زمانی که از محمود درویش درباره ی رنگ چشمهایش پرسیدند گفت:
نمیدانم!
هربار که در چشمانش دقت میکنم ،
حافظه ام را از دست می دهم...!
دیگروقت آنروزی را که انتظار داشتیم کم کم محقق میشود با کمک خداوند بر روی این صندلی ها بنشینیم وبا اقتدار جشن پیروزی انقلاب اسلامی ایران در برابر مدعی قدرت پوچ جهان
به نمایش گذاشته و این پرچم را زیر پا له کرده وبگوییم به اندازه یک لیوان هم از گندم ری وخاک این کشور امام زمان عج را به دشمن منحوس ندادید
چشمانم تو را دیدند،
و من نتوانستم دریابم که آیا قلب من تکه تکه می شود یا به تپش افتاده است؟