🟡 اللهم صلّ على علي بن موسى الرضا المرتضى
#دهه_کرامت
شکوه مشرقیات مطلع تغزل نابم
خوشم که نام تو زینت شده برای کتابم
بهشتهای زمین آیههای رافت حقاند
ولی رئوفتر از نام تو نشد که بیابم
مرا بس است همین گنج در زمان گدایی
اگر به گوهر اشکی رسد ز شاه جوابم
هزار مرتبه در دل سلام دادهام از دور
هزار مرتبه باریده است چشم پرآبم
از این دو حال برون نیستم که یا وسط صحن
و یا برای رسیدن به طوس در تب و تابم
به من، چه خوب نشان داده است بچهی آهو
که در نهایت بیچارگی کجا بشتابم
غم عذاب ندارم چرا که روز قیامت
به دست عالِم آل محمد است حسابم
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#شعر_آیینی #غزل_رضوی #امام_رضا
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
🟡 السلام علیک یا شمس الشموس
#دهه_کرامت
بر شانههای ضریحت تا میگذارم سرم را
انگار میگیری از من غوغای دور و برم را
حرفی ندارم به جز اشک، نه حاجتی نه دعایی
دست شما میسپارم این چشمهای ترم را
عطر هوای رواقت، آهنگ هر چلچراغت
نگذاشت باقی بماند بغضی که میآورم را
حتی اگر دانهای هم گندم برایم نریزی
جایی ندارم بریزم جز صحنهایت پرم را
هر بار مشهد میایم، انگار بار نخست است
هی ذوق دارم ببینم گلدستههای حرم را
🖋 #زهرا_بشری_موحد
#شعر_آیینی #امام_رضا
@virtual_pilgrim_archive
🟡 قربون کبوترای حرمت امام رضا...
#دهه_کرامت
دستای بچگیمو واسه شما
توی گندم زدم، درآوردم
پهن شد زیر پام یه فرش سفید
یهو از عرش سر درآوردم
دستای بچگیم رو بال شما
آسمونا رو ناز میکردن
مینشستن تو ایوون خورشید
باش راز و نیاز میکردن
از چشای منم یه مروارید
برسونید به طاق این گنبد
پیش آقا دعا کنید واسه من
قسمتم شه بازم بیام مشهد
پیش آقا دعا کنید واسه من
روسیاهیم حالا شدیدتره
مطمئنم دل کوچیک شما
از دل سنگ من سفیدتره
کاش دلِ سنگِ من، تو این مرقد
تو دل این حیاط جا بگیره
واسه بال شکستهش از خاکِ
پای این زائرا شفا بگیره
از چشای منم یه مروارید
برسونید به طاق این گنبد
پیش آقا دعا کنید واسه من
قسمتم شه بازم بیام مشهد
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#ترانه #امام_رضا
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
🟡 #چهارشنبه_های_رضوی
هنوز حال و هوایی كه داشتم دارم
هنوز طبع گدایی كه داشتم دارم
برای گمشدگان یك چراغ روشن كن
نیاز به راهنمایی كه داشتم دارم
بساط شاه و گدا در كنار هم پهن است
كنار جای تو جایی كه داشتم دارم
همان گدای قدیمی كه داشتی داری
همان امام رضایی كه داشتم دارم
حرم نگو، عتبات است، تو حسین منی
هنوز كرب و بلایی كه داشتم دارم
🖋 #علی_اکبر_لطیفیان
#شعر_آیینی #امام_رضا
@virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از وحید یامین پور
مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
🔹دنیا لهو و لعب و بازی است، آن را بازی بدان و خوب بازی کن و از آن لذّت ببر تا خستگیات در رود و در امر آخرت شاداب و سر حال باشی و بتوانی رشد کنی.
🔹 دو گروه ضرر کردند:
یک گروه که دنیا را جدّی گرفتند و دائم حرص و غصّه خوردند و ظلم کردند و جِر زدند، که در نتیجه هم دنیایشان تلخ و مشقّتبار شد و هم آخرتشان را که نقطهی مقابل دنیاست به بازی گرفتند.
گروه دوم هم که تارک دنیا شدند و در بازی شرکت نکردند و چون خستگیشان را در بازی برطرف نکردند، در امر آخرت هم چندان رشدی نکردند و بهرهای نبردند.
🔹 آداب شرع، مقرّرات بازی دنیاست. وقتی خوب و با شادی بازی کردی، نماز و عبادتت هم قشنگ و زیبا میشود. مرتّب به خود بگویید کارهای دنیا درست میشود. آن را شوخی و بازی بگیرید؛ امّا خوب بازی کنید. اِنَّمَا الحَیوةُ الدُّنیا لَعِبٌ: زندگی دنیا منحصراً بازی است.
📚مصباح الهدی/ مهدی طیّب
🆔️ @yaminpour
⚫️ در سوگ آینه
امشب خبر کنید تمام قبیله را
بر شانه میبرند امام قبیله را
ای کاش میگرفت به جای تو دست مرگ
جان تمام قوم، تمام قبیله را
برگرد، ای بهار شکفتن! که سالهاست
سنجیدهایم با تو مقام قبیله را
بعد از تو، بعد رفتن تو، گرچه نابهجاست
باور نمیکنیم دوام قبیله را
تا انتهای جاده نماندی که بسپری
فردا به دست دوست، زمام قبیله را
ء
زخمیم، خنجر یمنی را بیاورید
زنجیرهای سینهزنی را بیاورید...
🖋 #محمد_کاظم_کاظمی
#امام_خمینی
@virtual_pilgrim_archive
✨ #سه_شنبه_ها_با_سعدی
فرخ صباح آن که تو بر وی نظر کنی
فیروز روز آن که تو بر وی گذر کنی
آزاد بندهای که بوَد در رکاب تو
خرم ولایتی که تو آنجا سفر کنی
دیگر نبات را نخرد مشتری به هیچ
یک بار اگر تبسم همچون شکر کنی
ای آفتاب روشن و ای سایهی همای
ما را نگاهی از تو تمام است اگر کنی
من با تو دوستی و وفا کم نمیکنم
چندان که دشمنی و جفا بیشتر کنی
مقدور من سریست که در پایت افکنم
گر زآن که التفات بدین مختصر کنی
عمریست تا به یاد تو شب روز میکنم
تو خفتهای که گوش به آه سحر کنی
دانی که رویم از همه عالم به روی توست
زنهار اگر تو روی به رویی دگر کنی
گفتی که دیر و زود به حالت نظر کنم
آری کنی چو بر سر خاکم گذر کنی
شرط است سعدیا که به میدان عشق دوست
خود را به پیش تیر ملامت سپر کنی
وز عقل بهترت سپری باید ای حکیم
تا از خدنگ غمزهی خوبان حذر کنی
🖋 #سعدی
@virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
مهربانی و دیگر هیچ
یا
چرا همه باید دستکم یک بار "دکتر هو" را ببینند
-بخش اول-
جنگجویان بیشماری از سیارهای دیگر به "گالیفری" حمله میکنند. جنگی عظیم و طولانی در میگیرد و سرانجام با نابودی تمام افراد هر دو طرف به پایان میرسد. مهاجمان، سیاره گالیفری و میلیاردها نفر ساکن آن از بین میروند. همه به جز یک نفر که با جعبه بزرگ آبیاش فرار میکند: "دکتر".
آخرین بازمانده از نژاد خود. تنها در میان وسعت بیپایان کهکشانها. اگر شما جای دکتر بودید چه میکردید؟ چه حسی به شما دست میداد؟ غرقگی در دریای بیکرانی از غم و اندوه؟ غربت تنهایی و انزوای ابدی؟ حتی شاید نفرت از تمام جهان و پاشیدن خشم خود بر تک تک موجودات درون آن؟ یا اصلا بیخیال شدن و قید همه چیز را زدن و به هیچ چیز اهمیت ندادن؟ شاید تمام اینها از ذهن دکتر نیز گذشته باشد. اما او چه تصمیمی میگیرد؟ با این بار سنگین غصه و درد چه میکند؟ آن را محکم درون خود نگه میدارد و میگوید: تا من هستم، هیچ کس دیگری نباید چنین حسی پیدا کند.
دکتر رنجکشیدهترین شخصیت تاریخ است. کدام شخصیت سینمایی یا تلویزیونی را سراغ دارید که فقدانی به بزرگی او تجربه کرده باشد؟ اما همین شخصیت تبدیل به مهربانترین فرد میشود. چرا؟ شاید چون حالا درک میکند که ارزش مهربانی در این زندگی از هر چیزی بالاتر است. شاید چون تنها زمانی که واقعا همه چیز را از دست بدهی، به ارزش آن پی میبری. و دکتر میداند که حتی کوچکترین چیزها چقدر ارزشمند هستند.
دکتر در تمام جهان میگردد و هر کسی به کمکش نیاز داشته باشد، از او دریغ نمیکند؛ حتی در سختترین لحظات، "بدون امید، بدون شاهد، بدون پاداش." او میتواند بزرگترین درس را به ما بدهد. با تمام سختیهایی که چشیده، دردهایی که تحمل کرده و بدیهایی که دیده، هنوز هم مشعل تابناکی از خوبیهاست که هیچ کس را به حال خود رها نمیکند. به قول یکی از همراهانش: آن همه رنج و سختی و تنهایی، فقط باعث شد او مهربانتر شود.
#سریال #دکتر_هو
کشکول ناظر
مهربانی و دیگر هیچ
یا
چرا همه باید دستکم یک بار "دکتر هو" را ببینند
-بخش دوم-
دکتر: من قهرمان نیستم.
رابین هود: خب، من هم نیستم. اما اگر هر دو تظاهر به قهرمان بودن را ادامه دهیم، شاید دیگران به تأسی از ما قهرمان شوند. شاید ما هر دو تبدیل به قصه شویم.
این جمله، بله همین جمله از یک عیّار قرون وسطایی خطاب به یک فضایی مسافر زمان، شاید بهترین بیان باشد از تمام آنچه من در قلب سریال دکتر هو میبینم. شخصیتی خیالی که همیشه نقش قهرمان را بازی میکند، تا اهمیت قهرمان بودن را به ما یادآوری کند. چرا که قهرمان بودن، در عمیقترین لایههای خود، سلاح به دست گرفتن و جنگیدن با هیولاها نیست؛ بلکه فقط یک انتخاب کوچک است: آیا میتوانیم نسبت به دیگران مهربان باشیم؟
ما انسانها میتوانیم به راحتی مهربان بودن و اهمیتش را فراموش کنیم! هنگام یک مشکل کوچک، پیش آمدن خطری شخصی در پایینترین سطح، چیره شدن خشم یا ترس یا هر احساس دیگر بر وجود ما... دکتر آمده است تا صرفا با حضور خود به یاد ما بیاورد؛ چرا که حتی نام او، همانطور که خودش میگوید، یک پیمان است: اینکه هرگز سنگدل یا بزدل نباشد.
چرا دکتر چنین شخصیتی دارد؟ شاید اگر ما هم یک روز همه چیزمان را از دست میدادیم - هر کسی که دوستش داریم، هر کسی که با او دشمنیم، هر کسی که حتی او را نمیشناسیم، هر چیزی که در تمام عمرمان دیدهایم و داشتهایم و نداشتهایم - شاید ما هم آن روز درک کنیم زندگی کوتاهتر از آن است که بخواهيم با زشتیِ مهربان نبودن، آن را هدر دهیم. حتی دکتر که زمان از دست دادن همه چیز خود، هشتصد سالش بود و اکنون بیش از دو هزار سال سن دارد، این کوتاهی را به خوبی میفهمد؛ حتی شاید بهتر از ما.
قهرمان بودن کار سختی است، نه به خاطر اینکه ممکن است آسیبی به ما برسد. سخت است، به این دلیل که برای قهرمان بودن باید هر حسی را که دیگران را کنار میزند و خودمان را مقدم میکند، مهار کنیم. حسی مثل غرور، نفرت، خشم، و یا مثل ترس. یکی از همراهان دکتر وقتی به دوران کودکی او سفر کرد چه زیبا به او گفت: اگر خیلی عاقل باشی، و اگر ارادهای قوی داشته باشی، ترس لازم نیست تو را سنگدل یا بزدل کند. ترس میتواند تو را مهربان کند.
#سریال #دکتر_هو
🟢 الحمدلله الذی جعلنا من المتمسّکین بولاية أميرالمؤمنين على بن أبىطالب
#غدیر
چو شهر علم نبی گشت، در علی بشود
بدا به حال هر آنکس که بر علی بشود
غدیر صحنهی اوج ولایت است ببین
پیمبر آمده از هر نظر علی بشود
خدا شود به خداوند اگر که یک پله
از این که هست علی بیشتر علی بشود
چه محشری شده برپا به روی بار شتر
حساب کن که نبی ضرب در علی بشود
در این معادله اصلا درست هم این است
خبررسان که نبی شد خبر علی بشود
نه این که نام علی حافظ ابوالبشر است
قرار بود دعای سفر علی بشود
تبر به دست اگر بتشکن شد ابراهیم
نبیست بتشکن اما تبر علی بشود
چه در غدیر، چه در خیبر و چه در محشر
قرار هست فقط یک نفر علی بشود
به غیر فاطمه، آن هم نه در تمام جهات
نمیشود که کسی اینقدر علی بشود
فقط برای حسین است این فضیلت که
پدر علی و هرآنچه پسر علی بشود
چه در زمان نبی و چه در دل محراب
همیشه باعث شقالقمر علی بشود
🖋 #مهدی_رحیمی
#شعر_آیینی #امام_علی #عید_غدیر
@virtual_pilgrim_archive