eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.1هزار دنبال‌کننده
41.4هزار عکس
686 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🎶♥️🎶 سلام ماهی جون لطفآ پیام منم بزار حداقل کمکی بشه به اون خانمی که گفتن شوهرشون رو دوست ندارن ...
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام ماهی جون لطفآ پیام منم بزار حداقل کمکی بشه به اون خانمی که گفتن شوهرشون رو دوست ندار
چرا همدیگه رو قضاوت میکنیم وقتی اون شرایط نیستیم ....منم سرگذشتم کامل شبیه این خانم هست و مجبور شدم 😔با کسی که دوستش داشتم پیام بدیم باهم و درد دل کنیم ازبچگی اسمم رو پسر خالم بود و با فکر اون‌دنیام و ایندم رو میساختم ...اونم منو دوست داشت هروقت همو میدیدمش دوتامون هول میشدیم و سرخ میشدیم جوری تپش قلب داشتم که فک میکردم قلبم میخاد بزنه بیرون گذشت تا من شدم ۱۸ ساله...دختری سفید با قد بلند و زیبا خاستگارهای زیادی داشتم ...پسر خالم هم فهمید اما نیومدجلو که بعدها فهمیدم بخاطرآزمایش خون و حرف و حدیث فامیل ترسیده مادرش اجازه نداده حرف بزنه ...منم از رو بچگی لج کردم و به اجبار خونوادم که گفتن تو و پسر خالت بدردهم‌نمیخورید یکی از خاستگارهام جواب دادم الان ۲۰سال هر روز عذاب میکشم خیلی خاستم فراموش کنم اما نمیشه شایدم چون محبتی ازشوهرم ندیدم نشد ...شوهرم ادم خوبیه اما بددهن و اصلآ محبت نمیکنه منم بخاطر دوتا بچم باهاش سر میکنم ..اوایل خیلی محبت میکردم به شوهرم اما دیدم فایده نداره بدتر توهم میزنه و فک‌میکنه از خوبیش و بهش میگفتم‌تو منو دوست نداری ..میگفت تو هم اگه منو محبت میکنی من خوبم البته با جاریام که حرف میزدم فهمیدم اونام‌دل خوشی از شوهرهاشون ندارن و اینا کلآ بدزن هستن باباشونم همینجوربوده...منم دیگه مثل خودش شدم خونه فامیل و خونوادم باهام نمیاد و این‌منو اذیت میکنه صب تا شب تو خونه اسیر شدم نه مهمونی نه تفریح نه مسافرت توقع هم داشت من خونوادش دعوت کنم و سفره بندازم اوایل میکردم اما بعد افتادم تو لج و لجبازی و هر جور رفتار کرد منم مثل خودش خودش رو از همه بالا میگیره ...منم دیگه خسته شدم از بی محبتی هاش یه شب پیام دادم پسر خالم ..دیدم اونم از خدا خواسته جواب داد و خیلی خوشحال شد اما اونم‌زن گرفته و راضی نبود و گفت من بعد تو با کسی خوشبخت نمیشدم به اجبار خونوادش ازدواج کرده ...الان حال روحیم خیلی خوبه آرامش دارم پیام هامون زیاد نیست در حد احوال پرسی ...اما همدیگه رو دوست داریم من خیلی تنهام از کسی محبت ندیدم ببینم محبت واقعی چیه ...پشت و پناهی ندارم دلم یکی رو میخاد بهش تکیه کنم مثل کوه محکم باشه از خونوادمم هم کسی باهام نبوده و نیست خاستم‌تو نامزدی بهم بزنم اما پشتم‌نبودن همه مشکلات رو از چشم بابا مامانم میبینم هیچ وقتم محبتی ازشون ندیدم متنفرم از بابا مامانم براشون مهم نیست من چه حالی دارم فقط دلشون خوشه بزرگمون کردن و از خونه کردنمون بیرون حلالشون نمیکنم هیچ وقت ازشون رو ندیدم درد و دل کنم باهاشون همیشه ریختم تو خودم 🌺 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام خسته نباشید به کمک شما دوستان نیاز دارم لطفا با تجربه های خودتون کمکم کنید🙏 من ۱۹ سالمه یه سال ۶ ماه میشه عروسی کردم الان یه دختر ۱ ماهه دارم ....
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام خسته نباشید به کمک شما دوستان نیاز دارم لطفا با تجربه های خودتون کمکم کنید🙏 من ۱۹ س
من با همسرم سنتی ازدواج کردم. و مشکلم اینه که همسرم قبل ازدواج با من دختر عموش رو میخواسته وقتی به پدرش گفته دختر عمو رو برام خواستگاری کن پدرش گفته یا منو انتخاب کن یا دختر عموت رو چون دختر عموش قبلا عقد کرده بود با یکی و اون رو نمی‌خواسته جدا شدن ....من اول اینو نمیدونستم وقتی به رفتار شون شک کردم تحقیق کردم فهمیدم که اره قضیه اینجوری بوده الان هر مهمونی میرم با همسرم خانوادش دختر عموش هم هست و جلوی اون همسرم اصلا به من توجه نمیکنه جوری رفتار میکنه ک انگار اصلا براش مهم نیستم وقتی بهش میگم میگه خجالت میکشم البته خجالتی هم هست.. این رفتارش داره منو افسرده میکنه ...توی خلوت خوبه اهمیت میده شوخی میکنه ... هر چی هم بهش گقتم جلوی جمع به من توجه کن با من شوخی کن اصلا انگار ن انگار که چیزی گفتم نمیدونم چیکار کنم البته کافیه یه اشتباه کنم تا همیشه بزنه تو سرم واقعا خسته شدم طرز فکر خودم منو خسته کرده وقتی توی جمع با دختر عموش رو به رو میشه هزار جور فکر خیال میاد تو سرم اصلا دلم نمیخواد جای برم و اون دوتا رو با هم ببنیم حس بدی دارم راه درست چیه لطفا لطفا کمکم کنید من واقعا دارم اذیت میشم😔😔😔😔 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام تو رو خدا احتیاج به راهنمایی فوری دارم من تا حالا تجربیاتو خوندم ولی اولین باره دارم ازتون کمک می خوام تو رو خدا ماهی خانم اینو بزارین احتیاج به راهنمایی دارم دارم خفه میشم....
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام تو رو خدا احتیاج به راهنمایی فوری دارم من تا حالا تجربیاتو خوندم ولی اولین باره دارم
من الان ۷ماهه ازدواج کردم سه سال نامزدی وعقدم طول کشید تویی دوران نامزدی شوهرم گفت که قبلا با یه دختری چهار سال دوست بود وقراربوده با هم ازدواج کنن ولی امارشو دراورده فهمیده بجز شوهرم با چن نفر دیگه ام دوس بوده وکلا خانوادتن دوتا خواهران که حرف پشت سرشون بوده که دیگه شوهرمم نگرفتش اینو برام تعریف کرد تا گذشت وتویی این سه سال کوچکترین خیانتی حتی درحد پیامم از شوهرم چیزی ندیدم چن ماه از عروسیمون گذشت شوهرم گفت اون دختره به یکی از دوستام پیام داده که تو عروسمون می خوا بیاد خودشو اتیش بزنه عروسیمونو بهم بزنه گفت دوستام گفتن گفته ول کن زندگیش نیستم...چن روز پیش من رفته بودم خیابون موقعی ۱۵دقیقه تا سر کوچه رفتم وکارتم جا مونده بود اومدم خونه دیدم صدایی جر بحث تو خونمون میاد رفتم دیدم همون دختره اس باشوهرم دنیا روسرم خراب شده کردمش اخر دنیا رو سرشون ولی شوهرم می گه اومده تا سر کوچه گفته می خوام تو این کوچه وآپارتمان اینقد دادو هوار کنم آبرو برات نزارم منم از ترس آبروم کشیدمش توخونه که باهاش حرف بزنم بگم دست از سر زندگیم بردار قران برام خورد که همین بوده خیانتی نکرده می گه می برمت مشهد اونجام برات قسم می خورم...ولی من هرکاری می کنم نمی تونم کنار بیام شب وروزم جهنم شده دارم دیونه میشم اون خانم تو خونم دیدم البته اینم بگم آمارشو درآوردم آدم درستی نیس چون ازدواج کرده طلاق گرفته بچه ام داره با شوهرشه پرسیدم گردن کسایی که می گن ادم هرزه ایه ودرست نیس.به نظرتو خانم چیکارکنم من تو روخدا کمکم کنید نمی تونم به خانوادمم بگم... 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 برشی از یک زندگی ......👇 سلام به دوستان عزیزhهستم ۲۵ساله۶ساله ک ازدواج کردم منکه عروسی کردم رفتم تو ی اتاق توی خونه مادرشوهر
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 برشی از یک زندگی ......👇 سلام به دوستان عزیزhهستم ۲۵ساله۶ساله ک ازدواج کردم منکه عروسی کرد
ب امید اینکه خونه ی نیمه کار تو حیاطشونو درست کنیم و بریم توش‌(پدرشوهرم خودش گف) خونه ک ندادن هیچ چشمتون روز بد نبینه جلو روم ب شوهرم می‌گفت زن باید چوب تو سرش باشه گوشی میخواد چیکار گوشیشو ازش بگیر چ معنی داره داماد بره خونه پدرزنو....دیگه خودتون تا تهش برید منم ی دختر ساده و بی سیاست ک فک میکردم همه مثل خودمن اگه من چیزی نگم میگن دختره خوبیه دست از سرم برمیدارن من تو شهرشون غریب بودم و شدم زندانیه خونشون صبح تاریک میومدن دم در کلفتی میکردم تا شب اگه با تلفن حرف میزدم دعوا ک هر کی شوهر می‌کنه تلفن صحبت بکنه ک چی اگه ظهر می‌خوابیدم دعوا ک من عروس آوردم کار بکنه میگیره میخابه ک چی....آخ ک چیا نکشیدم از شوهرم بگم مثل موش از باباش میترسید و حرف حرف باباش بود تا جایی ک ب باباش کف اختیار زنم دست توعه هرچی تو بگی کتک از شوهرو پدر شوهر فحش جنگ دعوا قهر طلاق کشی ی چند وختی خوب بود شوهرم دوباره همون آش و همون کاسه مادرشوهرم ی دفه ب مامانم گفت دخترت بساز نیس حالا با دخترم میرم ی جا براش دعا می‌نویسم تا خوب بشه مامانم از ترس جنگ دعوا ب من نگفت تا همین تازگیا ک من مطمعن شدم شوهرم براش دعا می‌نوشتن انقد غلام حلقه بگوش بود هیچی دیگه ی روز تصمیم گرفتم یا زندگیمو درس کنم یا طلاق(باردار بودم) پیش خودم گفتم شوهر من پیش من میخابه بیشتر وختش با منه اگه اونا تونستن انقد ب خودشون وابستش کنن منم میتونم با روی خوش محبت ادامه 👇👇👇👇👇
مَــــــــنِ آرام💜✨
ب امید اینکه خونه ی نیمه کار تو حیاطشونو درست کنیم و بریم توش‌(پدرشوهرم خودش گف) خونه ک ندادن هیچ چش
مشکل شوهر من این بود ک همیشه میزدن تو سرش ک تو نمیتونی تو هیچی نیستی تو عرضه نداری هیچ کاری کنی بلد نیستی جوری ک شوهرم باورش شده بود هیچی حالیش نیست اعتماد بنفس نداشت روز ب روز ب پدرش وابسته تر میشد تصمیم گرفتم بهش اقتدار بدم بهش گفتم تو مرد منی هیشکی و جز تو ندارم تو این شهر غریب بخاطر تو اینجام و تحمل میکنم تو مگه از کی کمتری اونا تونستن تو هم میتونی و...( با لحن دردو دل) کم کم خرجمونو جدا کردیم تصمیم گرفتم وختی کسی بهم توهین کرد بجای اینکه ب شوهرم بگم و باهاش دعوا کنم ک تو نمیتونی از زنت دفاع کنی خودم جوابشو بدم چون کسی نمیگه دختر خوبیه ک جواب نمیده یا مؤدبه بجاش دردو دل و گریه هامو پیش شوهرم میکردم و بهش میگفتم بجز تو ک کسیو ندارم دردودل میکنم تا سبک شم.... شوهرم شد پشتیبانم هرکی بهم چیزی میگف جلوشون در میومد دیگه منو میبرد خونه ی بابام کسی جرات نمی‌کرد بهم چیزی بگه دخالتاخیلی کمتر شده بود ولی بازم بود چند سال گذشت تا اینکه من خسته شدم از زندگی تو ی اتاق تا شوهرم اینقدر خوب بشه چند سال تلاش کردم و شکست خوردم نا امید شدم ولی باز ادامه دادم گذشت تا ی دفه ک دعوامون شده بود برادر شوهرم بهم فحش داد منم کردمش بهونه ک دیگه تحمل ندارم یا خونه بمون بدین دیوار بکشیم یا میرم کرایه نشینی شهر کوچیکی بود و براشون عیب داشت ک خونه داشته باشن ولی بچه هاشون کرایه نشین باشن من رفتم خونه ی بابام شوهرمم بزرگارو واسطه میکرد بهمون خونه بدن خلاصه بعد دوماه راضی شدن دیوار بکشیم اولاش شوهرمم باز خیلی بهونه می‌گرفت با من دعوا راه مینداخت ولی کم کم خوب شد تا جایی ک الان دوماهه خونه ی باباش پا نزاشته با اینکه باهاشون قهر نیستیم و دیوار ب دیواریم چون هروخت می‌ره اونجا باباش دعوا راه میندازه ک تو بی عرضه ای و... ولی من بهش اقتدار میدم میخواستم بگم تا یکی میگه تو زندگیم مشکل دارم همه میگن برو جداشو تو جوانی ولی ن خانم عزیز تلاشتو برای زندگیت بکن ک بعدن پشیمون نشی ک از سر لجبازی زندگیمو از دست دادم اگه نشد بعد طلاق بگیر 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام تو رو خدا پیام منم بزارین تو گروه تا دوستان رهنماییم کنن من الان 29 سالمه شوهرم 32ساله پنچ ساله ازدواج کردم
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام تو رو خدا پیام منم بزارین تو گروه تا دوستان رهنماییم کنن من الان 29 سالمه شوهرم 32ساله
بچه دار نشدیدیم هنوز خیلی بدبختی کشیدیم من قبل شوهرم پسر عمه بابام نه سال دوست هم داشتیم ولی در حد نگاه کردن ودوسه بار نامه.هم دادیم بعد اون پسر عموش فوت کرد منم در اون میانا با پسر خالم عروسی کردم الان هی پیام میده منم جوابش میدم بعد از این طرفم شوهرم خیلی معصومه نگاش میکنم داغون میشم بین هردوشون گیر کردم تو رو خدا یه راه برای بچه دار شدن دکتر گفته چربی تخمدان داری بهم بدین شاید بچه دتر بشم هم اون منو ول کنه هم من اونو تورو خدا پیاممو ثبت کنین ممنون از کانال خوبتون 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام من همیشه خواننده بودم ولی الان یه سوال داشتم امیدوارم پیاممو بزارید توی چنل تا دوستان کمکم کنن من ۱۹ سالمه و ۵ ماهه عقد کردم مشکل دیگه ای با همسرم ندارم از هر لحاظ خیلی خوبه فقط یچیزی چند روزه ناراحتم می‌کنه احساس میکنم محبت فیزیکیش کمتر شده بعضی شبا تا من شب بخیر نگم اونم نمیگه و میخوابه یا مثلاً اگه در طول روز من زنگ نزنم اگه کار واجب نداشته باشه اصلا زنگ نمیزنه ولی خب من دلم طاقت نمیاره و چون سرکاره زنگ میزنم حالشو میپرسم ‌. درسته زنگ زدن و پیام دادن نوبتی نیست ولی خب اونجوریم نیست که همش یه طرفه باشه شاید از نظر بعضیا خیلی مسئله کوچیک و بی اهمیتی باشه ولی منو ناراحت می‌کنه و باعث میشه فک کنم شوهرم دوسم نداره با اینکه ثابت کرده واقعا . ببخشید طولانی شد منم باشم H 🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️ پرسش # سلام یاسمین خانم و دوستان عزیز خواستم بدونم کسی میدونه چربی سوزی بینی دائمی هس یا نه ممنون میشم کسی که میدونه تجربه داره یا از اطرافیان دیده به منم بگه دعاش میکنم 🤲 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882