🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلامخوبیددرجواب خانمی که میگند۲۷سالشونه و۵ساله جداشدند
ویه آقایی بهشون پیشنهاددوستی داده.ببین گلم این آقادنبال هوس خودشه وگرنه مثل آدم پاپیش میزاشت وباشماازدواج میکردنه اینکه پیشنهاددوستی بددشماهم یه دخترداریدپس بخاطردخترتون هم که شده اصلااصلابه این آقامحل ندیدچون اگه کسی بفهمه دخترتون هم ضربه میبینه.اصلاشایداون آقاخودش زن داشته باشه وفقط شمارابرادوستی وهوس خودش میخواد.امیدوارم حرف گوش کنی وعلاقه این آقاراازسرت بیرون کنی.منم باشم مامان دوفرشته
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
••••••🎶♥️🎶••••••• منو شوهرم از هم دوریم.....
خواهرای گل ممنونم از راهنمایی های خوب تون واقعا فداتون بشم
منو شوهرم از هم دوریم من روستا های همدان زندگی میکنم خونه اونام تهرانه
قراره ۱ ماهه دیگه بیان عقد کنیم بعد منو بردارن ببرن خونه باباش اینا که ۲ تا داداش مجرد بزرگ تر از شوهرم هستن خونه باباش اینا که تا ۱ ماه وایسم خونه باباش تا ۱ ماه خونش تکمیل بشع پولم دست بال شون بیاد شغل شوهرم باطری سازیه ماشالا در آمدش خوبه خدایی ۲ ماهه باهم میگیم میخندیدم اخلاقش خوبه امیدوارم تا تهش اینجوری بمونه مث دوتا رفیق فوش مون تهش بی ادب
زَهرمآر
پرو
کوفت
این ۲ ماه همش اینجوری باهم حرف زدیمخندیدم
بهش گفتم که عصبانی شدی خاستی کتک بزنی فوش بدی تو خونه خودمون منم جوابتو نمیدم تهش میگمآروم شدی عزیزم
بعد وام بگیرم وسایل بگیرم قول داده قَسم خورده ۱ ماه خونه باباش هستیم بعد میریم خونه خودمون درست بشع ایشالا
راستش من خیلی خیلی مامان بزرگم عمم که اذرواج نکرده اذیتم میکنن جوری که هر روز از دست طعنه زدن شون گریع میکنم بخاطر همین که راحت شم زود اذدواج کردم
حالا میگم ایشالا ۱ ماه دیگه عقد کنیم
زشته تا ۱ ماه برم خونه باباش اینا
من که این همه سختی کشیدم گریه کردم از کوچیکی ۲ ماه دیگه خونع بابابزرگ اینامو تحمل میکنم تا خونش درست بشع منم بابام کارگره تا خد توانش واسم جهزیه کمی جور کنه بعد که خونه درست شد بیاد منو برداره ببره یه جشن کوچولوام بگیرن
من کسیو ندارم که راهنماییم کنه واقعا مث مادرم کمکم کنید واقعا موندم که ۱ ماه دیگه باهاشون برم که آشپزیم از مادرشوهرم که زنمومه یاد بگیرم
بعد کمکم کنار هم وسایل بگیرم
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
•••••••🎶♥️🎶•••••••
پنج ساله جدا شدم.....
سلام خواهش میکنم درد دل منو تو گروه بزارید چون نمیتونم راجبش با کسی حرف بزنم من یه خانوم ۲۷ساله ام که ۵ ساله از شوهرم جدا شدم ویه دختر ۷ساله ام دارم که حزانتش با خودمه این روزا خیلی کلافه ام یه آقایی هست که تو محل ما زیاد رفت وآمد داره خیلی جاها دنبالم افتاده و نگاه های منظور دار داره وچند بارم بهم پیشنهاد دوستی داده اما من هربار بی محلی کردم چون میترسم توی محل واسم حرف درست کنن کسبه اما حالا بعد یه سال فک میکنم بهش علاقه پیدا کردم اما میترسم منو به خاطر هوس زودگذر بخواد و دوباره شکست عاطفی بخورم و اعتماد خانوادمو از دست بدم ممنون میشم بهم مشاوره بدین 🙏🙏🙏
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
•••••••🎶♥️🎶•••••••
شوهرم بهم بی توجه ای میکنه.....
سلام دوستان من۱ساله ازدواج کردم، شوهرم خیلی بهم بی توجهی میکنه، گاهی اوقات حس میکنم من شوهرشم و اون زن من
از مرد بودن خسته شدم، منی ک بیش از حد احساسی ام
۲۰روز پیش، وقتی گوشیش دستم بود تومخاطبین دوتاشماره دیدم ک سیو شده،😔
از صفحه عکس گرفتم خیلی طبیعی برخوردکردم، فرداش ب شماره ها زنگ زدم شماره دختربود، البته من صداشون رو ضبط کردم، اینم بگم اصلا ب من پول نمیده، حتی واسه درمانم انگشترمو فروختم، واینکه تو کیف پولش ناگهانی دیدم کارت بانکیه دخترداییشه، بهش میگم چرا دست توعه، میگه ب توربطی نداره، اصلازندگی من ب تو ربطی نداره تو از یه غریبه برام غریبه تری😭😭😭
من بخاطرشماره ها اومدم خونه بابام، اومد دنبالم ک شماره هارو پسرخالم سیوکرده و... الان باز همون شماره هارو توگوشیش دیدم، البته گوشیو رو رمز گذاشته ب منم رمزشونمیگه، خونوادشم خیییلی تو زندگیمون دخالت میکنن، شوهرم تامیره پیششون کلاعوض میشه، میادبهم میگه تو یه دروغگویی، یه بازیگر، منم کنارش باشم باخاهراش هی منو مسخره میکنن و میخندن، و من لحظه ب لحظه له میشم بخدا😭
چکارکنم باچنین مردی ک براش از افراد توخیابون غریبه ترم🥺
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
•••••••🎶♥️🎶•••••••
مجازی عاشق شدم......
سلام ماهی جون من D هستم دخترم تقریبا حدود یک سال و خورده ای میشه که با پسری دوست شدم مجازی گذر زمان باعث شد بهم علاقه پیدا کنیم از دو شهر جدا هستیم اول اون بهم درخواست دوستی داد و گفت که حسی بهت دارم و از قبل هم میشناختیم هم رو تا حدودی و بعد چند مدت من قبول کردم و خلاصه بگذریم چند باری اومد و حضوری هم رو دیدیم وقتی حضوری هستیم پسر خیلی خوبی هست و کمی هم خجالتی هست تازگی ها اخیرا بخاطر مشکل جنسی که داره درد داره و همه اش از من تقاضای رابطه میکنه منظور ش از رابطه دست زدن و دیدن هست و میگه ما که هم رو میخاییم ت چرا نمیایی با من که منم دردم خوب شه دارم میمیرم از درد و این جور چیزا من چیکار کنم؟ لطفا راهنماییم کنید واقعا هم دوست ش دارم عاشقشم ولی اینکه که بخام بدون محرم بودن رابطه داشته باشم برام سخته دختر نسبتا مذهبی هستم و رو یه سری چیزا برام مهم هست مخصوصا این مورد امروز بهم پیام داد که من نمیتونم این شکلی تحمل کنم نمیتونم تو این رابطه باشم هر وقت که درد داشته باشه خلق و خوش تند میشه ولی بعدا عذر خاهی میکنه لطفا خواهرانه بگین اگر جای من بودین چکار میکردین و برادرانه بگین اگر شما این مشکل رو دارین یا داشتین چجور آروم میکردین یا میکنین خودتون رو؟
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
••••••••🎶♥️🎶••••••••
مادرم میگه جدا شو......
سلام خسته نباشید ریحانه هستم ۲۰ سالمه شوهرم یه جوره که نمیزاره تنها برم بیرون یا تنها برم خونه مامانم و اینطوریه که مامانم از شوهرم خوشش نمیاد و وقتی که از شوهرم دفاع میکنم خوشش نمیاد و الان باهام قهره دوست داره از شوهرم جدا بشم براینکه الان یه بچه داریم نمیدونم چیکار کنیم ؟؟؟ لطفاً جواب بدین ممنون از تون👍☺️
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
••••••••🎶♥️🎶•••••••••
#تجربه_اعضا💕🍃🍃
من 22 و همسری 28 سالشه . میخواستم بگم تو #انتخاباتون دقت کنین
من و همسرم خیلی باهم دعوا داشتیم تو یکی از واحدهای ساختمان پدر شوهرم زندگی میکردیم و من #نابلد و اول راه😔
تا کم کم به خاطر یه مساله ای از اونجا اومدیم بیرون😀 و الان نزدیک1ساله ما اصلا پیش دیگران مخصوصا مادر شوهرم دعوامون نشده
اقاییم بیشتر پیش اونا احترام میذاره و میپرسته منو چون دیر به دیر میریم ، همسرم همش حواسش به من و پسرم که 1سالشه هستش
تازه میفهمییم رابطه ی جنسی چیه ، همسرم میگه اینجا خیلی خوبه آرامش داریم😜
من از این نامزدا خواهش میکنم اگه شده باشه جهاز نخرین و پولشو بدین یه جایی دور از خانواده ها خونه بگیرین .
اشتباه منو تکرار نکنین با اینکه از دید همه و حتی خودم مادر شوهرم خوبه ولی بازم مادرشوهر هستش با دخالتای بی موقع زندگیتون روخراب میکنن😢
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
~~~~❤️🩹~~~~ #ایلماه🌙 دختری که شب عروسیش بهش تهمت میزنن......
صدای کل و دایره و دنبک بلندتر شد، از پس تور روی سرم نگاهی به در عمارت انداختم و قامت ساواش رو تشخیص دادم.
لبخند محوی روی لبم نشست، ترسیدم دایه از پس تور هم ببینه و نصیحتاش رو برام ردیف کنه و تهش بگه: دختر باید باحیا باشه، طوری که وقتی میخنده نامحرم سفیدی دندوناش رو نبینه!
با صدای کل و سوت ساواش بهم نزدیک شد و کنارم نشست، گرمای تنش از فکر دایه بیرونم آورد،دوست داشتم مثل قبل ازش بخوام برام سیب بچینه و انقد از سر و کولش بالا برم که غرور خانزاده بودنش رو کنار بذاره و از درخت بالا بره!
اما خوبیت نداشت کسی بدونه قبل عقد با هم مراوده داشتیم.
سر و صدای جمع با ورود عاقد به حیاط عمارت ساکت شد،رو صندلی نشست و از آقام و کیومرث خان کسب اجازه کرد و شروع کرد به خوندن خطبه، صدای سابیده شدن قند رو شنیدم و کیلو کیلو قند تو دلم آب شد، ساواش رو با جون دل میخواستم، امشب شب وصال بود برام!
عاقد از بقیه خواست سکوت کنن و خوندن خطبه رو شروع کرد، وقتی به خودم اومدم که عاقد از پرسید: عروس خانم برای بار سوم آیا بنده وکیلم شما را به عقد دائم آقای ساواش اغلو با مهریه ذکر شده در بیاورم؟
نگاهی به جمع انداختم و چهره خانواده ام رو از نظر گذروندم، چشمام رو بستم و تو دلم از مامان اجازه گرفتم و گفتم: با اجازه آقام و...
+صبر کنین!
چشمای بسته ام با صدای عصبی و بلند زینت خانم باز شد، تمام مجلس گوش شدن برای شنیدن حرف زینت خانم! چشمم خورد به نگهبان عمارت که با سر خونی وسط حیاط عمارت ایستاده!
زینت خانم فریاد کشید: جمع کنین بساطتون رو ما عروس بی عفت و آبرو نمیخوایم!
رو کرد سمتم و عصبی گفت: عفتت رو به نگهبان عمارت باختی؟ لیاقتت رو نشون دادی!خداروشکر که ذات کثیف و حیله گرت رو شد!
مجلس به ثانیه زیر و رو شد! پچ پچ ها شروع شد، تنم لرزید از حرفاشون!
ساواش عصبی از جاش بلند شد و رفت سمت مادرش و گفت: چیشده آنا؟ چرا داد میزنی؟این حرفا چیه؟
آقام عصبی از جاش بلند شد و گفت: حیا کن زن! از چی حرف میزنی؟ چطور میتونی همچین تهمتی به دختر من بزنی؟
زینت خانوم پوزخندی زد و گفت: من شرم کنم یا دختر بی آبروی تو؟
دختر رو به ما انداختی اما خدا باهاشون یار بود و دستتون رو شد! منم که بهتون نبستم به دخترت، نگهبان اعتراف کرد! نیمه شب دخترت پشت مطبخ چه میکرد؟
حیرون شدم، لال شدم از حرفی که زد، قول و قراری با ساواش داشتم که رفتم پشت مطبخ! ساواشی که هر چقدر این پا اون پا کردم نیومد! چی میگفتم به این جماعت؟ قبل محرمیت دیدار داشتم باهاش؟ که مهر تایید بزنم به بی آبروییم؟
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام صبح بخیر
خانمی که مادرشون مگه طلاق بگیر
عزیزم خدارو شکر شوهر شما یکم بیشتر غیرتی چه اشغالی داره شوهر منم قبلا ایطوری بود به مرور زمان بهتر میشه عزیزم با مادرت حرف بزن طرف شوهرت رو نگیر فقط یکم از بقیه خوبیهاش بگو وقانعش کن بیرون وقتی شوهرت خیانت بعضی از زنها رو میبینه، میشنوه اونم میخواد بیشتر مراقب خانواده وزندگیش باشه بازندگیت خوب تا کن عزیزم این روزها میگذره انشالله مادرت هم اشتی میکنه به حق صاحب زمان 😍Sهستم
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
•••••••🎶♥️🎶••••••••
روی سخنم با صاحبخونه ها هست
سلام. ماهی گلی جان لطفا پیام منو بذارید
روی سخنم با صاحبخونه ها هست اگر کسی توگروه صاحبخونه هست بهش برنخوره منظورم همه نیست توروخدا یکم انصاف داشته باشید همه ما آخرش میریم تویه وجب جا میخوابینم اینقدر به مستاجرها فشار نیارید آخه بااین وضع اقتصادجامعه ازکجا بیارن 100نیلیون رهن و2میلیون اجاره بدن درسته شما هم نیاز دارید بخدا اگر کمتر بگیرید وفشار نیارید خدا ازجایی که فکرشو نمیکنید بهتون میرسونه تااینکه فشار بیارید به مستاجر که بره قرض کنه صحبتم باصاحبخونه خودم هست الان به من وشوهرم فشار اورده باید بلند بشین به هیچ صراطی مستقیم نیست شوهرم باماشین کار میکنه خودم توخونه مردم کارگری میکنم سه تابچه آخه خداروخوش می یاد اینقدر اذیت کنن بخدا حاضرم برم توپارک چادر بزنم ولی مستاجر نباشم صاحبخونه ها یکم هوای مستاجرها روداشته باشید التماس دعا انشالاه هرکسی مثل من مستاجر هست خداخودش کمک کنه واسه بنده حقیر هم دعاکنیدببخشید دلم خیلی گرفته بود 😯
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882