مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 اسما جون میگه شروع زندگی متاهلی ام، وقتی میخواستم آشپزی کنم، حتما اندازه و پیمانه ها برایم
هر وقت از مادرم دستور غذایی را میپرسیدم، این جمله را میشنیدم، من چشمی میریزم! برایم عجیب بود. مگر میشد؟ میخندیدم و میگفتم: قربان چشمان میشی و قشنگت شوم . اندازه بگو مادر جان! اندازه! و برای آنکه دست از سرش بردارم چیزی میگفت و تمام.
یواش یواش یاد گرفتم چشمی کار کردن یعنی چه! اما برای پخت همه چیز جواب نمیداد! پیمانه و اندازه مهم بود! آن را هم سعی کردم یاد بگیرم.
آشپزی با پیمانه و اندازه راحت بود و هست، اما زندگی با اندازه و معیار کمی سخت بود!
میگویم بود! چون دیگر نیست. من خیلی جاها دست به اندازه ی خودم زدم تا با زندگی ،آدم هایش و روزهایش کنار بیایم.اما اشتباه بود. آدمیزاد هر کدام ترازویی در ذهن دارد، همه چیز را بالا و پایین میکند و بعد با توجه به شرایط خودش تصمیم می گیرد ! شاید هم اکثر آدم ها در دنیای ذهن خودشان قاضی هستند و راضی! پس بهتر است من خودم باشم، با صداقت رفتار کنم و دست به اندازه ی خودم نزنم. این طور ذهنم آرام تر است و حالم بهتر.
خوبی بزرگ روزگار این است که میگذرد.
دست به حد و حدود خودمان نزنیم. خودمان را قدر بدانیم. به گمانم همین کافی و لازم هر وجودی است.
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام به ادمین عزیز وهمه ی دوست ها .من ۲۷ سالمه اسمم باشه لیلی ۴ ساله عروسی کردم بچه دار نم
به اصرار خانوادم ازدواج کردم به شدت عصبیه😔 من یکی رو دوست داشتم یعنی عاشقش بودم وهستم وقتی مجرد بودم دوستم گفت شیشه مصرف میکنه منم ترسیدم و به سختی سعی کردم بهش فکر نکنم ولی بعد عروسی باز دیدمش خواستنی تر از قبل بعد ۶ سال باز هوایی شدم همش تو فکرم بود فکرش مثل خوره شده بود تو وجودم میدونستم به شوهرم دارم خیانت میکنم از خودم بدم میاد اونم گفت من رو خیلی دوست داره باز مسدودش میکردم ولی وقتی میدیدمش دوباره به رابطه باهاش برمیگشتم صداش دیونم میکرد😔 مجرد بود .من دینم وقیامتم رو واسش دادم 😭 حتی رابطه هم داشتیم خدا من رو ببخشه من دیگه الان نه دین دارم نه اونیکه دوسش دارم😭 آخرین بار که دیدمش بهم گفت این روابط فقط واسه هوسه یا پول طرف چون وضعیت مالی خوبی داشت اون عشقم رو باور نکرده بود دلم شکست گفت بهش کسی رو معرفی کنم اون باهاش ازدواج کنه😭 پس اون همه حس چی بود گفت سنش داره میره بالا باید زود ازدواج کنه بچه دارشه اگه کسی از این رابطه خبردار شه آبروم میره منم به محض اینکه رسیدم خونه مسدودش کردم ۱۴ روزه اگه اون رو داشتم چیزی از دنیا نمیخواستم به نظرتون اون من رو بازی داده؟ فکر اینکه من جهنمی شدم داره دیوونم میکنه😭😭 بهش گفتم میخوام مسدودش کنم ولی اصلا بهم نگفت بمونم باهاش .درضمن اون ۳۵ سالشه باغ داره خونه داره ولی من واسه خودش دوسش داشتم نه چیزی نمیتونم فراموشش کنم پدر مادرم نمیذارن طلاق بگیرم 😭
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام در جواب خانمی که بعد از ازدواج به فکر عشق مجردی اش بوده وباهاش ارتباط داشته
خواهر گلم شما به معنای واقعی دنبال هوست افتادی اگر کمی فکر میکردی و خدا و شرع و عرف جامعه برات مهم بود چنین خطایی نمیکردی
به نظر من طرف مقابلت از تو عاقل تر بوده چون تصمیم گرفته جلوی این ارتباط غلط را بگیره
ببخشید قصد سرزنشت را ندارم اما خیلی ناراحت شدم که بعضی از زنان کشورم اونایی که مثل شما رفتار میکنن اینقدر کوته بین هستن شرایطت سخت بوده درست همسرت را دوست نداشتی درست اما به جای حل مسئله به خطا رفتی
ولی الان هم دیر نشده از قدیم گفتن جلوی ضرر را از هر جا بگیری منفعته
پس لطفا به خودت بیا دیگه این ارتباط گناه آلود را ادامه نده
اگر روزی ارتباط تو با اون پسر برملا بشه آبرویی برات نمیمونه وتنها تو در این ماجرا ضرر میکنی
بعضی مواقع هم با افشای این موارد ناموسی قتل و خونریزی اتفاق میفته
همین الان توبه کن برو غسل توبه بکن نماز توبه بخوان واز خداوند بخواه تورا ببخشه
از ته دلت به درگاه خدا ناله کن و ازش بخواه دستت را بگیره واز این دام شیطانی که توش افتادی نجاتت بده
مطمئن باش خدا مهر شوهرت را یه جوری به دلت میندازه و زندگیت رنگ شادی میگیره که فکرش را هم نمیکردی بچه دار میشی و لطف و عنایت خدا را در زندگیت میبینی
ازت خواهش میکنم راهکار من را امتحان کن من هم برات دعا میکنم
برای این که مهر شوهرت به دلت بیفته سوره مزمل و حدیث کسا بخون و هديه کن به چهار ده معصوم
لطفا به خودت بیا
حال که نمیتونی طلاق بگیری به زندگیت بچسب وبا شوهرت خوش باش
هوی وهوس را بگذار کنار
یه روزی همه از این دنیا میرویم و جلوی خداوند باید جواب گوی اعمالمون باشیم
به نظرت ارزش داره برای گناه و هوس این دنیا به عذاب همیشگی آخرت دچار بشی
لطفا برای فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و حاجت روایی خودتون و خواهر گلمون سه صلوات بفرستید
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
#ارسالی_اعضا
سلام
من داستانم طولانیه اما خیلی جذابه
من ی دختر مذهبیم که خیلی سر به زیر بودم و اصلن هم تو دلم کسی نبود
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #ارسالی_اعضا سلام من داستانم طولانیه اما خیلی جذابه من ی دختر مذهبیم که خیلی سر به زیر بو
که در طی اتفاقاتی عاشق پسر همسایمون که طلبه اس شدم که بعد ها فهمیدم ایشونم عاشق بنده هستن 😍😄
دیگه کم کم اومدن خاستگاریو اولین جلسه خاستگاریمونو تو حرم امام رضا جانم صحبت کردیم و بعدشم چند جلسه دیگه و اینکه عقد کردیم و الانم یه ساله که عقدیم.... (من ۱۸ سالمه و همسر عزیزم ۲۲ سالشونه☺️😉)
خب اولین بوسمون برمیگرده به دو ماه قبل از عقدمون😁😳
خب بهتون بگم که ما صیغه محرمیت داشتیم که وقتی تلفنی حرف میزنیم راحت باشیم و گناهی صورت نگیره 😝☺️
خلاصه ی شب رفتم مسجد برا نماز که باهم قرار گزاشتیم بریم بیرون برا اولین بار (محرم بودیم هاااا) شب ولادت اقا امام جواد ع بود که بعد نماز قایمکی اومدم بیرون و ایشونم سریع با ماشین اومدن و رفتیم اولین بوسمون هم همون موقع بود که بعد از کلی نوازش و بغل و کلی لرزش و حیا و خجالت و عرق شرم ریختن لب گرفتیم و واقعااااااا چسبید و همیشه یاد اوریش حس خوبی بهمون میده
همیشه اولینا قشنگن😍🍃🌱
امیدوارم حال دل همه خوب باشه قشنگا😍😘
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
برای خانمی که ادرس دکتر میخواست
یه دکتر عالی برات میفرستم که هر جا هستی بتونی بری مطمین باش بی جواب نمیمونی.دکتر فرزانه چوبساز فوق تخصص زنان ونازایی در تهران.تو گوگل سرچ کن ادرس مطب بالا میاد کارش حرف نداره من خودم بداز ۷ سال پیش این دکتر نتیجه گرفتم خودشم دوقلو ایشالا توهم نتیجه بگیری عزیزم.
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
جواب زهرا 16ساله
عزیزم منم مشکل شمارو دارم خودمو نامزدم مشکلی نداریم و خیلی خیلی همدیگه رو دوست داریم ولی اطرافیان مخصوصا مادر شوهرم بینمون رو بهم میزنه تا جایی که یبار بحثمون به جایی که کشیده شد که تا 10 روز قهر بودیم و قید همو زده بودیم منم بابام نمیزاشت بهش زنگ بزنم یا پیام بدم و منم همون کارو کرذم ولی به ضررم تموم شد و تا جایی کشیده شد داشت نامزدیمون بهم میخورد ولی تو اشتباه منو نکن اول ببین این حرفا از کجا آب میخوره که دو حالت داره یا طرف از روی قصد و قرض این حرفو زده و خواسته بین شمارو بهم بزنه یا واقعا نامزدت این حرفو زده و چون نمیخواد دستش رو بشه داره اینجوری میکنه بنظر من فکراتو بکن ولی تا جایی که امکان داره فکر طلاق رو نکن و از طریق خواهر شوهر یا مادرشوهرت برو جلو و باهاش حرف بزن اگه واقعا دوست داشته باشه به محض دیدنت دلش نرم میشه و تا جایی که میتونی بهش محبت کن سعی کن با محبت کردن به نامزدت اونو بکشی سمت خودت الانم یه پیام کوتاه بهش بده و بگو میخوام حضوری ببینمت و رو در رو باهم حرف بزنیم مگه میشه بعد سه سال الکی الکی بخواد بینتون بهم بخوره و همه فکرتو بزار روی خوشبختی خودتو و نامزدت و سعی کن زودتر عروسی بگیری چون از قدیم گفتن که وقتی نامزدی طولانی میشه زبون بدگزارم زیاد میشه یه پیام بهش بده و باهاش یه قرار بزار و حرفاشو بشنو و حرفاتوهم بهش بزن بعدم عزیزم حرف اطرافیانو در نظر نگیری بهتره چون هیچکس چشم دیدن خوشبختی کسیو نداره امیداروم تونسته باشم بهت کمک کنم☺️
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
ماهی گلی واسه دکتر نازایی
دکتر سید جعفر مجد الشرافی اصفهان عاااالیه عالیه
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
#ارسالی_اعضا
سلام من تازه توی کاناکلتون عضو شدم خواستم از اولین دیدارمون بگم
ما تو روستا زندگی میکردیم بعد پدر من یه پسر عمو داره که زنش اهل یه روستای دیگس این خانوم یه داداش داشت که من تعریفشو خیلی شنیده بودم ولی از نزدیک اصلا ندیده بودمش
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #ارسالی_اعضا سلام من تازه توی کاناکلتون عضو شدم خواستم از اولین دیدارمون بگم ما تو روستا
من یه ازدواج ناموق داشتم که بعد از اون ازدواج افسردگیه خفیف گرفتم بعد بابام به من گفت بیا باهم بریم کرمانشاه خونه عمه که یه زره حالت خوب شه که من با هزار تا اسرار رازی شدم با پدرم برم خونه عمم بعد قرار بود ماصبح راه بیفتیم برین که زن پسر عموی پدرم گفت که خونه پدر منم کرمانشاه فردا داداشم میاد دنبال ما بریم اونجا شمام با ما بیاید که پدر منم قبول کرد بعد من با پدرم دعوام شد که چرا قبول کردی بعدش که صبح برادر اون خانوم اومد باهاشون اومدیم توی راه جامون تو ماشین تنگ بود بعد من پشت صندلیه راننده نشسته بودم هی فشار میمود به پشت اون بنده خدا بعد هی میگفت جای خانوم تنگ اذیت میشه به خواهر زادش که دوست من بود میگفت برو اونر که جای ایشون خوب باشه منم هی خجالت میکشیدم
بعدش رسیدیمو ما یه چند روزی خونه عمم موندیم بعد هرچی اسرار کرد که من مبرمتون قبول نکردیم
بعد حدود یک ماه بعدش پسرعموی پدرمو فرستادن برای خاستگاری و من بعد از هزار تا دلیل آوردن که باهاش ازدواج نمیکنم و هیچکدومش قابل قبول نبود چون تهه دلم راضی بود جواب بله دادیم
اولین بوسمونم بعد عقد برام عیدی آوردن باهام رفتیم لب رودخونه اونجا بود که با کلی ترفند لبمو بوسید این بود خاطره ما الا یک سال پنج ماهه که عروسی کردیم 🥰
بعد همیشه میگه من قبل از ازدواج قبلیت چشم دنبالت بوده و وقتی میومدم میدیدم رو پله ها نشستی تو فکری خیلی نارحت میشدم چون من یه مدت اصلا حالم خوب نبود
مرسی ازتون ببخشید طولانی شد
من باشم سارینا از روستا خامسان
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882