eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.8هزار عکس
682 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🧿💙🧿 بیاین به مامان خانوم کمک کنیم برای دخترشون که چند وقت دیگه به دنیا میاد اسم انتخاب کنن😍💕 سلام ماهی خانم گلم من محبوبه هستم عضوکانالتون خیلی دوستتون دارم گفتم که خدابهم داره یک دخترمیده میخاستم یک اسم بامعنی باکمک خانومها گل برام بگین نمیدونم چه اسمی انتخاب کنم خودم دوست دارم فاطمه زهرااماپسرهام وشوهرم میگن اسم دیگه انتخاب کن ازخانمهای گلم میخام کمکم کنیدممنون ازماهی عزیزم ودوستای گلم❤️ 🐬 من میگم پناه چون میشه پناه مادر یا تیدا به معنی چشمان مادر😄 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام من Sهستم ۱۵سالمه نامزدم ۲۰سالشه و پسر عممه تقریبا ازهمون بچگی پدرم عمه ام مارو باهم نامزد کردن ولی.......
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #درد #دل سلام من Sهستم ۱۵سالمه نامزدم ۲۰سالشه و پسر عممه تقریبا ازهمون بچگی پدرم عمه ام ما
وقتی که بزرگ شدیم من بهش علاقه پیدا کردم همینطور از رفتاراش حرف زدن با بقیه فهمیدم اونم بهم حس داره ولی مطمئن نبودم عاشقم هست یا نه چون نامزدیمون سنتی هست باهم ارتباط نداریم خانواده م با در ارتباط بودن اون با من مشکلی ندارن حتی عموم سر مشکلی شماره منو به نامزدم داد منم دوست داشتم با نامزدم درارتباط باشم حتی درحد چط ساده ولی اون پیام نمیداد الانم نمیده هیچ رقبتی برای حرف زدن یا دیدن من نداره نمیدونم شاید خجالتیه ولی با اینکه پسرعممه نامزدمه هیچی ازش نمیدونم نه از اخلاقش نه از زندگیش فقط بعضی وقتا به صورت اتفاقی دچار خوردیم عمم اولش ادم خوبی بود بامنم خوب بود ولی الان دوسالی هست که سر هرچیزی حتی مسأله کوچیک با منو خانوادم دعوا میکنه حتی دوروز پیش تو زندگی خواهرم دخالت کرد باعث شد خواهرم با شوهرش دعوا کنه الان تقریبا دو ماهی هست که با مادرم سر بحث اینه که طلا ندن برای ازدواج میگن پول نداریم درصورتی که نامزدم خودش کار میکنه بیشتر از خرید طلا پول داره خودش درباره ی این موضوع اصلا صحبت نمیکنه ولی مادر برادر بزرگ‌ترش ول کن نیستن ما یه رسمی داریم که عروس باید سه چهار سالی باید خونه مادرشوهر زندگی کنه با هر بار دعوا کردن عمم با خانواده ام دلم سرد تر میشه هم از اینکه اصلا هیچ اشنایی با نامزدم ندارم با رفتارهای مادرش هر روز عشقم بهش کمرنگ میشه نمیدونم چیکار کنم خیلی نگران اینده ام هستم میخوام نامزدی رو بهم بزنم مامانمم میگه هرچی که بنظر خودت که بهتره ولی خودم دو دلم از طرفی نامزدمو دوست دارم از یه طرف مادر نامزدمه که الان با من اصلا خوب نیست رفتاراش جوریه که احساس میکنم از من بدش میاد از یه طرف ترس ابرومه میترسم پشتم بد بگن خواهش میکنم راهنماییم کنید دارم دیونه میشم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام ماهی خانم عزیز اگه میشه همیجا کمکم کنین . من دختری ۱۹ساله هستم و همسرم ۲۶ ساله ما بصورت مدرن ازدواج کردیم وقبل از ازدواج تقریبا دوسال بود که باهم دوست بودیم وبیست ماه هم دوره نامزدیمون بود
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام ماهی خانم عزیز اگه میشه همیجا کمکم کنین . من دختری ۱۹ساله هستم و همسرم ۲۶ ساله ما بصورت
همسرم تو دوران قبل از نامزدی اخلاقش خیلی خوب بود ولی بعد از نامزدی بر اثر سحرو جادو اخلاقش کلا عوض شد بهم گیر میداد و منم کاری نمیتونستم بکنم به جزگریهتا اینکه عروسی کردیم گفتم شاید اخلاقش درست بشه ولی نشد که هیچ دست بزنش هم باز شد پنج روز ازعروسیمون میگذشت براثر یه جربحث پیش پا افتاده حسابی کتکم زد منم دم نزدم ونخواستم مامانم اینا بدونن چون توطبقه پایین خونه مامانم زندگی میکیم کارم همش شده بود گریه کردم تا اینکه رفتیم پیش یه رمال که گفت جادوتون کردن که از هم جداشین بعداز التماس های من و همسرم برامون دعا نوشت گفت خوب میشین وشدیم تااینکه یهسالی گذشت و این دوباره کارشو شروع کرد یه بار بعد اینکه حسابی کتک خوردم پناه آوردم خونه بابا اینا ولی بازم ماجرارو براشون نگفتم بعد دوروز به ابجیم گفتم اون به مامانم اینا گفت خجالت میکشیدم بهشون بگم چون تو خانواده ما ازاین چزا نبود حالا بعد سه چهار روز من دوباره راهی خونم شدم که اخلاق همسرم درست شده بود الانم تاوقتی خونه خودمونیم از گل نازک تر به هم نمیگیم ولی امان از روزی که میایم خونه مادرشوهرم همش باهام دعوا داره سرم داد میزنه تحقیرم میکنه دیگه نمیدونم چیکار کنم از دستش کلافه شدم البته اینم بگم هاا دوسش دارم ونمیخوام ازش جدا بشم فقط از شما خواهش میکنم راهنماییم کنین ممنونم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام وقتتون بخیرباشه . اگه میشه بزارین توکانالتون توروخدا اگه میشه کمکم کنید من22سالمه کمرم دیسک داشت حالا ام ار ای دادم گفتن دیسکام پاره شد بایداستراحت کنم....
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام وقتتون بخیرباشه . اگه میشه بزارین توکانالتون توروخدا اگه میشه کمکم کنید من22سالمه کمرم
توخونه وبیکاری چکارکنم سرجاچجورمیتونم کارکنم یااینکه بخام درس بخونم جاریم دانسگاه فرهنگیان قبولشده خیلی حالم بده نمیتونم هیچ کاری بکنم. منکه همشم درحال استراحت بایدباشم توروخدابگین چکارکنم. اینم بگم من خیلی عصبیم ازوقتی ازدواج نکرده بودمم اینجوربودم اما وقتی بچمواوردم یکم بیشترشدعصبانیتم. نمیتونم اروم باشم. شوهرمم خسته شده همش بیحالم وناراحتم. غصه میخورم. حرص وجوشمم زیاده لطفابگین چکارکنم اصلاحوصله ندارم حتی بخودم برسم. دوسدارم فقط غمگین وناراحت بشم. من توجمع خوبم میگم میخندم اماهمینکه پاموبرارم خونه خودم حالم باراونجورمیشه. اینقدرعصبیم. بچه دوسالونیمموهمش کتک میرنم. توروخدا بگین من چکارکنم لطفا پیامموبزارین. دیپلمموهنوزنگرفتم. خوشم میادبرم دانشگاه وسرکاراما نمیتونم درس بخونم نمیدونم چرا حوصله درس خوندن ندارم بخام بخونم برا دیپلم. میشه بگین کلابجز دیپلم چ کاری دیگه میتونم بکنم باوجوداین شرلیط و کمردرد. زندگیم خیلی سخته ن خونه دارم نه ماشین حالاهم تواین گرونی نمیتونیم ن ماشین داسته باشیم ن حتی خونه توروخدااگه میشه یه کاری چیزی راهنمایی کتید. خسته شدم از مستاجری و بدون ماشینی 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🧿💙🧿 💕🍃 خوشبختی🤗 چند سال پیش که دیپلم گرفتم خاستگاری برام اومد که اصلا ازش خوشم نمیومد و از نظر من خونواده ش هم اصلا خوب نبودند و کلا مورد مناسب و ایده ال برای زندگی من نبود.
مَــــــــنِ آرام💜✨
🧿💙🧿 #تجربه_شیرین_اعضا💕🍃 خوشبختی🤗 چند سال پیش که دیپلم گرفتم خاستگاری برام اومد که اصلا ازش خوشم
ولی پدرم خیلی اصرار به ازدواجمون داشت. یروز دلخور ازینکه اصلا به نظر من توجهی نداره گریه میکردم، مادرم کنارم نشست و گفت ببین مریم جان من باباتو میشناسم محاله از تصمیمش کوتاه بیاد. آخرش تورو مجبور به این ازدواج میکنه، اما یه واقعیتی که به تازگی خودمم فهمیدم رو بهت میگم، ببین من الان دوساله دارم میرم کلاس اخلاق خانم جوادی،خودت شاهدی از وقتی تو رفتارای خودم و نیتهام تجدید نظر کردم چقدر رفتارای بابات عوض شده یا کلا زندگیمون ارامش پیدا کرده،،، ببین خانم جوادی یه حرف قشنگی میزنه همیشه میگه امام زنده یعنی امام زمان، ولی و سرپرست ما روی زمین هستند، پدر ولی فرزندان و بعد از ازدواج شوهر ولی او میشه. میدونی نکته ی جالبترش کجاست؟اینکه امام زمان به خودی خود سرپرست ما هستن و تمام شایستگیهای یه سرپرست رو دارن. اما پدر یا شوهر مطمینا اون شایستگیها رو ممکنه نداشته باشن، اما اگه ما زن ها و دخترها زرنگ باشیم و به نیت اجرای دستور خدا به حرف پدر یا به حرف شوهرمون گوش بدیم خدا حرف حق و خیر رو به زبون اون سرپرست جاری میکنه،،،، منم الان خیلی وقته دارم این کارو میکنم. نتیجه ش رو هم خودت داری میبینی. خیلی وقتها شده با تصمیم بابات موافق نبودم اما بخاطر دستور خدا و رضایتش به حرف بابات گوش دادم،خودتم شاهد بودی به طرز معجزه امیزی اون کاری که اصلا خیری درش نبوده برامون خیر شده یا بابات نظری رو داده که اصلا ازش بعید بوده. ادامه دارد...👇👇👇👇👇
مَــــــــنِ آرام💜✨
ولی پدرم خیلی اصرار به ازدواجمون داشت. یروز دلخور ازینکه اصلا به نظر من توجهی نداره گریه میکردم، م
😍🍃 🤗 مامان ادامه داد و گفت بنظرم تو هم تصمیم به این مهمی رو بذار به عهده ی خدا.... دلتو صاف کن به خدا بگو من بخاطر رضایت تو و دستور تو بزرگترین تصمیم زندگیمو میذارم به عهده ی خودت. من بخاطر تو احترام بابامو حفظ میکنم و تصمیم ازدواجمو میذارم به عهده ی بابام تو هم هر خیری برای زندگی من هست به زبون بابام جاری کن. من که دیگه مستاصل شده بودم با توصیه ی مادرم خودمو سپردم به خدا و بخاطر رضایت خدا تصمیم رو گذاشتم به عهده ی پدرم. من با اون ادم ازوداج کردم اوایلش خیلی راضی نبودم از شرایطم، اما مادرم مدام بهم گوشزد میکرد نیتت رو خراب نکن تو زندگیتو سپردی به خدا، بذار خود خدا برات درستش کنه. شاید باورتون نشه اما من معجزه ی خدا رو با چشمای خودم دیدم. بعد از مدتی خیر وبرکت بود که تو زندگیم سرازیر میشد. همسرم شغلشو تغییر داد،کلی بنفعمون شد وبعد از اون بطرز معجزه اسایی بخاطر شغلش مجبور شد دانشگاه شرکت کنه و جالبتر اینکه،قبلا اصلا دوست نداشت من ادامه تحصیل بدم،ولی حالا خودش بهم پیشنهاد داد.... بعد هم روابط اجتماعیش عالی شده بود و بخاطر شغلش با ادمای متدین رفت و امد داشت و کلا اخلاق و کردارش خیلی بهتر شد و الان یه همسر ایده ال برای منه و یه پدر ایده ال برای بچه هامه. الان همه ی معیارهایی که قبلا برای همسرم میخواستم رو داره... در صورتیکه اون پسرایی که اونزمان فکر میکردم میتونند زنهاشونو خوشبخت کنند یا در جا زدند یا پسرفت داشتند و الان خیلی زندگی خوبی برای زن و بچه هاشون نساختند. ولی همسر من روز بروز در رفتارو کردار و بقیه ی جوانب پیشرفت کرد و من الان حسابی احساس خوشبختی میکنم. . هر دختری که دم بخته همیشه بهش همون توصیه ی مادرمو میکنم. و در زندگیمم همیشه به احترام سفارش خدا هیچوقت روی حرف شوهرم حرفی نمیزنم و الحق که همیشه همسرمم به خوبی جواب این لطف من رو میده. ان شاالله در پناه خدا خوشبخت و سعادتمند باشید پایان. 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 برای مامان بزرگ عاشق❤️❤️❤️❤️❤️ عزیییییزم چقدر خوبه که انقدر به همسرتون علاقه دارین.اولِ پیامتون رو که خوندم، فکر کردم یه خانم جوان درباره شوهرش نوشته.تا اینکه آخرش رو خوندم و کلّ وجودم قلب قلبی شد😍😍😍😍😍 ان شاء الله به حق عشق پاک حضرت زهرا(س) و مولا علی(ع) همسرتون صحیح و سلامت برمیگردن خونه. من حتما برای سلامتیشون صلوات میفرستم. شما هم ما رو از حال همسرتون بیخبر نذارین لطفا🌺 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 🍃 نامزد سابقم منو تهدید میکنه❌ من 16 سالمه وقتی پانزده سالم بود یعنی شش ماه پیش با نوه عمه مادرم نامزد کردم کاملا سنتی ایشون منو دوست داشتن و دارن ولی من علاقه ای نداشتم فکر میکردم آدم های خوبین و پسره پسر خوبیه بهش جواب مثبت دادم اما.....