••••••🎶♥️🎶•••••••
#تجربه_اعضا💕🍃🍃
سلام.منم وقتی ازدواج کردم خانواده ی شوهرم یعنی مادرشو هر دوتا خواهرش خیلی تو زندگیم سرک میکشیدند و تو روابط و کارهای من دخالت میکردند شوهرمم که دهن بین خیلی از حرفای اونا تاثیر میگرفت و هرروز بساط دعوا و قهرمون به راه بود.
اما با راهنمایی مشاور مذهبی تونستم یاد بگیرم اعتماد بنفسم رو بالا بکشم.
دیگه به حرفا و ایرادهای مادرشوهر و خواهرشوهرام اهمیت نمیدادم.
اگه چیزی میگفتن که اعصابم خورد میشد اصلا بروی شوهرم نمیاوردم.
حتی وقتی شوهرمم ازم میخواست کاری که اونا خواستن رو انجام بدم با حفظ ارامشم میگفتم باشه چشم حتما همون کارو میکنم ولی از شما چه پنهون میومدم کار خودمو میکردم.
اوایلش خیلی برام سخت بود و حس میکردم با این چشم گفتنهام خودمو پیش خواهراشو مادرش کوچیک میکنم اما الان که دیگه دخالت نمیکنن و دعواهامون کم شده میبینم اتفاقا با اون چشم گفتنها احترام دو طرفه ایجاد شده و دیگع دخالتی تو کارهام نمیکنند.
انگار فط لنگ چشم شنیدن از من بودن که از اونموقع دیگه کاری بهم ندارن
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
••••••🎶♥️🎶•••••• سیاست......
وقتی لیسانسمو گرفتم ازدواج کردم اطلاعات و سیاستهای زیادی در مورد رفتار با همسر و خانواده همسر داشتم
دوره ی نامزدی و اوایل ازدواجم به خوبی و خوشی سپری شد،حسابی تو دل همسر و پدرو مادر و خواهرش و تنها جاریم جا باز کرده بودم.
گاهی جاریم از رفتارهای بقیه نسبت به خودش میگفت بیشتر مواقع متوجه اشتباهاتی که باعث بی احترامی دیگران بهبهش میشد رو متوجه میشدم اما از ترس اینکه سیاستها و تدابیر خودم افشا بشه چیزی نمیگفتم البته گاهی از اینکه خودم در اوج بودم خوشحال بودم ودلم نمیخواست کسی جایگاه منو پیدا کنه.
از یه جایی به بعد هرچه بیشتر سیاست به خرج میدادم کمتر نتیجه میگرفتم انگار زندگی روی ناخوشش رو بهم کرده بود.
شوهرم داشت بهم خیانت میکرد و دوبار میتونستم مچشو بگیرم اما این کارو نکردم.
هر رفتاری نشون دادم نتیجه بخش نبود تا اینکه دیگه احساس میکزدم به بن بست خوردم.
سراغ مشاور رفتم اونم بیشتر راهنماییهاش همونی بود که خودمم بلد بودم و انجام میدادم دیگه خسته شده بودم تا اینکه یبار اتفاقی از تلویزیون وقتی شبکه قران خانم کارشناس داشت صحبت میکرد شنیدم که میگفت سیاست کردن و از عقل و درایت استفاده کردن خیلی خوبه ولی بشرط اینکه حقی رو ناحق نکنی.
یکم که به گذشته برگشتم میدیدم گاهی با بعضی رفتارهام باعث میشدم خودم بیشتر در دل دیگران جا باز کنم یا فعالیتهام به چشم همه بیاد و فعالیت جاریم بخاطر ابنکه سیاست نمیکرد اصلا دیده نمیشد.و خیلی از این موارد.
به یه مشاور حوزوی رجوع کردم با صحبتهاش فهمیدم من نه رضایت خدا رو در نظر داشتم توی اعمالم نه حق الناس رو .
توبه کردم و رضایت خدا رو بیشتر در نظر گرفتم همه ی خدماتی که به همسرم و بقیه انجام میدادم به نیت رصایت خدا انجام دادم..
مدتی گذشت ولی اوضاع بدتر میشد اما امیدم رو از دست ندادم ادامه دادم تا ابنکه بعد از یک سال و نیم زندگیم دوباره خوب شد شوهرم دلگرم زندگی بود و تمام وقت خودش رو صرف من و زندگیمون میکرد.
خواستم تجربه مو بگم تا بدونید اول امید به خدا دوم رضایت خدا سوم سیاست.
تا زندگیتون برکت داشته باشه
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام خوبین
این پیامم درجواب اون دوست عزیزی که دوتاپسردارن دوست دارن دخترداربشن...
منم دقیقامثل شماهم هستم گفتن ازدوسه ماه قبل بارداری سردیجات بخصوص لبنیات زیادبخورم
زدم اینترنت نوشته بودکاسنی خودم بخورم دخترمیشه ولی اگه مردبخوره پسرمیشه
وببخشیدشب قبل ازنزدیکی یک استکان سرکه بریزین تویک تشت وبشینین توش تارحم اسیدی بشه که اینوخیلی همه تاییدکردن
انشاءلله منووشماهم خداهم یک دخترسالم وصالح وخوشگل😁بهمون میده🌹
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
••••••🎶♥️🎶••••••
#ایده_معنوی💕🍃🍃
سلام خیلی خوبه که چله ی سوره یس شروع میکنیم. چند سال پیش که بین دوتا بچه هام بصورت مداوم دعوا و جر و بحث میشد و منم اعصابم نمیکشید برای همین خیلی سه تایی دعوامون میشد از اونطرفم همسرمم قاطی دعوا هامون میشد و یه جنگ اعصاب حسابی دوستی بهم گفت به نیت ایجاد محبت در بین اعضای خونواده چله ی سوره یس بگیر.
خدا به سر شاهده یه هفته هم از شروع چله نگذشته بود که بچه هام حسابی اعصابشون ارومتر شده بود و به طبع اونها منو همسرمم اروم بودیم.
جالبتریم قسمت موضوع اونجایی بود که خونواده ی همسرمم خیلی باهام مهربونتر شده بودند و به کارهام کمتر دخالت میکردند...
همسرمم از اون موقع ارادت خاصی به خوندن سوره یس داره...
خواستم از پیشنهاد عالیتون تشکر کنم و هم پیشنهاد بدم به اعضای کانال که حتما چله رو انجام بدن
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
••••••🎶♥️🎶••••••
هشت سال تفاوت سنی داریم.....
سلام به همه دوستان عزیز
اول تشکر میکنم از عوامل زحمتکش این کانال که مسبب خوشبختی خیلی از جوونا شدن.
من و آقاییم هشت سال تفاوت سنی داریم والان نامزدیم...
ما خانوما معمولا علاقه زیادی داریم به اینکه از سمت همسرمون مورد توجه قرار بگیریم، و خیلی از اوقات کارهایی که برای همسرمون انجام میدیم هم برای جلب توجه و محبت همسرمون هست،
اما بعضی از ما ها این تلاش برای جلب محبت و توجه همسر رو بی فایده میدونیم چون قبلا تلاش کردیم و نتیجه ای ندیدیم و بعد هم ناراحت میشیم،
اما خانومای عزیز باید بدونید که رمز موفقیت در هر کاری استمرار و صبر در اون کاره پس ناامید نشید و تمام توجه هاتون به همسرتون اگه با این نیت باشه که دارید برای رضای خدا اینکارو انجام میدید اونوقت نه تنها این صبر برای شما آزار دهنده نیست بلکه با حلاوت خاصی همراهه ،
از اونجایی که پیامبر اکرم ص فرموده اند :
جهاد زن خوب شوهرداری کردن هست،
پس اگه از مزد کارتون اطلاع دارید خسته و نامید هم نمی شید چون بالاخره در دنیا و آخرت نتیجه کارتون رو خواهید دید😉
و یه پیشنهاد دارم برای کانال اینکه میتونیم علاوه بر این ایده ها اگر تو یه کتاب یه مطلب مناسب دیدیم بذاریم تو کانال با ذکر منبع، اینطوری همه مون از منابع مختلف میتونیم مطالب زیاد و مفیدی یاد بگیریم👍
برای خوشبختی همه جوونا یه صلوات محمدی پسند بفرستید😊🌹
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
•••••••🎶♥️🎶••••••••
#پیام_قدردانی_از_همسر💕🍃🍃
گاهی برای همسرتون #نامه بنویسید و برگه رو توی جیب یا کیف پولش جاساز کنید وقتی بیرون از خونه اونو میبینه خیلی جذابیت داره براش و انرژی میگیره.
یا میتونید وقتی سرکارشه براش بصورت متنی تو یکی از پیامرسانها براش ارسال کنید.
(مجردها میتونن برای پدرشون این نامه رو بنویسن)
بستگی به شرایط و روابط اخیرتون داره یا همون لحظه جوابتونو میده😍 یا ممکنه فعلا هیچ واکنشی نشون نده و ذوقها رو توی دلش کنه و چیزی بروز نده.😉
ولی شما کم نیارید.😇
روزهایی که میدونید به سختی و زحمت میگذرونه این کارو بکنید تا حسابی کیف کنه بلخره جواب خواهید گرفت👌
یه #نمونه_از_نامه ها:👇💌😍💌
🔶 سلام عزیز دلم ؛ خداقوت مرد زحمت کش و تکیه گاه زندگیم.
ممنون ک برای ما این همه زحمت میکشی..
تو بخاطر راحتی و رفاه و اسایش و ادامش من و بچه ها اینهمه زحمت میکشی.
دستاتو میبوسم و بهت افتخار میکنم.
ان شاالله خدا به خودت و پدرو مادرت سلامتی و طول عمر با عزت عنایت کنه.
و سایه ت همیشه روی سرمن و بچه ها مستدام باشه.
خیلی دوستت دارم ان شاالله بتونم ذره ای از زحماتت رو جبران کنم.
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
••••••🎶♥️🎶••••••
#ارسالی_اعضا💕🍃🍃
سلام ممنون از کانال فوق العاده خوبتون.
ایده ی نوشتن نامه خیلی خوب بود.
من تو یه برگه ی کوچیک متن نامه شمارو نوشتم و توی جیب شلوارش گذاشتم.
تا امروز خبری نبود.
امروز برای اولین بار از سرکارش بهم زنگ زد و گفت یادداشت رو تو گذاشتی تو جیبم؟ گفتم اره روم نمیشد زبونی بگم تو نامه گفتم.
بعدم انگار یخم باز شد تلفنی هم بهش گفتم که به وجودش افتخار میکنم و قدر زحمت هاشو میدونم اما نمیدونم چطوری تشکر کنم.
که گفت این چه حرفیه ؟ من بخاطر تو و نیکان جونمم میدم زحمت که دیگه چیزی نیست.
خدا میدونه اولین باری بود که باهام اینجوری حرف میزد.
از اونموقع خیلی انرژی گرفتم.
دلم میخواد هر کاری که باعث میشه بهم نزدیک تر بشیم رو انجام بدم .
لطفا ایده های دیگه هم بهمون بدید🌼💗
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
••••••••🎶♥️🎶•••••••
دوازده سالم بود که عقد کردم.....
سلام
من ۱۴ سالم دارم کلاس هشتم هستم من کلاس ششم یک خواستگار داشتم تو عقد داداشم من دیدن و خواستن باهم ازدواج کنیم من قبول کردم خوب ۱۲ سالم بود اماشرط گزاشتم که تو شهر خودم زندگی کنم و درسم رو بخونم تا دیپلم
من با اون چند بار قهر کرده بودم من هم که هیچی بلد نبودم همراه با موبایل مامانم با مامانم با اون پسره حرف میزدم تا اینکه دعوای خیلی عادی شد و من گفتم قربون دامادون که سید بشی دامادمون رو خیلی دوست دارم شوهر اجیم هست خیلی خوب با اخلاق مانند داداشم میبینمش
داشتم میگفتم بعد از اون دعوا اون پسره زنگ زد اجیم و مامانم همه چی رو گفت و الان ۲ سال عقد موندم ۱ سال گذشته وبه من هنوز هیچ پیام نداده و نمیدونه مردم یا زنده
من میخوام جداشم حس میکنم مرد نیست غرو ر نداره اگه داشت زنشو ۲ سال تنها و بدون هیچ زنگ ول نمیکرد نظر شما چی
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
•••••••🎶♥️🎶•••••••
#تجربه و تغییر مثبت در زندگی💕🍃🍃
من از دوران عقد مطالب كانال رو دنبال ميكردم و براي من و زندگيم معجزه كرده و ممنون از شما و دوستاني كه تجربه ميفرستین.
من ٢٩ سالمه و اقاييم ٣٢. ما از روز اول قرارهايي گذاشتيم كه الان نتيجشو تو زندگيم ميبينم.😊
🔵 اين كه خيلي بهم #احترام بذاريم. مثلا من جلو خانواده اقاييم خيلي حواسم بهش هست، بيشتر از هميشه. اين #توجه رو با چايي اوردن هم به اقايي نشون ميدم هم خانوادش، اونم متقابل جلو خانواده من😍
🔵 قرار گذاشتيم اگه سر موضوعي بحثمون شد، فقط بين خودمون بمونه و نذاريم كسي بفهمه و بين خودمون حلش کنيم.
🔵 #قهر نميكنيم و جاي خوابمون رو #تغيير نميدیم. راحت همديگرو ميبخشيم.🙃
🔵هر خانمي متوجه میشه كه اقاش به چه چيزايي #وابسته یا حساسه. من اقام خيلي خانواده دوسته، منم به خانوادش احترام ميذارم. اونم جواب احترامم رو ميده.
بعد دوسال از زندگيمون كاري نكردم كه اقام بين و من و خانوادش قرار بگيره. اين وضعيت واقعا براي مردها سخته.
🔵خانم ها مردها #غرور دارن. خيلي دغدغه ها به خاطر ما دارن #تحمل ميكنن. بياين غرور و لج بازي رو كنار بذاريم و براشون #ارامش بياريم. باهاشون بخنديم. بدون شك اين #ارامش به خودمون برميگرده.
انشاالله همتون خوشبخت باشين و براي خوشبختي ما هم دعا كنيد😊
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
•••••••🎶♥️🎶••••••• اولین سالی که مادرشوهرشدم.....
سلام ماهی جون میخوام خاطره ی اولین سالی که مادرشوهرشدم رو بگم براتون ،روز مادر چون وسط هفته بود وبچه ها نمی تونستن خدمت برسند،من بی خیال ،پای مرغ خیلی دوست دارم ،درست کردم که بخورم .شوهرم خونه بود وهی این دست اون دست می کرد که گوشت بذار، غذای درست حسابی درست کن ومن حوصله نداشتم .اینم رفت خونه خواهرش که همسایه دیوار به دیواریم ودخترش اومد خونه اش واونم داشت آش ترش درست می کرد.از این طرف شوهرم این وسط هی رومخم بودمیرفت خونه خواهرش ومی اومد خونه وباز می رفت اونجا . وازش انتظار کادو وتبریک و این چیزا نداشتم که اصلا دررابطه بامن این برنامه ها نیست.حالااذان ظهر گفتن ونماز خوندم کسی خونه نبود ومنتظرکسی نبودم .پای مرغم که آبپز کردم وسرخ شان کردم با ترشی جای شما خالی، نشستم خوردم وجلوی من یه ظرف پر استخوان جویده بود .دیدم شوهرم از خونه خواهرش اومد منم بی خیال هنوز سفره جمع نکردم و لم داده بودم کنارسفره نشسته بودم وگوشی نگاه می کردم اونم هی تذکر که جمع کن .....
زنگ آیفون به صدا درآمد . شوهرم رفت بیرون وفکرکردم با خواهرزاده اش تعارف می کنه که برام آش آورده .منم اصلا ازجام تکون نخوردم.نه اینکه خیلی آدم تنبلی باشم .درحالت عادی شوهرم با اینگونه رفتارهام اصلا تحمل نداره هرچی فحشه نثارمه .ولی آنروز دیدم خیلی مهربونه .تو دلم میگم چشه امروز هیچی نمی گه .همون حا ل دیدم عروسم با شاخه های گل نرگس وکیک وکادو برمن وارد شد .دهنم باز شد نمی دونستم چیکار کنم، استخوانها را جمع کنم ....یا با عروس سلام و روبوسی کنم ...
خلاصه اینکه آنروز که با پای مرغ حال کردم عروسم هم مرا با کیک وکادوبسیار سوپرایز کرد ❤️❤️❤️❤️❤️
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882