eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.1هزار دنبال‌کننده
40.5هزار عکس
683 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🎶♥️🎶 سلام ماهی جان لطفاً پیام من و بزارین تو کانال من ۱۸ سالمه و تو عقدم ما فقط هفته ای یک بار پیش همین وقتی نامزدم دوره اصلا پیام نمیده و وقتی هم میاد تو گوشی هست تا شب شبم بعد اون کار میخوابه روز بعد هم میره سر کار تا هفته ی دیگه که بیاد
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام ماهی جان لطفاً پیام من و بزارین تو کانال من ۱۸ سالمه و تو عقدم ما فقط هفته ای یک با
البته من بهش شک ندارم در زمینه ی خیانت چون گوشیش رمز نداره اینستا هم نداره ولی بازم دائم تو روبیکا و طلگرامه تو کانال هایی که داره هست وقتی دوره روزا کار داره شبا هم به قول خودش خسته اس زود میخوابه پیام نمیده وقتی ام من پیام میدم سرد جواب میده یا میگه حالم خوش نیست میگم چیشده میگه خسته ام ولش کن و میره میخوابه تازه هر وقت حرف از مرگ میشه به شوخی میخنده میگه تو اگه بمیری میام سر خاکت تا چند ماه گریه میکنم میگم چقدر خوبه رفتی کاش زود تر میرفتی تو و خیلی کارای دیگه که اعصابم و خورد میکنه بعضی وقتا فکر میکنم من و برای اون کارا میخواد فقط بعضی وقتا هم میگم شاید من دلش و زدم که بی مهلی میکنه تازه اصلا هم وقتی هست باهام صحبت نمیکنه تا از مشکلاتمونم میگم که من ناراحت به خنده میگه ناراحتی به درک یا میگه باز تو گیر دادی ول کن حوصله ندارم به نظرتون چیکار کنم دائم کلافه ام وقتی دوره ناراحتم وقتی میاد هم دلم و میشکنه با کاراش و حرکاتش و حرفاش یعنی اگه دستم خونی بشه نمیگه تو چیشدی میگه دست و پا چلوفتی اگه چیزی بگم درباره ی کسی میگه خبر چین زود هم ناراحت میشه قهر میکنه نمیتونم بهش بگم بالای چشمت ابرو ولی خداروشکر خسیس نیست و برام کادو میخره ولی کادو همراه با اشک و دل شکسته به نظرتون فایده ام داره کادو مرهم میشه واسه دل شکستم ؟ تازه جایی هم بخام برم باید قبلش ازش اجازه بگیرم اگه اجازه بده میرم دیگه کم آوردم اومدم بگم راحت شم یکم اخه بغض داره خفم میکنه الانم دنبال یک آرامبخش خیلی خیلی قوی میگردم اگه میدونین اسم هاشون و بگید تا هر جور شده تهیه کنم ببخشین طولانی شده اخه این حرفا رو غیر خودش و شما نمیتونم به کسی بگم به خوش میگم میگه شروع نکن حوصله ندارم فقط شمایید 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 چیست استاد ادبیات با نگاهی به دانشجویانش گفت : عشق چیست؟ کلاس در همهمه ای فرو رفت و هر کس از گوشه ای چیزی می گفت ؛
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #دلنوشته #عشق چیست استاد ادبیات با نگاهی به دانشجویانش گفت : عشق چیست؟ کلاس در همهمه ای فرو
سپس از آنها خواست نظرات خود را بر روی کاغذ بنویسند و به او تحویل دهند دختر جوانی بر روی آخرین صندلی کلاس بی آنکه چیزی بنویسد استاد خود را می نگریست .. استاد پوزخندی زد و با طعنه گفت : "حضور در کلاس برای نمره آوردن از این درس کافی نیست. اگر تنبلی را کنار بگذارید و کمی تلاش کنید مجبور نمی شوید برای چندمین بار این درس را بگیرید". تعدادی از دانشجویان نگاه استاد را دنبال کردند تا مخاطب این جملات را بیابند و برخی خنده ای کردند. دختر شرمنده و خجالت زده نگاهش را از استاد برگرفت و مشغول نوشتن شد و بعد از مدتی کاغذ خود را روی میز گذاشت و از کلاس بیرون رفت .. پس از آنکه همه ی کاغذ ها جمع شد استاد با صدایی بلند شروع به خواندن آنها کرد و هر جمله ای که از نظرش جای بحث داشت را روی تابلو با خطی درشت می نوشت. ناگهان نگاهش بر روی برگه ای ثابت ماند؛ حالت چهره اش دگرگون شد و چند لحظه ای سکوت کرد و بعد با قدم هایی آرام و سنگین به کنار تابلو رفت و خطی بر همه ی جمله ها کشید و نوشت " عشق وسیع تر از قضاوت ماست " و بعد خیره شد به صندلی خالی آخر کلاس هیچ کدام از دانشجویان متوجه علت این رفتار نشدند. اما بر روی کاغذی که دست استاد بود اینچنین نوشته شده بود " عشق برگه‌ی امتحان سفیدی است که هر ترم خطی از غرور بر رویش کشیدی و نخواندی‌اش! عشق امروز، روی صندلی آخر کلاست مرد .. " 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎶♥️🎶 🌼🍃 سلام خوبی این کلیپ راجب حجابه اگه دوس داشتی بزارکانالت 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 خانمی که گفتن دخترشون بیماری صرع داشته وتومدرسه مشکل داشته وحالا باید بره مدرسه استسنائی چیکارکنن منم مشکل شماروداشتم دخترم توسنجش دیراموز خوردبااسرارخودم که بایدبره مدرسه عادی چهارسال از عمرخودم ودخترم هدردادم دخترمنم تومدرسه هیچ دوستی نداشت ازکلاس پنجم دیدم نه خودش نه خودم کشش نداریم رفتم گذاشتم مدرسه استسنائی باورتون نمیشه اونجاهم بهتردرس میفهمه وباهمه همسنسالای خودش دوست شده بقدری روحیش خوب شده که همیشه باخودم میگم چراازاول نذاشتم بره مدرسه استسنائی اونجا حتی معلماشون ازجنس فرشته است درباره هربچه ای رفتارشون متفاوته وخیلی درکشون بالاست کارای هنری اشپزی خیاطی کارای گروهی از هرلحاظ عالیه 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
یه دیالوگی توی سریال شهرزاد بود که میگفت: 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂 «اگه نمیدونی بدون! من با تو چیزایی رو پیدا کردم که هیچوقت تو زندگیم نداشتم..نمیخوام از دستش بدم. پس اگه بزاری بری، من تموم میشم» آدم با کسی که دوسش داره چیزای رو پیدا میکنه که هیچوقت نداشته، چیزایی که هیچوقت دوباره نمیخواد از دستش بده
🍂🍂🍂 اینطوری 💋 بشین دیشب مامان بابام سر اینکه کدومشون راننده بهترین کل کل داشتن بابام بهش گفت نکن ماشینمو به فنا نده، یهو مامانم گفت ماشین تو؟!تو خودتم مال منی چه برسه به ماشینت =))))) 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🎶♥️🎶 برشی از یک من توی خانواده ام با یه سری مشکلات رو به رو ام خیلی باهام بحث میکنن مادرم توقعش بالاست و گاهی اوقات خیلی بد دهنی می‌کنه البته خودمم دختر خوب و دلخواهی نبودم براشون اینو از ته دلم قبول دارم
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 برشی از یک #زندگی من توی خانواده ام با یه سری مشکلات رو به رو ام خیلی باهام بحث میکنن مادر
ازدواج من و همسرم به این صورت بود که عاشقم شد و خواستگاری کرد و ازدواج کردیم تو تایم خواستگاری به مادرم پیام میداد و مادرم چند تا پیام س.س ی براش فرستاد و اونم جواب داد به خاطر همین من اونجا به شدت مخالف ازدواج بودم و پدرم خیلیییییی باهام حرف زد تا قانع شدم دختر عصبی هستم و همین توی خانواده ام مشکل ایجاد می‌کنه خیلی احساساتی ام و محبت کافی از خانواده ام ندارم من اون اتفاق رو بخشیدم و عقد کردیم همسرم خیلی دست و دل باز هست و باهوشه و هنرمنده و از لحاظ تیپ و چهره اش عالیه ولی خیلی حساس و وسواس و بد دهنه توی این چهار سال که عقد بودیم به خاطر مشکلات مالی نتونست مجلس بگیره چون داشت خونه می‌ساخت. خیلی بهش گفتم بریم اجاره نشینی راضی نشد چند بار قهر کردیم یه بار سه ماه یه بار پنج ماه یه بار چهار ماه و آخرین بار نه ماه بار آخر من وکیل گرفتم و شکایت کردم خسته شده بودم همسرم هنوز طلب کار بود و حق به جانب انگشترمم فروختم بعد از درخواست طلاق یه مشاوره گرفتم تا دوباره کنکور بدم و فرهنگیان میخواستم طی اتفاقاتی ، که برای مشاوره ام افتاد و رو حساب حس انسان دوستی بهش کمک کردم ( خودکشی کرده بود) ازم خواستگاری کرد معلم بود و به شدت احساساتی ایده آل بود وارد رابطه باهاش شدم همسرم از زندگیم حذف شده بود کاملاً طلاق نگرفته بودم البته چون علاقه اشو ثابت کرد از تموم زندگیم خبر داشت و با پدرم صحبت کرده بود و التماسش کرده بود تا باهام در ارتباط باشه هر کاری ازش خواستم نه نمی آورد طی یه اتفاقاتی که خیلی مسخره بود از نظر من رابطه رو بهم زد ولی دیر شده بود اون حتی از همسرم برام ایده آل تر بود تموم تلاشمو کردم ولی برنگشت داستانش مفصله سعی میکنم کوتاه و خلاصه بگم بعدشم با کسی چت کردم تو یه گروه شعر که فقط شبیه اون بود از نظر من فقط یه چت کوتاه و صمیمی و عاشقانه منظورم اینه بحث مسائل جنسی و... اصلا نبود اشتباه پشت اشتباه داشتم... و اصلا متوجه نبودم از نظر من اون موقع دوست داشتن همه چیز رو توجیه می کرد 👇👇👇👇👇👇👇👇
مَــــــــنِ آرام💜✨
ازدواج من و همسرم به این صورت بود که عاشقم شد و خواستگاری کرد و ازدواج کردیم تو تایم خواستگاری به ما
دوباره داشتم توی گروه های مختلف عضو میشدم و تبلیغات چنلم رو میکردم که چند تا سوال درسی و .. داشتم و مشاوره ام جواب نمی‌داد از طرفی هم کمبود محبت و غم و تنهایی به شدت احساس میشد توی گروه پرسیدم کی دانشجو فرهنگیانه چند نفر گفتن من هستم اجازه گرفتم ازشون و رفتم پی ویشون سوالاتمو پرسیدم با همه شون صحبت ام تموم شد الا یه نفر روابط اجتماعیش عالی بود چت کردم و وارد رابطه شدم ووااااایییی الان یادش میوفتم وحشت میکنم و به خودم فحش میدم دوستم داشت عجیب! به پدرش گفت تا با پدرم صحبت کنه ولی درست همون شب اتفاقات زیادی افتاد البته نگفتم بعداً دروغاش رو شد که پشت کنکور مونده خود زنی می‌کنه مادرش خودش رو آتیش زده پدرش فرهنگی نیست و یه دلاله خیلی به خدا و پیغمبر فحش میداد عصبی بود و... الان که فکر میکنم ، میگم چه طوری تونستم اینقدر ارزشمو پایین بیارم و باهاش چت کنم حتی جوابشو بدم ازش زده شدم ولی دلم نیومد دلشو بشکنم همش بهم میگفت هیچ تضمینی برای رابطه مون نیست خونه شون رو آتیش زده بود منم ترسیدم بهش وابسته شم با رفیقش شرط بست که من با تموم دخترای دنیا فرق دارم رفیقش خیانت دیده آیدی مو داد بهش تا به قول خودش پزمو بده منم جواب رفیقش رو دادم و طوری وانمود کردم انگار از اینکه باهاش وارد رابطه شم مشکلی ندارم اشتباهم خیلی زیاد هم نبود با تموم آ دما مهربونم کمک کردن و همدلی رو دوست دارم تنها چیزی که آرومم میکنه 👇👇👇👇👇👇👇👇
مَــــــــنِ آرام💜✨
دوباره داشتم توی گروه های مختلف عضو میشدم و تبلیغات چنلم رو میکردم که چند تا سوال درسی و .. داشتم و
وقتی فهمید که جواب رفیقش رو دادم گفت خیانت کردی ووووای از چشمش افتادم هر دو مون از هم زده شدیم و رابطه تموم شد و رابطه ام با پدر و مادرم داغون شد فحشم بدن و... حتی دو بار منو زد پدرم بعد از ماجرا بهش گفتم نمیتونم به خاطر تو بیشتر از این خانواده امو ناراحت کنم توبه کردم و همه چی تموم رفتم برای همیشه بعدش همسرم اومد برای آشتی گفت خیلی دلتنگت بودم و... یک بار از دلتنگیت گریه کردمو حتی لحظه ای بهت خیانت نکردم و ... اینا رو که می‌شنیدم از درون میسوختم افسردگی گرفتم همش میخوابم نمی‌خندم تو خودمم همش فکریم داغون شدم به معنای واقعی همش یاد حرفای شهاب میوفتم که بعد از اینکه جواب رفیقش رو دادم می‌گفت فکر میکردم پاک ترین دختر دنیایی همسرمم همیشه میگه خیلی دلت پاکه و... حتی داماد شون هم که اومد آشتی مون بده گفت از نظر من مهرانا جز پاک ترین دخترای دنیاست اینارو می‌شنوم عذاب میکشم نمیدونم چیکار کنم خواهش میکنم راهنماییم کنید 😔💔 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882