدی ؟
- آره من با روح و احساسم کنار اومدم ... از اون روز شدم یه روح مسافرکش
+ چرا روح مسافرکش؟
- چون روحم یه هم سفر ویژه داشت ... تا بود همه ی مسیر ها رو با دقت و لذت میرفتم و از مسیر زندگی لذت میبردم ولی یه روز ، ولی یه جا رسید به مقصدش ... یه لبخند زد پیاده شد ...
+خوب بعدش؟
- بعدش روحم مسافرکش شد ... کلی مسافر اومدن ... تا یکی پیاده می شد دو تا سوار می شدن ...اولاش میخواستم عطر و خاطراتش پاک بشه ... تا چشامو وا کردم دیدم روحم مسافرکش شده ...
+یعنی دیگه کسی همسفر نشد؟
-چرا شدن ولی من دیگه همه رو به چشم مسافرمیدیدم ... هر کدوم رو یه جا رسوندم و گفتم به سلامت اینجا آخر خطه
+ ولی من نمی خوام مسافرت باشم ...
- می دونم واسه همین هست که هروقت نزدیکت بودم و دست تکون دادی بهجای اینکه کنارت وایسم پامو گذاشتم رو گاز و ازت دور شدم
- خسته نشدی از این همه مسافر؟
+ خیلی وقته دیگه مسافر هم سوار نمی کنم ... فقط تو ذهنم دور میزنم و از پنجره خاطره هامو میببنم ...
(چه خوبه ادم تا وقتی کسی رو که دوست داره و کنارشه قدرشو بدونه و واسه کنارش بودن با کل دنیا بجنگه)
#حسین_حائریان
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
درخواست راهنمایی . . .
سلام خوبین خسته نباشین پسرم ۲۶،سالش هست ذکری بهم بگید تا پسرم ازدواج کنه وشغل خوبی پیدا کنه لیسانس برق صنعتی هست
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام برای اون خانمی که ذکر قرآنی میخواستن برای پسرشون
لطفا لینک این کانال رو بهشون بدید تا ختم مخصوص خودشون رو بگیرن و حاجت روا بشن
@zekr_ghorani
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #برشی #ازیک #زندگی سلام وعرض ادب خواستم یه سرنوشت خیلی تلخ یکی از بستگان رو براتون بگم
پسر خواهرشوهرم عاشق و شیفته دختر داییش شدیعنی دختر جاریم اما دختره راضی به این وصلت نبود خیلی راه ها رفت این پسر تااینکه به بابای دختر گفت ک اگه راضی نشه میدزدمش تو راه مدرسه این کار رو خوام کرد تا آبروش بره
اینم بگم ک دختر۱۴سال داشت و پسر۲۳یعنی ۹سال تفاوت سنی
بالاخره دختر جاریم به خاطر ترس آبرو وترس ازباباش راضی شد به این ازدواج حدود ۴سال عقدبودن پسر خواهرشوهرم خونه دوطبقه داشت میتونست همون سال اول آماده کنه تو این مدت عقدحتی یه بار نشد ک این دختر برای شوهرش یه جای بریزه بده دستش حتی ناهار رو به خونواده خودش میخورد وقتی شوهره از سرکار میومد غذا رو جلوش میذاشت بهش میگفت خودت تنها بخور من ناهارم رو خوردم یه بار بهش زنگ نمیزد خیلی بی احترامی بهش میکرد اما پسر خواهرشوهرم دم نمیزد هیچی نمیگفت فقط گاهی به من و شوهرم میگفت اما ما نمیتونستیم چیزی بگیم چون از دو طرف فامیل بود خلاصه تومدت ۴ سال عقد چندبار باهم بحث و دعوا وقهر دوباره آشتی
بعداز۴سال تصمیم گرفتن برن سرخونه و زندگی حتی کابینت خونه فرش خونه رو نرفت انتخاب کنه برای عروسیش لباس عروس نپوشید بهش گفتم یه شبه لباس عروس بپوش گفت ک برای این من نمیپوشم لباس عروس لیاقت من رو نداره خیلی دلم سوخت برای این پسر چقدر تلاش کرد برای دوام زندگی آخرش این حرف رو براش میزد
ديگه اومدن سر زندگی خودشون یه مدت باهم خوب بودن بدون سروصدا تا حدود یه سال یه دفعه دیدیم دوباره دعوا و حرف وحدیث دختره قهرکردو اومد خونه باباهه نگو با چندتا پسر دوست میشه و حتی با هم رابطه هم داشتن پسر خواهرشوهرم از طریق گوشی متوجه میشه تمام پیامک هاش رو ذخیره میکنه ولی اصلا دختر قبول نکرد ک نکرد حتی باهمون پسرا درگیری اتفاق افتاد چاقو و چاقوکشی خیلی روزای بدی بود بعد از ۴، ۵ ماه دائم دختره زنگ میزد اشتباه کردم و توبه کردم ازم بگذر ديگه این کار رو تکرار نمیکنم پسره چون خیلی دوستش داشت راضی شد و دوباره باهم آشتی کردن بعد از یه مدت حامله شدو پسرشون به دنیا اومد ماخیلی خوشحال بودیم ک دیگه باهم مشکلی ندارن تا اینکه دوباره دو ماه قبل پسر خوار شوهرم گفت ک آره دوباره داره راه قبلی رو تکرار میکنه چند بار خودش ودیده بود که بایه پسر دوست شده باهم رستوران میرن سفره خونه میرن اومد بهش گفت دوباره داری بهم خیانت میکنی قبول نمیکرد تا اینکه تمام آدرسهای جاهایی ک میرفتن و بهش میگه دختره به گریه میفته بهش میگه ک بخاطر اینکه دوستت نداشتم دنبال این کارا میرم تا مجبور بشی منو طلاق بدی حالا مهرم رو میبخشم بچه رو بهم بده و طلاقم بده ولی بابا مامانم نفهمن رفته محضر تمام مهریه رد بخشیده حتی نفقه ش روبخشیده و قراره ک تایه ماه دیگه طلاق بگیرن تمام امکانات زندگی ماشین خونه دو طبقه مستاجر داشتن ولی به خاطر اینکه دوستش نداشت این زندگی خراب شد
خواستم بگم به پسرای گروه واقعا وقتی یه نفر کسی رو دوست نداشته باشه دیگه نباید رفت دنبالش
واقعا من م خیلی داغونم بخاطر پسر خوار شوهرم بخاطر یه اصرار بی جا تمام زندگیش شد تلخی و ناکامی
دختر خواهر شوهرم هم همینجور چون نتونست پدرش رو راضی کنه خودش و تو این زندگی بدون دوست داشتن انداخت
تر وخدا دختر پسرا تو انتخابتون دقت کنی تا با یه بچه تو این درد سرا نیوفتین
خیلی خیلی طولانی شد باید همگی ببخشین امیدوارم این تجربه به دردتون خورده باشه 🙏🙏
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 زندگی دیگری را نابود نکنیم . . .
جوانی از رفیقش پرسید : کجا کار میکنی ؟ پیش فلانی، ماهانه چند میگیری؟ 5000. همش همین؟ 5000 ؟ چطوری زندهای تو؟ صاحب کار قدر تو رو نمی دونه، خیلی کمه ! یواش یواش از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد ، صاحب کار هم قبول نکرد و اخراجش کرد ، قبلا شغل داشت، اما حالا بیکار است.
زنی بچهای را به دنیا آورد، زن دیگری گفت : به مناسبت تولد بچهتون، شوهرت برات چی خرید ؟ هیچی ! مگه میشه ؟! یعنی تو براش هیچ ارزشی نداری ؟! بمب را انداخت و رفت، ظهر که شوهر به خانه آمد، دید که زنش عصبانی است و .... کار به دعوا کشید و تمام.
پدری در نهایت خوشبختی است، یکی میرسد و میگوید : پسرت چرا بهت سر نمیزند ؟ یعنی آنقدر مشغوله که وقت نمیکنه ؟! و با این حرف، صفای قلب پدر را تیره و تار میکند
این است، سخن گفتن به زبان شیطان. در طول روز خیلی سؤال ها را ممکن است از همدیگر بپرسیم؛
چرا نخریدی؟
چرا نداری؟
یه النگو نداری بندازی دستت؟
چطور این زندگی را تحمل میکنی؟ یا فلانی را؟
چطور اجازه میدهی؟
ممکن است هدفمان صرفا کسب اطلاع باشد، یا از روی کنجکاوی یا فضولی و... اما نمیدانیم چه آتشی به جان شنونده میاندازیم !
شر درست نکنیم تو زندگی مردم، واقعا خیلی چیزا به ما ربطی نداره🤐💁♂️
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
گفتمان #اعضا 💕
باسلام خدمت دوستان عزیز و یاسمین جان. 🌺🌺🌺🌺❤️❤️❤️❤️ منو به عنوان خواهر کوچک قبول کنین که ی نصیحت دا رم خدمت خواهر ای گلم ونوعروسان عزیز که یکم تو زندگی حساس هستن .خواهرای گلم من الان ۲۰ سال ازدواج کردم وزندگی هزاران جور بالا وپایین داره سختی دا ره شیرینی داره۰ باید تو زندگی صبر صبر صبر وصبر کرد واسه مشکلات زندگی چرا می گید که شوهرم میره خونه مامانش 😳😳😳😡😡😡 خوب چرا نره مگه اون مادر فرزندش را با هزاران درد ورنج بزرگ نکره با بدبختی با نداری مادری که با گریه های فرزندش گریه کرده با خنده هاش خندید وقتی مریض از صبح تا شب نخوابیده وهزاران حرف دیگر مگه خود شما ها مادر نیستین بچه بزرگ نمی کنین از بچه اتون چه انتظاری دارین.....انتظار دارین که وقتی بزرگ شد شما رارها کند یا هر روز شما را ببینید کدام مادری نميخواد که بچش خوشبخت بشه چرا با رفتن همسر هاتون به خونه مادرشان مخالف هستین چرا بخدا اگه فرزندی واسه پدر ومادرش احترام بذاره انگار خدارا احترام گذاشت به خدا قسم میخورم این حرفا به من ثابت شده است که کسی که به پدر و مادر ش احترام بذاره که البته وظیفش خداوند هزار ان بار عوضش بده وگرهی از مشکلاتشو باز میکنه خانمای گل لطفا به فرموده های پیامبر اکرم صلی الله در مورد احترام به پدرو مادر کمی مطالعه بفرمایید....من خودم خیلی به مادر شوهر و پدر شوهرم احترام میذاشتم حتی اون زمان لباسشویی نبود لباساشونو بادستام میشوستم هرکارشونو میکردم فقط احترام الان هر دوتاشونم به رحمت خدا رفته خداوند هزاران بار عوضشون و میده خدارا شکر راضی ام ...ترو خدا نگید این حرفا یعنی چه مغز م داره سوت میکشه😡😡😡😡 بخدا خدا قهرش میاد ایا وقتی همسرتون میره خنه پدر ومادرش چیزی از شما کم میشه 🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔ببخشید دیگه حرفی ندارم. منم باشم مامان حسین کوچولو
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882