eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.7هزار عکس
684 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام وعرض ادب واحترام 🌹 خدمت ماهی گلی جون 🌹 عیدتونم مبارک🥰🥰💝💝 اون خانم که گفتن بچشون دختره بخدا قدر بدون رحمت ونعمت خدا رو کاش منم یه دختر دیگه داشتم ومیتونستم بیارم. اخه من دوتا دارم یه پسر یه دختر حالا 6 سال هست دیگه هر کاری بگید کردم هر دکتری بوده رفتم نشد. ارزو میکنم بچتون عاقبت بخیر بشه. بچه یا دخترِ یا پسر. خدا به هر کی داد نگهش داره واسش 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 🍃 داشتم چمدون همسرم رو اماده میکردم که برای گوشیش پیامک اومد. بازش کردم باورم نمیشد زنداداشم بهش پیامک داده بود:((بیصبرانه منتظر چنین روزی بودم)) داشتم دیوونه میشدم.اخه دیشب همسرم گفت که قراره بره ماموریت کاری.درست مثل داداشم که دوروز قبل رفته....
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #قضاوت_عجولانه🍃 داشتم چمدون همسرم رو اماده میکردم که برای گوشیش پیامک اومد. بازش کردم باور
ولی اون داشت به بهانه ی ماموریت میرفت پیش زنداداشم؟... خدای من مگه ممکنه؟؟؟ همسرم حاضر و اماده وسایلش رو برداشت و راه افتاد ولی من.... ولی من که از شدت عصبانیت داشتم منفجر میشدم سریع حاصر شدم که برم خونه ی داداشم ببینم چه خبره. پنج دقیقه بعد سر کوچه بودم یه ماشین دربست گرفتم و نیمساعت بعد دم در خونه شون بودم. توی تاکسی چند بار از شدت غصه و هیجان نزدیک بود قلبم از تپش بایسته. هنوز یسالم نمیشد که قلبم رو عمل کرده بودم. داداشم رضا خیلی توی این یسال زحمتم رو کشیده بود تا جایی که کلا خودشو فراموش کرده بود. مونا زنداداشم میگفت خیلی ساله بخاطر کلیه هاش دکتر میرفته ولی اجازه نداده من مطلع بشم که من توی رفت وامد های این یکسال متوجه بیماریش شده بودم. مونا چقدر خوب بلد بود فیلم بازی کنه . شوهرم حمید هم همینطور. از هردوشون بعید بود... لابد این یکسال که مونا برای رسیدگی به من به خونه مون میومده روابطش رو با حمید شروع کرده. اونا که پیش ما خیلی سنگین و معذب برخورد میکردند. اشکام همینطور بی مهابا فرو میریخت. خیلی برام سنگین بود فهمیدن این موضوع . اگه رضا بفهمه چه حالی میشه؟ با دستانی لرزون و حالی خراب زنگ خونه رو زدم . اما کسی درو باز نکرد. با خودم گفتم خوب احمق الان اونا فهمیدند تویی توقع داری درو برات باز کنند؟ طبقه ی بالا دختر عمه ی مامان زندگی میکرد. زنگ رو زدم و در باز شد. بسختی یه طبقه رو رفتم بالا پاهام توان رفتن نداشتند. قلبم تیر میکشید. بلاخره رسیدم جلوی در‌... ادامه دارد...
مَــــــــنِ آرام💜✨
ولی اون داشت به بهانه ی ماموریت میرفت پیش زنداداشم؟... خدای من مگه ممکنه؟؟؟ همسرم حاضر و اماده وسایل
هرچقدر زنگ رو زدم فایده نداشت.گریه م گرفته بود با عصبانیت و عجز و گریه به در میکوبیدم و داد میزدم این در لعنتی رو باز کنید . چه غلطی دارید میکنید ؟ که یدفعه صدای عمه رو شنیدم: تو اینجا چکار میکنی چرا گریه میکنی؟ مونا صبح زود رفته بیمارستان. پرسیدم بیمارستان برای چی؟ مگه خبر نداری که برای داداشت کلیه ی اهدایی پیدا شده؟داداشت از دیشب بستری شده و امروز اهدا کننده بستری میشه... قراره بزودی پیوند کلیه انجام بشه. دیگه نمیتونستم روی پام بایستم همونجا نشستم پشت در . چی میگفت عمه؟ بیمارستان ؟عمل؟داداشم؟ مگه اون الان ماموریت نیست؟ مگه وضع کلیه هاش چقدر خراب بود که نیاز به پیوند داشت؟ بیخود نبود پس وقتی غرغر میکردم که با این وضعیت بیماریت چطوری میخوای بری ماموریت میخندید و مسخرم میکرد و میگفت فکر کردی تو خارج دستگاه دیالیز ندارن؟واقعا دیالیز میشده و من که خواهرشم بیخبر بودم؟ مسخره کردن هم داشت چه راحت باور کرده بودم با اون حالش ماموریت خارج از کشور بهش دادند. از عمه پرسیدم توروخدا راستشو بگید چی شده؟ هیچی والا چند وقت پیش مونا خانم گفت که برای رضا یه کلیه پیدا شده و موعد عمل پیوندش هم اونطور که میگفت فرداست... نالیدم پس چرا بمن نگفتند؟ نمیدونم شاید مراعات قلبتو کردند مادر . از وقتی تو قلبتو عمل کردی مونا میگفت یسره ورد زبون رضا شده سهیلا. حتما نخواستند تو اذیت بشی. از قضاوت بیجایی که کرده بودم اونم در حق عزیزانم همسرم و زنداداشم که همیشه از گل پاکتر بود. به عمه گفتم تروخدا به کسی نگید منو اینجا دیدید. مثلا من خبر ندارم باشه!!! باشه عزیزم بیا حالا بریم خونه ما یکم حالت جا بیاد. پاشدم بزور دستمو از نرده ها گرفتم و راه رفتن رو پیش گرفتم. نه عمه جان من طاقتم نمیاد باید زودتر برم بیمارستان‌ رفتم دم در و نشستم توی ماشین دربستی که گفته بودم منتظرم بمونه. زنگ زدم به شوهرم جواب نداد. شماره ی مونا رو گرفتم . بعد از دوتا بوق جواب داد. سلام سهیلا جان خوبی؟ سلام کجایی مونا؟ من ؟من خونه ام دیگه. دروغ نگو سهیلا من میدونم رضا رو بردید بیمارستان عمل کنید . فقط بهم بگو همون بیمارستان همیشگی رفتید؟ ای وای کی به تو گفت اره همونجاییم. تروخدا هول نکن. نترس چیزی نیست... ادامه دارد...
مَــــــــنِ آرام💜✨
هرچقدر زنگ رو زدم فایده نداشت.گریه م گرفته بود با عصبانیت و عجز و گریه به در میکوبیدم و داد میزدم ای
دکترا از شرایطش راضی هستند تروخدا تو بیمارستان نیا وگرنه ممکنه حالت بد بشه. یعنی چی داداشم داره عمل میکنه من مگه طاقت میارم بمونم خونه؟ وقتی رسیدم بیمارستان فهمیدم کلیه ی اهدایی مال شوهرمه. و اون بندگان خدا برای اینکه دکتر سفارش کرده بوده نباید دچار هیجان و استرس بشم بمن نگفته بودند . واقعا هم برام سخت بود. همزمان دوتا از جگرگوشه هام گوشه ی بیمارستان روی تخت خوابیده بودند. یکی همسر فداکارم و یکی برادر عزیزم. الحمدلله جراحی موفقیت امیز بود... من و رضا جز عمه ی پیرمون کسی رو نداشتیم خدا رحمت کنه پدرومادرمو توی اون شرایط خیلی به وجودشون احتیاج داشتم اما نبودند و دستشون از دنیا کوتاه بود.. همسرمم نخواسته بود خانواده ش در جریان اهدای کلیه ش قرار بگیرند. ولی پدرو مادر و دوتا برادرهای مونا خیلی کمک احوالمون بودند... حالا که دوازده سال از اون زمان میگذره برای اولین بار برای شما دوستان عزیز قضاوت بیخود و عجولانه م رو افشا کردم . خداروشکر اون روز کذایی من وقتی رسیدم دم در خونه ی مونا که اون رفته بود. وگرنه معلوم نبود چه عکس العملی نشون میدادم و چه ابروریزی میشد. الحمدلله که خدا زود بفریادم رسید و اجازه نداد به دست خودم و با قضاوت عجولانه غرور و شخصیت همسرم رو از بین ببرم و زندگیم رو از هم بپاشم. پایان. ‌ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام یه خانمی تو گروه گفتن ک کبدشون چربه و یه خانم طب سنتی بوده راه حلی گفتن فک کنم اون خانم طب سنتی ایشون بودن منم صورتم جوش میزنه از پیام ایشون اسکرین گرفتم ک این چیزیایی رو ک گفتن تهیه کنم و بخورم ببینم چی میشه عزیزم بنظرم پیامشون این بود 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام برای اون خانمی که دخترشون تو زمان پریودی دردزیادی داره حتماهرچه زودتردخترتوببر پیش دکتر طب سنتی یا اسلامی داروهاشونم گیاهیه عوارض نداره میتونن دخترتو خوب کنن من خودم هم تو زمان پریودیم دل درد وکمردرددارم ۴یا۵ تا لیوان دمنوش گرم میخورم تا خوب میشم دوای سیاه هم بعضی وقتا درست میکنم خیلی خوبه هم رحم رو گرم میکنه هم پاک میکنه نبات داغم خیلی خوبه ودمنوش تخم شوید هم خیلی خوبه دو قاشق تخم شوید رو با دوتا لیوان آب بزارروگاز بزار تا بجوشه که بشه یه لیوان بعد از صافی ردش کن بده دخترت بخوره کاچیم خیلی خوبه به هیچ وجه هم نزار دخترت تو موقع پریودی سردی بخوره غذاهای با طبع گرم بهش بده امیدوار م پریودی دخترت بهتر بشه 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 🍂 🍂🍂 🔵 یادم باشد مادر شوهر که شدم آنقدر به عروسم بها بدهم که پسرم احساس رضایت کند آخر پسرم جگر گوشه ی من است نبایدآزار ببیند . 🔵 یادم باشد مادرشوهر که شدم در مقابل دختری که هم سن دختر خودم هست صبوری به خرج دهم .آخر او جوان هست هنوز و خیلی از مسایل را هنوز نمیداند 🔵 یادم باشد مادر شوهر که شدم ...طوری با دختر دیگران برخورد کنم که دوست دارم دیگران با دختر من برخورد کنند 🔵 یادم باشد مادر شوهر که شدم کاری نکنم پسرم میان عشق مادری و عشق و همسری سردرگم شود .نیاز پسرم در زندگی آرامش است نه تنش . 🔵 یادم باشد که برای قضاوت عروسم ب سخنان دخترم صحه نگذارم چون دخترم نیز چون عروسم بی تجربه است و جهان را از دید خام و ناپختگی مینگرد. 🔵 یادم باشد مادر شوهر که شدم از فداکاری های عروسم تمجید کنم تا یاد بگیرد برای پسرم فداکاری کند . 🔵 یادم باشد مادر شوهر که شدم کاری نکنم با عروسم که شکایت مرا نزد پسرم ببرد آخر میان دو عشق انتخاب یکی سخت میشود و حتما من شکست خواهم خورد زیرا پسرم پدر میشود و نمیتواند مادر فرزندش را رها کند و در کنار من آرام بگیرد . 🔵 یادم باشد مادر شوهر که شدم خوب بفهمم پسرم را روانه زندگی کرده ام و نباید کاری بکنم که او به سوی من بازگردد و دوباره مجرد شود آخر او متاهل است و متعهد . 🔵 یادم باشد مادر شوهر که شدم به پسرم بگویم با همسرش وفاداری کند .متعهد بماند .خیانت نکند . 🔵یادم باشد که یادم نرود که مادر شوهر شدن آسان است و مادر شوهر ماندن سخت ... 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام طاعات و عباداتتون قبول باشه. خانمی که سوال اورژانسی برای دختر گلت داشتی.. عزیزم منم پریودی های فوق العاده سختی داشتم همه جور آزمایش و سونو و دکتر زنان هم انجام میدادم مشکلی نداشتم. تا اینکه فهمیدم بخاطر سردی بدنم هست که اینجوری میشم. الان تقریبا اصلا ترشی نمیخورم،مرتب خرما و عسل و ارده شیره و حلوا ارده ووو کلا خوراکی های گرم میخورم .نود و نه درصد خوب شدم. بعد از اون ؛ گلاب و زعفران فوق العاده کمر درد میاره و خونریزی رو تشدید میکنه. بعداز خوردن لبنیات هم حتما گرمی بخورن. ان شاء الله همیشه سالم باشید. التماس دعا 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام ماهی جون ممنون از کانال خوبتون درمورد درد پریودی من یه کیسه نمک دریا درست کردم هروقت دل درد و کمر درد شدید میگیرن دخترام میزارم روی شکم یا زیر کمرشان ... البته قبلش روی بخاری بزارین گرم بشه بعد بزارین خیلی معجزه میکنه .. حتی برای زانو درد ودردای دیگه خیلی خوبه حتما چندماهی استفاده کنید تا نتیجش رو ببینید 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام ب خانمی ک گفته وای از خیانت عزیزم شما ب فکر دخترتی و نمیخای طلاق بگیری اونوقت میگی میخام خودکشی کنم،حالت خوبه؟؟؟🙄 شما خودکشی کنی کی از دسته گلت مراقبت کنه؟هیچکی مث خودت دلسوز نیس مگه وقتی زنی جدا میشه باید ب خانواده ش تکیه کنه؟باید روپای خودش وایسه مستقل بشه بی نیاز بشه از بقیه من نمیگم طلاق بگیر ولی ی مواقعی جدایی ب نفع همه س چه زن و شوهر چه بچه ها لاقل دیگ بچه ها شاهد دعوا و سردی رابطه پدر و مادر و این گناه بزرگ نیستن برات آرزوی خوشبختی و آرامش میکنم عزیزم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام خسته نباشید میشه این دوتا سوالمو بزارید کانال کن ۲۲ عمل شقاق انجام دادن کلا سوپ خوردم تا دکتر گفت باید همه جی بخوری ماکارونی خوردم دوروز نتونستم برم سرویس تا امروز شکمم کار مرد حالا امشب یکم برنج خوردم با روغن زیتون و سبزی چ کنم یبوست نگیرم هی استرس دارم یکیم ی مدته رو چونم و صورتم جوشای زیر پوستی ک سفتن هس چ کنم برن خیلی رو اعصابمه سرم و ماسک میزارم پوستم خوبه اینا فقط اذیت میکنن خیلیم سفتن 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882