eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.8هزار عکس
679 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
مَــــــــنِ آرام💜✨
،تواین چهارسال بامادرشوهرم تویه حیاط زندگی میکردم شوهرم سنش کم بودخیلی کوتاهی میدیدم ودخالتای خواهر
شکایت نکردن بابام همه چیوبدترکردبرام بدترشدن برام دیگه شروع کردن ب خراب کردن زندگی من شوهرم اصلاخونه نبودروزا،دنبالش میفرستادن یازنگش میزدن بیاشام بخورمن بابچم مثل اسیرتوخونه نه خریدی انجام میداد،فقط صدای خنده هاش روازخونه مادرش میشنیدم ،هی می اومدتوخونه بادعواک طلاقت میدم دیگه نمیخوامت آخه من چکارکردم گناهم چیه😭فوری میگفت این ازدواج منوتوازروزاول اشتباه سرگرفته،دوماه این وضع روتحمل کردم هرچی فشارگرفتن منم بخاطربچم تحمل کردم نرفتم ازخونه بیرون تااینکه شوهرم ب زورطلاهاموازم گرفت منوانداخت بیرون ازخونه بچمم ندادبعدهرکی رفت گفت بچه روبدین گفت نمیدیم طلاقش میدیم منم نمیخواستم کارب شکایت واینابکشه تاببینم چی میشه ۱۰روزبچه ۱۴ماهه روازم گرفتن همه همسایه هازنگ میزدن ک بچه ات شباازگریه میمیره وزنده میشه منم مادرم نمیتونستم زجرکشیدن تکه ای ازوجودم روببینم وشاهدباشم دیگه مجبورشدم برم شکایت کنم وتوسط کلانتری بچه روازش بگیرم ودیگه یک ماهی خونه مامانم بودم وواومددنبالم ک من زنم وزندگیم رومیخوام ومیرم سرخونه زندگیم همه گفتن بروبخاطربچه ات همه فکرکردیم سرش ب سنگ خورده وواقعاپشیمونه ب خودش اومده منم باهاش رفتم خونم،خونه ای ک خالی کرده بودن تمام جهیزیه روانتقال داده بودن جای دیگه ودوروزبعدباهام دعواکردک من اومدم دنبالت فقط واسه اینکه نفقه ندم توچراباهام اومدی منم تحمل کردم شبای اول زمستون روبدون هیچ وسیله گرمایشی بایه پتوتواون خونه تحمل کردم ظهرازسرکارمی اومدلباساشوعوض میکردمیرفت خونه مادرش تاساعت۱۲شب می اومدیه گوشه ای میخوابید بعضی وقتا ک موقع شام خونه بودمی اومدن درخونه صدامیزدن یازنگ میزدن ک بیاشام بخور،تاساعت۱۲نمی اومد،بیشتراوقات چهارپنج ساعت بچه روازم میگرفت میبرد😭تک وتنهاتوخونه،دیگه این شدک واسم عدم تمکین آورد ویکم بعدش دادخواست طلاق داد منم اومدم خونه بابام،این شدسرنوشت زندگیم ک بخاطرهیچ وپوچ وگناهی وبادخالتهای خواهرشوهراومادرشوهرنابودوشوهری و یه ریزمیگفت ک باورکن عاشقتماروزی رسیدی ک فقط میگفت بروبیرون😔الانم موندم بین دوراهی ک حضانت بچه رومال بگیرم یانه ازطرفی میگم تواین گرونی وزمونه گرگ نتونم ازپسش بربیام وبزرگش کنم ب تنهایی،ازیه طرف نمیتونم یه تکه وجودم روازخودم جداکنم شب وروزم فقط گریه ست😭وطلسم هاودعاهایی ک توخونم دیدم واسه نابودکردن زندگیم،۸ماهه آرامش ازبچم گرفته شده 😔اگه من یه مادرم ودلم شکسته زن وشوهرمشکلی نداشتیم بقیه نذاشتن زندگیم کنیم نفرین نمیکنم اما تک تک شون روواگذارمیکنم ب همون خدا،خدایی ک قاضی خوبیه هرجوری حقشونه مجازاتشون کنه،برام دعاکنیدک هرچی خیرمه همون شه وحقی ازم پایمال نشه🙏شرمنده اگه طولانی شد 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام لطفا منو راهنمایی کنید خیلی فکرم درگیره اصلا شبا نمیتونم بخوابم .۱۸سالمه . من ۱۱ماه عقدم همسرم شرایط مالی خوبی نداره قبلا گفته بودم خانوادش پشتش نیستن ...
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام لطفا منو راهنمایی کنید خیلی فکرم درگیره اصلا شبا نمیتونم بخوابم .۱۸سالمه .
الان دو هفته خانوادم نمیزارن باهاش برم جایی ، خونشون یا هر جای دیگه . از بس بهم گفتن اینکار نکرد اون کار نکرد منم هر چ میگه میگم ن اونم میگه اشکال نداره . میگن چون دور عروسی کرد و خانوادش نمیان و کمکش نمیکنن خودشم نمیتونه کاری کنه نمیخواد بری جایی بهاش وقتی بری جایی بیرون ببینیش اون پرو میشه . منم روم نیس چیزی بگم میگم باش . 😭 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام ماهی جون خوبین تو رو خدا پیام حتما توی کانال بزارین من کمر درد دارم دیگه زده پای راستم خیلی اذیتم دیکسم پاره شده خواستم بپرسم کسی راهنمایی داره بهم بکنه که بهتر بشم چه ورزشی چه چیزهای مفید بخورم ممنون میشم راهنمایم کنید زهرا هستم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام یاسمین خانم در رابطه با خواهر گلم ارزو 23 ببین گلم منم همسن خودتم تقریبا چندتا از مشکلات خودتو داشتم یا بیشترم حتی منم مثل خودت شوهرم از خونه بیرونم کرد بچم که پسر یه ساله بود ازم گرفت منم بیست روز بعد با نامه دادگاه ومامور گرفتمش منم خانوادهم به شهر دیگع بود اون موقع بیست سالم یعنی دوسال بعد ازدواجم بخدا من خیلی خیلی عذاب کشیدم باز هم نرفتم خودش از خونه بیرونم کرد خلاصه بعد میگفت نمیخوامت اگر بیای خودکشی میکنم شوهرمم تک پسر بود با پنج تا خواهر پدر ومادرش خیلی اذیتم کرد منم وقتی دیدم اینطور میگن مهریه مو گذاشتم اجرا نفقه جهیزیه خلاصه بچمو گرفتم خوب میخواستم بگم به حرف دلت گوش بده یعنی اگه بچتهو میخوای بگیرش درستو ادامه بده بری سرکار این دوره زمونه کار برا بانوان بیشتره تا اقایون خلاصه این اقا خوب بشو نیست من برگشتم تازه به دخترم بهش اضافه کردم دیگه نه راه پس دارم نه راه پیش شوهرم خیلی اذیتم میکنه چه با حرفاش چه با کتک میدونم چی میگی اشتباه کی خ انواده هامون اینه که ما میفرستن پیش خانواده شوهر اصلا چه دلیلی داره پسر باید بمونه پیش پدر ومادرش به نظرم همون طور که دختر باید بره پسرهم باید از خانواده ش جدا بشه چه دلیلی داره اخه بمونع پیش خانوادهش خلاصه بچتو بگیر درستو ادامه بده به موقعش هم بای مرد خوب ازدواج کن خیلی ازمرد ها واقعا مرد هستن بچتو روهم مثل دختر خودش نگه میداره 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام به ارزوی عزیزم،بمیرم واسه دلت عزیزم‌.منم هم سن توام ولی دختر من ۳ ماه از دختر تو کوچیکتره و اون هفته با شوهرم دعوا کردم کتک خوردم ولی میدونستم اگه برم قهر یا طلاق بخوام دخترمو ازم میگیره و موندم نمیگم کارم درست بوده ولی میخوام اینا بگم میدونم چقدر حس دوری از پاره ی تنت سخته چقدر سخته شب ها بخوابی درصورتی که هرشب عزیزدلت بغلت میخوابیده و نمیدونی الان داره بدون تو زجر میکشه یا ن،خواهر عزیزم حضرت یوسف بنده ی عزیز خدا بود ولی تو بچگی چقدر زجر کشید ،تو همه ی این ظلم ها که در حق خودت و بچت میشه بسپار به خدا ولی تا جایی که میتونی حق ملاقات با بچت را از دادگاه بگیر که دوری از دخترت مطمئنا برات خیلی زجر بزرگیه و مطمئن باش دخترت وقتی بزرگ بشه میاد پیش خودت.مطمئن باش همیشه از خدا میخوام خیر بچت رو ببینی.خدا به جوونی هممون رحم کنه 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام به همه ی عزیزان،زینب خانم ۱۶ ساله کاش میگفتی که چرا از بچگیت هنوز که هنوزه داری زجر میکشی،وقتی داری میگی مامانم خیلی خوبه پس من پیش خودم این فکرا میکنم شاید رابطه ی خوبی با پدرت نداری،عزیز من حتما پیش مشاوره برو تا فکر و روحت اروم بگیره این خیلی عالیه که تو پاک هستی و اهل دوستی با پسر نیستی ولی نشونه ی بدی هست که اصلا دوست نداری طعم هم صحبتی با یه پسر را بچشی اخه رابطه با جنس مخالف برای هر پسر و دختری خیلی شیرینه و کشش خاصی داره.سن تو خیلی کمه برای خستگی از زندگی و امیدوارم که روی خوش زندگی را همیشه ببینی وگرن زندگی انقدر سختی داره که هنوز واسه بریدن و فکر خودکشی خیلی زوده،فقط خواهشم اینه ازت برو پیش مشاوره و مشکلت را حل کن و بعد درست را بخون و موقع خوب پسری را انتخاب کن که این حال بد را بهت برنگردونه .از من به همه ی دختران کانال نصیحت زندگی مشترک خیلی سختی داره پس شما به خودتون این لطف را بکنید با زود ازدواج کردن خودتون را درگیر مشکلای بزرگتر نکنید من خودم این راها رفتم ،دوستدار همه ی شما 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 آرزوجان عزیزم با حرفات قلبم آتیش گرفت باور کن اگ پیشت بودم اینجوری ساکت نمینشستم و کاری باهاشون میکردم ک ب گوه خوردن بیفتن مهرتو بذار اجرا تو خونه ننشین برو یه کار پیدا کن فقط ناامید نشو از سرنوشتت بسیار ناراحتم و فکرشم عذابم میده ولی محکومیم ب تحمل امید ب همون بالا سری باشه من ازش جواب گرفتم دعا میکنم نتیجه بده صبرت و جگرگوشه ات برگرده پیشت💔💔💔دعا کنیم امام زمان بیاد راحت بشیم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام صحبتم با مریم جان 19ساله اس عزیزم خیلی ناراحت شدم پیامتو خوندم انشالله بهترینا سر راهت قرار بگیره عزیزم شما نگفتی اون اقا خاستگاری کرده یا نه نگفتی دلیل مخالفت خانواده با ازدواج شما و اون اقا پسر چیه و اینکه گلم شما باید جسارت بخرج بدی من پیامتو که خوندم گفتی شوهر خاهرتون دست دراز میکرده شما چیزی نمیگفتین چرا وقتی متوجه میشدین باید داد و بیداد میکردین جسارت میکردین از خودتون دفاع میکردین به هر قیمتی که بود حالا گذشته ها گذشته ولی عزیزم اینبار واسه خاستت هم که شده واسه عشقت هم که شده جسارت به خرج بده شجاع باش میتونی اول به خاهرت بگی که کمکت کنه و بعد با پدرت یا مادرت صحبت کن و بگو حرف دلتو با ارامش کامل با دلیل و منطق ممکنه واکنش پدرو مادرتون خوب نباشه اول ولی خب شما هم باید حرف دلتو بزنی پیشنهادم اینه که اول به خاهرت و بعد به مادرت بگی پای داداشاتم وسط نکشه موفق باشی بانو♥️ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام خواهشاپیام منو توکانال بذارین صحبتم باخانم آرزوهس عزیزم بمیرم برای دل شکستنت،بخدااونقدناراحت شدم سخته آدم ازبچس جدابشه بنظرمن بروقران بازکن ببین قرآن چی میگ ولی اگ طلاق هم بگیری بابچه سخته بزرگ کردنش ب تنهایی،خودشم دختره اگ بخای دوباره ازدواج کنی خوبیت نداره پیش شوهردومت بمونه بنظرم بده ب پدرش خیلی سخته میدونم ولی مجبوری،مطمئن باش دنیادارمکافاته صدرصدهرکی باعث خرابی زندگیت شدآب خوش ازگلوش پایین نمیره حتماتاوانشو میده خیلی دوستت دارم بنظراشتباه مادخترااینه ک پیش مادرشوهر میریم زندگی کنیم هرچه دورتر بهتروحیاوحرمت هم سرجاش میمونه 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 صحبتم با دختر خانومی هست که ۱۶ سالشه و شوهرش ۲۶ عزیزم منم ۱۶ سالمه و شوهرم ۳۰ و پسر گل ۶ ماهه هم دارم.عزیزم به نظرم طلاق بگیر بچتو بگیر برو شکایت کن همسرت جوون خام هست و درست بشو نیست درستش اینه که تا دیر نشد بعد سه چهار سال که عمر تو هدر دادی دلتو با بی محلیاش خون کرد تصمیم به طلاق بگیری.اگه پشتوانه داری زود تر درخواست طلاق بده عزیزم.امید وارم مشکلت حل بشه و شوهرت سربه راه بشه وگرنه تو جوانی حیفه که جوونیتو پای یه آدم عوضی هدر بدی 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 با خوندن پیامشون بنده هم دلم گرفت😔 سلام ، من ۱۵ سالمه. ❤️لطفا هرکسی که حوصلش نمیگیره داستانمو بخونه فقط و فقط و فقط قسمت آخر ک ضربدر زدمو بخونه خواهش میکنم و امیدوارم ادمین بزاره❤️
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 با خوندن پیامشون بنده هم دلم گرفت😔 سلام ، من ۱۵ سالمه. ❤️لطفا هرکسی که حوصلش نمیگیره داس
بابام بازنشست ک شد همش ب مامان بدبختم گیر میداد واقعا دیگه روی اعصابمون بود.من خواهرم ازدواج کرده و برادرم بیشتر وقتا بیرونه و فقط من تو خونه ام و باید عذاب بکشم.بابام با مامانم سره یه چیزه خیلی مزخرف دعواشون شد و تا یک ماه یک کلمه با هیچکدوممون حرف نزد و همون موقع ها پدربزرگم توی شهرستان مریض میشه و بابام ب این بهونه ماه و ماه ها مارو تنها میزاشت تا فقط مارو نبینه.بعد ۱ سال پدربزرگم فت کرد ولی بابام ۶ ماه مارو ندیده بود یبار یواشکی رفتم پیامای مامانو بابامو خوندم چون عقلم نمیرسید،بابام خیلی بی رحمانه و بی ادبانه با مادرم صحبت میکرد و مادرم خیلی مودبانه و با احتیاط خیلی دلم برا مادرم میسوخت و شب ها گریه میکردم و روز ها میخندیدم واقعا برام سخت بود.میدیدم دوستام با خانوادشون میرن مسافرت یا براشون تولد میگیرن.شاید باورتون نشه ولی من تا حالا ی تولد درست حسابی نداشتم یا تا حالا بابام برام چیزی واسه تولدم نخریده یا حتی تبریک خشک و خالی. یبار روز تولدم بود بابام رفته بود بیرون و قبلش تو بالکن خرده اهن ریخته بود منم بچه بودم گفتم بزار جارو کنم تمیز شه تا بابام بهم بگه افرین وقتی ک از خونه اومد و بالکن و دید منو کتک زد ک چرا جارو زدم و خرده های اهن رو لازم داشته.فکر کنین ی بچه روز تولدش واسه اینکه ب باباش کمک کنه جارو میزنه بعد باباش کتکش میزنه و تا حالا کتکم نزده بود و هضمش برام تو روز تولدم سخت بود و تا حالا نشده بهش فکر کنمو اشک تو چشام جمع نشه هزار بار ب خودم گفتم بخشیدمش اما نمیشه واقعا خیلی بد شکستم کینه گرفتم انگار😔از اینا بگذریم ...بعد اینکه پدربزرگم فت کرد همه ازش میپرسیدن بابات ک فت کرد چرا نمیری تهران بابامم الکی میگفت چون هواش خوبه. مامانم از هر دری رفت نشد ک نشد اخرین راهش دعانویس بود ک رفت و دعانویس و دعانویس برامون دعا گرفت بعد ۶ ماه بابام برگشت باهامون خوب شد با همه حرف میزد انگار معجزه شده بود البته اینم بگم دعوا های کوچیک قبلی سره جاش بود و اما بعد چند ماه دوباره برگشت ب حالت قبلی دوباره مامانم رفت پیش دعانویس دوباره خوب شد.سره سالگرد پدربزرگم همگی دهات بودیم و بعدش ک فامیل ها رفتن و داداشمم باهاشون رفت من موندیم و مامانم و بابام .بابام بهمون گفت شما با عممینا نرید چند روز بمونید من میخوام باهاتون بیام تهران مام موندیم روز اخر ک قرار بود بریم مامانم گفت وسایلا رو جمع کنید بریم ک بابام گفت من نمیام مامانم خیلی ناراحت شد و بابامم منتظر همچین موقعی بودو دعوا گرفت بدجور داد میزد میگفت گمشین برین بیرون من فقط گریه میکردمو وسایلا رو جمع میکردم که دیدم بابام مامانمو کتک زد بابام چند بار زد.وسایلای اخرو جمع کردم بردم گذاشتم تو ماشین ک سرفم گرفت انقدر سرفم گرفت اقدر سرفه کردم ک حس کردم دیگه واقعا دارم خفه میشم ک بابام انقد سرفه کردم صدامو شنید و اومد بهم اب داد و دلش برای من سوخت و نذاشت بریم و گفت فردا ک روز شد برید.البته مامانم بیشتر از این ناراحت شده بود ک چرا از اول نگفته بود ک ما پشت شوهر عممینا بریم و ک مرد تو دل نداری میزاری زن و بچت توی تاریکی شب تنها برن.بعد ها هم مامانم رفت و خانومی کرد و از بابام معذرت خواست و اوردش تهران و الانم چند ماه ازین قضیه میگذره ولی همچنان اون دعوا های بد هستو اشکای مامانم ک منو میسوزونه.و جدیدا درگیر خود*ارضایی شدم و بگید ک با این شرایط چیکار باید بکنم🙂 ❌❌فقط میخوام یه چیزی رو بهتون بگم هیچوقت از زندگیتون استوری نزارین بگین ما خیلی خوشبختیم و فلان و بثال تروخدا خانومایی ک از رستوران ، مسافرت و ... استوری میزارین از شوهر و بچه هاتون تروخدا اینکارو نکنین شاید یه بچه اینارو نداشته باشه شاید با دیدن استوری یا پروفایلتون حسودی بکنه یا ناراحت بشه حتی اگه حسودی هم نکنه اما ناراحت میشه و اون ناراحتی اون بچه ممکنه زندگی شمارو نابود کنه چون دل یه بچرو شکستی❌❌❌❌ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882