eitaa logo
کشکول ناظر
89 دنبال‌کننده
178 عکس
25 ویدیو
2 فایل
《اشعار و نوشته‌های گاه و بیگاه آرش محبوب زاده》 راهنمای مطالب کانال سنجاق شده است. در هر شبکه‌ی اجتماعی که حضور داشته باشم، می‌توانید مرا با این نام کاربری پیدا کنید: @virtual_pilgrim
مشاهده در ایتا
دانلود
Hossein Sotode_Hossein Sotode - Age To Bekhaay - 128 - mahanmusic.net.mp3
زمان: حجم: 5.7M
اگه تو بخوای آرومم کنی می‌تونی حسین یه شبی حرم مهمونم کنی می‌تونی حسین...
کشکول ناظر
چند روزه که دوست دارم مطلب خاصی در باب مقوله "ادای احترام" (Tribute) در دنیای هنر بنویسم. امروز خواس
تندخوانی؛ پروپاگاندای مضحک مدرنیته سال گذشته برای یکی از دوستان بلیت قطار گرفته بودم که با هم از قم به اهواز برویم. (از قضا ایشان یکی از اولین کسانی بود که به من لطف داشت و در کانالم عضو شد.) در طول مسیر، به جای اینکه اجازه دهد مطالعه کنم یا خودش مشغول مطالعه شود، دقایق و بلکه ساعاتی طولانی را صرف این کرد که برایم از فواید و برکات بگوید و مرا مجاب کند تا در آن قبیل برنامه‌ها شرکت کنم. طبق سیره همیشگی‌ام که حوصله بحث‌های فرسایشی و بیهوده را ندارم، به یک پوزخند اکتفا کردم و گفتم من اهل این قرتی‌بازی‌ها نیستم! البته ایشان اولین یا آخرین کسی نبود که سعی داشت مرا به این وادی بکشاند. تندخوانی و تبلیغات آن، امروزه تقریبا به طور مرتب گریبان (بلکه پاچه!) همه را می‌گیرد و به همه حمله‌ور می‌شود. به همین دلیل تصمیم گرفتم بالاخره ملاحظه را کنار بگذارم و‌ نظرم را در این باره بگویم. داعیه‌داران تندخوانی ادعا می‌کنند این روش و تکنیک‌هایش باعث صرفه‌جویی در زمان و افزایش سرعت مطالعه مفید می‌شود؛ اما باور من دقیقا برعکس این است. به نظر من همین رفتن به دنبال کلاس‌ها و همایش‌ها و تکنیک‌ها، خود عامل اتلاف وقت انسان خواهد بود. مبلغان تندخوانی از شما می‌خواهند وقت و سرمایه‌تان را پای عده‌ای آدمِ مغرورِ اتوکشیده‌ی پرطمطراق بریزید تا بعد از اینکه به شما تلقین کنند چقدر ضعف و نقص دارید، شما را متقاعد کنند کاری را که آن‌ها می‌گویند انجام دهید تا بتوانید مثلا مطالعه یک ساعته را در ۱۵ دقیقه انجام دهید. خب، ۴۵ دقیقه‌ای که با روش هوشمندانه این حضرات از مطالعه‌تان کم کردید صرف چه چیزی می‌شود؟ صرف بسته‌ها و همایش‌ها و سخنرانی‌های بیشتر؟ صرف کارهای روزمره بیهوده؟ صرف چیزی غیر از مطالعه؟ اصلا فرض کنیم همان ۴۵ دقیقه اضافه هم صرف مطالعه شده و شما مثلا به جای ۳۰ صفحه، ۷۰ صفحه خواندید. دست مریزاد! چقدر جلو افتادید! اما یک سوال: توانستید به اندازه همان ۳۰ صفحه، از این ۷۰ صفحه لذت ببرید؟ توانستید چشمان خود را ببندید و منظره‌ای را که در داستان توصیف شده، در ذهن خود تا ریزترین جزئیات تصور کنید و در آن غرق شوید؟ توانستید به چیزی که خوانده‌اید، فکر کنید و جای استفاده‌ای از آن در زندگی خود پیدا کنید؟ توانستید از خودتان چیزی به آن اضافه کنید؟ دنیای مدرن پلشتی‌های زیادی دارد؛ از جمله اینکه موفقیت و پیشرفت را فقط با کمیت اندازه‌گیری می‌کند. همین‌که ۳۰ صفحه مطالعه شما به ۷۰ صفحه برسد، برچسب موفقیت روی آن می‌زنند و کسی که با خواندن آن ۳۰ صفحه، بیشتر از ۷۰ صفحه‌ی شما لذت برده و استفاده کرده، ناموفق و عقب‌مانده محسوب می‌شود! چون دنیای مدرن دیگر به روح داشتن زندگی و کارهایی که می‌کنیم اعتقاد ندارد. دنیای مدرن، سر انسان را با حرف‌های بیهوده و همایش‌های افاده‌ای و کارهای بی روح گرم می‌کند و سپس آنگاه که انسان، زمان کافی برای آنچه واقعا مهم است نداشته باشد، باز با ترفندهای کثیف خود او را فریب می‌دهد تا با رضایتی کاذب روی عقب‌ماندگی حقیقی و درونی او را بپوشاند. شما به تندخوانی نیازی ندارید. شما نیاز دارید کمی سرعت خود و زندگی بی رحم معاصر را کم کنید، به درون خودتان نگاهی عمیق بیندازید و آنچه را که واقعا برای شما خوب است بیابید. هیچ آدمِ کت‌وشلوارپوشِ ازخودراضیِ نادانی حق ندارد به شما بگوید چون موقع مطالعه زمزمه می‌کنید و لب‌هایتان را تکان می‌دهید و ذهنی نمی‌خوانید، پس خواندنتان اشتباه است. هیچکس حق ندارد به شما بگوید اگر در یک ساعت ۳۰ صفحه کتاب می‌خوانید نه ۷۰ صفحه، پس حتما مشکلی دارید و از قافله عقب مانده‌اید. قافله‌ای که بدون فرصت اندیشیدن و خودشناسی، سرش را پایین انداخته و فقط پایش را روی خطی که دیگران ترسیم کرده‌اند می‌کشد و می‌دود، همان بهتر که انسان عمیق و معناخواه از آن جا بماند و راه خودش را برود. امیدوارم توانسته باشم منظورم را از عنوان این نوشته شفاف کنم. تندخوانی، پروپاگاندای مضحک جهان مدرن است که سعی دارد انسانی را که از عمق معنا تهی کرده، با سرعت بیشتر به چوب سطحی‌گری خود براند تا آن انسان متوجه نشود چه چیز مهمی را فراموش کرده است. به قول فریس بولر: 《زندگی خیلی سریع حرکت می‌کند. اگر گهگاه متوقف نشوی تا نگاهی به اطراف بیندازی، ممکن است آن را از دست بدهی.》 پانوشت: دوست عزیزی که ابتدای متن به ایشان اشاره کردم، انسان بسیار فاضل و شریفی است و خدای نکرده به هیچ عنوان قصد جسارت به ایشان را ندارم. فقط از آن خاطره استفاده کردم تا وارد مطلب خودم بشوم. 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
🟡 چقدر صورت در آینه‌ست پیرتر از من برای دیدن رویت بهانه‌گیرتر از من مگر تو گوش کنی، آینه شبیه به سنگی‌ست که از شنیدن این شِکوِه‌هاست سیرتر از من به ارتفاع تو و گنبدت قسم، که نیامد به خاکساری تو هیچ‌کس حقیرتر از من مقام نیست در این کهکشان رفیع‌تر از تو پرنده نیست در این آسمان اسیرتر از من مرا مگیر به آلودگی و سربه‌هوایی که نیست در حرمت شرم سربه‌زیرتر از من دوباره معجزۀ شوق را ببین که چگونه رسیده باد به پابوسی تو دیرتر از من در آستان محبت خلافِ قاعده عُرف است که من رهاترم از باد و او اسیرتر از من رسیده‌ام من و سر تا قدم شکست و نیازم نباش منتظر زائری فقیرتر از من ببار بر منِ جان‌تشنه، ای لطافتِ مطلق که نیست زیر هزار آسمان کویرتر از من.. مؤدّبانه‌ترین شکل عرضِ حال، سکوت است که اشک حال مرا گفته دلپذیرتر از من 🖋 @virtual_pilgrim_archive
چین، اولین کشوری که فعالیت غیرتخصصی بلاگرها را محدود کرد 🔷از ۲۵ اکتبر در چین، تولید محتوای مرتبط با پزشکی، حقوق، آموزش و امور مالی فقط برای افرادی مجاز است که مدرک یا مجوز رسمی در همان حوزه دارند. 🔷اداره‌ی فضای سایبری چین می‌گوید هدف، جلوگیری از انتشار اطلاعات نادرست است. 🔷تبلیغات پزشکی و سلامت‌محور نیز ممنوع شده است. نیروگاه ❤️ تپنده قم @nirugahtimes
هدایت شده از حاجیاما
🔶 آواتار 🔹کتاب اول در میان بیننده های جدی و طرفداران صنعت سرگرمی جمله معروفی وجود دارد: «نوستالژی، آثار را نجات می دهد.» مهم نیست اثر واقعا چقدر مزخرف باشد؛ همین که سی سال از پخش و ساختش گذشته باشد باعث می‌شود که ملت به به و چه چه‌‌اش کنند.( نمونه اش سریال ستایش خودمان!) آواتار اما، چه همان سال ۲۰۰۵ و چه الان که مخاطبین جدید سراغش می روند؛ نظرات مثبتش با اختلاف زیادی به منفی ها می چربد. درمیان هنرهای بسیاری که فصل اول در خودش دارد؛ دو هنر توجه ام را جلب کرد. یکی از هنرها، توانایی ایجاد گگ استوری با فاصله درست از داستان اصلی است. فصل اول در انیمیشن های اینچنینی از آن جا که عهده دار پایه گذاری شخصیت ها و جهان سازی است؛ باید داستان های فرعی اش فاصله نسبتا زیادی با خط اصلی داشته باشند و طبیعتا نسبت به فصل های بعد، تمپوی آهسته تری دارد و انیمیشن آواتار واقعا در این موضوع گل کاشته است. دومی اش هم پایه گذاری درست شخصیت ها است. در فصل اول، معمول شخصیت ها (به جز یکی، دوتا پیر دانا) باید خام باشند تا بتوانند در فصل های بعد رشد کنند. در کتاب اول، آنگ بیش از حد بازیگوش است؛ زوکو به شدت خشمگین است؛ کاتارا زود احساساتی می شود و ساکا نمی‌تواند جلوی حماقت هایش را بگیرد. شخصیت های فصل اول تک بعدی هستند تا بعدا در فصل های بعدی لایه های جدیدی پیدا کنند و پیچیده تر شوند. فصل اول آواتار، طرح بی نقص چگونگی ساخت یک فصل اول انیمیشن است. کاش مسلمان ها این کار را می ساختند! https://eitaa.com/hajiyama
هدایت شده از کشکول ناظر
⚫️ السلام علیکِ أيتها الصديقة الشهيدة هفتاد و پنج روز، چه سنگین و پر عذاب هفتاد و پنج روز، غروب دو آفتاب هفتاد و پنج روز، شبانه یکی یکی بر درب خانه‌ها زد و نشنید یک جواب هفتاد و پنج روز - بمیرم - چه می‌کشید؟ این بانوی جوان جگرش سوخت، شد کباب هفتاد و پنج روز پس از مرشد طریق هفتاد و پنج روز غریبیِ بی‌حساب هفتاد و پنج روز چه بگذشت بر علی؟ هفتاد و پنج روز شد آرامشش سراب خواب حسن به خاطر سیلی هنوز هم شب‌ها پر است از غم و تشویش و التهاب یا صاحب الزمان چه گذشت آن زمان به تو کز دل کشید ناله گل یاس بوتراب؟ 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
واقعا آیینی‌سرای خوبی نیست. چند تا شعر آیینی که ازش خوندم مشکلات جدی داشتن. همین امروز یه غزل خوندم که تقریبا به هر بیتش دست‌کم یه اشکال وارد بود ولی بیت آخر نسبتا بیت خوبیه: ‌ تو درد و روضه نیستی تو راز آفرینشی تو را زدند کافران، پرت شود حواس‌ها
هدایت شده از کشکول ناظر
قرار بود که عمری قرار هم باشیم که بی‌قرار هم و غمگسار هم باشیم اگر زمین و زمان هم به هم بریزد باز من و تو تا به ابد در مدار هم باشیم اگر تمام جهان دشمنی کند با ما من و تو یار هم و جان‌نثار هم باشیم کنون بیا که بگرییم بر غریبی هم غریبه نیست، بیا سوگوار هم باشیم در این دیار اگر خشکسالی آمده است خوشا من و تو که ابر بهار هم باشیم نگفتی‌ام ز چه خون گریه می‌کند دیوار مگر قرار نشد رازدار هم باشیم؟ نگفتی‌ام ز چه رو رو گرفته‌ای از من مگر چه شد که چنین شرمسار هم باشیم؟ به دست خسته‌ی تو دست بسته‌ام نرسید نشد که مثل همیشه کنار هم باشیم شکسته است دلم مثل پهلویت آری شکسته‌ایم که آیینه‌دار هم باشیم 🖋 @virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از وحید یامین پور
◾️خواندن کتاب‌های حجیم و متن‌های بلند چه ضرورتی دارد؟ مهارت بلندخوانی ذاتی نیست و باید آموخته شود. ماریان ولف پژوهشگر سواد آموزی، نشان داده است که پرورش توانایی خواندن متنهای بلند واقعاً ذهن را دگرگون میکند؛ مغز را از نو سیم کشی میکند، دایره واژگان را گسترش میدهد، فعالیت ذهنی را به نیمکره چپ که تحلیلی تر است می‌برد و توان تمرکز استدلال خطی و تفکر عمیق را صیقل می‌دهد. آنها که توان اندیشیدن بلندمدت را از دست داده‌اند قبیله‌ای‌تر و غیرعقلانی‌تر می‌شوند به واقعیتها و حتی رویدادهای تاریخی بی اعتنا، متکی به حس و حال به جای استدلال و آماده پذیرش ایده‌های خیال‌انگیز و نظریه‌های توطئه. برای عملگرایان زیرک این وضعیت فرصت تازه‌ای برای فساد است. الیگارشهایی که میخواهند سیاست را به سود خود شکل دهند می‌دانند بیشتر مردم حوصله مسائل فنی و خسته کننده را ندارند. امروز اکثریت نه بررسی دقیق بلکه یک ویدئوی کوتاه برای تحقیر "طرف مقابل" می‌خواهد. 🔺️از مقاله‌ی "تفکر دارد به کالایی لوکس تبدیل می‌شود" از تازه‌ترین شماره‌ی مجله‌ی "ترجمان" https://ble.ir/tarjomaan/7008272013682408839/1762409526367 ➕️ @Yaminpour
نسخه‌ای رو که از نظر نویسنده و من نهایی شده بود، اواخر تابستان ۱۴۰۳ به انتشارات تحویل دادیم. بخشی از تاخیر به خاطر حساسیت ناشر روی منابع داستان‌ها و یک سری مسائل محتوایی بود، بخشی به خاطر تصویرگری و احتمالا بخشی هم به خاطر چیزهایی که ازشون خبر ندارم! ولی بالاخره دیروز صبح خبر چاپش بهم رسید و خیلی خوشحال شدم. کتاب از شش داستان تشکیل شده که هر کدوم یک داستان دیگه در دل خودشون دارن؛ به این شکل که یکی از اهل بیت علیهم‌السلام ماجرایی واسه‌شون پیش میاد و داستان از این طریق به ماجرای یکی از پیامبران گذشته (یا اشخاصی مرتبط با اون‌ها) منتقل میشه. طبیعتا زحمت اصلی به دوش نویسنده گرامی یعنی سرکار خانم بود که مایه افتخار ما خوزستانی‌ها هستن. بنده هم کار ویراستاری داستانی رو انجام دادم؛ یعنی داستان‌ها رو خوندم و نظراتم رو درمورد تغییراتی که منجر به بالاتر رفتن کیفیت فنی کتاب می‌شد به نویسنده و ناشر منتقل کردم. البته نسخه نهایی چاپ شده رو هنوز ندیدم و اگر ناشر به صلاحدید خودش تغییرات دیگه‌ای اعمال کرده باشه از اون بی‌خبرم! این کتاب واقعا کار خاص و متفاوتی از آب در اومده. توصیه می‌کنم حتما مطالعه بفرمایید. 👌 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
#معرفی_کتاب نسخه‌ای رو که از نظر نویسنده و من نهایی شده بود، اواخر تابستان ۱۴۰۳ به انتشارات تحویل د
منتظر بودم کانال ناشر مطلبی بذاره و کتاب جدیدش رو معرفی کنه. الان بعد از چند هفته غیر فعال بودن تازه فعال شده و کلا یه مطلب دیگه گذاشته. اگه احیانا پستی برای ماه مستور گذاشتن اینجا فوروارد می‌کنم...