eitaa logo
ویردار
1.1هزار دنبال‌کننده
20 عکس
7 ویدیو
0 فایل
🔹ویردار در زبان کردی به معنای "محافظ و نگهدارنده" 🔹کانال اختصاصی "دکتر شهره پیرانی"
مشاهده در ایتا
دانلود
📻*سفر بن‌بست(4): قدرت‌نمایی تهران و متحدانش؛ زنگ خطر برای اعراب* ♦️دهۀ 80 شمسی یک پیچ تاریخی برای ایران بود: محور شرارت خواندن ایران از طرف امریکا، سقوط صدام، بحران هسته‌ای، غلبۀ مهم‌ترین متحد تهران حزب‌الله بر اسرائیل در جنگ 33 روزه و در نهایت هم بر آمدن حماس. ستارۀ ایران در حال صعود بود و این موضوع اصلا برای سعودی، امارات و بحرین قابل پذیرش نبود. جالب است بدانید که قضیۀ زدن سرِ مار هم مربوط به الان نیست؛ همان زمان ملک‌عبدالله پادشاه عربستان به امریکایی‌ها گفته بود سرِ ما را بزنید! اعراب علیه ایران دنبال یک شریک جدید بودند؛ اسرائیل همان شریک جدید بود. ♦️سِفر یعنی چه؟! «سِفر» یک واژۀ عبری‌‌عربی است؛ یعنی گزارش، داستان، کتاب و طومار. ما در رادیو سفر به‌دنبال گفتن داستان‌هایی واقعی درباره اسرائیل هستیم. «سفر بن‌بست» اولین فصل از داستان‌های رادیو سفر است. اگر به این داستان‌ها علاقه دارید با همراه شوید. پیشاپیش سپاسگزاریم که با کامنت‌، لایک و به اشتراک گذاشتن این اپیزودها با دیگران مایۀ دلگرمی ما هستید. در کست‌باکس، شنوتو، آپارات یا تهران‌پادکست مشترک ما شوید. حتما نظرات خودتان را هم با ما در میان بگذارید. راستی! مجموعۀ باغ کتاب تهران در تولید این اپیزودها با تیم تولیدکنندۀ رادیو سفر همراه شده‌اند. از آنها هم سپاسگزاریم. سفر بن‌بست را گوش و «رادیو سِفر» را به دیگران معرفی کنید. *تهیه‌کننده و سردبیر محتوایی: محمدصادق علیزاده نویسنده متن و گوینده: فاطمه موسوی کارگـردان: حمیــــــدرضا جـعفری تنظیم و تدوین: فاطمه باقری* ⏪ رادیو سفر را از یکی از این پادگیرها بشنوید: [کست‌باکس](https://castbox.fm/channel/id6933777?country=us) | [شنوتو](https://shenoto.com/channel/podcast/RadioSefr) | [تهران‌پادکست](https://tehranpodcast.ir/radiosefr/) | [آپارات](https://www.aparat.com/SefrRadio) ⏪ درگاه‌های رسانه‌ای رادیو سِفر: [اینستاگرام](https://www.instagram.com/sefr.radio?igsh=MWRjcmVkMDN5YmhwMg==) | [بله](http://ble.ir/sefrradio) | [تلگرام](https://t.me/SefrRadio) | [توییتر](https://x.com/SefrRadio) @SefrRadio
📻*سفر بن‌بست(4): قدرت‌نمایی تهران و متحدانش؛ زنگ خطر برای اعراب* ♦️دهۀ 80 شمسی یک پیچ تاریخی برای ایران بود: محور شرارت خواندن ایران از طرف امریکا، سقوط صدام، بحران هسته‌ای، غلبۀ مهم‌ترین متحد تهران حزب‌الله بر اسرائیل در جنگ 33 روزه و در نهایت هم بر آمدن حماس. ستارۀ ایران در حال صعود بود و این موضوع اصلا برای سعودی، امارات و بحرین قابل پذیرش نبود. جالب است بدانید که قضیۀ زدن سرِ مار هم مربوط به الان نیست؛ همان زمان ملک‌عبدالله پادشاه عربستان به امریکایی‌ها گفته بود سرِ ما را بزنید! اعراب علیه ایران دنبال یک شریک جدید بودند؛ اسرائیل همان شریک جدید بود. ♦️سِفر یعنی چه؟! «سِفر» یک واژۀ عبری‌‌عربی است؛ یعنی گزارش، داستان، کتاب و طومار. ما در رادیو سفر به‌دنبال گفتن داستان‌هایی واقعی درباره اسرائیل هستیم. «سفر بن‌بست» اولین فصل از داستان‌های رادیو سفر است. اگر به این داستان‌ها علاقه دارید با همراه شوید. پیشاپیش سپاسگزاریم که با کامنت‌، لایک و به اشتراک گذاشتن این اپیزودها با دیگران مایۀ دلگرمی ما هستید. در کست‌باکس، شنوتو، آپارات یا تهران‌پادکست مشترک ما شوید. حتما نظرات خودتان را هم با ما در میان بگذارید. راستی! مجموعۀ باغ کتاب تهران در تولید این اپیزودها با تیم تولیدکنندۀ رادیو سفر همراه شده‌اند. از آنها هم سپاسگزاریم. سفر بن‌بست را گوش و «رادیو سِفر» را به دیگران معرفی کنید. *تهیه‌کننده و سردبیر محتوایی: محمدصادق علیزاده نویسنده متن و گوینده: فاطمه موسوی کارگـردان: حمیــــــدرضا جـعفری تنظیم و تدوین: فاطمه باقری* ⏪ رادیو سفر را از یکی از این پادگیرها بشنوید: [کست‌باکس](https://castbox.fm/channel/id6933777?country=us) | [شنوتو](https://shenoto.com/channel/podcast/RadioSefr) | [تهران‌پادکست](https://tehranpodcast.ir/radiosefr/) | [آپارات](https://www.aparat.com/SefrRadio) ⏪ درگاه‌های رسانه‌ای رادیو سِفر: [اینستاگرام](https://www.instagram.com/sefr.radio?igsh=MWRjcmVkMDN5YmhwMg==) | [بله](http://ble.ir/sefrradio) | [تلگرام](https://t.me/SefrRadio) | [توییتر](https://x.com/SefrRadio) @SefrRadio
*همیشه دلم خواسته بدانم لحظه‌های تو بی من چطور می‌گذرد؟ وقتی نگاهت می‌افتد به برگ به شاخه به پوست درخت وقتی بوی پرتقال می‌پیچد وقتی باران تنها تو را خیس می‌کند! وقتی با صدایی بر می‌گردی پشت سرت من نیستم ...* * *☑️ ویردار 🆔 @Virdarr
قصد داریم برای تعدادی از آسیب‌دیدگان جنگ که شرایط مالی مناسبی هم ندارند، کمک‌هایی فراهم کنیم. ممنون می‌شوم در این کار خیر همراهی کنید می‌توانید کمک‌های خود را به این شماره کارت و شماره شبا واریز کنید. در ضمن ممنون می‌شوم در بازنشر این پیام ما را یاری کنید. 5859831246370497 IR530180000000003813408929 به نام ناجیه اله‌داد با سپاس و امتنان شهره پیرانی ☑️ ویردار 🆔 @Virdarr
زمین تهی است ز رندان؛ همین تویی تنها! که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی. ‌ بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان! «حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی» ‌ ،۱۲ اردیبهشت، روز معلم و سالروز شهادت استاد مطهری ‌ ‌ پ.ن: عکس از روزهایی که کلاس‌ها حضوری بود با دانشجویان کارشناسی ورودی ۱۴۰۴ رشته علوم سیاسی دانشگاه شاهد ‌ ‌ شهره پیرانی ‌ ☑️ ویردار ‌ 🆔 @Virdarr
«پاره‌ای از کتاب یک روز زندگی عابد سلامه » هفتم «پیمان اسلو» در آغاز برای یک دوره ی موقت پنج ساله وضع شده بود و قرار بود با مذاکرات بر سر همه ی موضوعات اصلی (از جمله وضعیت بيت المقدس) به پایان برسد. پیش از آن مذاکرات، اسرائیل در صدد بود تا ادعای فلسطینیان را بر بیت المقدس تضعیف کند، حضورشان را کاهش دهد، شهرک سازی برای یهودیان را افزایش دهد و مالکیت اسرائیل بر بیت المقدس شرقی را به صورت واقعیتی انکارناپذیر تثبیت کند. مجوز ساخت و ساز برای فلسطینی ها متوقف شده بود، خانه هایشان را تخریب کردند، دارندگان کارت شناسایی سبز را بیرون راندند، یک شبه پستهای بازرسی بیشتری ایجاد و مجوزهای ورود به شهر بسیار محدود شد. کارتهای اقامت هزاران فلسطینی که در بخشهای ضمیمه شده ی بیت المقدس زندگی میکردند و کارت شناسایی آبی داشتند -که آزادی تردد بیشتری را برایشان به همراه داشت - باطل شدند. نبیل برادر عابد با زنی در ضاحیة السلام ازدواج کرده بود که کارت شناسایی آبی داشت. از آنجا که نبیل کارت شناسایی سبز داشت، اجازه ی زندگی در مناطق ضمیمه شده به اسرائیل را نداشت؛ به همین دلیل این زوج مجبور بودند خارج از شهر زندگی کنند. اما همزمان مجبور بودند در ضاحية السلام هم آپارتمانی داشته باشند تا همسر نبیل بتواند اقامت بیت المقدس و کارت آبی خود را حفظ کند. ماموران دولتی اسرائیل هر از چندی برای بررسی این که او واقعاً در آنجا زندگی میکند یا نه، بازرسانی اعزام میکردند. بازرسان و وسیله ی نقلیه شان در منطقه شناخته شده بودند، بنابراین همسایگان به محض مشاهده ی آنها شروع به برقراری تماس و دادن هشدار می کردند. همسر نبیل به محض دریافت این تماسها، با شتاب به آپارتمان می رفت. ☑️ ویردار 🆔 @Virdarr
پاره‌ای از کتاب یک روز از زندگی عابد سلامه هشتم بخشی از مردان، به فکر ازدواج با «فلسطینی های ۴۸» افتادند. آنها را فلسطینی های ۴۸ خطاب میکردند، چون در بخشی از فلسطین باقی مانده بودند که اسرائیل آن را پس از ۱۹۴۸ اشغال کرده بود. مردانی که به ناگاه امکان رفتن به بیت المقدس را از دست داده بودند، امید داشتند که این ازدواج به آنها در بازگشت به کارشان کمک کند. اوایل همسران فلسطینی های ۴۸ می توانستند اجازه اقامت بگیرند. اما ظرف دو سال اسرائیل این کار را غیر ممکن کرد. ☑️ ویردار 🆔 @Virdarr
امروز با جمعی از دوستان رفتیم دیدن خانواده امیر نصیرزاده چهارمین وزیر شهید دفاع (وزاری پیشین شهید دفاع شهیدان چمران، نامجو و فکوری بودند ) تنها فرزندشان خانم دکتر الناز نصیرزاده عضو هیأت علمی دانشگاه تهران هستند. تا پنجاه روز بعد از شهادت پدرشان هیچ کدام از همکاران‌شان نمی‌دانستند ایشان دختر وزیر شهید دفاع هستند. نخواسته بود از وزارت پدرش نمدی ببافد... به دختر و همسر شهید نصیرزاده گفتم حضور سال گذشته پدر بزرگوارشان در منزلمان هنوز در یاد من و آرمیتاست. آرمیتا مشغول خواندن برای کنکور بود. وزیر پرسید چه رشته‌ای دوست دارید؟ آرمیتا گفت: پزشکی. گفت از همین الان پذیرای شما در بیمارستان چمرانیم. وسط گپ و گفت‌ها، یاد شیرین تولد آرمیتا در بیمارستان چمران در من زنده شد. همزمان یادم آمد که بعد از اعلام قطعی شهادت داریوش در بیمارستان رسالت، همراه پیکر غرق در خون داریوش و با آمبولانس به بیمارستان چمران منتقل شدیم. داریوش را به سردخانه بیمارستان منتقل کردند و من را به بخش اورژانس بیمارستان و از آنجا به بخش داخلی. آن شب من عزادار بودم و میزبان بسیاری از کسانی که بعدها به جرگه شهدا پیوستند. شهید فخری زاده، شهید عسکری و ... خاطره در خاطره، یاد در یاد... دختر شهید نصیرزاده که تازه شش ماه است مادر شده، می‌گفت آخرین بار جمعه شب هشتم اسفند، پدرش را دیده. می‌گفت دست پدرم را بوسیدم پدرم پشت دستم را بوسید. وقتی به اینجا رسید، بغضش شکست. با دست چپش، پشت دست راستش را لمس کرد و بعد مکثی کوتاه کرد. انگار دارد به چیزی فکر می‌کند... حس می‌کردم جای بوسه آخر پدرش بر دستش را هنوز حس می‌کند... شهره پیرانی ☑️ ویردار 🆔 @Virdarr
»پاره‌ای از کتاب یک روز از زندگی عابد سلامه» نهم پاییز سال ۲۰۰۰ شروع انتفاضه ی دوم بود. هیچ شباهتی به انتفاضه ی اول نداشت که خیزشی واقعاً مردمی از طریق اعتصابات عمومی، اعتراضات توده ای، تحریم ها و نافرمانی مدنی بود. این انتفاضه برعکس آن دیگری به سرعت نظامی شده بود. اسرائیل در چند روز اول بیش از یک میلیون گلوله شلیک کرد، پس از آن گروه های مسلح فلسطینی به میدان آمدند و مشارکت توده ای را غیر ممکن کردند. محرک اصلی این خیزش، دیدار تحریک آمیز آریل شارون - قهرمان شهرک سازی و وزیر دفاع سابق - از محوطه ی مسجد الاقصی بود که اعتراضاتی را برانگیخت. اسرائیل با خشونت پاسخ داد. چهار فلسطینی غیر مسلح را به قتل رساند و حدود دویست نفر را زخمی کرد. به طور کلی انتفاضه، اوج سالهای ناامیدی از روند پیمان اسلو بود؛ روندی که به فلسطینیان آزادی، استقلال یا پایان اشغال را نداده بود. افزون بر این، توسعه ی شهرک ها (که جمعیت شان در سالهای پس از امضای قرارداد، بیش از هفتاد درصد افزایش یافته بود) متوقف نشده بود. ☑️ ویردار 🆔 @Virdarr
یک روز قبل از آنکه پیامبر در غار حرا کلام خدایش را دریافت کند که: *«بخوان»* چه تصوری از روزهای آینده‌اش داشت؟ وقتی در شعب ابیطالب در حالی‌که عشق زندگیش را از دست داده و در محاصره‌ای تمام عیار گرفتار بود، در مورد روزهای آینده‌اش چه فکر می‌کرد؟ وقتی تمام دنیای آشنایش را در دل شب به یک‌باره رها کرد و به سوی مدینه، شهری غریب، آینده‌ای نامعلوم پای در بیابانی خشک و سوزان گذاشت، در مورد روزهای آینده‌اش چه تصوری داشت؟ وقتی در جنگ احد از کافران شکست خورد و با همراهانش به دامنهٔ کوه پناه برد در مورد روزهای آینده‌اش چه فکر می‌کرد؟ حتی تصورش هم محال به نظر می‌رسید که به خاطرش برسد موریانه‌ها عهدنامه‌ای بزرگ را باطل کنند یا کبوتری و عنکبوتی بشوند نگهبان جانش یا اینکه در شهری غریب، بر سر خواستنش و میزبانی کردنش بین مردم دعوا باشد یا ریاست شهری که او را نمی‌خواست و یک‌روز بیرونش انداخت، بدون قطره‌ای خونریزی تقدیمش کنند خدا هیچ‌وقت به پیامبرش درِ باغِ سبز نشان نداد اما همان روزهای اول یک جمله در قلبش زمزمه کرد: *مطمئن باش؛ خدا آنقدر به تو می‌دهد که راضی می‌شوی* (ضحی۵) و پیامبر روی این مژدهٔ عظیمِ اربابش حساب می‌کرد هزاران بار شاید این مژده را و این وعدهٔ امیدبخش را با خود تکرار می‌کرد تا یادش بماند و ایمانش را با این یادآوری آبیاری می‌کرد نمی‌دانست خدا قرار است به او چه بدهد، چه وقت بدهد، چگونه بدهد، چقدر بدهد ولی می‌دانست که هیچ‌کس خوش قول تر از خدا نیست. عزیز من؛ اگر فکر می‌کنی این مژده فقط برای پیامبر بوده دوباره فکر کن اگر این یک قراردادِ دونفره و خصوصی بود، خدا آن‌را در قرآن نمی‌آورد. بدان که خدا به هر کدام از ما این وعده را داده و *هیچ‌کس خوش قول تر از رب‌العالمین نیست*. بیا هر روز این قول و قرار را تکرار کنیم، امیدوار بمانیم و تعهد خودمان را انجام دهیم و مطمئن باشیم که *خدا هرگز دیر نمی‌کند*. @quranrules