کشکول ناظر
⚫️ بسم رب الحسین اخیرا تعدادی از اشعار خیلی قدیمیم رو پیدا کردم که بیشترشون مربوط به دوران نوجوانی
و آخرین برگ از دفتر اشعار قدیمی متناسب با این ایام:
کمکم بساط ماتمتان جمع میشود
بیتابی محرمتان جمع میشود
این گونهها به اشک عزا خو گرفته بود
حیف است روضهی غمتان جمع میشود
افسوس میخورد دلِ چون شب سیاهِ من
طبل سفید ماتمتان جمع میشود
یک چلّه مست مشک اباالفضل بودهایم
این ساغر دمادمتان جمع میشود
یادم نمیرود که تو من را صدا زدی
وقتی بساط ماتمتان جمع میشود
ء
ما را هم اربعین به هوای حرم ببر...
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#شعر_قدیمی
#شعر_آیینی #محرم #اربعین #امام_حسین
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از مناهج 🇵🇸🇮🇷
🌀 زن موفقی که غرب معرفی میکند!!
🖋 بهاره درویشی؛ طلبه و روانشناس
#یادداشت_مهمان
♨️ تصویری که این روزها رسانههای فارسی زبان غربی در آن سوی مرزها و جماعت غربگرا در این سو، نماد و اسوهی تمام عیار یک زن موفق از نوع ایرانیاش در بوق و کرنا کرده و برای دمیدن در آتش جنبش «ززآ» قند در دل دختر و زن ایرانی آب میکنند این است که تنها غرب میتواند نجاتبخش هویت زن ایرانی باشد.
📌 متن کامل یادداشت در فرستهی بعد👇🏻
https://eitaa.com/manahejj/6919
#الگوی_غربی_زن
#زنان
#دختران
@Manahejj
هدایت شده از مناهج 🇵🇸🇮🇷
🌀 زن موفقی که غرب معرفی میکند!!
🖋 بهاره درویشی؛ طلبه و روانشناس
#یادداشت_مهمان
🔸 همسری فداکار، مادری مهربان، زنی فعال در عرصه فرهنگی اجتماعی سیاسی علمی و ...؛
خلاصه جمع بین همه موفقیتهای احسن که یک زن ایرانی مسلمان میتواند داشته باشد، در دسترس دختران و زنان این سرزمین قرار دارد.
‼️ اما تصویری که این روزها رسانههای فارسی زبان غربی در آن سوی مرزها و جماعت غربگرا در این سو، نماد و اسوهی تمام عیار یک زن موفق از نوع ایرانیاش در بوق و کرنا کرده و برای دمیدن در آتش جنبش «ززآ» قند در دل دختر و زن ایرانی آب میکنند این است که تنها غرب میتواند نجاتبخش هویت زن ایرانی باشد.
🔺 از شما چه پنهان سیاست این رسانهها همواره کشیدن دست نوازش شیطانی با دستکش مخملین بر روی قلب و احساسات جوانان و دخترکان و زنان ایرانی بوده و هست؛ تا آنجا که آنچنان چراغ عقل را کور میکنند که حتی به مخیلهات هم خطور نخواهد کرد که این زن / مادر مثلاً ایرانی که در تصویر فوق به عنوان نماد معرفی میشود نه تنها زادگاهش ایران نیست که حتی ثانیهای در ایران زیست نداشته و حتی همچون والدینش پس از مهاجرت نه تنها بر دین خود نمانده که تغییر دین به مسیحیت داده و آنچنان در عرصه نظامی و پرتاب بمبهایش از فراز آسمان بر سر دختران و زنان و مادران مظلوم افغانستانی به خوبی انجام وظیفه کرده است که به بیان روزنامه نیویورکر لقب «آرواره» رابه خود اختصاص داده است.
🔻 بله آنچنان چراغ عقل را کور میکنند که حتی به این حقیقت پی نبریم که در نظام سلطه برای فضانورد شدن دو راه وجود دارد که یکی تحصیل در دانشگاه و دومی خلبانی در بالاترین رده ارتش! که بنا بر مصاحبهها این زن به دلیل راحتی، مسیر دوم را جهت پا گذاشتن در فضا برگزیده که اکثر فضانوردان نیز از خلبانان جنگی هستند و این سیاست ناسا در برنامههای نظامیاش است که فضانوردان را از تفنگداران و درجهداران ارتش انتخاب میکند. در صورتی که تصور خام عمومی این است که فضانوردان تنها از کرسیهای علمی آکادمیک راهی فضا میشوند!!
♨️ و حالا این همه برهان و خوش رقصی برای نظام سلطه آیا کافی نیست تا با بمباران رسانهای به دختر و زن ایرانی بقبولانند که این همسر و مادر با لبخند زهرآگینش با سطوح بالای اجتماعی باید الگویی باشد؛ که اگر در این روزها که قصد زنده کردن اغتشاشات سال گذشته را دارند.
حال آنکه زندگی یاسمن مقبلی ابرزن پوشالی این روزها با اقدامات بدور از عاطفه زنانه و مادرانه او را اگر جامعه زنان و دختران ما بشناسند به اهداف شوم رسانهای پی میبرند و متوجه نتیجه این بمباران رسانهای خواهند شد که بهای این مسیر به اصطلاح موفقیتآمیز و غرورآفرین در مهد دموکراتیک و آزادی را چه کودکان و زنان و مادران مظلوم اما بیخبری پرداختهاند.
#الگوی_غربی_زن
#زنان
#دختران
@Manahejj
⚫️ #اربعین
اراده کن که جهانی به شوق راه بیفتد
به سینهی همه آن شور دلبخواه بیفتد
پیادهها همه پا در رکاب عشق تو باشند
و سایهی عَلَمت بر سر سپاه بیفتد
بجوشد از دل سنگش هزار چشمهی زمزم
نگاهتان که به هر خاک روسیاه بیفتد
کسی که روضه به روضه شکست پای غم تو
چطور باز در اندیشهی گناه بیفتد؟
عجیب نیست که در گیر و دار حنجر و خنجر
گذار این همه عاشق به قتلگاه بیفتد
زمان، زمان غریبی عشق نیست؛ مبادا
دوباره لشکر دشمن به اشتباه بیفتد!
🖋 #فاطمه_عارف_نژاد
#شعر_آیینی #امام_حسین
@virtual_pilgrim_archive
⚫️ #اربعین
نشد که پر بزنم عشق آن حوالی را
ببخش بر من مسکین شکستهبالی را
نشد که پای پیاده به درگهت برسم
و تحفه آورم این دستهای خالی را
منی که چلّهنشین غم توام مولا
نشد که همدل و همره شوم موالی را
نشد عراقِ غمت را بگریم از دل و جان
بدل به آه کنم این شکستهحالی را
دوباره چشمهی جانبخش اربعین جوشید
نشد که درک کنم حال آن زلالی را
بگو بگو «به کدامین دعات خواهم یافت»؟
بگو کجا برم این حسرت سؤالی را؟
ببار حضرت باران به شورهزار دلم
ببر ز سینهی من داغ خشکسالی را
چکید قطرهی اشکی و از غم تو سرود
قبول کن ز من این شعر ارتجالی را
🖋 #سعید_سلمان_پور
#شعر_آیینی #امام_حسین
@virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از آفتابگردانها
#ویژهنامه_محرم_و_صفر
به سمت شط برو، یک مشک شعر ناب بیاور
برو برای غزلهای تشنه، آب بیاور
چقدر گَرد نشستهست روی گُردهٔ تاریخ
برو سکون جهان را به پیچ و تاب بیاور
برای کودک من نه، برای عالم و آدم
برو فرات، دعاهای مستجاب بیاور
همیشه عطر تو باید در این دیار بماند
به آب علقمه دستی بزن، گلاب بیاور
بجنگ ای همه حق در مقابل همه باطل
به هرچه خیر، ثواب و به شر عقاب بیاور
جهان شب است برادر! به روی نیزه بتاب و
برای این شب تاریک ماهتاب بیاور
اگرچه روی زمین ریخت قطره قطرهٔ این آب
تو چشمه چشمه به سرداب، آب ناب بیاور
#رضا_حاجحسینی
@Aftabgardan_ha
⚫️ السلام علیک یا غریب الغرباء
《از دل اباالصلت》
اینکه عبا بر دوش یا بر روی سر باشد
شاید فقط یک اختلاف بیثمر باشد
حالا چه فرقی میکند؟ مولا خبر دارد-
مهمانی مأمون اگر با قصد شر باشد
حتی اگر در جام، جای شهد، سم باشد
باید خود مولا از این سِر باخبر باشد
آن سینه که صندوق اسم اعظم حق است
انگار قسمت نیست یک دم بیشرر باشد
در باز شد، مولا گذشت از پیش من، تا با-
سوز جگر در انتظار یک پسر باشد...
ء
انگار در هر عصر، باید هر عزیزی که
نامش علی بود از همه مظلومتر باشد
ء
وقت وداع با حرم، در آن شب آخر
خوب است روضه، کنج صحن قدس اگر باشد
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#شعر_قدیمی
#امام_رضا
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
غُر میزنم، پس هستم!
در هر جامعهای بعضی از کارها یا رفتارها برای مردم آن تبدیل به عادت جمعی میشود. مثلا درمورد ژاپنیها میگویند عادت آنها این است که بسیار زیاد و سنگین کار میکنند و اوقات فراغت چندانی به خود اختصاص نمیدهند؛ یا درمورد فرانسویها برعکس آن میگویند که اهل خوشگذرانی هستند و فقط به اندازهای کار میکنند که هزینهی خوشگذرانیشان تأمین شود. متأسفانه یکی از چیزهایی که برای ما ایرانیها تبدیل به یک عادت جمعی شده، غُر زدن است؛ آن هم نسبت به هر چیز و هر اتفاقی. یک نمونهی آن را در همین ماجرای آمدن #رونالدو به ایران شاهد هستیم.
عدهای از استقبال آنچنانی برای این فوتبالیست اشکال میگیرند و در همین حال عدهی دیگری میگویند که مثلا چرا برای پذیرایی فقط یک موز و یک بطری آب جلوی او گذاشته شده! و به یقین میتوان گفت بسیاری از کسانی که سنگینی این استقبال ناراحتشان کرده، کافی بود کمی سطح استقبال پایینتر باشد تا صدایشان در بیاید که: آبرویمان را بردید و جلوی بازیکن مشهور بینالمللی، جلوهی فقیرانه و بدی از ایران به نمایش گذاشتید!
ذکر این مورد فقط به عنوان یک مثال بود و به هیچ وجه قصد تأیید یا رد کارهایی را که در این استقبال انجام شده ندارم، و مثالهای دیگری نیز از این مسئله که ذکر کردم (عادت غر زنی) در ذهن دارم که از اشاره به آن میگذرم. حرف اصلی این است: آیا واقعا به خاطر خود اتفاقی که افتاده آن را نقد و تخطئه میکنیم، یا عادت کردهایم از هر اتفاقی که میافتد اشکالی پیدا کنیم (یا بتراشیم) و به خاطرش غر بزنیم؟
#یادداشت
📓 کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده