eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.7هزار عکس
676 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 درمورد اینکه به نماز علاقه نداری،،، عزیزم گاهی لذت گناه لذت عبادتو می گیره...به اعمال و رفتارت نگاه کن کارهایی که اسلام منع کرده اصلا انجام نده...مثلا نگاه به نامحرم احترام به والدین... اینکه حاجت نمیگیری شاید به صلاحت نیست موفق باشی گلم😉 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 تجربه من از جاریم‼️ سلام تجربه من برمیگرده به اوایل زندگی مون که با همسرم اختلافاتی داشتم و تا مرز طلاق پیش رفتم و گذاشتم رفتم خونه مامانم توصیه میکنم خیلی مواظب این آتیش بیاری دعواها باشین جاری من که با مادرشوهر م زندگی میکردن هر روز به بهانه های مختلف به من زنگ میزد که بخدا منم مثل خواهرت خیلی ناراحتم اینا امروز پشت سرت اینو گفتن داغون شدم شوهرت این کار رو کرد گفتم طفلی جاری جانم و خلاصه این حرفای چرت و پرت که حال من و بد بدتر میکرد تو رو خدا تو دعواهاتون مواظب این کاسه های داغ تر از آش باشین اگه منم عقل الانمو داشتم طوری بهاش برخورد میکردم که بی جا کنه یه دفه دیگه به من زنگ بزنه خبر و خبرکشی کنه ولی خداروشکر سر عقل اومدم برگشتم سر خونه و زندگیم و متوجه شدم از منم خبر می‌برده برا مادر شوهر و خواهر شوهرام اولین کسی که بعد از برگشتن به خونه ام حذفش کردم همین به قول خودش جاری جونم بود... 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 یه دعوای جانانه بین من و آقاییی پیش اومده بود كه دو روز با هم سرسنگین بودیم . خیلی دوست داشتم این جو شكسته بشه در ضمن ما یه گل خوشگل هم داریم یه فرزند صالح. خلاصه به خاطر اونم كه شده بود دلم میخواست جو خونه برگرده. فرزندم اون روز با كلی شیطونی اومد پیشم گفت اسپند براش دود كنم. منم وقتی اسفند داشتم دود میكردم با خودم فكر كردم چطور میتونم این هیاهو رو از خونه دور كنم از خداوند مدد خواستم كه كارم و روبراه كنه. وقتی اسپند و بردم تو اتاق فرزندم خوشحال شد و كلی دود دود كرد . منم بعدش اسپند و بردم پیش جناب همسر که گوشه اتاق دراز كشیده بود ایشونم با چشمای متحیر داشتن نگام میكردن 😳 كه گفتم : بتركه چشماشون كه چشمت زدن. همسری من كه اینطوری نبود ، الانم تاج سرمه.. همین یك جمله باعث شد همه ی كدورت ها كنار بره و قلب خودمم ب آرامش برسه ... 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 امان از شپش🤦‍♀‼️ سلام به ماهی جون و دوستان عزیزم برای رفع شپش سردختر بچه چی خوبه؟این قطره ها که تبلیغ میشه خوبه؟ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 اون خانمی که پریودی دختر ۱۶ سالشون طول میکشه به نظر من مشکل نیست هورمونی بنام استروژن هستش که به پریودی خاتمه میده با بالا بردن ضخامت دیواره رحم و مقاومتش یواش یواش درست میشه یکی دو سال طول میکشه نگران نباشین عادیه کم و زیاد دوره 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 ‼️❌طلاق همیشه هم خوب نیست ❌‼️ سلام من واقعاً کانالتونو دوست دارم ممنون از کانالتونو من زینبم. ۱۵سالمه. من تو یه خونواده ۵نفره بزرگ شدم و تک دختر بودم چند سال پیش. وقتی ۱۴سالم بود مادرم مجبورم کرد با پسر خالم ازدواج کنم من هیچ علاقه ای به پسر خالم نداشتم او اصلا به ازدواج فکر نمی کردم آنقدر به مادرم اصرار کردم. آنقدر گریه کردم از بابام کمک خواستم اما بابامو هیچ کمکی بهم نکر د هیچی ما رفتیم عقد کردیم نکه پسر خالم پسر بدی باشه نه اتفاقا خیلی مهربونه بود و منو دوست داشت بعد از اون یک ماه بعد عروسی کردیم اما من هیچ علاقه ای بهش نداشتم بعد یک سال طلاق گرفتن و الان که دارم فکرشو می کنم خیلی پشیمونم کاش هیچ وقت این کارو نمی کردم از تمام کسایی که میخواد طلاق بگیرم ازشون می‌خوام خوب فکر کنن. تا زندگی شون مثل زندگی من نشه ممنون 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
- معنای ِ زندگی 🌱؛
🎶♥️🎶 وای از خیانت😔💔 سلام ماهی گلی خواهش میکنم پیام منو تو کانال بزاری واقعا کمک میخوام کمک از اونایی که درده منو کشیدن میخوام،من سه چهار سالی میشه که فهمیدم به کار شوهرم ،بهم خیانت میکنه ،اولاش خیلی انکار میکرد ومیزد حاشا الانم همینطور اگه بهش بگم زود عصبی میشه وکتک کاری راه میندازه،یه دختر کلاس دومی هم دارم به خاطر بچم نمیتونم طلاق بگیرم نگاهش میکنم عذاب وجدان میگیرم ،وشوهرم خرج ومخارج میاره خونه دوستمونم داره ولی نمیدونم چه مرگشه ،فقط فکرش شده همون خانومه خیلی بهش وابسته شده هر کارم میکنم نمیزارش کنار ،منم بریده دیگه تحمل ندارم ،پول براش میفرسته ،ولی انکار میکنه وتا میاد خونه همه پیام هاشو پاک میکنه،ولی من متوجه میشم ،چکار کنم خسته شدمه الان که دارم اینو می‌نویسم با گریه ودل شکسته مینویسم،تو رو خدا بگید چکار کنم خستم خسته،یه هفته به خودکشی فکر میکنم ،راه نجات ندارم ،حمایت طلاق هم ندارم پدرم فوت کرده، یه مادر مریض دارم،اصلا به فکر طلاق نیستم ،یه هفته افتادمه به فکر خودکشی،میخوام خودمو بکشم ،کمکم کنید چکار کنم😭😭😭😭😭 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 فرزندآوری از طرف یک آقا.. .
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 فرزندآوری از طرف یک آقا.. .
من سال ۸۰ بود که ازدواج کردم. اون موقع ٢۴ سالم بود. پدرم اصرار داشتند که ازدواج کنم و البته دختر مناسبی هم انتخاب کرده بودند. من می گفتم الان آمادگی ندارم و پولی هم ندارم. اجازه بدید حداقل یک سال دیگه... ایشون می گفتن می ترسم عروس خوب رو از دست بدیم. یه روز ایشون به من گفتند اصلا خونه بهت میدم و تا یک سال هم خرجت با من، نترس... حالا قبول می کنی؟ من هم فکری کردم و گفتم قبول... (کور از خدا چی میخواد؟ دو چشم بینا) طبق وعده هم عمل کردند و خدا می داند که بعد از ازدواج چطور خدا برامون تا به امروز ساخته... الان هم فرزند چهارممون تو راهه ولی خدا میدونه که هر کدام آمدند، زندگیم بهتر شد. چون واقعا معتقد بودم به فرموده امام صادق علیه السلام که رزق و روزی در گرو زن و فرزنده... به هر حال به پدرها توصیه می کنم به فرزندانتون اطمینان بدید که کمکشون می کنید و ترسشون رو از بین ببرید. قطعا خدا کمک خواهد کرد. البته حتما والدین آسان بگیرند، هم مهریه، هم جهیزیه، هم خرید و جشن رو... جوانها هم نترسند، اصلا هنر مرد به اینه که با وجود سختیها زندگی رو اداره کنه. اگر بنا بود همه چیز آماده باشه که نیاز به مدیریت مرد نبود. 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام خواهران گلم ، و ماهی خانوم ممنون بابت این کانال که خواهرانی مهربون مثل شماها رو دارم همو نمیشناسیم ولی با قلب مهربون شکسته هم آروم میگیریم من 23Fوقتی 21سالم بود توفضای مجازی [ تلگرام] با یک پسر همشهریم بود اشنا شدم
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #برشی #ازیک #زندگی #تجربه #فضای #مجازی #قسمت #اول سلام خواهران گلم ، و ماهی خانوم ممنون
خیلی باهم خوب بودیم حتی ب خواهرشم گفت درجریانش گذاشت من آب میخوردم ب مامانم میگفتم ، خواهرش پیاپامو دیده بود گفت دختره حس میکنم خوبه وقتی از مادرش قایم نکرده ، بهم گفت میشه همدیگرو ببینیم من گفتم بایدب مامانم بگم چون نمیخام کار خطایی کنم که پشیمون بشم، خلاصه همو دیدیم توی پارک ، از هم خوشمون اومد گفتیم باهم درارتباط باشیم تا اخلاقامون بدونیم من خیلی وابستش شده بودم نمیتونستم ازش دل بکنم تا اینکه به مامانم گفتم میخاد بیاد خاستگاریم مامانم گفت هنوز اخلاقش نمیدونی باید بیشتر باهاش درارتباط باشی من خلاصه گفتم میخامش و . . . ۱۴۰۰ اردیبهشت اومد خاستگاری ، و پدرمم همه شوکه شدن داداشام و . . حتی ب هیچکس نگفتم حتی داداشام خیلی ناراحت شدن بابام همچی رو ب خودم سپرده بود چون گفت من نمیخام بگم نه یا آره چون دوروز دیگه نگی مقصر پدرم بود ، زود منو شوهر داد ، ولی داییم بود ، با خالم شب خواستگاری سر گرفت و دو سه روزبعد ب داداشام گفتم خیلی شوکه شدن اعصبانی شدن اومدن پسرع دیدن حرف زدن باهاش دیدن پسر خوبیه ، ما باهم خوب بودیم تااینکه عقد کردیم بعد عقد اخلاقش عوض شد خیلی اخلاق تندی داشت ب حرف خانوادش بود همش ایراد میگرفت تحقیرم میکرد زندگیمو جهنم کرده بود همش ب ارایشم ب لباس پوشیدنم گیر میداد نمیزاشت خونه دایی خالم برم میرفتم باهام دعوا میکرد هرچی از دهنش درمیومد بهم میگفت😔😞 بهم تهمت میزد مخصوصا مادرش خیلی اذیتم کرد من تو عقد میرفتم خونشون عین دست گل میکردم خونشون رو ، نمیزاشتم مادرشوهرم دست ب سیاه سفید بزنه دیگه واقعا خیلی اذیتم کردن باحرفای زشتشون مادرشوهرم همش تیکه بارم میکرد هرچی میگفت بهم ، شوهرمم میخندید چیزی نمیگفت من میومدم خونمون گریه میکردم مادرم میگفت چیشده چرا گریه میکنی مامانمو بغل کردم گفتم اذیتم میکنن مادرش تیکه میندازه بهم هرچی از دهنش میاد میگه شوهرمم میخنده میگذره نمیگه این حرفا چیه ب خانومم میگی . . ما همش دعوا داشتیم تا میومدم خونه مادرم اینا بحث میکرد چرا خبر مادرم نمیگیری و . . میگفتم منو کوچیک میکنه منو ناراحت میکنه فحش میده تو میخندی میگذری ، ما خیلی دعوا داشتیم خیلی چون مامانش پرش میکرد ، 👇👇👇👇👇ادامه ......