eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.8هزار عکس
672 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام به همگی درم مورد چالش بگم ک من تو یکی از روستا های خراسان شمالی ام طرف ما رسمه ک وقتی پسر میره خاستگاری و جواب بله رو گرفتن بعد از صحبت مهریه و آزمایش و خرید اینا عقد میکنن و یه مراسم بله برون میگیرن ک داماد بعد اون میتونه شبا بیاد خونه عروس نامزدی😍 منم شب عقد همسرم خونمون موند و تا یکسال و خورده ای ک عروسی بگیریم شب ها میومد خونه ما نامزدی و این رسم دستمال اینا نداریم وتنها چیزی ک خط قرمز پدرم بود هفته ای یکبار خونه همسرم اینا میرفتم ... هم اینکه رسم عیدنوزوز عید فطر عید قربان و یلدا طرف عروس واسه داماد طرف داماد هم واسه عروس عیدی میبرن ک اونم بستگی به خودشون داره ک چیا بخرن منم باشم فاطمه ۱۸ بجنورد 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام دوستان 👋 درمورد چالش رسم و رسومات👇 منو همسری ب صورت کاملا سنتی ازدواج کردیم قبلش همو ندیده بودیم ایشون دوست صمیمی داداشم بودن یکی از همسایه های قدیمیمون منو ب همسری پیشنهاد دادن همسری هم ک نمیدونست رفیقش خواهرداره تعجب کرده بود 😳 موقع عقدم سال 94برای من یه انگشتر خریدن و برای نامزدمم یه حلقه خریدیم💍 ما رسم داریم وقتی دختر پسر عقد میکنن شب اول عقد خونه بابا دختر میخوابن ☺️ و تا مادرشوهر عروسو پاگشا نکنه عروس نمیره خونشون وقتی پاگشا کردن برای عروسشون یه هدیه میخرن یا طلا یا لباس بستگی ب توانشون دارن ( برا من یه جفت گوشواره خریدن)👏 و همچنین مادر زن دامادش وخانواده اش رو دعوت میکنه برا دامادش یه چیزی میخرن بازم بستگی ب توانشون داره ( برا نامزدم شلوار پیرهن کمربند جوراب کفش خریدیم) 👏👖👕🥾🧦 و اولین عید نوروز و اولین یلدا رو براشون هدیه میبرن ب همراه خانواده ها برای من اولین شب یلدامو اوردن خونمون (یه تک پوش، پالتو، شلوار، روسری، کیف وکفش، چادر) 👜👖👠و برای نامزدمم(یه شلوار، پیرهن، کمربند، گرمکن، ست لباس زیر، جوراب) 👖👔🧦 دادیم. و اولین عید نوروزمونم برام ب همراه خانواده ها اوردن خونمون( یه انگشتر، مانتو، شلوار، روسری، کفش)💍 🥿 برای همسرمم ( شلوار، پیرهن، کمربند، جوراب، کفش) 🧥👖🧦 بازم ب بستگی ب توان هردو طرف داره ک چن تا عیدی برای عروس داماد ببرن👍 و اینکه تیکه های بزرگ با داماده مثل سرویس چوب، یخچال، گاز، ماشین لباسشویی، تلویزیون، یه تخته فرش، و یه دست لحاف و تشک، و خرج عروسی💪👌 باقی وسایلا با عروسه و جشن حنابندون👏👸 من چون بابام برای خواهر بزرگم عقدی نگرفت( عذادار بودیم) بابام برای منم نگرفت فقط یه حنابندون گرفت 🤷‍♀️ و اینکه دو خانواده ها ب تفاهم میرسن ک چقد عروس داماد تو عقد باشن بستگی ب توانشون داره کی وسایلشون بخرن رو هم دیگ فشار نمیارن👌 خرید عروسی هم ب توان هردو طرف هست فقد ما یه کت شلوار کفش، سشوار خریدیم برا همسری و ایشونم برای من قران و یه اتوی مو و چن تا لوازم ارایشی چمدان خریدن ( اون موقع واقعا دست هر دوطرف تنگ بود هیچکدومم شکایتی نداشتیم ☺️ و رسم دستمالم نداریم منم بعد یه سال تو نامزدی بندو ب اب دادیم 🙈 برای کادو شب عروسی هم بازم بستگی ب توانشون داره پدرشوهرم یه خونه بهمون داد و بابام یه انگشتر داد مال سال 97😉 برای خرج دخترم ک بنظر من تا موقعی ک ازخونه بابا نرفتی خرجت باهاشه ولی برا من بابام میگف ب شوهرت بگو برات بخره🤣🤣🤣 ولی خوبیش این بود بهت گیر نمیاد زیاد کی بری کی بیای 😁 دوران عقد یجوریه ک هیچکی خرجتو ب گردن نمیگیره ولی سر اینکه اختیارت با کیه دعواست محض خنده بود😂😂😂😂 نرگس از مشهد 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 یه خاطره از زایمان اولم خونه ما جفت خونه مادر شوهرم هست دیواری بینمون نیست اخرای بارداریم بود شوهرم عادت داشت لقمه اخر رو سرپا میخورد که زود بره پیش مامانش
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 یه خاطره از زایمان اولم خونه ما جفت خونه مادر شوهرم هست دیواری بینمون نیست اخرای بارداریم ب
بهم گفت توهم میای منم گفتم سفره رو جمع کنم میام کارام انجام دادم رفتم دم در که برم تو صدای شوهر میومد همش میگفت یا الله حاج خانم اومد منظورش من بودم داشت شوخی میکرد منم دستم به دستگیره که در رو باز کنم یهو دیدم😳 دارم جیش میکنم هرچی هم که خودم رو سفت میگرفتم دیدم فایده نداره تقریبا سه دقیقه دم در بودم ، اونا فکر کرده بودن دارم فال گوش وایمیستم یا ناراحت شدم از شوخیاشون که برگشتم اومدم توحیاط که دیدم دارم تمام حیاط رو خیس میکنم😱 فقط گریه 😭میکردم گفتم الان ابروم میره اخه هنوز شونزده سال تموم نداشتم که یهو جاری بزرگم اومد گفت چرا نمیای چای بخوری بعد گفت چرا گریه میکنی چرا خودتو خیس کردی بهش گفتم نمیدونم چرا هی جیش میکنم تموم هم نمیشه دیدم یکی یکی همه دارن میان به شوهرم گفتم به مامانت بگو بیاد ، دیگه کسی نیاد همه ترسیده بودن جاریم گفت نترس کیسه ابت پوکیده زودی لباسم رو عوض کرد با مادر شوهرم و اقای شوهر رفتیم بیمارستان که اماده زایمان بشم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام در جواب اون خانمی که گفتن گازوئیل برا سوسک ریز هم خوبه آره هم ریز رو از بین میبره هم بزرگ رو ،بخدا من انواع سم رو امتحان کردم ولی جواب نگرفتم فقط گازوئیل بود که نجاتم داد. انشالله شما حتما نتیجه میگیری ولی بعد از اینکه ریختی حتما باید جاهایی که سوسک دارن رو تمیز کنی تا کامل از بین برن چون گازوئیل نمیزاره دیگه سوسک از فاضلاب بالا بیاد و مطمئن باش جواب میگیری 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
˒˒‏آرزو میکنم یه نفر تو زندگیتون  بیاد که اون شبایی که به زور صبح میشه رو تبدیل کنه به شبایی که کاش صبح نشهˆˆ♥️💍˓˓
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 😍💕💕💕 سلام عزیزم خیلی ممنون که لطف کردی چله شهدا را در کانال قرار دادی😍 اجرتون با شهدااا 🤲🏻 ان شاءلله با دعای مقبول شهدا حاجت روا ، عاقبت بخیر ، موفق و تندرست باشی گلمممم 💝💝💝 جمیع خیرات دنیا و آخرت را برات آرزو میکنم 😘😘😘 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 رفع سریع تبخال 👌 کمی خمیـــــردندان را با 1 قطره الکل و نمک قاطی کرده و خمیر حاصل را به تبخالتان بمالید. سوزش زیادی حس خواهید کرد اما تاول‌ها بی‌آنکه پخش یا بزرگ شوند، خیلی سریع خشک میشوند 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام ببخشید مزاحم تون شدم من دختری ۱۴ ساله هستم و از زنده بودنم رنج میبرم وقتی ۳ سالم بود پدرم فوت کرد و مادرم منو پیش خودش بزرگ کرد مادرم ۳ ساله که ازدواج کرده
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام ببخشید مزاحم تون شدم من دختری ۱۴ ساله هستم و از زنده بودنم رنج میبرم وقتی ۳ سالم بود پد
و منو مادرم با همسر مادرم همیشه دعوا می کنیم نمیتونم قبول‌ کنم که کسی دیگه جای پدر منو واسه مادرم پر میکنه من مرد هارو خوب نمیشناسم چون پدر نداشتم همیشه عاشق میشم و بعد از چند پشیمون میشم من دوست دارم یه مرد توی زندگیم باشه هم منو درک کنه هم باهاش حرف بزنم وقتی میرم مدرسه خیلی خوشحالم اما موقعی که میرم خونه افسرده و اعصبانی میشم من دختری تنها هستم نه خواهر دارم نه برادر همیشه احساس پوچی میکنم از خودم و از زندگی که دارم بدم میاد دوست دارم از روستا که داخلش زندگی می کنم برم به جای دیگه من یه پسر عمه دارم که بهش علاقه دارم اونم احساس می کنم بهم علاقه داره باباش از قدیم گفته بود که این دختر عروس منه پسر عمه ام مهربانه هم خودش و هم خانوادش پدرش خیلی با من خوبه پسر عمه ام خیلی خوشگله 😂و خیلی هم اهل کار کردنه من الان تو دو راهی موندم که باهاش ازدواج کنم یان اما اما ذهنم میگه اون پسر خوبیه باهاش ازدواج کن من خواستگار زیاد دارم همین چند روز قبل دایی مامانم واسه پسرش اومد خواستگاریم منم قبول نکردم اما دیگه قراره بیاد خواستگاریم اما این دفعه واسه پسر کوچیکش که همکلاسی منه میاد خواستگاریم و بعد قراره عمه ام تابستان بیاد خواستگاریم من نمی دونم اینا چجوره از من خوششون اومده در حالی که من از خودم متنفرم احساس میکنم همه منو مسخره می کنن احساس می کنم زندگیم و آینده ام واسه کسی مهم نیست دیگه نمیدونم چیکار کنم من به مشاوره تون خیلی نیاز دارم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
و منو مادرم با همسر مادرم همیشه دعوا می کنیم نمیتونم قبول‌ کنم که کسی دیگه جای پدر منو واسه مادرم پر
یه بار عاشق یکی از همکلاسی هام شدم البته با هم صحبت نمی کردیم فقط من همیشه نگاهش می کردم اونم بعضی وقتا نگام می ولی نمیدونست من دوسش دارم مدرسه ما مراسم داشتیم و داشتیم زیارت عاشورا میخوندیم اون چون سنی بود به این چیزا اهمیت نمی داد همش مسخره بازی در می آورد و می‌خندید منم از این واکنشش خیلی ناراحت شدم بعد از چند روز فراموشش کردم اما حالا خودش همیشه منو نگاه می کنه منم بهش توجه نمی کنم اما اون موقعی که من میرم مدرسه همش نگاه می کنه و میخنده منم دیگه هیچ علاقه ای بهش ندارم الان نمیدونم چکار کنم لطفا بهم کمک کنید 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882