مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 ده سال پیش با عشقم ازدواج کردم
سلام خوبین من ۱۰ سال پیش عاشق شدم با عشقم ازدواج کردم ۸سال با عشق زندگی کردیم خانوادش از اول با ازدواجمون مخالف بودن از وقتی ازدواج کردیم تو این ۸ سال یکبار هم سراغمون نگرفتن دختر دار شدم حتی زنگ نزدن به شوهرم تبریک بگن حتی دخترم رو ندیدن تا اینکه دوسال پیش سال ۹۹ شوهرم که تمام عشقم بود کرونا گرفت و فوت کرد تو این دوسال با زجر اینکه چرا مرد چرا تنهام گذاشت و شبا با یادش خوابیدم و زندگی میکنم نمیتونم فراموشش کنم دخترم ۷سالشه همش باباشو به یاد میاره چون شوهرم خیلی مهربون بود هم بهترین پدر هم بهترین همسر بود برام تو این دوسال که فوت کرده حتی سراغ نوشون رو نگرفتن شوهرم ارث پدری داره پدرش رو تو بچگی از دست داده الان بهم میگن پسرمون دیگه مرد هیچ ارثی نداره پیشمون منم نمیدونم چکار کنم بخدا از اینور حرصم میگیره چجور میخوان مال یتیم رو بخورن از اینور میترسم شکایت کنم بعد سر لج دخترم رو بگیرن با اینکه میدونم نمیخوانش اگه میخواستن تو این ۲سال سراغش میگرفتن حتی وقتی شوهرم زنده بود نیومدن سمتمون تا وقتی مرد اومدن خاکش کردن و رفتن .هنوزم ازم متنفرن پدر سگا ..بخدا کفرم بالا اومده عصبی شدم تو این دوسال خیلی حتی سر دخترم داد میزنم نمیدونم چرا اینجور شدم زندگی برام تلخ شده خودمو خندان جلوه میدم ولی قلبم آتیشه و پر از غمه ...حیرونم نمیدونم چکار کنم مستاجرم بفکرم نیستن عوضیا که بچه یتیم دارم ..بخدا حیرونم آرزوی مرگ میکنم توروخدا راهنماییم کن چکار کنم خیلی داغونم هم بخاطر عشقم هم بخاطر دخترم که از ۵سالگی محروم شد از بی پدری و اینکه عموهای پستی داره ...نمیدونم چکار کنم توروخدا راهنماییم کن اجی 😭😭
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 خاطره #عقد
توعقد بودیم، یه روز برا ناهار رفتیم خونه مادر همسرم.🥘🥗
خونشون سه تا اتاق داشت و اتاق ها مخصوص کسی نبود.🚪🚪🚪 بعد صرف ناهار، آقایون رفتن استراحت کنن.🚶♂🚶♂🚶♂
من مشغول جمع و جور کردن و شستن ظرف ها شدم و متوجه نشدم کی تو کدوم اتاق رفت.🤔
رفتم تو همون اتاقی که معمولا همسرم میرفت.✅
دیدم پتو رو کشیده رو سرش و خر و پوف میکنه. 😴😪
یه لحظه شیطنتم گل کرد، 🤡 گفتم با همسرجان شوخی کنم، تو دلم یک دو سه گفتم که بپرم روی همسر مدل دعواهای برره ای🤠
هزار نفر تو دلم بهم گفتن، نپر دختر، این کارو نکن😱
من با دستای باز و استایل آماده پریدن 🤾♀
یهو طرف پتو رو کشید از رو صورتش کشید گفت کارم داشتی باباجان😬😬😬😬😱😱😱😱😨😰😨😰😨😰😨😰😨😰
پدر شوهرم بود.
الحمدلله خطر از بیخ گوشم گذشت ولی آب شدم 😰😰😰😰
دلم میخواست جیغ بکشم، زمین دهن واکنه من برم توش، دو سه بار محکم بخوره بهم خوب نابود شم😰😰😰😰
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 تاکسی که جلوی پام نگه داشت ؛
جلو یه پیرزن نشسته بود.
عقب هم یه دختر جَوون ؛رفتم عقب نشستم.
بعد از منم یه کارمند جوون نشست، همونجوری که به جلو نگاه میکردم حواسم به دختره پرت شد ؛
از این تیپهای شلخته بود !
یه گوشی ساده که یه عروسک هم
بهش وصل بود ؛ دستش.
بامزه بود ، انقد چیزای ریز و کوچولو به خودش وصل کرده بود که ؛
مثلِ یه مغازهیِ خرازی که وقتی به ویترینش نگاه میکنی انگار همه رو لازم داری ؛ شده بود .
داشتم به دختری فکر میکردم که بعد از چند ماه دوستیِ ؛ مجازی قرار بود ببینمش.
هیچوقت به همدیگه عکس ندادیم. همیشه منتظر دیدنِ همدیگه بودیم.
دیدم دختره گوشیش رو درآورد ؛
شروع کرد به نوشتن . .
عشقم ؟
خیلی دوستت دارما ؛
حتی این آقایِ فوضولی که کنارم نشسته هم میدونه چقد عاشقتم . .
بعد از چند ثانیه یه پیام برای گوشیم اومد : )"♥️
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 خاطرهی آرایشگری 💄💅
من تازه آرایشگری یاد گرفته بودم دست و پا شکسته😌
زنداییم اینا اومده بودن خونمون
زنداییم یه کم سفته دلش نمیاد خرج کنه😐
گیر داد به من که موهای پسرمو کوتاه کن 💇♂😕
پسرداییم تقریبا ۴ - ۵ ساله بود و خیلی شیطون
ولی مامانش چنان سرش داد زد که تکون نخوره این طفلکم تا آخر خشکش زده بود رو صندلی😅
هر چی به زنداییم گفتم من تازه رفتم آرایشگاه هنوز خیلی وارد نشدم...قبول نمیکرد میگفت کاری نداره که☹️☹️☹️
خلاصه سرتونو درد نیارم دست به کار شدم تا اونجایی که بلد بودم و راه داشت موهاشو کوتاه کردم😌🙃
ولی مثل اینکه زیادی کوتاه کرده بودم🤓🧐 چه میدونم میخواستم مثلا قشنگ کوتاهه کوتاه بشه دوباره نگه کوتاه ترش کن😒 اصلا به من چه😢🤦♀🤦♀
چشمتون روز بد نبینه انقدر داغون و زشت شده بود که نگو☹️🙈🙈
زنداییم خیلی با مزه و با نمک حرف میزنه تا اومد دید گفت دستت درد نکنه خیلی قشنگ ریدی تو کله اش🤣🤣🤣
وااای خدا نمیدونستم بخندم یا گریه کنم😥😩
منم گفتم به من چه من که گفتم بلد نیستم خودتون اصرار کردید😂😂😂
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
در مورد خانمی که شوهرشون به علت کرونا فوت شده ،
دلم گرفته بود پیام شما رو خوندم ناراحتیم بیشتر شد خدا صبرتون بده خواهر گلم فقط شما پیش چشم دخترتون بی قراری نکنین چون روحیه اون طفل معصوم داغون میشه الان تمام امیدش به شماست من خودم بدون پدر بزرگ شدم کاملا دختر شما رو میفهمم، ولی در مورد حق قانونی شما برای حضانت باید از دادگاه نامه کتبی بگیرین و خودتون سرپرستی رو قبول کنید تا نتونن شما رو تهدید به گرفتم دخترتون کنن، 2 شوهر شما اگر بعد از پدر شوهرتون فوت شده ارث کامل به اون خدا بیامرز میرسیده که بعد از شوهرتون ورثه دخترتون هست، 3 شما قطعا مهریه دارین، و میتونین مهریه خودتون رو اجرا بزارین تا از اموال شوهرتون مهریه شما پرداخت بشه، مهریه اولین بدهی هست که گردن هر خردی هست و باید پرداخت بشه، یعنی شما اولین طلبکار هستین که بعد از وصول طلب شما اگر چیزی بمونه بین ورثه تقسیم میکنن، اصلا نگران نباش مهریه خودتو بزار اجرا تا پشتوانه برای ادامه زندگی خودت و گل دخترت داشته باشی، منم B33 هستم قبلا پیام داده بودم، امیدوارم مشکلات همه دوستان به کرم خدا حل بشه🤲🤲
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام در رابطه با خانم که 8سال با عشق خودشون ازدواج کردن وشوعرشون کرونا گرفتن فوت شدن
عزیزم الان قانون هست به حرف خانواده شوهرت که نیست که ارث نرسه الان پدر شوهر شما فوت شدن اگه شوهرتون زنده بودن ارث به شوهرتون میرسید الان هم که شوهرتون فوت شدن ارث پدری شوهرتون به دخترتون میرسه شما برسید شاکی بشید و تقاضای انحصار وراثت کنید قانون خودش پیگیر میشه الان حتی پدر و مادر بخوان طلاق بگیرن بچه ها تو سن تکلیف برسن خودشون میتونن تصمیم بگیرن که تو دادگاه پیش پدر زندگی کنند یا مادر ،،،،شما الان بعد شوهرتون ولی دم وسرپرست دخترتون هستین کسی نمیتونه دختر شما رو ازتون بگیره ،،،نزارین حق دخترتون رو بخورن شکایت کنید تا کار به انحصار وراثت بکشه در رابطه با مستأجری عزیزم الان شما به کمیته مراجعه کنید که بی سرپرست هستین الان برا بی سرپرست ها از طریق امداد و بهزیستی دارن خونه درست میکنند میدن برین دنبال کارها انشاالله خدا هم کمکتون میکنه موفق باشین
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام
منvهستم۲۳سالع
درجواب خانمpازکرج
حالا ک دیگه کارازکارگذشته و مدرکی نداریدامایک تجربه شده براتون ک بدون مدرک معامله ای نکنیدچون در دادگاه با داشتن مدرک موفق میشید.
اول اینکه اون سندی ک ب اسم شرکای همسرتونه و پیش شماست اصلا درداگاه بااون مدرک نمیتونیدازحق خودتون دفاع کنیدچون سندب اسم همسرشمانیست راهش اینه ک همسرتون بره با حرف خوش و دوستانه از دوستاش بخوادک سهمتون روبخرن درغیراین صورت همانطورک دوستمون گفتن حتمابا یک وکیل مشورت کنیدو مشکلتون روبگیدشایدکمکی بهتون کرد
دوماخانم گل زیرپای آقات رونگیراسترس بهش واردنکن زیادم بهش گیرنده ک چرامدرک نداری چرانمیخرنش و...تاخدایی نکرده همسرت نره بادوستاش درگیربشه و بشه قوزبالاقوز. عزیزم بخدابرای خودت میگم دارم خواهرانه بهت میگم ...درعوض ب همسرت بگوعزیزم خدابزرگه خداخودش کمکمون میکنه حتماحکمتی توشه.
منم برات دعامیکنم ک هرچه زودترمشکلتون حل بشه .
الهی آمین🤲
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882