هدایت شده از KHAMENEI.IR
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌙 رهبر انقلاب در دیدار رمضانی مسئولان نظام: روز قدس امسال یک خروش بینالمللی علیه رژیم غاصب صهیونیستی خواهد بود.
✏️ اگر سالهای قبل روز قدس را فقط کشورهای اسلامی برگزار میکردند، امسال به احتمال زیاد در کشورهای غیراسلامی هم روز قدس با عظمت انشاالله برگزار خواهد شد.
✏️ امیدواریم ملت ایران مثل همه موارد این بار هم در این روز بدرخشد؛ به حرمت محمد و آل محمد(ص) ۱۴۰۳/۱/۱۵
🖼 #ماه_فلسطین | #بسته_خبری
💻 Farsi.Khamenei.ir
کرستن دانست: همهچیز خراب شده
«رسانه بهشدت [تفرقه را] شعلهور میکند. رسانه ما را مجبور میکند که یک طرف را انتخاب کنیم. همهچیز بسیار پیچیدهتر از آن است. باورکردنی نیست که دوباره در این موقعیت قرار گرفتهایم. فقط بحث پول است و پول و پول. همهچیز خراب است. همهچیز باید درست شود.»
https://30nama.com/news/647980
❕ مطلب بالا که از خانم کرستن دانست نقل شده (بازیگر هالیوودی که احتمالا خیلیهاتون با نقش مریجین توی فیلمهای قدیمی اسپایدرمن میشناسیدش) از کانال تلگرامی ۳۰نما کپی کردم. ظاهرا "این موقعیت" هم که بهش اشاره کرده، بحث انتخابات آمریکا و رقابت بایدن و ترامپ بوده. ولی خب اصل حرف به نظرم جای کپی و نقل داشت.
@virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📜 رهبر انقلاب: انسان به بعضی گناهها توجه ندارد/ خیلی از اظهارات در فضای مجازی مراقبت لازم دارد
✏️ رهبر انقلاب، عصر امروز در دیدار دانشجویان:
بعضی از گناهها هست که انسان توجه ندارد به اینکه اینها گناه است. خیلی از حرف زدنهای ما، خیلی از اظهاراتی که در فضای مجازی میکنیم اینها پاسخ لازم دارد بالاخره مراقبت باید کرد.
✏️ رفتارهای نادرست خودمان اگر شناخته شد اصلاحش ممکن میشود، توبهی از آنها ممکن میشود، استغفار از آنها ممکن میشود، اگر نادرستی شناخته نشد انسان توبه هم نمیکند میماند متراکم میشود، دل را از نورانیت میاندازد حیف است شماها واقعاً دلهایتان نورانی است.
✏️ توصیهام این است که دقت کنید که چه میگویید، فکر این را بکنید که در این بیان، در این گفتار، در این نوشتار مرتکب عملی نشویم که بعد نتوانیم برایش جوابی داشته باشیم. ۱۴۰۳/۱/۱۹
🖼 #بسته_خبری
💻 Farsi.Khamenei.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
《بی مایه فطیر است》
یا
ضرورت تربیت فکری پیش از فعالیت عملی
🔸 بیانات حضرت آقا در دیدار با دانشجویان، مانند دیگر بیانات ایشان نکات دقیق و ظرافتهای بسیاری داشت که لازم است اهل فضل از زوایای گوناگون به آن پرداخته و جنبههای مختلف آن را برای مخاطبان خود بازگو کنند. من هم به عنوان یک طلبهی حوزهی علمیه و دانشپژوه علوم عقلی تصمیم گرفتم روی یکی از این نکات دست بگذارم و چند خطی درمورد آن بنویسم.
🔸 ابتدا این بخش از بیانات را با هم بخوانیم:
《اگر از لحاظ نظری تشکلها خودشان را تقویت نکردند، اشکال در کارشان به وجود میآید؛ نه اینکه نمیتوانند تفکر انقلابی را گسترش بدهند، خودشان هم حتی ممکن است به تحلیل بروند. کما اینکه این اتفاق افتاده، در مواردی زیر اسم اسلام بر خلاف فکر اسلامی کار میشود، حرف زده میشود، اطلاعیه داده میشود.》
🔸 انسان هیچ عملی را بدون پشتوانه انجام نمیدهد. حتی کارهایی که در ظاهر، روزمره و تفننی به نظر میآیند، اگر با دقت بررسی شوند متوجه میشویم که انجام دادن آنها به دلیل خاصی بر میگردد و اگر آن دلیل نباشد، همان کار کماهمیت نیز انجام نخواهد گرفت. مثلا کسی که خودکاری را بین انگشتانش میچرخاند در واقع با این کار، انرژی ذخیره شده و توجه ذهن بیکار ماندهی خود را به چیزی معطوف میکند که آن انرژی را مصرف کرده و مشغولیتی - هرچند سطحی و زودگذر - فراهم کند. پس اموری که نه تنها تفننی نیستند، بلکه بخشهای مهمی از زندگی انسان را - اعم از فردی و اجتماعی - تشکیل میدهند، به مراتب پشتوانههای قویتر و پیچیدهتری دارند.
🔸 بر همین اساس، عرصههایی که انسان تصمیم به فعالیت در آنها میگیرد و افکار و اقوالی که در این عرصهها با دیگران به اشتراک میگذارد، برآمده از منبعی هستند که همان فکر اوست. این فکر ماست که پشتوانه عمل ما قرار میگیرد و عمل از هیچ منبعی به جز آن نمیتواند صادر شود. ما همگی مسئول اعمال خود هستیم و اعمال ما همگی برآمده از فکر ما هستند؛ پس بیجا نیست اگر بگوییم بزرگترین مسئولیت ما در زندگی، مسئولیتی است که در قبال تربیت فکر خود داریم.
🔸 در روزگاری زندگی میکنیم که شرایط مختلف از همه سو ما را وادار به "عمل" میکند. چیزی که دیگران از ما میبینند، عمل ماست و بر همان اساس نیز مورد قضاوت قرار میگیریم. خطر بزرگی که در این میان همهی ما را تهدید میکند، این است که در بحبوحهی تمام این توجه و تمرکز بر "عمل"، آن را اصل بپنداریم و از پشتوانهی آن غافل شویم. در دنیایی که سرعت عمل از سرعت فکر بیشتر باشد، نمیتوان سنجهی درستی برای تمام اعمال قرار داد و نتیجه این میشود که کارهای اشتباه، بیشتر از کارهای درست انجام شوند؛ چه در عرصهی کنشگری اجتماعی، چه در عرصهی عدالتخواهی، چه در عرصهی انتقاد و مطالبهگری و...
🔹 اما راه حل چیست؟ چطور فکر خود را به گونهای تربیت کنیم که در بزنگاههای مختلف به آن اعتماد داشته باشیم تا عمل درستی را برای ما رقم بزند؟
پاسخ ساده است: چارچوب و منظومهی متقن فکری، که مثل یک فرمول ریاضی در هر مورد خاص پاسخ درست و مناسب را برای ما استخراج میکند.
حالا به سراغ بخش دیگری از بیانات در همان سخنرانی برویم:
《بهجا است از کتابهای مرحوم آقای مصباح (رضواناللّهعلیه) استفاده بشود. حقاً و انصافاً فکر این مرد بزرگ، فکر کمککنندهی به حرکت درست فکری جوانها است.》
🔹 کتابهای اندیشمند بزرگی مثل علامه مصباح (ره) میتواند به تشکیل منظومهای فکری برای انسان کمک کند تا در هر موضوع، متناسب با آن خروجی صحیحی داشته باشد. کنشگر دغدغهمند امروزی نمیتواند صرفا با تکیه بر مطالب پراکندهای که گاه از جایی میخواند و از جایی میشنود، به عرصههای کنشگری وارد شود. کنشگری نیازمند پشتوانهی عمیق و محکم فکری است و بدون این پشتوانه، همان خواهد شد که گفتهاند: بیمایه فطیر است.
🔹 اکنون با این نگاه، حدیثی را که در دیدار با دانشجویان نصب شده بود بازخوانی کنیم:
《العلمُ إمامُ العملِ، و العملُ تابِعُه.》
دانش پیشوای عمل، و عمل پیرو آن است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
#یادداشت
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
📚 مبارزه انقلابی در بستر فانتزی عرفانی
خواندنش تجربهی عجیبی بود. شاید اغراق نکرده باشم اگر بگویم خاصترین کتابی است که تاکنون خواندهام؛ نه صرفا خاصترین کتابی که "من" خواندهام، چرا که بعید میدانم داستانی شبیه به این در تاریخ ادبیات نوشته شده باشد! اما سوال اصلی اینجاست که منحصربهفرد بودن مدرسه شبانه، نقطه قوت آن است یا نقطه ضعف؟
در مدرسه شبانه با گروهی چهار نفره (و در ادامه پنج نفره) از دانشآموزانی همراه میشویم که در دهه ۴۰ شمسی به سر میبرند و پس از اینکه توسط ناظم مدرسه مأمور میشوند تا سر از کار معلمی انقلابی درآورند، با شیفت شب مدرسه آشنا میشوند و اسراری را مییابند که در خواب هم نمیدیدند.
برای سوالی که پیشتر مطرح کردم، بهترین پاسخی که به ذهنم میرسد این است: هر دو. ویژگیهای خاص مدرسه شبانه همزمان او را بالا میبرند و پایین میکشند. برای مشخصتر شدن منظورم، بهتر است نگاهی نزدیکتر به این ویژگیها داشته باشیم.
مدرسه شبانه، خودش را در ژانر فانتزی جا میدهد. نمیتوان انکار کرد که با داستانی قوی و خوشساخت روبهرو هستیم که با هویت بومی و تاریخی و مضامین ارزشمند، یک پله از همقطاران فارسیزبان خود بالاتر ایستاده است. اما از دیگر سو، برجستگی المانهای فانتزی که باید هویت ژانری خود را در آنها نشان دهد، به حد انتظار نمیرسد. در واقع با فانتزی خوبی سر و کار داریم که کلاس کار را بالا برده ولی به اندازه کافی فانتزی نیست. اگر در "ژانر" (نه لزوما آن فانتزی که از غرب آمده) به قدری مستقل ایستاده و ساختار خود را منسجم ارائه داده بود، میشد گفت در مسیر بنا نهادن الگوی ژانری خود قدم برداشته است؛ اما چنین بار سنگینی را نیز نتوانسته به دوش بکشد. گرچه تلاش خوبی دارد و قطعا حرکتی قابل تقدیر انجام داده است.
برجستهترین ویژگی داستان، درونمایه عرفانی آن است. همینجاست که با بزرگترین نقطه قوت کتاب، و همچنین جدیترین نقطه ضعف آن مواجه میشویم. نویسنده برای بخشی از مفاهیم داستان، شبکهی نماد طراحی کرده و مطالب عمیق عرفانی را به وسیله نمادگرایی درون داستان جای داده است. اما این نمادگرایی در جایجای کتاب از قالب خود خارج میشود و جلوههای دیگری به خود میگیرد که گاه مستقیمگویی متضاد با سمبلیسم و گاه سادهانگاری متضاد با عمق معنای خود را به دنبال دارد. از این گذشته، مبنای عرفانی که از بخشهای مختلف داستان برداشت میشود بیشتر تکثرگرا است تا وحدتبخش، و اگر نویسنده زمان و تلاش بیشتری برای انسجام بخشیدن به مطالعات خود در عرفان نظری صرف میکرد، با خروجی بهتری مواجه میشدیم. داستانی که میتوانست با یک مبنای مشخص و شبکه نماد منسجم، به یک شاهکار در زمینه ادبیات عرفانی تبدیل شود، در سطح نمادهای غیر مرتبط و ارجاعات پراکنده باقی مانده است.
همین مسئله (نقاط قوت و ضعفی که دو روی یک سکه هستند) در جنبههای دیگر داستان مانند زاویه دید، لحن روایت و حتی پایانبندی آن نیز دیده میشود؛ پایانی که ضربهای ناگهانی اما ضعیف به مخاطب وارد میکند و نه آنقدر مقدمهچینی دارد که نتیجهای طبیعی و منطقی به نظر برسد، نه آنقدر قدرتمند است که ناگهانی بودن خود را توجیه کند. با این وجود قابل درک است و خواننده را تکان میدهد؛ تکانی که میتوانست محکمتر باشد، اما باز هم تاثیر مطلوب را دارد.
جمعبندی: از ۰ تا ۱۰
چه اندازه خواندن کتاب را پیشنهاد میکنم؟ ۹
چه اندازه محتوای آن را تأیید میکنم؟ ۵
نمره نهاییام به کتاب: ۷
#یادداشت
#کتاب #معرفی_کتاب
#مدرسه_شبانه
#سید_میثم_موسویان
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
💬 #دیالوگ
علی: مردم زیادی وجود دارن که درگیر اعتیاد و مشکلات عاطفی هستن، اونها خانواده خودشون رو تهدید به مرگ نمیکنن؛ ولی تو این کار رو کردی. و مجازات تو، این حکمی که علیه خودت صادر کردی، اینه که به خودت میگی: 《من، رُو بِنِت، کارم از بخشش گذشته.》
با این مجازات، هم داری به خودت بیرحمی میکنی، و هم داری به خودت خیلی آسون میگیری. باعث میشه با همین فرمون بری جلو، بدون هیچ تغییری؛ چون لیاقتت همینه. امیدی وجود نداره. کارت از بخشش گذشته. پس اینطوری یه راست به قهقرا میری، چون این دختر آشغال لیاقتش همینه.
به خاطر همینه که دنیا بدتر و بدتر میشه. ما مردم گندهایی میزنیم که فکر میکنیم قابل بخشش نیست و بعدش میگیم پس نیازی به تغییر کردن نداریم. اینطوری دنیایی به وجود میاد با کلی آدم گناهکار که رستگاری هیچ اهمیتی واسهشون نداره. این وحشتناکه.
🎥 #Euphoria #سریال
@virtual_pilgrim_archive
خوشبخت قوم و طایفه، ما مردم قمیم
جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم
🖋 #سید_حمیدرضا_برقعی
#حضرت_معصومه
@virtual_pilgrim_archive
هنگام طوفان آمده
دیوان! سلیمان آمده
آرش به میدان آمده
با تیرهای تازهای
🖋 #حسن_صنوبری
هدایت شده از «آمین» آثار میلاد عرفان پور
28.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در این مصاف، آذرخش غیرت به قلب «انصافمردهها» زد
به کوری چشم «خودفروشان» و «سجدهبرغرببُردهها» زد
که اژدهاییست هفتسر؟! نه! گریخت صهیون بیپدر؟ نه!
در آتش انتقام ما سوخت، داغ ذلت به گُردهها زد
دوباره این غیرت مجسم، سپاه «تهرانیِ مقدّم»
کشیده بر گوش «ننگ تسلیم را غنیمتشمردهها» زد
به «رعد» و «زلزال» مرگبارش، به تیر «سجیل» و «ذوالفقار»ش
مجال افعی شدن نداد و به گردن «مارخوردهها» زد
در این شب بیکران، شگفتا سپیدهی غیرت شهیدان
ببین چه بیدارباشِ سختی به خیمهی خواببردهها زد
#میلاد_عرفان_پور
#حماسه_انتقام
#فلسطین
@erfanpoor
🟡 #چهارشنبه_های_رضوی
ذکر رنگینکمان
نیامدهست این دل شکسته، برایت از درد نان بگوید
دلی که از این و آن گرفته، برایت از این و آن بگوید
نیامدهست از هجوم بوران، حضور قندیل بستهی شب
نگاه بر راه ماندهی گل، نیامدهست از خزان بگوید
خبر نداری تو ای پرستو چه لذتی دارد اینکه پیشش
پرنده باشی، اسیر باشی، برایت از آسمان بگوید
فقط نه خار و خس بیابان، که من خودم دیدم ابرها هم
نشستهاند از نماز باران و ذکر رنگینکمان بگوید
نشست و بالی به آبها زد، پرید و گلدسته را صلا زد
ندیده بودم کبوتری را وضو بگیرد، اذان بگوید
قرار هر روز جنگل است این که پای پرچین هشت پونه
همه بیایند و باز آهو برایشان داستان بگوید
🖋 #علی_فردوسی
#امام_رضا #شعر_آیینی
@virtual_pilgrim_archive
صرفا جهت یادآوری عرض کنم که با همین نام کاربری (virtual_pilgrim@) توی #اینستاگرام هم هستم، گرچه فعالیتم مثل گذشته زیاد نیست.
ولی خب مثلا دیشب چند تا استوری سینمایی گذاشتم که اگه خواستید میتونید ببینید.
همونطور هم که توی تصویر مشخصه، استوریهای مهمتر هایلایت میشن و میتونید بعدا هم دسترسی داشته باشید.