eitaa logo
کشکول ناظر
89 دنبال‌کننده
178 عکس
25 ویدیو
2 فایل
《اشعار و نوشته‌های گاه و بیگاه آرش محبوب زاده》 راهنمای مطالب کانال سنجاق شده است. در هر شبکه‌ی اجتماعی که حضور داشته باشم، می‌توانید مرا با این نام کاربری پیدا کنید: @virtual_pilgrim
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کشکول ناظر
⚫️ اراده کن که جهانی به شوق راه بیفتد به سینه‌ی همه آن شور دل‌بخواه بیفتد پیاده‌ها همه پا در رکاب عشق تو باشند و سایه‌ی عَلَمت بر سر سپاه بیفتد بجوشد از دل سنگش هزار چشمه‌ی زمزم نگاهتان که به هر خاک روسیاه بیفتد کسی که روضه به روضه شکست پای غم تو چطور باز در اندیشه‌ی گناه بیفتد؟ عجیب نیست که در گیر و دار حنجر و خنجر گذار این همه عاشق به قتلگاه بیفتد زمان، زمان غریبی عشق نیست؛ مبادا دوباره لشکر دشمن به اشتباه بیفتد! 🖋 @virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از کشکول ناظر
⚫️ بر مرکب اسارت بی‌پایان رفتیم سوی غربت بی‌پایان ما را کشانده در دل صحراها زنجیری از قساوت بی‌پایان رحمی ندیده‌ایم؛ ولو بودیم عمری دلیل رحمت بی‌پایان هی پشت هم تمسخر طعن‌آمیز هی پشت هم جسارت بی‌پایان لعنت به مذهبی که چنین رانده ما را به چوب بدعت بی‌پایان ء اما میان کاخ نشان دادم رویی از آن شجاعت بی‌پایان تاریخ شاهد است به پا کردم با خطبه‌ام قیامت بی‌پایان 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
یه نفر توی بهخوان ازم خواسته بود که فانتزی خوب ایرانی معرفی کنم. من در جواب نوشته بودم "فانتزی خوب ایرانی" نداریم؛ ولی به علت کم‌حوصلگی همیشگی، توضیح ندادم. اخیرا دیدم کسی برای کامنت من یه جواب نوشته، و خب تصمیم گرفتم این بار توضیح نسبتا کامل‌تری از منظورم ارائه بدم. بعدش دیدم که خب حیفه فقط همونجا بمونه، و گفتم شما هم بهره‌مند بشید! 😁 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
بار فراق بستم و جز پای خویش را کردم وداع جمله‌ی اعضای خویش را
نرسد اگر به علی کسی به کجا رود؟ به کجا رسد؟ به خدا قسم که اگر کسی به علی رسد، به خدا رسد
42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از خاطرات قشنگی که از اربعین امسال واسه‌م به یادگار موند، شنیدن این نوحه زیبا بود؛ اول در حرم امیرالمؤمنین و بعد، چند مرتبه در طریق کربلا.
کشکول ناظر
بیش از یک ماهه از قم دورم و دلم اونقدر تنگه که نگو! 🥲
روی شعر جدیدی که دارم می‌نویسم هم تاثیر گذاشته! 😅
🤷🏻‍♂ در اینکه دلالی مواد مخدر جرمه و مجرم باید مجازات بشه ذره‌ای تردید نیست؛ ولی هیچ جوره تو کتم نمیره به دلال بگن حالا که تو به فلانی مواد فروختی و فلانی از مصرف مواد مرده، پس مرگش تقصیر تو بوده! خب فلانی خودش عقل نداشت؟! نمی‌فهمید نباید مصرف کنه یا دست‌کم به اندازه مصرف کنه؟! @virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
🤷🏻‍♂ #بی_مناسبت در اینکه دلالی مواد مخدر جرمه و مجرم باید مجازات بشه ذره‌ای تردید نیست؛ ولی هیچ جور
چند ماه پیش می‌خواستم مطلبی بنویسم درمورد تفاوت علم اخلاق و فلسفه اخلاق. این قضیه هم یه جورایی به اون مربوط میشه. ان‌شاءالله کمی فرصت پیدا کنم و از مریضی‌های پسا اربعینی بگذرم، می‌نویسم! 😅 پی‌نوشت: نمی‌دونم گفته بودم یا نه، ولی یه مطلب هم درمورد "تندخوانی" و دکانی که یه عده با این کالای بی ارزش و مسخره باز کردن می‌خواستم بنویسم که اونم مونده طلبتون! 😅
📖 "آگِلمار" رو به "موارِین" کرد: 《عذر می‌خواهم آیزسدای، ولی باید به این مسئله رسیدگی کنم. شاید او فقط یک بدبخت قابل ترحم باشد که نور ذهنش را کور کرده، ولی... دو روز پیش، پنج نفر از مردم خودمان را در شب یافتند که سعی داشتند لولاهای یک دروازه مخصوص ورود اسب‌ها را اره کنند. چندان بزرگ نبود، ولی برای ورود ترالُک‌ها کافی بود.》 و چهره در هم کشید: 《به گمانم دوستان تاریکی بودند، هرچند متنفرم از اینکه فکر کنم هیچ‌کدام از اهالی شاینار دوست تاریکی باشند. قبل از اینکه نگهبانان بتوانند آن‌ها را دستگیر کنند، مردم تکه پاره شان کردند. بنابراین هیچ‌گاه نخواهم فهمید که بودند. اگر مردم شاینار می‌توانند دوست تاریکی بشوند، این روزها باید خیلی بیشتر مراقب خارجی‌ها باشیم. اگر میل دارید استراحت کنید. دستور خواهم داد شما را به اتاق‌هایتان راهنمایی کنند.》 موارِین گفت: 《دوستان تاریکی مرز و نژاد نمی‌شناسند. آن‌ها در هر سرزمینی یافت می‌شوند و متعلق به هیچ سرزمینی هم نیستند.》 📚 مجموعه "چرخ زمان" 📕 جلد اول: چشم جهان، بخش دوم: ورود به مرگ‌زار، فصل ۴۶: فال‌دارا ✒️ نویسنده: رابرت جردن 🖊 مترجم: بهرنگ مافی 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive