eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.6هزار عکس
678 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🎶♥️🎶 ‌ سلام ماهی جون من گندم هستم 20 سالمه نامزدمم 22 سالشه من با نامزدم 6 سال بود ک نشون هم دیگه بودیم تا الان تا اینکه چند ماه پیش عقد کردیم
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 ‌ سلام ماهی جون من گندم هستم 20 سالمه نامزدمم 22 سالشه من با نامزدم 6 سال بود ک نشون هم دیگ
تو این 6 سال ی آبجی کچلو دارم 5 سال نیمشه اون خیلی وابسته به نامزدم هستش ب طوری ک اگه ی روز باهاش حرف نزنه همش گریه میکنه غذا نمیخوره حتی وقتی نامزدم اینجاست میخاد بره خونشون اینقدر گریه میکنه دنبالش تا اونو با خودش ببره مثلا میخوام دست نامزدمو بگیرم اینقد گریه میکنه جیغ میزنه ک دیگه نفسش بالا نمیاد خیلی نگرانشیم پدر مادرم میگن بزرگ تر بشه یادش میره دیگه این وابستگی کمتر میشه ولی سال به سال داره بدتر میشه هرچی به نامزدم میگم ی رفتاری ی چی انجوم بده تا ازت فاصله بگیره میگه من دلم نمیاد منم باهاش دعوا میکنم میگم تقصیر خودته از بس لوسش کردی تو این چند ماه من حتی دوبار نشده با نامزدم تنها باشم منم خودم دلم نمیاد چیزی بهش بگم ولی خیلی داره بدتر میشه شبا ک میخواد بخوابه تا نامزدم براش قصه نگه نمیخوابه حتی روز های هم هست با گوشی با نامزدم تا 1 ساعت حرف میزنه نامزدم میگه دیگه مجبور شدم سر کار هنصفری بزارم مثلا موقی ک نمیاد تا ی ماه خونمون چون کارش دور از شهرمونه اینقد گریه میکنه میگه منو باید ببرین پیشش در حالی ک نسبت به پدر مادرم اینطوری نیست حتی اگه اونا نباشن تا چندماه حتی بهونشونو نمیگیره در حالی ک پدر مادرم خیلی دوسش دارن وهیچی براش کم نمیزارن حتی محبت دیگه موندیم باید چیکار کنیم فکر کردیم با فاصله بهتر میشه ولی بدتر میشه الان دیگه 6 سال شده هرچی عروسک براش میگیریم یا پارک می‌بریمش با ناراحتی بازی میکنه حتی ی دوست همسن خودش داره تو کوچمونه با اونم ک بازی میکنه زود میاد خونه میگه گوشیو بهم بده میخوام باهاش حرف بزنم اینگار فکرش پیش دوستش یا عروسکاش نیست مهمونیم بخایم بریم میگه باید اون بیاد ک با ما بیاد تورو خدا ی راهکاری جلو پام بزارین چون میخوایم بعد ماه رمضون عروسی بگیریم من باید برم همون جای محل کار نامزدم زندگی کنیم میترسم از این فاصله خیلی داریم عذاب میکشیم نگران خودش هستیم آخ کچلوی دلم نمیخاد گریه کنه یا ناراحت باشه طاقت ناراحتیش رو نداریم چون همین یدونست خیلی برامون عزیزه ببخشید طولانی شد 😞🙏 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 ‌سلام و عرض ادب خدمت همه ی عزیزانی که دراین گروه حضور دارند نماز روزه هاتونم قبول باشه راستش من یه مشکلی دارم اومدم باشما درمیون بزارم کمکم کنید راستش من یه دختر ۱۷ساله هستم خرداد میرم توی ۱۸ از محرم ۱۴۰۱بایه اقای ۲۴ساله آشنا شدم
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 ‌سلام و عرض ادب خدمت همه ی عزیزانی که دراین گروه حضور دارند نماز روزه هاتونم قبول باشه راس
اولش فک میکردم یه هوسه وزودگذره اما وقتی به خودم اومدم دیدم واقعا دوسش دارم ،راستش چون سنش ازمن زیادتره تجربه هاشم ازمن بیشتره ،بیشتر من میفهمه و خیلی بافهمو باشعوره ،تمام خصوصیاتی که قبلا میگفتم کسی میخوام عاشقش بشم باید داشته باشه رو داره ، باادبوباشخصیته ،مهربونو خوش اخلاقه ،میگه منو دوست دارع ولی وقتی مدارس شروع شد آبان ماه منو ترک کرد (قبلا همش میگفت امسال سال سرنوشت سازه توعه باید درس بخونیو کنکور بدی)بعدش پرسیدم اتفاقی افتاده من کاری کردم یا....گفت من بخاطر خودت ولت کردم تادرستو بخونی همش بخاطر خودته ،منم پیش خودم گفتم اگه بخاطر خودمه چرا اصلا اومد تو زندگیم که الان ولم کنه؟ قبلش میگفت اگه بیام خواستگاریت جوابت چیه ؟ اگه بخوای ازدواج کنی باید ۱۸سال داشته باشی، خیلی حرف زدنشو دوس داشتم میگفت بهم دوست دارم گوشیامونو خاموش کنیم بدون اینترنتو فضای مجازی باهم بریم سفر و...ازقبیل این حرفا که برای من خیلی خوشایند بود ،واتساپ استوریامو که میدید بهم پیام میداد حالمو میپرسید و خیلی ما نورو میداد رو درسام که درسات چطوره ،نمره هات چطوره ،دوسه روز بعداز سیزه بهم پیام داد عید تبریک گفت دوباره از نمره هاو درسام پرسید منم جوابشو دادم،بهم گفت اگه خواستی بیا همو ببینم دودل بودم قبول کنم یانه ،باخودم گفتم این چرا رفتاراش نقیضه اصلا چرا منو ول کرد ولی میگه بیاببینمت بایکی ازدوستام مشورت کردم گفت برو ببینش دلیل این کارشو بپرس،منم رفتم دیدمش گفت بخاطر خودت بوده وگفت دلش برام تنگ شده،یه جوری رفتار میکرد انگار هیچ اتفاقی بینمون نیوفتاده خوش خرمیم ،بهم میگفت دوستم داره ،دلتنگم شده ،وقتی این حرفارو میزد به چشام نگاه میکرد چشاش میگفت که همه حرفاش حقیقت داره ،یه جوری شور هیجان خاصی داشت رفتاراشو حرکاتش ،منم که دوسش دارم باور کردم دوباره برگشتیم بهم ،🥲خانمای عزیز لطفا بهم کمک کنید چطور بفهمم دوستم داره؟من واقعا گیج شدم ببخشید زیاد شد ازطرف naz 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام ماهی عزیز و همه ی هم گروهی های گلم،خدا قوت بهتون میگم و نیازمند راهنمایی های شما هستم🙏.خانمی هستم ۲۴ ساله و همسری ۳۳ ساله و یک پسر ۲/۵ساله دارم و ۸ سال هست که ازدواج سنتی کردیم،
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام ماهی عزیز و همه ی هم گروهی های گلم،خدا قوت بهتون میگم و نیازمند راهنمایی های شما هستم
من اوایل همسرم رو دوست نداشتم چون از همون اوایل آشنایی متوجه ایراداتشون شدم و به خاطر جو بد خانواده و اینکه مادرم بهم سرکوفت نزنن وترس از اینکه اگر با مورد دیگری ازدواج کنم و مادرم مدام ازم ایراد بگیرن قبول کردم و در سن ۱۵ سالگی نامزد ودر ۱۷ سالگی ازدواج کردم و در یک ساختمان با خانواده همسرم زندگی میکنم به صورت واحدی جدا. مشکل من اول مادرم هستن که مدام از همسرم ایراد میگیرن البته در مقابل همسرم خوب هستن ولی در پشت سر نه،همسر من مردی مهربون ،اهل خانواده وصادق و زحمت کشی هستن وتا جایی که از دستشون بربیاد خواسته هام رو برآورده میکنه و وضع مالی متوسطی داریم اما ایرادی که دارن این هست که خیلی به مادرش وابسته است و کمی ترسو واینکه به تنهایی نمیتونه برای خودش تصمیم بگیره که البته الان بهتر شده و من تونستم با این مشکلاتش تا حدود زیادی کنار بیام ولی مادرم مدام به روم میاره و تو تربیت بچه ام دخالت میکنه و فکر میکنه که بچه با زدن و دعوا کردن شجاع بار میاد و میگه نزار مثل باباش بشه ،واقعا خیلی ناراحتم و دیگه خسته شدم😭😭 اوایل تو خودم میریختم ولی الان دیگه از شوهرم طرفداری میکنم با اینکه از تمام مشکلات همسرم خبر دارم ولی باهاشون کنار اومدم،احساس میکنم مادرم همسرم رو با دیگران مقایسه میکنن .مشکل دیگه ای که دارم این هست که من همسرم رو دوست دارم ولی همسرم مرد ساده با ضریب هوشی پایینی است و کار هاش رو خیلی آروم انجام میده و گاهی اوقات به طور پنهانی تیک های عصبی میزنن و باعث میشه گاهی اوقات نسبت بهش دلسرد بشم و بحثی به وجود بیاد.ازتون خواهش میکنم کمکم کنید تا بتونم عاشقانه همسرم رو دوست داشته باشم و با هم زندگی خوبی داشته باشیم.اجرتون با خانم حضرت فاطمه زهرا 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام ماهی جون در رابطه با آبجی گلم که شوهرش با صاحب کارش صیغه کردن عزیزم دلم اول از همه خیلی سخته خیانت ولی چیکار میشه کرد عزیز دلم الان تویه این دوره زمونه همه ی مردا خیانت میکنن کم تر مردی پیدا میشه که متعهد باشه ولی قضیه تو یخورده فرق می‌کنه شوهرتو با زبونت رام کن بکش سمت خودت اگه دیدی شوهرت اون زنه کثیف و بیشتر دوست داره توام بیخیالش شو می‌دونم سخته ولی تو ام بخور بپوش بگرد بیخیال باش چرا خودتو پیر کنی واسه کی بره خودت یکمی پول پس انداز کن برا روز مبادا به اینجور مردا اعتمادی نیس 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام ..در جواب خانمی که از سادگی و ضعفهای همسرش ناراحتن و مادرشون دخالت میکنه عزیزم همسر منم دقیقا مثل همسر شماست ساده با وابستگی زیاد به خانواده ترسو قدرت تصمیم گیری پایین یعنی حتما باید در تصمیماتش دیگران نظر بدن خودش نمیتونه..ولی بسیار مهربون دلسوز و وفادار خیلی اذیت می شدم ولی یکم خودم تلاش کردم تصمیم گیری هارو بدست بگیرم اوضاع بهتر شد و از طرفی هم تو همین کانال زندگی خیلی ها رو خوندم که همسرهای بد اخلاق خسیس خیانتکار و غیر قابل تحملی وجود دارند که همسرهاشون بارها تصمیم به خودکشی گرفتند وقتی با اون مردها مقایسه کردم دیدم همسرم یک فرشته هست که خدا بهم داده و ناشکری میکنم خوبی مردهای ساده مثل همسرهای ما این است که خودت میتونی زندگیتو راحت مدیریت کنی و مدیر خودت باشی با اینکه از هر لحاظ من از همسرم سر تر هستم و خیلی ها فکر میکنن من همسرم رو بزور تحمل میکنم ..ولی من دوسش دارم و بهش وفادارم ..حتی تو فکرم هم بهش خیانت نکردم اگر همسرت رو کنار اون مردهای.. زن باز ...خسیس ..بد دهن .. بی مسئولیت....معتاد ....و دیکتاتور ...قرار بدهند حتما همسرت رو انتخاب میکنی 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام ماهی جون اومدم یکم درد و دل کنم شوهرم دلش بامن نبود! شب عروسیم شوهرم بهم گفت من ترو دوست ندارم😓از رفتار بی میلش تو زمان عقدحس کرده بودم که فکرش جای دیگست ولی خودمو گول میزدم که به خاطرحجب وحیاشه که پیشم نمیاد یکی دوماه از زندگیم مشترکم میگذشت همچنان دربی میلی مطلق بود
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام ماهی جون اومدم یکم درد و دل کنم شوهرم دلش بامن نبود! شب عروسیم شوهرم بهم گفت من ترو
من صبوری رو ازخونه پدرم یادگرفته بودم و بخاطر رفتار سردش دم نمیزدم.یه روز خودش به حرف اومد وگفت یه کاری میکنم خودت باپای خودت از این خونه بری! نفهمیدم منظورش چیه تا اینکه یه روز وقتی برگشتم خونه دیدم چمدون به دسته.قبل از اینکه چیزی بپرسم گفت دارم میرم ماموریت کاری.. گفتم کی برمیگردی؟بدون اینکه نگاهم کنه گفت معلوم نیست،و رفت. نشستم وبه حال نزارم گریه کردم.نمیتونستم دم بزنم چون پدرم از بچگی توگوشمون خونده بود دختر باچادر سفید میره خونه شوهر وبا کفن میاد بیرون نمیتونستم دادبزنم چون مادرم صبوری و خانومی رو یادمون داده بود. فقط گریه بود که آرومم میکرد،بایدیه کاری میکردم،نشستن و زانوی غم بغل گرفتن مشکلی روحل نمیکرد. تصمیم گرفتم درس بخونم وکنکور شرکت کنم. هفته ها میگذشت و من اونقدر تودرس غرق بودم که گذشت زمان و نبود سعید روحس نمیکردم.سعید باترک من میخواست منوخسته کنه تامن به خانوادش اعتراض کنم و از اونجایی که من انتخاب خانوادش بودم و اونا بهش اجازه نداده بودن که باکسی که دوست داره ازدواج کنه تمام سعیش رومیکرد تا اونا رومتوجه اشتباهشون کنه،این وسط من چکاره حسن بودم، نمیدونم!! من این وسط بین نخواستن سعید و آبروی پدرم گیرکرده بودم و فقط توکلم به خدابود. بعد ازچند ماه بلاخره من به هدفم رسیدم و دانشگاه قبول شدم. سعید شاید به من عشقی نداشت ولی به حضور و آرامش زندگی بامن عادت کرده بود. نق نزدم،جلوش گریه نکردم،داد نزدم،به خانوادش اعتراض نکردم،وابستش نشدم،خودم حال خودمو خوب میکردم. زندگی زناشویی موفقی نداشتم و همیشه این خلا در وجودم حس میشد..و ازخودم میپرسیدم تاکی؟! رو لبم خنده بود و تو دلم کوه درد،من لایق عشق بودم ولی سعید دل نمیکند از دختری که بهش نرسیده بود. همه فکر میکردن که زندگی خوبی دارم ولی نمیدونستن که دل صبوری دارم. سعیدبه قول خودش بهم عادت کرده بود نمیدونست حرفی که میزنه خنجریه تو قلبم نمیدونست یه زن عادت یه مرد رو نمیخواد و محبت وعشقشو میخواد. دیگه بایدچند سال میگذشت تا این عشق رو از قلبش بیرون بندازه. اکثرا میگفتند چرابچه دار نمیشید و من میگفتم فعلا مشغول درسم،نمیدونستن که سعید علاقه ای به چیزی که من وخودش رو مشترک کنه نداره. من به غرورم توهین میشد ولی هدفم و آبروی پدرم برام مهم بود. یه روز بهم گفت دختری که درگذشته دوست داشتم رو پیدا کردم اون هم ازدواج کرده ولی شوهرش طلاقش داده اجازه تو لازمه برای عقد کردنش؟ _چرا فکرکرده بود که اجازه داره توسرم بزنه ومن دم نزنم. گفتم هیچوقت خودمو بهت تحمیل نکردم،اگر قبل ازشب عروسی بهم گفته بودی دوستم نداری مطمئن باش هیچوقت باهات زیریک سقف نمی اومدم.تا الان هم اگر باهات زندگی کردم بخاطر اینکه که درخانوادم رسم طلاق نداریم. حالا هم اصلا بهت احتیاجی ندارم،برو،مثل اون سه ماه که رفتی و من به خانوادم گفتم ماموریتی.. رفت.. دیگه مثل سری پیش گریه نکردم،زانوی غم بغل نگرفتم وبه فکر استقلال مالی بودم‌ دوره کارورزی رو که میگذروندم توهمون بیمارستان بصورت پیمانی استخدام شدم که شاید یکی از معجزات خداهمین بود. روزها میگذشت و سعید هر دوهفته یکبار بهم سر میزد وچند روز میموند به جایی رسید که خیلی بیشتر پیشم میموند و ساکت و دمغ بود و دیدم هرشب خونه میاد و اخلاقش فرق کرده بود.. یکی از همون شبها وقتی خواب بودم دستی دورم حلقه شد.حالا این من بودم که دلم باهاش نبود و پسش میزدم و هر روزکه میگذشت سعید بیش تر عاشقم میشد ومن فقط به غرورم که لطمه دیده بود فکر میکردم،و سعید هرکاری کرد تا ببخشمش تابلاخره احساس کردم که دیگه کافیه باید زندگی عاشقانه ای که لایقش هستم رو شروع کنم.من بخشیدم فقط وفقط بخاطر آرامش خودم بخشیدم الان ۲۰سال گذشته ومن دو دختر ویک پسر دارم،بعدهاسعید برام تعریف کرد نرسیدن به اون دخترباعث شده بوده که تو ذهنش یه بت زیبا بسازه ولی وقتی باهاش وارد زندگی شده تمام اون بت با اخلاق بد دختر فرو ریخته. و موقعی قدرمن دستش اومده که درکنار اون بوده،وهربارباخودم میگم تابدی نباشه ما درکی از خوبی نداریم نتیجه گیری من از این دردودل گاهی زندگی اونقدر بهت سخت میگیره که طلاق میشه اولین گزینه،ولی دراین داستان،شخصیت خانم بجای طلاق سعی کرد تاجایی که میتونه به خودش تکیه کنه،و آرامش رو در وجود خودش پیدا کنه خانمی که برای زندگیش هدف داره کمتر درگیر مسایل حاشیه ای میشه توانمندی سازی زنان یعنی همین که خودت رو از اسارت وابستگی رهاکنی و روی پای خودت بایستی این خانم بخاطر آرامش خودش بخشید بخاطر آرامش خودتون کمتر بحث کنید به امید فردایی بهتر 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 -اعضا سلام 😊 رسیدگی به خودمون و اهمیت به خودمون هم باعث میشه حال خودمون خوب بشه و اعتمادوبه نفسمون بره بالا هم تاثیر خیلی خوبی روی روابطمون داره 😉
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #ظرافت_زنونه-اعضا سلام 😊 رسیدگی به خودمون و اهمیت به خودمون هم باعث میشه حال خودمون خوب بش
چون یه زن با اعتماد به نفس همسر بهتری هم هست 1_اول برید سراغ بدنتون🙆💃👀 بیماری عیبی دارید درمان کنید دندونتون خرابه شده قسطی  برید درستش کنید  عفونتی دارید سریع به دکتر زنان مراجعه کنید از سلامتی رحم و غیره مطمئن بشید و ازش غافل نشید مخصوصا خانم هایی ک تازه ازدواج کردن دستتون اگزما داره با رفتن به دکتر پوست به دادش برسید و... خواهشا هر یکسال یه بار یه چکاپ کللی بدید 😊❤️ 2_برای پوست و مو💅👰💇 از تقویت کننده های طبیعی استفاده کنید چون معمولا محصولات پوست و مو گرون میتونیداز چیای طبیعی به راحتی استفاده کنید ! برا پوست از خیار -گلاب -سدروماست -هلو -اب برنج -میتونید استفاده کنید شستن سر با اب برنج هم خیلی موهاتون رو تقویت میکنید من بچه بودم مامانم به موهام تخم مرغ و ارد نخود چی میزرد و خیلی برا تقویت موهام خوب بود موهای بلند و نسبتا پرپشتی داشتم  به موهاتون ک زبر و خشک شده روغن بادام تلخ -زیتون یا هر روغن دیگه ای بزنید بعد چند ساعت برید حمام !ترجیحا از شامپو بچه استفاده کنید کلا برای شستشوی مو 3-ورزش ورزشورزش 🏋⛹‍♀🏄‍♀🏌‍♀🤽‍♀ هم شمارو سر حال میکنه هم خیلی از بیماری های زنانه رو بر طرف میکنه هم از اضافه شدن وزنتون جلو گیری میکنه ورزش میتونه پیاده روی باشه یا حتی چند تا حرکت توی خونه حتما ک نباید باشگاه رفت 😉باور کنید خیلی به خوب شدن حالتون کمک میکنه 4-تغذیه 🍗🍤🍳🍔🍟اصلاح کنید خانومای گل تغذیتون رو ! نمک ید دارو حذف کنید از نمک دریا استفاده کنید  روغن کنجد یا زیتون استفاده کنید  همین دوتا ک قسمت اصلی غذاهای مارو تشکیل میده اگه اصلاح بشه خیلی خیلی به سلامت خودمون و خانوادمون کمک میکنه  به طبع بدنتون توجه کنید اگه طبع سرد هستید مواظب باشید بیماری های مختلف تو طبع های سرد خودش رو بیشتر نشون میده غلظت خون از سودا حتما حجامت کنید 5-برای هر کاری دستکش دستتون بکنه چون اگه دست نکنید به مرور زمان دچار اگزمای خانگی میشید بر طرف میشه این اگزما ولی  هر بار دوباره برمیگرده بعد کار همیشه به  دستاتون کرم مرطوب کننده بزنید ! 6-نماز اول وقت رو فراموش نکنید ❤️!علاوه بر اینکه خود به خود به زندگیتون برنامه میده و کاراتون روی نظم انجام میشه  نماز زیبایی صورت هم به افراد میده 😉دست کم نگیریدنماز رو  برا ارامش خودتون قران با معنی بخونید ببینید ک چ ارامشی بهتون مییده  صبح ک دارید کار میکنید میتونید  قرانی ک ریختین توی گوشیتون صوتش رو بذارید و گوش بدید شده نیم ساعت میبینید ک چ اثراتی داره  به هر کتابی علاقه دارید بخونیدش میخواد شعر باشه داستان باشه سیاسی باشه  7-بضی خانم ها پا ارنج یا سر زانوهاشون سیاه شده چند تا راه حل وجود داره ک نسبتا بهتر کنه یکی اینکه وازلین بزنید به قسمت مورد نظر بعد چند ساعت یا حتی یک شب تا صبح بریدوحموم کیسه بکشید راه بعدی یکم اکسیدان و سرکه رو قاطی کنید بزنید جای مورد نظر روش پنبه بذارید و با چسب بچسونید بذارید یه صبح تا عصر یا شب تا صبح بمونه راه بعدی جوش شیرین با شیر رو قاطی کنید و بزنید اون نقاط  من این راه هارو امتحان کردم و نتیجه گرفتم ولی باید مداوم استفاده کنید و در اخر شما زن هستید درسته زیبایی خلقت هستید اما به این زیبایی روحی و جسمی اهمیت بدیدو ازش مراقبت کنید هر چیزی نیاز به مراقبت داره به حال خودش رهاش نکنید یا علی 🤍 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882