eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.1هزار دنبال‌کننده
41.3هزار عکس
688 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🎶♥️🎶 شکم به یقین تبدیل شده..... سلام دوستان من ازتون خواهش میکنم داستان زندگیم رو بخونید✨ من 2 ساله ازدواج کردم اوایل شوهرم خیلی خوب بود خیلی خوب.بعد که دخترم به دنیا اومد یه احساسی داشتم توسط شوهرم که داره بهم خیانت میکنه. اونم با جاریم.چون جاریم سر ازدواج با شوهرش به توافق نرسیده و طلاق گرفت. . حالا من به جاریم شک داشتم که بعدا فهمیدم شکام همش الکی بوده. چون هیچ خیانتی به من توسط شوهرم و جاریم نشده بود. ولی الان یه خیانت 8 ریشتری شوهرم بهم کرده . من الان یه دختر دارم ولی شوهرم داره با یه خانوم به من خیانت میکنه من اینا رو تو یه خونه دیدم شوهرم به دروغ رفت پیش اون زنیکه ی بد قواره من اصلا به شوهرم بروز ندادم که از این بحث با خبرم ولی دارم توی گرداب خفه میشم من فکر نکنم با اون زنه صیغه شده باشه ولی باهاش یه رابطه ی خیلی کثیف داره😔 حتی یه دفعه وقتی شوهرم طبقه پایین خونمون بود صدا اس ام اس گوشیش اومد منم سریع رفتم پیام رو خوندم که دیدم زنه پیام داده میگه (ساعت 7 شب تو خونمون منتظرتم دیر نکن با استیکرای اونجوری 😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒 من نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنین❤️ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 💕🍃 سلام به ماهی جون و همه ی دوستان عزیز وقتی کلاس اول دبیرستان بودم ،دریک بازه زمانی چند تا خاستگار داشتم،که همه هم از اقوام بودن، یکی ازونا پسرعموی ناتنیم بود که بخلطر فاصله ی زیادی که محل زندگیمون داشت ،زیاد ندیده بودمش و نمیشناختم .
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #تجربه_اعضا 💕🍃 سلام به ماهی جون و همه ی دوستان عزیز وقتی کلاس اول دبیرستان بودم ،دریک بازه
ولی بابام خیلی دوست داشت که باعموم وصلت کنه تا رابطه شون بیشتر بشه، اما من سر چند راهی بودم ،مادرم دوست داشت به پسرخاله م فکر کنم ... ولی ازونجا که خیلی برای بابام و حرفش ارزش قائل بودم اصلا نتونستم چیزی بگم ... وقتی بابام ازم سوال میکرد که راضی هستی یا نه ؟ تنهاجوابم این بود که هرطور خودتون صلاح میدونین راستش حتی تیپ و قیافه انچنانی هم نداشت که بگم دلم خاستش، از نظر فرهنگی و اداب و رسوم و امکانات کلی از ما پایین تر بودن ،اهل روستا بود و از هیچ رسم و رسومی اطلاع نداشت بچه ی اخر خانواده بود و مادرو پدر پیرش هم نمیتونستن براش چیزی فراهم کنن. و من وقتی دیدم پدرم با اینکه زبانی اصرار نمیکردن ولی معلوم بود که چقدر دلشون میخاد تا این وصلت سر بگیره،همه چی رو سپردم اول بخدا و بعد به پدرم گفتم هرچی خودت بگی منم تابعم ولی اگه هرچی شد هم باید خودتون مسئولیتشو گردن بگیرین و پدرم قبول کرد تنها چیزی که این پسرعموی من داشت عشق بود و علاقه ....نه اینکه مدام برام زبون بازی کنه ها نه.... بارفتارا و نگاههاش که اکنده از علاقه ش بود منو هم عاشق خودش کرد وحتی بیشتر از خودش.... زندگی رو زیاد سخت نگیرید توکل کنید بخدا و نصیحتهای بزرگترا مطمئن باشید همه چی درست میشه. 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
- اگر به تو نگویم دوستت دارم ؛ مثل برگی بر زمین می‌افتی . اگر به من نگویی مراقب خودت باش . دیگر زمین را بیل نمیزنم . اگر نگویم چقدر زیبایی ؛ دیگر سرمه نمیکشی بر چشمانت . اگر عصرگاهان لباس را از تنم نگیری و با آن لبخند جاودانه‌ات نگویی خوش‌آمدی . . من دیگر مسیر آب را عوض میکنم گوشه‌ای مینشینم . و میگذارم ملخ‌ها تمام مزرعه را بخورند . چیزی به من بگو تا بدانم همیشه به من می‌اندیشی ؛ - حتی اگر یك روز مردانِ قبیله از من برایت فقط اسلحه‌ام را بازگردانند و چند دندانِ خرس :))!🔓'🌸
معنای زندگی؛)
🧿💙🧿 💕🍃 سلام عزیزان.من یه خاستگار داشتم خیلی سیریش شده بود ولی من اصلا ازش خوشم نمیومد چون بچه ی روستا بود و لهجه داشت.... عمه م واسطه بود هرروز میومد سراغمون که این جوون اله و بله و خیلی خوبه تا بلخره بابا و مامانمو راضی کرد اوناهم منو راضی کردند،منم تو دلم گفتم یبار میاد باهاش یجور حرف میزنم تا خودش بگرخه و دیگه عشق و عاشقی از سرش بپره. وقتی اومد و رفتیم اتاق باهم حرف بزنیم هرچی خواستم توهین کنم نتونستم با خودم گفتم بابامامانم بزور منو شوهر نمیدن. ولی بابام اصرار و اصرار که جوون لایقی بود دیگه روی منو کم کردن و زنش شدم. اما از بعد از عقد همچین مهرش بدلم نشست که خدا میدونه .الانم که پنج ساله ازدواج کردیم هرروز به محبتمون نسبت به هم اصافه میشه. با اینکه روستایی بود اما ادم باشخصیت و مهربون و با جنمیه. درسته گاهی مشکلات و اختلافاتی داریم اما کیه که اختلاف نداشته باسه. خداروشکر میکنم به اصرار بابام باهاش ازدواج کردم و راز خوشبختی مو همون نیت قبل از عقد میدونم.اخه موقع عقد با خدا درد دل کردم گفتم نه اینکه خودت میگی حرف پدرو مادر رو گوش کنید من میتونستم مقابل پدرم مقاومت کنم بخاطر دستور و رضاست خودت قبول کردم این اردواج رو .و خدا هم پاسخم رو داد و خوشبختی نصیبم شد. برای همه ی دختران سرزمینم ارزوی خوشبختی دارم ❤️ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
- پرسیدم کدام قسمت جدا شدن از همه سخت تر و کشنده تر است؟! گفت شب هایش . گفت روزها آدم سر خودش را یک جوری گرم میکند . اغلب کسی یا چیزی را پیدا میکنی که حواست را از عمق حادثه‌ای که مواجهش شده‌ای . . پرت کند . ولی شب که به خانه میرسی . دیگر هیچ کس و هیچ چیز نمیتواند جای خالی‌اش را پر کند . تازه به خاطر می‌آوری که عفونت زخم هایت رو به وخامتند . به خاطر می‌آوری از عطر تنش تنها یک شیشه نیمه خالی روی میز اتاق خواب باقی مانده . به خاطر می‌آوری حوله اش همچنان به قلاب حمام آویزان است . به خاطر می‌آوری نه چیزی برای شام داری نه تنهایی میلی به خوردن . به خاطر می‌آوری از خوابیدن روی تخت سردت میترسی . ‹ به خاطر می‌آوری دمخورت فنجان‌های چای‌اند ؛ و بسته های سیگار . . و همین و همین . بعد دلت میخواهد به خاطر بیاوری که اصلا چرا زنده‌ای . دلم میخواهد زنگ بزنم و بگویم اسیر لحظه هایی سرد و طولانی شده ام . بگویم روز و شب ندارد . من پر از خالی ام . پر از خالی . . پر از خالی :))))))!🖤'🔓'🚬 ›
🎶♥️🎶 ترک پوستی.....‼️ سلام ماهی گلی خسته نباشین ماهی جون بی‌زحمت از بچها بپرسید برای ترک های بعداز زایمان یا کلا ترک های پوستی درمانی وجود داره کسی تونسته درمان بشه ممنون از همگی🙏 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام ماهی جون برای دختری که14سالشه داداش دوستش که خواستگارشه 24سالش هس خواستم بگم اول اینکه تفاوت سنیتون زیاده شاید الان بگی عیب نداره ولی وقتی تو سن 25یا30سالگی بری اونموقع تفاوت سنیتون مشکل ساز میشه براتون شاید توتازه واردسنی شده باشی که شادوسرحالی ولی همسرت به مرور دچار بی حوصلگی میشه وممکنه سختت بشع دوم اینکه یکی خونه ویکی شغل این دوتا خیلی خیلیییییی مهمه اول از لحاظ شغلیش ومسکن اطمینان پیدا کن بعد تصمیم بگیر بعدشم توکه هنوز سنی نداری که بخوای ایقد عجله ای ازدواج کنی مطمعنن موقعیتای بهتری برات پیش میاد سومم بخاطر اختلاف قدیتون عادیه خب بخاطر اختلاف سنیتونم هس.منم هم قدخودتم ناراحت نباش پسرا بیشترعاشق دخترای قدکوتاهو بغلی میشن😁(البته دختری که قدبلنده عالیه)برای افزایش قدم بهتره بری دکتر بامشورت دکتر قرص مصرف کنی 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎶♥️🎶 💕🍃 سلام گلی اگه امکان داری این کلیپ رو بذارید داخل کانال شاید کسی دنبال جبران حق الناس باشه و راهشو بلد نباشه 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 💕🍃 سلام مرسی از کانال عالی شما خیلی به ادم انرژی مثبت میدهد. میخاستم به خانومی که حس میکند شوهرش بهش خیانت میکند بگم..... عزیزم منم مشکل شما را داشتم همسرم که خیلی بهم علاقه داشتیم ناگهان رفتارش عوض شد وقتی بچم به دنیا امد فهمیدم بهم خیانت میکند دچار افسردگی پس از زایمان شدم. حالم هرروز بدتر میشد با اینکه چند بار مشاوره رفتم اثر نداشت تا اینکه به پیشنهاد دوستم رفتم پیش مشاور مذهبی با صحبتهایش ارام شدم. سعی کردم هرروز بیشتر از قبل به خودم برسم و دیگر بهش غر نزنم مامانم روزها می امد کارهامو میکرد تا من خیلی خسته نشوم .اوایل بهم کم محلی میکرد شش ماه با احساس حقارتم کنار امدم اصلا کوتاه نیامدم هزار بار پسم زد اما یک بار هم دعوا راه ننداختم و شاید روزی هزار بار سوره ی والعصر میخاندم که صبر و تحملم بیشتر شود . یک روز همسرم بهم گفت میخواهد من را به مشهد ببرد که کرونا شد و مسافرتمان کنسل شد اما از همان موقع رفتارهایش تغییر کرد و بهتر شده بود یکبار هم به رویش نیاوردم چقدر پسم زده بود.همه ی تلاشم بخاطر دختر کوچولوی تازه متولد شدم بود.همسرم کم بهم برگشت حتی در سخت ترین شرایط حتی اگر هرشب رابطه بخواهد نه نمیگویم و غر نمیزنم محبت میکنم.خودتان حساب کنید از زمانی که کرونا شروع شد تابحال خیلی خوب شده و دست از خیانتهایش برداشته و همه ی هوش و حواسش پیش منو دخترمان است و به تازگی باردار شده ام گاهی یاد زایمان قبلیم میافتم حالم بد میشود ولی سوره عصر زیاد میخوانم تا صبرو تحملم زیاد شود.و غر نزنم و احترام بهش بذارم و به خانه و زندگی و خودم پایبند نگهش دارم.. به شما هم پیشنهاد میدهم تلاشت را بکنی تا زندگیت را حفظ کنی 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 💕🍃 سلام امروز مشکلات بعضی دوستانو خوندم میخوام تجربه خودمو بگم شاید. کمک بشه بهشون. منم وقتی مجرد بودم پدرم خیلی بد اخلاق و زورگو و بد دهن بود😔 مامانمو خیلی اذیت میکرد دست بزن هم داشت.