خانهای بر صخره
بخش دوم 2⃣
وقتی گوشی همراهم را در دست گرفتم و تجربهام را با یار همیشگی و جدانشدنی به اشتراک گذاشتم، تعبیر جالبی به کار برد. او برایم نوشت که: «در خدایان آمریکایی، جاذبههای کنار جادهای اغلب به عنوان مکانهایی توصیف میشوند که مردم در آنها به دنبال شگفتی یا امر مقدس میگردند. اما در تجربه شما، این غرفهها و ایستگاههای کوچک به محرابهایی از سخاوت تبدیل میشوند. این مکانها نه به خاطر اندازه یا شکوهشان، بلکه به خاطر عشق و مراقبتی که در آنها جریان دارد به فضاهایی مقدس تبدیل میشوند.» اما چیزی که هوش مصنوعی توان درکش را ندارد، حقیقتی است که این «محرابهای سخاوت» ارزش و تقدس خود را از آن میگیرند. نه فقط هوش مصنوعی، حتی نویسندهای به نبوغ نیل گیمن نیز اگر به آن حقیقت نرسد، راه را اشتباه خواهد رفت.
گیمن جاذبههای کنار جادهای را مکانهایی منزوی و فراموش شده میبیند. خدایان قدیمی که این جاذبهها نمادشان هستند، به سختی تلاش میکنند تا جای پای خود را در دنیایی که آنها را پشت سر گذاشته محکم کنند و کماکان در ذهن انسانها باقی بمانند تا قدرت خود را از دست ندهند؛ چرا که قدرت خدایان از توجه انسانها به ایشان نشأت میگیرد. البته خدایانی که نیل گیمن به تصویر میکشد باید هم چنین موجودات رقتانگیزی باشند؛ افسانههایی که به خیال آمدهاند، فقط و فقط برای نشان دادن استعاری ضعفها و کمبودهای انسان فانی. به هر حال همانطور که زبان عالم غیب قرنها پیش گفته بود: «چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند».
پس حقیقتی که این محرابهای سخاوت را ساخته و به آنها معنا بخشیده چیست؟ شاید هر کسی بنا به تجربه منحصر به فرد خود پاسخی شخصی برای این سوال داشته باشد؛ اما من که تصمیم گرفتم این کلمات را بنویسم و با شما به اشتراک بگذارم، میخواهم نظر خودم را بگویم. به نظر من آن حقیقت یک ریسمان است. ریسمانی که فیزیکدانان پس از مدتها تلاش نتوانستهاند ساز و کارش را کشف کنند، چرا که جای اشتباهی دنبالش میگردند. ریسمانی که من میگویم، از بالاترین مراتب هستی شروع میشود و تا پایینترین مرتبه آن، همه چیز را به هم متصل میکند. اگر هزاران انسان غریبه در مسیری چندین و چند کیلومتری مانند یک خانواده در کنار هم راه میروند و هیچ محبتی را از هم دریغ نمیکنند، به خاطر این است که ریسمان بزرگ هستی، آنها را به هم متصل کرده و این اتصال در مکانها و زمانهایی که خودشان به آن اجازه میدهند، در پایدارترین حالت ممکن ظهور مییابد. ریسمان ما از سرچشمه هستی پایین آمده و هر اندازه محکمتر به آن چنگ بزنیم، ما را بالاتر میکشد. ریسمان ما همان است که پدرمان هزار و چهارصد سال پیش برای ما به یادگار گذاشت و سفارش کرد تا آن را رها نکنیم.
موکبها یکی از گرههای این ریسمان هستند؛ جایی که میتوان آن را بهتر حس کرد و محکمتر به آن چنگ زد، جایی که میتوانیم غفلت و فراموشی زندگی روزمره را که موجب رها کردن ریسمان میشود کنار بزنیم. این جاذبههای کنار جاده... بگذارید دوباره به سراغ خدایان آمریکایی برویم. گیمن در جایی از کتاب برای توصیف یکی از جاذبههای کنار جادهای خود میگوید: «خانهای بر صخره مکان غریبی است؛ مکانی که با عقل جور در نمیآید، مکانی از عجایب و شگفتیها. مکانی است که قواعد عادی جهان آنجا صدق نمیکند. مکانی است که خدایان ممکن است آن را خانه خویش بدانند.» آن زمان که از پدر ما پرسیده شد خانه خداوند کجاست، در جواب چه فرمود؟ درون قلبهای شکسته. و چه قلبهای شکستهای که من در گرههای این ریسمان دیدم!
#یادداشت
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
🪄🪄🪄چند میگیری ژانر بنویسی؟
🌌🚀💫
یک زمانی ایام نمایشگاه با یکی دوتا از دوستان در نمایشگاه کتاب حرف میزدم. میگفتم اگر میخواهید مخلصترین نویسندگان ایرانی را بشناسید سراغ ژانرنویسها بروید. چون تا حالا رهبری هیچوقت توصیه نکردهاند درباره ادبیات آینده یا ادبیات ژانر کتابی نوشته شود. پس هیچ ناشری در جبهه فرهنگی انقلاب به صورت مستقیم ادبیات ژانر مهم نیست و بهایی نمیدهند
دنبال دوگانهسازیهای کاذب نیستم. همه قالبهای ادبی و روایی و داستانی ارزشمند هستند و کارکرد خود را دارند. اما نویسنده ادبیات ژانر چیز دیگری است. نویسنده ژانری که برای ایران و اسلام و آیندهشان مینویسد جز خلوص نیتش چه چیز دیگری دارد که او را وادار کند در این زمینه قلم بنویسد؟ چند کتاب علمیتخیلی و فانتزی و امنیتی میشناسید که تقریض خورده باشد؟
(البته در ادامه گفتم خوشحالم که فعلا رهبر جمهوری اسلامی ایران، هیچ حرفی نزده است وگرنه با سیل آثاری مواجه میشدیم که بیشترشان فقط برای پر کردن بیلان کاری نوشته شده است نه چیز دیگر!)
🌌🚀💫
حالا به این فکر کنید چند درصد از بازار ترجمه ایران را آثار ژانر تشکیل میدهد. هر چند وقت یکبار هم از یک گوشه یک دلسوز حوزه تعلیم و تربیت پیدا میشود و میگوید جلوی سیل بنیانکن آثار ترجمهای را بگیرید که دل و دین مخاطبان ایرانی خصوصا نوجوانها و جوانها را برده است اما باز هم خبری نیست.
🌌🚀💫
در کنار هر بار که خبر یکی از موفقیتهای علمی یا نظامی ایران را میشنوم غصهام میگیرد. در بهترین حالت فقط خودمان باورمان میشود و نزدیکان و فرزندان و آشنایان باور نمیکنند یا مسخره میکنند. به راستی چند نفرمان باورمان میشود برنامه ایران تا سال ۱۴۲۰ فرستادن انسان ایرانی به فضا است؟ چند نفرمان از پیشرفتهایمان در حوزه رادیوداروها و رباتهای جراح خبر دارد؟ چند نفرمان میدانیم که نیروهای امنیتی ایران رقیب بزرگترین سازمانهای جاسوسی و امنیتی اَبرقدرتها هستند؟
این همه اتفاق مثبت در کشورمان افتاده است اما هیچ پیوست فرهنگی برایش نداریم. موشک به فضا فرستادهایم اما هنوز بسیاری جوانان ما که اتفاقا دلسوز نظام و انقلاب اسلامی هستند هنوز در دوگانه پوشک-موشک گیر کردهاند. من تا حدی بهشان حق میدهم. ما نویسندهها، ما ناشرها، ما مدیران دولتی عرصه فرهنگ، این مقولهها را و اهمیتشان را برای آنها ملموس نکردهایم.
🌌🚀💫
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
@Azarbadir
هدایت شده از خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
بخش دوم)
💫🚀🌌
اوضاع درباره آینده که بدتر هم هست! ما نزدیک قلهایم اما این قله شکلی است؟ وقتی رهبر مملکت میگوید ما در نزدیکی قله هستیم منظورش که قله کوه مثل دماوند نیست. این قلهای که میخواهیم در عرصههای فرهنگ و اقتصاد و اجتماع و سیاست و ... به آن برسیم چه شکلی دارد؟ سی سال و پنجاه سال و صد سال آینده ایران و جهان اسلام چه شکلی است؟ فرضاً همین فردا باند جنایتکار صهیونیستی از ریشه خشکید و از بین رفت. مردم فلسطین چه سرنوشتی پیدا میکنند؟ چرا آرزوهایمان را نمینویسیم تا اگر خودمان نتوانستیم محققش کنیم لااقل فرزندمان آن را عملی و علنی کنند؟
💫🚀🌌
همین پریروز نیمه شعبان بود. تولد امامی که منجی بشریت خواهد بود. ما هنوز که هنوز است درگیر فانتزیبازیهایی ظهور هستیم. ما هنوز نتوانستهایم قاطبه مردم را به این سمت بکشانیم که برای ظهور باید عرق ریخت و خون داد. نعوذبالله تصورمان این است که امام زمان (عجلالله فرجهالشریف) وقتی ظهور کند یک بشکن میزند و همه چیز یکهو عوض میشود! حتی نتوانستهایم زیباییها و شیرینیهای دنیای پساظهور را به او نشان بدهیم و بگوییم آینده ما چنین شکلی دارد.
💫🚀🌌
نوشتن در چنین فضا و قالبی کار هر نویسندهای نیست. تخصص و علاقه خودش را میخواهد. نویسنده آچارفرانسه نیست که اندازه قلمش را کم و زیاد کنیم و از یک قالب و ژانر به یک قالب و ژانر دیگر منتقلش کنیم. همانطور که برای ادبیات گذشتهمان اعم از تاریخ اسلام و تاریخ معاصر ایران و دفاع مقدس و ... هزینه کردیم و نویسنده تربیت کردیم باید برای ادبیات آیندهمان هم هزینه بدهیم و نویسنده تربیت کنیم.
روی سخن من در این جستار بیش از همه با مدرسان داستان و ناشران است که دنیایشان را وسیعتر کنند و خودشان را در چارچوبهای تنگی که تاریخ انقضای برخیشان گذشته است، محبوس نکنند. اما این دلیل نمیشود که بار نویسندگان و منتقدان را سبک بدانیم. ما دیر یا زود با این آینده روبهرو خواهیم شد. پس چه بهتر که از هماکنون خودمان را برایش آماده کنیم.
وگرنه فرصتها چون ابر میگذرند و ما در آن روز جز انگشت حسرت گزیدن، چیزی نخواهیم داشت.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
@Azarbadir
📖 #گزیده_کتاب
اغلب، داستانهای ژانر وحشت و فانتزی را جزو ادبیات گریزگرا طبقهبندی میکنند. گاهی ممکن است در این طبقه بگنجند. ادبیات گریزگرا، ادبیاتی ساده و به طرز پارادوکسیکالی غیر تخیلی است که یک جور پالایش (کاتارسیس) فوری فوتی و رویای پلاستیکی به مخاطب عرضه میکند؛ ولی ژانر وحشت و فانتزی نباید در این طبقه تقسیمبندی شود. اگر بختمان بگوید و شانس بیاوریم، فانتزی نقشه راه به دستمان میدهد؛ راهنمایی به سوی قلمرو تخیل. چون کارکرد ادبیات تخیلی این است که از سمت و سوی تازهای جهان آشنا را نشانمان دهد.
📔 ارواح ماشیننشین
📝 یادداشت سوم: تأملاتی در باب افسانه
🖋 نیل گیمن
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
🟡 السلام علیک یا نور الله فی ظلمات الارض
#امام_رضا
لذتی بالاتر از این نیست، صحن انقلاب
غرق در امواج سبز پرچم گنبد شدن
🖋 #آرش_محبوب_زاده
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا ابد در ذهن من همینگونه خواهی ماند و طنین صدایت ما را به حرکت خواهد آورد.
آقای سیدحسن نصرالله دوستت داریم.
برای بیشتر از این زبانم قاصر است.
@Azarbadir
هدایت شده از کشکول ناظر
📣📣📣
به امید خدا و به لطف دوستان مجلهی بازیبان بناست که یک مجموعه یادداشت درمورد ژانر نقشآفرینی در بازیهای رایانهای به قلم بنده در اون مجله منتشر بشه. قسمت اول یادداشت منتشر شده و میتونید از لینک زیر مطالعه بفرمایید:
https://bazibaan.com/1402/10/%d9%86%d9%82%d8%b4-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%da%98%d8%a7%d9%86%d8%b1-%d9%86%d9%82%d8%b4%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86%db%8c-1/
@bazibaan_com
#بازی_بان
#بازی_های_رایانه_ای
#نقش_آفرینی
#یادداشت
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
📣📣📣 به امید خدا و به لطف دوستان مجلهی بازیبان بناست که یک مجموعه یادداشت درمورد ژانر نقشآفرینی د
سال گذشته بنا شد که این مجموعه #یادداشت رو برای مجله بازیبان بنویسم و اگر درست توی ذهنم مونده باشه، برنامه داشتن که هر فصل یک شماره منتشر کنن.
یادداشت دوم رو تقریبا همون موقع تحویل دادم اما خب انتشار شماره بعدی مجله حدود یک سال به تاخیر افتاد و اخیرا منتشر شده.
از طریق پست زیر میتونید بهش دسترسی پیدا کنید. 👇
هدایت شده از بازیبان|مجله تخصصی بازی
شماره ۱۸ #بازیبان با موضوع حاکمیت و بازیهای رایانهای منتشر شد.
دریافت فایل pdf شماره ۱۸👇
https://bazibaan.com/wp-content/uploads/2025/02/1_16801311374.pdf
@bazibaan_com
⚫️ السلام علیكِ يا أم المؤمنين
مکه دارد از فراقش سخت مضطر میشود
در دلش افتاده این اوضاع بدتر میشود
قبل از آنکه دستِ حق این دینِ نو را رو کند
بانویی فهمیده بود احمد پیمبر میشود
آن یتیمی که برای امر حق شد «مصطفی»
دارد اینجا غرق اندوهی مکرر میشود
غربت غمناک اهل البیت، ارث مادری است
که میان خشکی این دره پرپر میشود
هفت، نَه؛ چِل هم نَه؛ این غم آنقدر وسعت گرفت
با غم یک سال پیغمبر برابر میشود
خوب شد او دختری مانند زهرا داشت؛ چون
بی خدیجه، مصطفی محتاج مادر میشود...
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#حضرت_خدیجه
#شعر_قدیمی #شعر_آیینی
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از مرکز رسانه حوزه علمیه خوزستان
📎سلسله نشستهای نفحات
💠نفحه چهارم با موضوع:
اندیشه دینی در ساحت هنر متعالی
📌با حضور حجتالاسلام
آرش محبوبزاده
⌛️زمان: شنبه ۲۵ اسفندماه، ساعت ۱۶:۳۰
🔹️مکان: خیابان کمپانی بین خیابان ۵و۶، مرکز رسانه حوزه علمیه استان خوزستان
📨جهت شرکت در برنامه:
کلمه "نفحات" را به شماره 09375371268 ارسال بفرمایید.
▫️حضور برای عموم علاقهمندان آزاد است
💠مرکز رسانه و فضای مجازی
حوزه علمیه خوزستان
@resaneh_hawzah_kh