🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام به همگی
خانم عزیزی که خودتوناRmmmMمعرفی کردیدعزیزم به نظرمن وقتی دیدین خانواده اینطورمخالف هستندنبایدزیاداسرارمیکردیدوالان شماداریدبه هردری میزنیدتااین انتخاب اشتباه رالاپوشونی کنیدعزیزم اگربه اسرارشمابازهم بریدسرخونه زندگی بعدازمدتی دوباره همسرتون به شماخیانت میکنه واین خیلی سخترهست وبدترین اتفاق برای یه خانم هست میدونم خیلی سخته بخوای جداشیدولی به این فکرکنیداگردراینده خدای ناکرده بایه بچه برگردیدچقدرسخترخواهدبودمردم همیشه حرف میزنندبه خاطرحرف مردم زندگیتاخراب نکن به فکراینده خودت باش ازخداکمک بخواه وغرورخودتاحفظ کن بهش کم محلی کن تاخودش بیادطرفت واگه نیومدحتماطلاق بگیرانشالله بهترین تصمیم رابگیرید
برای تعجیل درفرج یک صلوات
منم باشم مامان امیر
🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️
سلام به همگی
خانم عزیزی که ازسال۹۵ تاحالا دنباله خونه هستیدخیلی سربسته این موضوع رامطرح کردیداگه پولش براتون جورنمیشه سعی کنیدازیه خونه کوچیکترشروع کنیدبعدچندسال دوباره پسندازکنیدوخونه راعوض کنیداگربه توافق میرسیدوبعدنمیشه احتمال داره شماراطلسم کرده باشندکه بازخودتون بهترازهرکس دیگه ای میدونیدبایدبریدپیش یه دعانویس مجرب تاانشاءلله مشکلتون حل بشه برای خانه دارشدن هم دعاهای زیادی ازاعمه ذکرشده که میتونیدتوی گوگل سرچ کنیدوباخلوص نیت به اوناعمل کنیدومطمعاباشیدخداوندبه شماجواب میده انشاءلله بهترین هادرانتظارتون باشه عزیزم
برای تعجیل درفرج یک صلوات
منم باشم مامان امیر
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 میخواهی بروی . . . ؟ برو !!!!
می خواهی بروی ؟!
برو ...
جلویِ راهت را نمی گیرم !
نگرانِ من نباش ، نخواهم مُرد !
شبیهِ تمامِ آدم هایی که از رفتنِ هیچ کسی نمرده اند ...
شبیهِ همه ی آن هایی که شعار نمی دهند ...
بعد از تو چیزی تغییر نخواهد کرد ، فقط من دیگر "عاشق" نخواهم بود ، همین ...
می شوم یک آدمِ عبوس و بی احساس ، که از همیشه دوست داشتنی تر است ...
من کسی را از دست می دهم که سودایِ رفتن در سر داشت ،
تو ببین "چه کسی" را از دست دادی !
کسی که برایِ ماندن آمده بود !
کسی که از تمامِ جهان گذشته بود ، و تو تنها انتخابش بودی ...
کسی که با تمامِ آدم هایِ دنیایِ تو فرق داشت ...
برو ...
دیگر رمقی برایِ اصرار ندارم ...
منِ خوش خیالِ احمق با چه اشتیاقی آمده بودم عاشق باشم ،
تا عاشقم باشی ،
و "سکوتِ تو" ، بدترین اتفاقِ ممکن بود !!!
خسته ام ، می خواهم بخوابم ،
اصلا حوصله ی تماشایِ رفتنت را ندارم ، باور کن !
بی صدا تر از همیشه برو ...
من آن قدر می دانم که هر کجایِ جهان هم بروی ؛
غرورِ لعنتی ات ؛
از پسِ حسرتِ نداشتنِ من بر نخواهد آمد !
از نظرِ من اشکالی ندارد ،
برو ...
قبل از این که بروی ؛
چراغ ها را خاموش کن ...
این نورِ خوش خیالِ سِمِج ؛
حالم را به هم می زند ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
+📽⇣
جمعھ خودش
یك شعر بلند بالاۍِ
عاشقانھ است
صبحش با آشنایۍ
ظهرش با وصال
و عصرش با جدایۍ!
جمعھ خودش
یك عاشقانھۍِ غمناك است!
یك افسانھۍِ دور و دراز!
🌿🌺
「 #حامد_نیازۍ 👤」
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 من الان یه دختر افسرده و گوشه گیرو غمگینم که ۱۷ سالمه و حس میکنم که تو اوج جوونی پیر شدم
سلام میخوام از سرگذشت زندگی تلخم بگم🙂
من الان یه دختر افسرده و گوشه گیرو غمگینم که ۱۷ سالمه و حس میکنم که تو اوج جوونی پیر شدم
شاید باورتون نشه ولی هر شب چشمام خیسه اشکه
حدودا سه چهار ساله پیش به خاست خانواده با پسر پسر خاله بابام که ۵و۶ سال با هم اختلاف سنی داشتیم نامزد کردم
اون پسر خیلی مشروب میخورد منم چادری بودم شرط گذاشتیم که اون مشروب نخوره منم چادرم بردارم
من چادر دیگه نپوشیدم ولی اون به قولش عمل نکرد تا اینکه یه روز به بهانه ی نشون دادن خونه ای که قرار بود توش زندگی کنیم منو برد خونه و بهم .....کرد بعد هم نامزدی رو بهم زد گفت من تورو دوست ندارم هرچی التماس کردم فایده نداشت
یادمه آخرین پیامی که بهش دادم بهش گفتم هیچوقت نمی بخشمت
البته اون پشیمون شد و دوباره اومد خاستگاری ولی من جواب منفی دادم چون اون هم قاتل یه پسر تک فرزند هست که با دادن رشوه آزاد شد و هم یه پسر هوس بازه که در دوران نامزدی متوجه شدم که با یه زن بیوه ۴۰و خورده ای ساله دوست بود و اینکه تنها نصیحتم به شما اینه که بچه هاتونو تو سن کم نزارید ازدواج کنن و تا تحقیق نکردید بچتونو با دست خودتون بدبخت نکنین من اون موقع فقط ۱۳و۱۴ سالم بود حتی تا دو سه سال پیش سعی کردم خودکشی کنم ولی نشد
امید وارم که به نصیحت هام گوش کنید
عزت زیاد
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #ایده_معنوی_اعضا حرفهای دنیا جونم
سلام ماهی گلی عزییییزم😊😘❤️
ی ایده معنوی توووووپ دارم خدمت دوستای مجازی گلم😍
راستشو بگم شوهرم مرد مهربونیه ولی حرف منو گوش نمیده یعنی همش تو دهن خواهرشو نگاه میکنه هرچی اون گفت همون کارو میکنه کلا خانوادشون همه نگاه میکنن ببین خواهرشوهرم چی میگه همون کارو کنن ،شوهرم حتی تومسائل عروسی و جشنو خریدامونم حرف اونو گوش میکنه، من خیلی از این بابت ناراحت بودم (همه خانوما میدونن چی میگم درکم میکنن😞) تو اینترنت سرچ کردم #دعای زبان بند فوری این دعارو اورد، بخداوندی خدا هروقت سمت شوهرم خوندمو بهش فوت کردم هرچی گفتم همون شده🤪. شاید یکم مِن مِن کنه ولی همون حرف من میشه ک تو این دوسال دوره عقدمون محال بود همچین چیزی🤩 . فوری یاد شماها افتادم گفتم بگم ک بقیه هم استفاده کنن البته من رو مسائل خیر استفاده میکنم.
رو همه افرادم جواب میده حتما امتحان کنید برای منم دعاکنیدزودتر برم سرخونه زندگیم😊🥰ممنون مهربونااا
این دعا رو بخونیدش اخرش اسم مادر طرف مقابلو بگید بعد ب سمتش فوت کنید. :
بسم الله الرحمن الرحیم صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَرْجِعُونَ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَعْلمونَ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَفقهُونَ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَنطقُونَ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَتکلّمُونَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ…..زاییده شکم ( نام مادرش)
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام عزیزان ❤منم اومدم دردو دل کنم .من پنج ساله که ازدواج کردم ۲۴سالمه.
وقتی دختر بودم رفتم واسه دوره آرایشگری الان ۹ساله که ارایشگرم از همون اول مستقل شدم هرچی لازم داشتم لباس کفش مانتو حتی همه ی اون چیزایی که واسه جهیزیه ه برعهده خانواده دختر بود خودم خریدم یعنی خودم شخصیت مستقل داشتم نمیخاستم کسی برام کاری انجام بده همه هم از خدا خواسته. بعد سه سال پسر عمه ام که از بچگی دوسم داشت اومد خواستگاریم ولی من یکی دیگه رو دوس داشتم خانواده ما ی جورین که هر کسی رو بخان دخترو به اون میدن حتی خواهر بزرگترم دختر عمه هام همشون نا خواسته ازدواج کردن.روزای سختی رو گذروندم سه روز گریه گرسنگی بی قراری رو گذروندم با اینکه میدونستم هیچی عوض نمیشه اومدن خواستگاری بعد نامزدی عقد ومن که هنوزم نمیدونم چجوری اون روزا و گذروندم.تواون دوسالی که نامزدم بودم خیلی چیزا دیدم اختلاف بابام با پدرشوهرم که داییم هم میشد داییم معتاد بود و بیخیال بابام بهش میگف یدونه پسر داری داماد کردی باید غیرت کنی کار کنی پشتش باشی تا اونم بتونه عروسی بگیره شوهرم از بچگی کارمیکرد آدامس فروختن واکس کردن کفشهای مردم چون پدر درست حسابی نداشت عمم هم با خیاطی سه تا بچه رو بزرگ کرده من از همون اول بخاطر داییم نمیخاستم عروسش بشم چون میدونستم زندگی خوبی نخواهم داشت.بعد دوسال که عروسی گرفتیم چون شوهرم وضع مالی خوبی نداشت ن طلا ن جهیزیه هیچی نخریدن حتی عروسی رو هم بابام گرفت من دختر تحصیل کرده و مستقلی بودم این شرایط برام بدترین لحظه های عمرم بود بابام وضع مالی خوبی داشت و ما کمبودی نداشتیم اما من چون شوهرم ادم خوبی بود با همه چیزشون ساختم اومدم خونه شوهرم باز ارایشگاه زدم با همون وسایلی که بابام خریده بود پابه پای شوهرم کارکردم طبقه پایین خونه پدرشوهرم ساختیم جهیزیه گرفتیم اون تلویزیون گرفت من میزشو خریدم اون فرش من روفرشی و پادر جاکفشی بوفه خلاصه پشتش بودم همه چی گرفتیم و وضعمون خوب شد اما پدرشوهرم بدتر شد شیشه میکشید توهم میزد توکوچه خیابون ابر واریزی میکرد دوبار بردیمش کمپ دو ماه پنج ماه هفت ماه ولی هربار میاد بدتر شروع میکنه زندگی رو برامون جهنم کرده ی لحظه آرامش نداریم ازمن که اصلا خوشش نمیاد دوسم نداری بااینکه من هیچوقت ازش هیچ توقعی نداشتم داییم ولی برام که دختر خواهرشم عروسشم هیچ کاری نکرده ولی چشم دیدنم نداره مابااینکه خونمون جداست ولی خوردو خوراکمون باهمه غذاشو درست میکنم میبرم ولی هردفعه ی ایرادی میگیره هروز چشام گریونه باعظمت ناسازگاری دارن هروز دعوا و کتک کارشون تو خونه ماست و ما از دستشو آسایش نداریم هرچی به شوهرم میگم ی خونه بگیر از اینجا بریم نمیاد میگه من برا اینجا زحمت کشیدم اینجا رو بزارم کجا برم خواهش میکنم بگین من چیکار باید بکنم خیلی حرفای دیگه هست که نمیتونم بگم
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882