مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام یه توصیه برای خانم هایی که با همسرشون مشکل دارن خانم های گل مردها سه دسته هستن
یا شکمی هستن یعنی غذا و خورد و خوراک براشون خیلی مهمه
یا شهوتی هستن
یا دوست دارن تو جمع و خانواده بهشون اهمیت زیادی داده بشه
بهشون اقتدار داده بشه ازشون تعریف بشه
خواهر های گلم مطمئن باشید شو هر شما یکی از این خصوصیات را داره و ممکنه بعضی از مردها دو یا هر سه خصوصیت را داشته باشن
شما اگر بتونین در شوهرتون اونچه که خیلی براش مهمه را کشف کنید که این کار آسونی هست از همون اول راه وارد بشین و شوهرتون را تو مشت خودتون بگیرین
البته استثنا هایی هست که مرد هیچ جوره خام نشه
اما دوستان گلم از قدیم گفتن از محبت خارها گل میشود
زبان محبت روی حیوانات و گیاهان هم اثر داره که عقل وشعور ندارن چه برسه به انسان
شما برای رضای خدا جواب بدی را با خوبی بدین ببینید خدا براتون چکار میکنه👌
لطفا برای فرج و سلامتی آقای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و حاجت روایی خودتون سه صلوات بفرستید اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام✋ سلام به همه اعضای گروه بچه های من اگه گفتین چرا میگم بچه های من چون
من از همتون بزرگترم من ۵۹ سالمه توی گروه کسی هست از من بزرگتر باشه؟🤔
عزیزان من الان خونه دخترم هستم تهران
همسرم یکشنبه عمل کنسل کلیه داره البته یکیشو ختم الله صمد برداشتیم از اذان مغرب همین پنج شنبه ۲۷ بهمن شروع میشه و تا اذان صبح
از دوستان تقاضا میکنم اگه امکانش هست هر تعدادی که مایل بودین بفرستین بی زحمت بگین تا از لیست کم کنیم با کمال تشکر و قدر دانی
همتونو ندیده دوسدارم
مامان بزرگ عاشق👵❤️
عزیزم پس شما بزرگ مایین😍💕💕💕
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام ماهی خانم خسته نباشید میخواستم منم درد دلم رو بگم و اگه میشه شما داخل کانال بزارید ت
سلام من m هستم ۱۳ سالم هست
تازگی ها متوجه شدم که پدرم با خانمی ارتباط داره ( البته بیشتر مجازی )و حتی تا به حال دیدم که تماس تصویری یا چیزی دارن و واقعا دیگه ما براش معنی نداریم و همش در حال چت کردن با اون خانم هست و میدونم که مادرم هم ناراحت هست و این موضوع رو میدونه ولی هیچی نمیگه و من واقعا دیگه خسته شدم و از شما کمک میخوام چون دیگه کم کم اصلا دیگه ما در زندگی پدرم فکر میکنم وجود نخواهیم داشت و من از شما کمک میخواهم و ازتون خواهش میکنم کمکم کنید😔😭
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
من از همتون بزرگترم من ۵۹ سالمه توی گروه کسی هست از من بزرگتر باشه؟🤔 عزیزان من الان خونه دخترم هستم
توجه ❌❌
عزیزم ختم الله صمدچهل ویک هزار تاس ببخشید یادم رفته بود بگم
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام عزیزم خوبید ممنون از کانال خوبتون یه مشکلی داشتم اسمم m هست لطفاً پیامم رو بزارید داخل
خلاصه من یه پسر عمه دارم دو سال ازم بزرگ تره خودمم ۱۴ سالمه از اول کودکی به من میگفتن تو مال اون هستی
اما قبلا اصلا بهش حسی نداشتم ولی الان عاشقش هستم خلاصه بخواطر درخواست زیاد داخل روبیکا بهش پیام دادم وگفتم لطفاً درخواست نده
اون بهم گفت از بچه گی عاشقم بوده و هست خیلیی
. منم دوستش دارم الان میگه بیا به هم پیام بدیم از طرفی من از بابام و عمو هام میترسم و از موقعی که پیام داده از نظر درسی خیلی ضعیف شدم
لطفاً کمکم کنید بگید بهش پیام بدم یا ندم بهم گفته وقتی رفت سربازی میاد منو نشون خودش میکنه پسر خوش تیپ هست
البته شاید از نظر من ممنون از کانال خوبتون لطفاً پیامم رو بزار و لطفاً کمکم کنید از طرفی هم میگن پسر عمه و دختر دایی بچه دار نمیشن
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 برشی از یک زندگی سلام امیدوارم همیشه زندگیتون پر از شادی باشه من فاطی هستم ۱۹ سالمه ۱۳ سا
تا یک سال پس از نامزدی حتی با هم حرفم نزدیم اینو به خوبی احساس میکردم اونم به اندازه من مشتاق این وصلت نبود سه سال نامزد بودیم خونه ما سه واحد داشت وقتی همه میخوا بیدن میرفتم طبقه بالای خونمون شیر حموم باز میکردم مینشستم فقط گریه میکردم ووقتی میومدم بیرون از پنجره اتاق به بیرون نگاه میکردم میدیدم صبح شده تا جایی برام عادت شده بود و سه سال نامزد بود یم حرف هامون در حد سلام خوبی کجایی بود سهماه مونده بود به عروسی یکم با هم بهتر شدیم تازه داشتم به این زندگی خوشبین میشدم حتی ۶ ماه بعد عروسی تو اتاق مادر شوهرم موندیم جهازم گذاشتم تو خونه بابام بعد عروسی نمی تونستم با این همه بی محلی کنار بیا انگار اصلا منو نمیدید و حتی نفرت رو در نگاه های عمو و زنعموم هم میتونستم ببینم کسی به من تعارف نمیکرد بیا سر سفره با خجالت و عذاب غذا میخوردم حتی وقتی میخواستم برم خونه مادرم اینا یه دعوای بزرگ میشد با اینک نمیخواستم خانوادم متوجه این همهه ناراحتی من بشن ولی نمشد که نگم نه خرجی نه خرید نه حتی مغازه رفتن ساده هم از من صلب شده بود که بعداز شش ماه خونه سه واحده خریدن
ادامه دارد .....👇👇👇👇👇
مَــــــــنِ آرام💜✨
تا یک سال پس از نامزدی حتی با هم حرفم نزدیم اینو به خوبی احساس میکردم اونم به اندازه من مشتاق این و
این منو خوشحال میکرد که حد اقل میتونم جهازم بیارم خلاصه بازم همون بی محلی ها میومد میخوابید میرفت پیش مادرش غذا میخورد و براش مهم نبود چی میخورم من احساس خیلی بدی داشتم و مادر وپدرم بزرگترین مقصر میدونستم خیلی سعی میکردم باشوهرم حرف بزنم تا حد اقل واسه خونه مرغ و برنج بگیر ولی حرف مون کش پیدا میکرد و به زدن من تموم میشد چون خورد و خراکمون با هم بود و اکثرن با مادرش بود اگ اون میگف زنتو خفه کن همین کار میکرد خیلی برام سخت بود که با این همه نفرت که از من دارن همیشه نا سزا و بد میگن از من برم پیششون همسفرشون باشم که تصمیم گرفتم یک روز حتی اگه گرسنه هم بمونم نرم پیششون که فرداش وقتی عموم دید شوهرم مرغ گرفته واسه خونش اومد دستم و گرفت و از خونه منو انداخت بیرون شوهرمم مثل سیب زمینی فقط نگاه میکرد خانوادم واقعا ناراحت شدن ومادرم از من حمایت میکرد ولی پدرم نمیخواست روی برادر بزرگترش وایسه اگه پدرم حمایتممیکرد مطمعنا طلاق میگرفتم شاید زندگی بهتری داشتم این میان برادر شوهر بزرگترم با زنش که باهاشون قطع رابطه بودن اومدن وصاتت کردن تا میونشو ن با باباش خوب کنه چون پول نیاز داشت و میخواست از باباش بگیره
منم دست از پا درازتر برگشتم همون خونه خلاصه کنم خیلی شاهد گرم گرفتن شوهرم با جاریم بودم در حدی بود شده بود که پنهون نمیکرد دیگه تو روم میگفت اونو دوست دارم از تو متنفرم یک سال این روال تحمل کردم تا وقتی که شوهرم ماشین گرفت و اونا دعوا کردن که چرا گذاشتین ماشین بخره بعد از یه مدت با خواهرش به خاطر دخالت هاش دعوام شد رفتم خونه پدرم با اینکه از سوی پدرم باز هم ترد شدم ولی به گریه کر دم ازش خواستم که بمونم دو ماه موندم شوهرم نیومد دنبالم هیچ زنگ زد مقصر دونست منو یه عمو دارم واقعا خوبه اون اومد دنبالم مجبور شدم برگردم بابام واقعا تحت فشار میذاشت منو که برگردم برگشتم خلاصه اینکه همیشه فقط عقل معیار ازدواج نیست این اقا نه اعتیاد داره خیلی هم کاری هس فاصله سنیمون ۷ ساله پیش همه ساکته و سر به زیر ولی عرضه نداره انگار نهمن زن اونم نه این خونه مال اونه میاد میخوره میخوابه میره مغازه و همه هزینه هاش هم مال خونوادش خیلی مشتاق طلاقم ولی دلیل موجهی ندارم چند بار دیدم به دختر عموش بده منو میگه هنوزم که هنوزه همون ادم نمیدونه زن چیه تاحالا یه کادو نگرفته واسه من به من که هیچ تا لباسش جر نخوره واسه خودش لباس نمیگیره ارایشگاه نمیره من قبلا اونقدر به خودممیرسید م که نگو الان تا میام جلو اینه
افسوس میخورم ببخشید طولانی شد ولی امیدوارم هیچ کس زندگیشو اینجوری نسوزونه
همهچیز اعتیاد و خیانت نیس خیلی چیز ها از درون ادمو میشکنن نمی دونم چیکار کنم بتونم از این زندگی بدون محبت خوشحالی راحت شم اگه پیشنهادی دارین بدین ممنون میشم🖤
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882