eitaa logo
کشکول ناظر
89 دنبال‌کننده
178 عکس
25 ویدیو
2 فایل
《اشعار و نوشته‌های گاه و بیگاه آرش محبوب زاده》 راهنمای مطالب کانال سنجاق شده است. در هر شبکه‌ی اجتماعی که حضور داشته باشم، می‌توانید مرا با این نام کاربری پیدا کنید: @virtual_pilgrim
مشاهده در ایتا
دانلود
غُر می‌زنم، پس هستم! در هر جامعه‌ای بعضی از کارها یا رفتارها برای مردم آن تبدیل به عادت جمعی می‌شود. مثلا درمورد ژاپنی‌ها می‌گویند عادت آن‌ها این است که بسیار زیاد و سنگین کار می‌کنند و اوقات فراغت چندانی به خود اختصاص نمی‌دهند؛ یا درمورد فرانسوی‌ها برعکس آن می‌گویند که اهل خوشگذرانی هستند و فقط به اندازه‌ای کار می‌کنند که هزینه‌ی خوشگذرانی‌شان تأمین شود. متأسفانه یکی از چیزهایی که برای ما ایرانی‌ها تبدیل به یک عادت جمعی شده، غُر زدن است؛ آن هم نسبت به هر چیز و هر اتفاقی. یک نمونه‌ی آن را در همین ماجرای آمدن به ایران شاهد هستیم. عده‌ای از استقبال آنچنانی برای این فوتبالیست اشکال می‌گیرند و در همین حال عده‌ی دیگری می‌گویند که مثلا چرا برای پذیرایی فقط یک موز و یک بطری آب جلوی او گذاشته شده! و به یقین می‌توان گفت بسیاری از کسانی که سنگینی این استقبال ناراحت‌شان کرده، کافی بود کمی سطح استقبال پایین‌تر باشد تا صدایشان در بیاید که: آبرویمان را بردید و جلوی بازیکن مشهور بین‌المللی، جلوه‌ی فقیرانه و بدی از ایران به نمایش گذاشتید! ذکر این مورد فقط به عنوان یک مثال بود و به هیچ وجه قصد تأیید یا رد کارهایی را که در این استقبال انجام شده ندارم، و مثال‌های دیگری نیز از این مسئله که ذکر کردم (عادت غر زنی) در ذهن دارم که از اشاره به آن می‌گذرم. حرف اصلی این است: آیا واقعا به خاطر خود اتفاقی که افتاده آن را نقد و تخطئه می‌کنیم، یا عادت کرده‌ایم از هر اتفاقی که می‌افتد اشکالی پیدا کنیم (یا بتراشیم) و به خاطرش غر بزنیم؟ 📓 کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده
علی‌رغم تمام مشکلات داخلی، اختلاف نظرهای سیاسی و... اگر حتی ذره‌ای به داشتن چنین رئیس جمهوری افتخار نکردیم، باید در مسلمانی خودمون شک کنیم...
ما با تو در پناه تو آرام می‌شویم وقتی که با ملائکه همگام می‌شویم
بسیار، بسیار، بسیار... و باز هم بسیار مهم!
جناب دکتر حامد صافی به چاپ رسیده و خوشحالم که اسم بنده هم به قدر ذره‌ای در دفتر خادمان سیدالشهدا علیه‌السلام ثبت شده. با شناختی که از استاد دارم و به اندازه‌ای که در جریان کار بودم، مطمئنم اثر محققانه و ارزشمندی هست که برای مخاطبش مفید خواهد بود. 📖 🖋 @virtual_pilgrim_archive
◽️ در رثای ادب و ادبیات 🍂🍂 مجازی خیلی چیزها را که گرفته و خیلی چیزها هم داده اما از این میان ادب و ادبیات جزء تلفات سنگین جامعه است. مجازی هم ادب را گرفته و استفاده از کلماتی که زمانی زشت و قبیح بودند چندان ساده شده که گاهی حتی انسان‌هایی که انتظار فرهیختگی از آنان می‌رود را می بینید مستعمل این کلمات‌اند! استاد دانشگاه، معلم و حتی برخی طلاب و روحانیون گرفتار چنین بلیه‌ای شده‌اند. به تعبیر مولا ادب صورت و تجسم عقل است و انسان بی ادب چونان بهیمه مهلمه و بی استفاده است. و به فرموده همان امام همام ضعف ادب به ضعف عقل و هوش و فطانت منجر می‌شود. ادب ارزش و ثمن مومن است و مومن بی ادب یعنی انسان بی ارزش. ادب تکلف دارد، البته که بی ادبی راحتی است و بی دردسری اما ادب موجب زحمت است و همین زحمت رشد عقلی و عاطفی در پی دارد و نیز ظرفیت‌های درون آدمی برای فهم معانی بلند را فعلیت می‌دهد. و چه بگویم از شرح بی ادبی در مجازی که خودش بی ادبی و بی حیایی است! از خدا جوییم توفیق ادب بی ادب محروم ماند از لطف رب! 🍂🍂🍂 غصه به همین جا وقف نمی‌یابد، ادبیات هم مثل ادب رو به احتضار است. غلط‌های املایی و نگارشی و ساختاری آن قدر دلهره‌‌آور است که گویی اینها زبان مادری‌شان چیز دیگر است و اکنون با تکلف فارسی می‌نویسند!! چرا این فضیحه رخ داده؟ چون کتاب نمی‌خوانند، چون سعدی و فردوسی و حافظ را نمی‌دانند، چون چرندیات مجازی آن قدر وقت‌گیر است که حوصله نمی‌کنند لحظه‌ای هم شعر و ادب بخوانند. رمان هم که می‌خواهند بخوانند کتاب صوتی‌اش را می‌گذارند که نکند زحمتی متحمل مغزهای کار نکرده‌شان شود. ادب و ادبیات رو به احتضار است، کاش میشد فکری کرد قبل از زندگی‌ بدون این دو!
هدایت شده از وحید یامین پور
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مجری شبکه صهیونیستی اینترنشنال میپرسه چطور شد که اینطوری شد؟ مهمان صهیونیست‌شون میگه چون ما درگیر مسائل امنیتی داخلی و اعتراضات و... شدیم و... این همان نقشه‌ای بود که با فتنه‌ی ز،ز،آ برای ما طراحی کرده بودند، مشغول کردن ما به داخل و ضربه از بیرون. قل الله اسرع مکرا ‎ 🆔️ @yaminpour
ان‌شاءالله به‌زودی این نوحه رو بخونیم: نبودی ببینی آزاد شد... @virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از کشکول ناظر
🔴 القدس لنا دستی از آن سر جهان آمد نقشه‌ای نو بر این زمین بکشد روی گرمای دست‌های دعا گنبدی سرد و آهنین بکشد دستی از آن سر جهان آمد که پر از کینه بود انگاری دورمان تنگ کرد مُشتی را که قرنطینه بود انگاری دستی آمد که خانه‌هامان را مملو از تار عنکبوت کند برگ زیتون کشید بر تن‌مان تا مگر زخم‌مان سکوت کند زخم‌ها چشمه‌های جوشانند وسط عالمی سراب‌زده بی سبب نیست تشنه مانده جهان بس که خود را فقط به خواب زده بی سبب نیست تشنه مانده جهان سُق زده برگ خشکی از زیتون سازمان به اصطلاح ملل زده بر گوش، حلقه‌ی صهیون لنزها بس که هوشمند شدند زخم‌مان توی فیلم دیده نشد گریه‌ی مادری که دید چطور کودکش کشته شد، شنیده نشد روی مانیتور نژادپرست خبر قتل عام ما گم شد صلح سرگرم گلف با قاتل طبق معمول نام ما گم شد ابر آمد دریغ از باران سهم‌مان سایه‌ای فزاینده‌ست چاره‌ی کار در مبارزه، با- چنگ و دندان برای آینده‌ست 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive