eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.1هزار دنبال‌کننده
41.3هزار عکس
685 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🎶♥️🎶 سلام کریمی هستم ۱۸ سالمه یه ساله عقد کردم همسرم ۲۳ سالشه اون خونش مشهده من خونم مرکزی ایه همسرم بخاطر کار بیشتر اینجاس الان دوماهه ک اینجاست اوایل خیلی
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام کریمی هستم ۱۸ سالمه یه ساله عقد کردم همسرم ۲۳ سالشه اون خونش مشهده من خونم مرکزی ایه ه
شوخ بود خیلی باهم خوب بودیم کلی مسافرت رفتیم همیشه میگه ک عاشقمه و خیلی دوسم داره منم بهش خیلی ابراز علاقه میکنم اون اینجا سر یه کار ۱۲ ساعته تو کارخونه میره ک خیلی اذیت میشه کار خیلی سختیه واسه همین تمام تلاشمو میکنم ک تو خونه حالش خوب باشه و خستگیش در بره ولی با همه اینا موفق نیستم من یکم زود ناراحت میشم کلا عادتمه شب خاستگاریم بهش گفتم و اون قبول کرد ولی بعضی وقتا ک ازش ناراحت میشم گریم در میاد اونم بجای اینکه بیاد نازمو بکشه باهام قهر میکنه و یه گوشه گریه میکنه😑 من اولین مردیه ک میبینم انقد زیاد گریه میکنه خیلی اذیت میشم گاهی وقتا باهم حرف میزنیم ک ما اینهمه عاشق همدیگه ایم ولی بازم اینهمه ناراحتی بینمون میاد بهش میگم بریم یه مشاوره ای چیزی نمیره وقتی یه بار سر یه چیزی بحث میکنیم بعدا دوباره به روم میاره و منم اذیت میشم خیلی کینه ای به نظر میاد وقتی تمام تلاشمو میکنم خوشحالش کنم ولی حرفا و شعرای دلشکستگی میخونه واقعا از ته دل اذیت میشم ولی به رو خودم نمیارم ک کش پیدا نکنه و باز بحثمون نشه خانوادم میگن تو پرروش کردی چون خیلی بهش میرسم همه میبینن ولی بازم ازم نازاحت میشه و قهر میکنه و نمیخوابه بیشتر وقتام گریه میکنه الان دو شبه ک کنارم نمیخوابه میگه تو باشی بیخواب میشم فردا سر کار خوابم نمیبره 😔 الان خیلی ناراحتم خیلی😔 با اینکه هنوز نامزدم ولی اینطوری شده زندگیم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 یه دختر آروم و سر به زیر بودم... از اونا که اگه خانوادم میگفتن بمیر، میگفتم چشم با کمال میل! اسه میرفتم، اسه می اومدم... تو گوشم خونده بودن دختر وظیفش اینکه تا دبیرستان درس بخونه، بعدم شوهر کنه بره خونه بخت!
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 یه دختر آروم و سر به زیر بودم... از اونا که اگه خانوادم میگفتن بمیر، میگفتم چشم با کمال میل!
دانشگاه واسه دخترا نیست، میرن اونجا مایه ی آبروریزیه! منم گفتم چشم... نمیدونستم محبت چه شکلیه، فقط تو کل زندگیم حواسم بود کاری نکنم آبروی خانوادم بره! یه روز یکی اومد خواستگاریم... میگفتن پسر میرزا خانه، شانس بهم رو آورده که پسر میرزا خان منو پسندیده‌! تا به خودم اومدم، یه لباس سفید تنم کردن، نشوندم کنار پسر میرزا خان... میگفتن اسمش هاشمه، جز روز خواستگاری تا الان ندیده بودمش ولی اون انگار دلباخته ی من بود! با ذوق و شوق بله رو گفتم، بقیه ام کل کشیدن... ولی هاشم خوشحال نبود... تو چشماش یه غم عجیب بود! از حق نگذریم بهم محبت میکرد، میگفت من اولین آدم زندگیشم! منم که محبت ندیده، خوشحال میشدم از حرفاش! قید آرزوهامو زده بودم... کل فکر و ذکرم شد هاشم، پسر میرزا خان! وقتی از هرجای شهر رد میشدیم، هاشم با حسرت نگاه میکرد به کافه ها و خیابونا... یه عادتی داشت همیشه وقتی حالش خوب نبود، دکمه های بالای پیراهنشو باز میکرد... احساس میکردم هیچوقت حالش خوب نیست! حتی اولین بار که بوسیدمش، چشاش غم داشت... تو دلم گفتم من چطور اولینی بودم که همه چیم با غم همراه بود؟! برق عشق چشامو کور کرده بود، باید سکوت میکردم... یه زن باید بشوره بسابه، هرچی شوهرش گفت بگه چشم! بعد پنج سال برگشت بهم گفت قبل ازدواج با من، عاشق یه دختره بوده به اسم مهیا! میگفت خانواده اش نزاشتن... حالا دوباره فیلش یاد هندستون کرده و میخواد طلاقم بده بره اونو بگیره! فکر نکنی اینطوری گفت ها، با شرمندگی گفت... اون شب تنها شبی بود که دکمه های بالای پیراهنشو باز نکرد! من چیزی نگفتم... فقط نگاهش کردم! آخرم کارشو کرد و منو طلاق داد رفت پی زندگیش... فکر کنم دکمه های پیرهنش همیشه بسته بود! شاید دیگه از هرجا رد میشد، بغض نمیکرد! یجورایی دردناک بود برام، ولی خوشحال بودم براش! منم سرمو گرم درس کردم... یه روز بعد ۲۰ سال اومد و نشست رو به روم گفت: یه روزی من تو رو ول کردم، و آهت منو گرفت... زنم بعد ۲۰ سال ولم کرده رفته! خندیدم و گفتم: هیچوقت نفهمیدی من هیچوقت تو رو نفرین نکردم، تو تاوان کار خودتو پس دادی... حالا چرا رفت؟! برای اون که شبیه اولین رفتار میکردی! هر موقع میرفتین بیرون، با غم به بیرون نگاه نمیکردی! اون چرا گذاشت رفت... بغضشو قورت داد و گفت: خوشی زد زیر دلش! کل زندگیمو به پاش ریختم، آخرم رفت... خیلی وقته رفته! میخواستم برگردم پیشت بگم اشتباه کردم، منو ببخش... اما میدونستم قبول نمیکنی! بعد سکوت طولانی، بلند شد و رفت! وقتی رفت، تو دلم گفتم: هرموقع برمیگشتی و میگفتی که اشتباه کردی، من میبخشیدمت! حتی اگه الانم میگفتی، میبخشیدمت... ولی بازم ترسیدی! بازم اشتباه کردی! راستی وقتی میخواست بره، دکمه های بالای پیراهنشو باز کرد....!(;❤️‍🩹'🔓 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 . "تو" باید یکی از شاه رگهایم باشی که "دوست داشتنت" بند نمی آید..!♥️🍃
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام من دیروز یه پیام دادم انگار برای بعضی ها سو تفاهم شده که چرا گفتی متاسفم و گفتن برای خودت متاسف باشو ما با شعوریم و خنگ نیستیم و ... ببین عزیزم این پیام من جواب خانم ۱۶ ساله نبود بیشتر صحبت با اعضای گروه بود که چرا قبل ازدواج به دختر و پسر آگاهی کافی و لازم نمیدید مطمئنن اگه شما از طلاق ناراحتی من هم ناراحتم من به این خانم پیشنهاد طلاق ندادم شما طوری صحبت کردید انگار من شمرم و شما فرشته اینکه میگم قبل ازدواج به همه مسائل فکر کنید پدر و مادر ها از بچه خودشون شناخت داشته باشن بعد خواستگار قبول کنن دختر و پسر با شناخت از معیاری خودشون ازدواج کنن یعنی تصمیم گرفتن بجای دیگران ؟؟! که شما میگی بدم میاد بجای دیگران تصمیم میگیرید .مشکل شما اینه که فکر کردی شما دلسوزی و با چهارتا قربونت برم و استیکر خنده و دوتا راهکار پیش پا افتاده مشکل این دختر خانم حل میشه خودت اصلا راهکارت رو خوندی؟ ژن بزن آه وناله کن شوهرت خوشش بیاد ! 😐 خود این این خانم گفتن کلی شوهرش قربون صدقه اش میره ناز و نوازش داره ولی فایده نداره و باز درد دارن اگه میگفتی به متخصص مراجعه کن پیش س++++س تراپ برو یه چیزی به این خانم بگید بره پیش س+++س تراپ همه ی مشکلش حل میشه هم از لحاظ روحی و هم جسمی 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام عزیزم مخم سوت کشید حسابی اعصابم بهم ریخت😡😡😡😡 خانومممم ببخشید ولی این چ وضع جواب دادن هست😡😡😔😔😔 اتفاقا من با نظر ایشون بیشتر موافقم تا شما کجا این خانوم ۱۶ ساله وقت ازدواج کردن و زندگی چرخوندش بوده؟؟؟ بعدم زنی ک محبت شوهرش و جای گول زدن میزاره و از رابطه با شوهرش داره زار میزنه وقت شوهر کردنش بوده این خانوم ی دکتر زنان رفتن ساده رو بلد نیست. شوهر داری بلده؟؟؟ خیلی برای خودمون افتخار کنیم ک دخترای گل زیر ۲۰ ساله رو شوهر بدیم اینا وقت نوجوانی کردنشونه ن وقت شوهر اینا همه این سن.فردا باز میخوان بیان بگن.افسرده ام.مشکلم زیاده. بابا انگار خانواده ها فقط دارن دنبال کم کردن نون خور می‌گردن. کلی میگم‌ زود شوهر دادن دختر فقط ی مزیت داره ببخشید منم رک میگم دچار انحراف جنسی نمیشه یعنی سریع تا یکی گفت دوست دارم واا نمیده ولی عیوبش خیلی بیشتره همین ک ایشون جواب رابطه شوهرشون و نمیتونه خوب بده،فردا شوهره خیانت کنه چی؟؟؟ یا چند سال دیگه همین خانوم نه،ولی کلا دخترای این سن.بیست و رد کنن دوباره عاشق بشن چی. ؟؟؟ 🙈🙈🙈🙈شما با اون خانوم عزیز خیلی بی احترامی صحبت کردی.خودتم ی جوریایی داری تصمیم گیری میکنی 😂😂😂😂 در ضمن دختر عزیز. واقعا سنت برای ازدواج زود بوده و کم حالا ک ازدواج کردی فکر دوا و درمون باش ن ک محبت شوهرت و گول زدن فرض کن با مادر و خواهرت مشورت کن دکتر زنان یادت نررررره😂😂😂 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام شبخوش مدیرعزیزم باباقسمتون میدم این همه حرفهاس+++سی وبی ربط نزنیدتوی کانال ایشون برن دکترزنان وتمام شایدامردیاپسرتوی کانال باشه پس لطفااین بحث تمام الان اینترنت حلال مشکلات موفق باشیدهمگی لطفابزاریدبرای دوستان کم کش بدن این موضوع را 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام ماهی جان به خانوم Rzبگین قبل رابطه که میخوایین پسرداربشین ۱۱بارسوره والفجر رو به آب بخونین وهم خودتون هم شوهرتون بخورین این سوره به نام امام حسین علیه السلام هست هم برای اونهایی که بچه دارنمیشن هم برای پسر دارشدن صدق میکنه من خودم دوتا دختر داشتم یه پسر بهم داد خدا البته خواست خدا هرچی باشه 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام دوستان مهسا هستم و ۱۹ سالمه ۳ ماهه ک ازدواج کردم درواقع ۲سال بود ک عقد بودم ،و همسرم ۲۱
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام دوستان مهسا هستم و ۱۹ سالمه ۳ ماهه ک ازدواج کردم درواقع ۲سال بود ک عقد بودم ،و همسرم ۲
منو همسرم تو این ۲ سال هر سختی ک فکرشو بخایین بکنین کشیدیم ،از در ب دری و بی پولی،بالخره با تمام سختی هایی ک کشیدیم و التماس کردن ب ضامنا تونسیم وام ازدواجمون رو برداریم خانواده همسرم ک کلن خودشون رو توی هر مسئله ای کشیدن کنار برای مثال تو این ۲ سال ک من عقد بودم ن عیدی آوردن و ن چیزی ،وقتایی و خونه مادر شوهرم میرفتم مادرشوهرم ب طور غیر مستقیم هر چی از دهنش در میومد ب من میگف یا همش دعوا راه مینداخت ،یک دفعه هم ک یادمه دوباره وقتی ک منو همسرم رفتیم خونشون دعوا راه انداخت و منو فوش داد همسرم هم باهاش دهن ب دهن شد ک تمومش کن ولی اون ساکت نشد همسرم هم با مشت زد ب شیشه و رگ وتاندوم دستش پاره شد دوباره من بودم و همسرم و چن روز توی بیمارستان تک و تنها ما حتی پول بیمارستان رو هم نداشتیم ک تسویه کنیم و بیاییم بیرون . خلاصه جدا از همه این حرفا موقع ازدواج رسید همسرم تمام کارای عروسی رو خودش تک و تنها انجام داد خانواده شوهرم حتی از تاریخ عروسی هم خبر نداشتن بماند ک خانواده خودم هم کم کاری کردن و جهیزیه درست و حسابی برام نخریدن الان قراره چن روز دیگه مهمون بیاد خونمون و من هم استرس روبه شدن باهاشونو دارم میترسم از اینکه بگن این چ مبلایی ک خریده و چرا اتاق خابش تخت خواب نداره و کلی دردای دیگه و اینکه همسرم سربازع ببخشید ک طولانی شد تروخدا بگین چیکار کنم ن پول دارم ک وسایل منزل جدید بخرم ن میتونم ک مهمونارو خونه راه ندم ناگفته نماند ک همسرم خیلی منو دوس داره و بخاطر من خیلی سختی کشیده و واقعا ب پام مونده . 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام به شما عزیزان میخواستم درمورد رمز گوشی باهاتون صحبت کنم ک اکثر خانم ها بهش اشاره کردید و اینک بعضی از خانم ها از این موضوع احساس ناراحتی میکنن..