مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 من یه خانومه ۱۵ ساله ام که نزدیک به یک ساله ازدواج کردم خیلی خداروشکر زندگیه خوبی دارم و هم
سلام مهنا جون
ممنونم واقعا بابته کاناله عالیتون
من خیلی وقتا که دلم میگیره میام کانالتون رو میبینم حالم واقعا خوب میشه
ان شاءالله اجرت با حضرت زینب ( سلام الله علیها)
اگه میشه پیام منو تو کانال بزارید چون خیلی محتاج مشورتاتونم
من یه خانومه ۱۵ ساله ام که نزدیک به یک ساله ازدواج کردم
خیلی خداروشکر زندگیه خوبی دارم و همسرم دوسم داره اما یه مشکلی هست
اونم اینکه مادرشوهرم خیلی اذیتم میکنه
دخالت اینا نداره ها اما با طرز پوشش و طرز عشوه هاش حالم و خراب میکنه
لخت میگرده پیشه همسرم
یامیره حموم در و باز میکنه میگه بهم حوله بدید
یا لباسای جذب کوتاه میپوشه و باسنشو یا معذرت میخوام (اونجاشو) هی ور میره باهاش و میاد سمته همسرم همه اش به بدنش تاب میده
یا با راناش ور میره
خیلی اذیتم میکنه، گاهی نفسم از کاراش در نمیاد، نمیدونم چی کار کنم یا چطوری رفتار کنم باهاش تا بفهمه کارش اشتباهه
حالم خیلی بده، کمکم کنید...
میتونید منو بنت الزهرا صدا کنید
خیلی ممنونم
مهنا جون خواهش میکنم پیام منو بزار کانال
من همسرمو خیلی دوست دارم نمیخوام اذیتش کنم اما چه کنم که خودم اذیت میشم
همسرم به مشاوره رضایت نمیده
منم خواستم از این طریق مشاوره بگیریم
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام ماهی خانم این پیام منو از تو کانال پاک کنین لطفا فک کنم بعضیا بد منظور منو متوجه شدن درسته بعضیا بچه هاشون رو زود عروس میکنن ولی اگه این خانم های محترم یه خورده عاقلانه تر فکر میکردن ای حرفارو نمیزدن که بگن یا واسه نون خور کم عروس میکنن یا بخاطر انحراف جنسی اون دختری که بخواد تو مجردی به سمت انحرافات جنسی بره همون بهتره وه بمیره واقعا خوشم نمیاد از حرفشون لطفا این پیاممو تو کانال نذارین روی صحبت با خود شما ماهی گلی بود
من خیلی ناراحت شدم میخواستم کانال رو ترک کنم وای بحاطر شما و خوبی هاتون ترک نکردم
من اصلا نمیخواستم بقول اون خانم که گفتن انقدر کشش ندین نمیخواستم دربارش صحبت کنم دیدم این خانم داره میگه که زود عروس شدی و فلان و دارن تحقیرش میکنن درسته ایشون سنش کمه ولی الان ازدواج کرده و جای سرزنش کردنش نیست اونم وقتی که داره به طلاق فکر میکنه
راست میگن خانم ۱۶ ساله محبت های شوهرش رو یه چیز دیگه میبینه اصلا ولی خب ما باید کمکش کنیم نه که سرزنشش کنیم بیشتر هولش بدیم سمت طلاق
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
سلام عزیزمممنون بابت کانال خوبتون♥️
وسایل قدیمی همسر جان😍
عتیقه های همسر جان🤩
یکم نوستالژی ببینیم 😍😍
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام ماهی جون لطفآ پیام منم بزار حداقل کمکی بشه به اون خانمی که گفتن شوهرشون رو دوست ندار
چرا همدیگه رو قضاوت میکنیم وقتی اون شرایط نیستیم ....منم سرگذشتم کامل شبیه این خانم هست و مجبور شدم 😔با کسی که دوستش داشتم پیام بدیم باهم و درد دل کنیم
ازبچگی اسمم رو پسر خالم بود و با فکر اوندنیام و ایندم رو میساختم ...اونم منو دوست داشت هروقت همو میدیدمش دوتامون هول میشدیم و سرخ میشدیم جوری تپش قلب داشتم که فک میکردم قلبم میخاد بزنه بیرون گذشت تا من شدم ۱۸ ساله...دختری سفید با قد بلند و زیبا خاستگارهای زیادی داشتم ...پسر خالم هم فهمید اما نیومدجلو که بعدها فهمیدم بخاطرآزمایش خون و حرف و حدیث فامیل ترسیده مادرش اجازه نداده حرف بزنه ...منم از رو بچگی لج کردم و به اجبار خونوادم که گفتن تو و پسر خالت بدردهمنمیخورید یکی از خاستگارهام جواب دادم الان ۲۰سال هر روز عذاب میکشم خیلی خاستم فراموش کنم اما نمیشه شایدم چون محبتی ازشوهرم ندیدم نشد ...شوهرم ادم خوبیه اما بددهن و اصلآ محبت نمیکنه منم بخاطر دوتا بچم باهاش سر میکنم ..اوایل خیلی محبت میکردم به شوهرم اما دیدم فایده نداره بدتر توهم میزنه و فکمیکنه از خوبیش و بهش میگفتمتو منو دوست نداری ..میگفت تو هم اگه منو محبت میکنی من خوبم البته با جاریام که حرف میزدم فهمیدم اونامدل خوشی از شوهرهاشون ندارن و اینا کلآ بدزن هستن باباشونم همینجوربوده...منم دیگه مثل خودش شدم خونه فامیل و خونوادم باهام نمیاد و اینمنو اذیت میکنه صب تا شب تو خونه اسیر شدم نه مهمونی نه تفریح نه مسافرت توقع هم داشت من خونوادش دعوت کنم و سفره بندازم اوایل میکردم اما بعد افتادم تو لج و لجبازی و هر جور رفتار کرد منم مثل خودش خودش رو از همه بالا میگیره ...منم دیگه خسته شدم از بی محبتی هاش یه شب پیام دادم پسر خالم ..دیدم اونم از خدا خواسته جواب داد و خیلی خوشحال شد اما اونمزن گرفته و راضی نبود و گفت من بعد تو با کسی خوشبخت نمیشدم به اجبار خونوادش ازدواج کرده ...الان حال روحیم خیلی خوبه آرامش دارم پیام هامون زیاد نیست در حد احوال پرسی ...اما همدیگه رو دوست داریم من خیلی تنهام از کسی محبت ندیدم ببینم محبت واقعی چیه ...پشت و پناهی ندارم دلم یکی رو میخاد بهش تکیه کنم مثل کوه محکم باشه از خونوادمم هم کسی باهام نبوده و نیست خاستمتو نامزدی بهم بزنم اما پشتمنبودن همه مشکلات رو از چشم بابا مامانم میبینم هیچ وقتم محبتی ازشون ندیدم متنفرم از بابا مامانم براشون مهم نیست من چه حالی دارم فقط دلشون خوشه بزرگمون کردن و از خونه کردنمون بیرون حلالشون نمیکنم هیچ وقت ازشون رو ندیدم درد و دل کنم باهاشون همیشه ریختم تو خودم 🌺
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام خسته نباشید به کمک شما دوستان نیاز دارم لطفا با تجربه های خودتون کمکم کنید🙏 من ۱۹ س
من با همسرم سنتی ازدواج کردم. و مشکلم اینه که همسرم قبل ازدواج با من دختر عموش رو میخواسته وقتی به پدرش گفته دختر عمو رو برام خواستگاری کن پدرش گفته یا منو انتخاب کن یا دختر عموت رو چون دختر عموش قبلا عقد کرده بود با یکی و اون رو نمیخواسته جدا شدن ....من اول اینو نمیدونستم وقتی به رفتار شون شک کردم تحقیق کردم فهمیدم که اره قضیه اینجوری بوده الان هر مهمونی میرم با همسرم خانوادش دختر عموش هم هست و جلوی اون همسرم اصلا به من توجه نمیکنه جوری رفتار میکنه ک انگار اصلا براش مهم نیستم وقتی بهش میگم میگه خجالت میکشم البته خجالتی هم هست.. این رفتارش داره منو افسرده میکنه ...توی خلوت خوبه اهمیت میده شوخی میکنه ... هر چی هم بهش گقتم جلوی جمع به من توجه کن با من شوخی کن اصلا انگار ن انگار که چیزی گفتم نمیدونم چیکار کنم البته کافیه یه اشتباه کنم تا همیشه بزنه تو سرم واقعا خسته شدم طرز فکر خودم منو خسته کرده وقتی توی جمع با دختر عموش رو به رو میشه هزار جور فکر خیال میاد تو سرم اصلا دلم نمیخواد جای برم و اون دوتا رو با هم ببنیم حس بدی دارم راه درست چیه لطفا لطفا کمکم کنید من واقعا دارم اذیت میشم😔😔😔😔
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام تو رو خدا احتیاج به راهنمایی فوری دارم من تا حالا تجربیاتو خوندم ولی اولین باره دارم
من الان ۷ماهه ازدواج کردم سه سال نامزدی وعقدم طول کشید تویی دوران نامزدی شوهرم گفت که قبلا با یه دختری چهار سال دوست بود وقراربوده با هم ازدواج کنن ولی امارشو دراورده فهمیده بجز شوهرم با چن نفر دیگه ام دوس بوده وکلا خانوادتن دوتا خواهران که حرف پشت سرشون بوده که دیگه شوهرمم نگرفتش اینو برام تعریف کرد تا گذشت وتویی این سه سال کوچکترین خیانتی حتی درحد پیامم از شوهرم چیزی ندیدم چن ماه از عروسیمون گذشت شوهرم گفت اون دختره به یکی از دوستام پیام داده که تو عروسمون می خوا بیاد خودشو اتیش بزنه عروسیمونو بهم بزنه گفت دوستام گفتن گفته ول کن زندگیش نیستم...چن روز پیش من رفته بودم خیابون موقعی ۱۵دقیقه تا سر کوچه رفتم وکارتم جا مونده بود اومدم خونه دیدم صدایی جر بحث تو خونمون میاد رفتم دیدم همون دختره اس باشوهرم دنیا روسرم خراب شده کردمش اخر دنیا رو سرشون ولی شوهرم می گه اومده تا سر کوچه گفته می خوام تو این کوچه وآپارتمان اینقد دادو هوار کنم آبرو برات نزارم منم از ترس آبروم کشیدمش توخونه که باهاش حرف بزنم بگم دست از سر زندگیم بردار قران برام خورد که همین بوده خیانتی نکرده می گه می برمت مشهد اونجام برات قسم می خورم...ولی من هرکاری می کنم نمی تونم کنار بیام شب وروزم جهنم شده دارم دیونه میشم اون خانم تو خونم دیدم البته اینم بگم آمارشو درآوردم آدم درستی نیس چون ازدواج کرده طلاق گرفته بچه ام داره با شوهرشه پرسیدم گردن کسایی که می گن ادم هرزه ایه ودرست نیس.به نظرتو خانم چیکارکنم من تو روخدا کمکم کنید نمی تونم به خانوادمم بگم...
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882