eitaa logo
کشکول ناظر
89 دنبال‌کننده
178 عکس
25 ویدیو
2 فایل
《اشعار و نوشته‌های گاه و بیگاه آرش محبوب زاده》 راهنمای مطالب کانال سنجاق شده است. در هر شبکه‌ی اجتماعی که حضور داشته باشم، می‌توانید مرا با این نام کاربری پیدا کنید: @virtual_pilgrim
مشاهده در ایتا
دانلود
⚫️ السلام علی الرضیع الصغیر حالا که اذان‌هایش تکبیر ندارد غیر از تو پناهی پدر پیر ندارد جز خواهش اینکه پسر تشنه‌لبش را با جرعه‌ای از آب کند سیر، ندارد فرمود اگر با من دارید سر جنگ این کودک شش ماهه که تقصیر ندارد چون مال حرام آمد، رحم از دلشان رفت اصرار پدر البته تاثیر ندارد سنگین‌تر از این روضه مقاتل ننوشتند لب تشنه‌ای و مادر تو شیر ندارد هرچند که در اشک، خدا معجزه نگذاشت این گریه کم از ذکر مزامیر ندارد شد نوبت پیکار تو، در بین علی‌ها شش ماهه و سی ساله که توفیر ندارد عصر است و دگر حرمله هم غیر سه شعبه در چله‌ی بی‌رحمی خود تیر ندارد 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
⚫️ بسم رب الحسین اخیرا تعدادی از اشعار خیلی قدیمیم رو پیدا کردم که بیشترشون مربوط به دوران نوجوانی
شعری قدیمی در قالب طوفان گرفته است این کار سخت را پدر آسان گرفته است دیدند بی زره دنبال آب، راهِ بیابان گرفته است قنداقه‌ی تو را پنداشت پیشِ عده‌ای انسان گرفته است هرچند مادرت با این امید، باز، کمی جان گرفته است در خواب دیده بود بر غنچه‌ی لبان تو باران گرفته است چشمان خویش را دشمن چه خیره خیره به قرآن گرفته است شب آذرخش را این بار، سوی ماه درخشان گرفته است حلق تو را ـ علی! ـ یک تیر از سه سوی به دندان گرفته است با خون تو، حسین رقصی چنین میانه‌ی میدان گرفته است 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از وحید یامین پور
💠 ‏عمود شب در گلوی افق فرو می‌رفت و حنجره‌ای برای فردای رسالت صیقل می‌خورد ستاره‌ها یک یک -سرخ- سو سو زدند و با سه شعله گلوگاه راه شیری شکافت... مرحوم سیدحسن حسینی گنجشک و جبرئیل 🥀
مبانی معرفتی‌تان را مستحکم کنید.
⚫️ السلام علیک یا قمر العشيرة تو را دستی نشانده از تمام عرش بالاتر به دنیا پا نهادی تا شوند عشاق شیداتر به خورشید علی، ام البنین منظومه‌ای داده که ماهش صورت خون خدا را کرده زیباتر تو و حیدر برای کوثر و کرب و بلا ساقی دو تا مشک بهشتی، هرکدام از هم گواراتر علم در دست می‌گیری، حرم آرام می‌گیرد دلت اما از آشوب شبی مواج، دریاتر تمام آرزوی آب دلتنگ فرات این بود که از بوسیدن کامش شود لب‌های سقا تر میان دشت تنها مانده‌ای، باشد خیالی نیست میان گرگ‌ها، شیری، چه بهتر هرچه تنهاتر 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
قبل از همه او در این حرم روضه گرفت چشمش افتاد بر علم، روضه گرفت کم کردن نور خیمه آن شب یعنی در ماتم خود حسین هم روضه گرفت محمدحسین ملکیان @farazmalekianpoet
هدایت شده از مناهج 🇵🇸🇮🇷
🏴 آجرک الله یا صاحب الزّمان روایت است که چون تنگ شد بر او میدان فتاده از حرکت ذوالجناح وز جولان   هوا ز بادِ مخالف چو قیرگون گردید عزیزِ فاطمه از اسب، سرنگون گردید   نه ذوالجناح دگر تابِ استقامت داشت نه سیدالشهدا بر جدال، طاقت داشت   کشید پا ز رکاب آن خلاصۀ ایجاد به رنگ پرتوِ خورشید، بر زمین افتاد   بلند مرتبه شاهی ز صدرِ زین افتاد اگر غلط نکنم، عرش بر زمین افتاد. 📝 مقبل کاشانی «اللّهمّ العن الجبت والطّاغوت بعدد ما أحاط به علمک» علیه‌السلام
⚫️ یا زین العابدین (علیه‌السلام) مثل من هیچ‌کس در این عالم، وسط شعله‌ها امام نشد در شروع امامتش چون من، این قدر دورش ازدحام نشد لشکری از مغیره می‌آمد، خیمه‌ غارت شد و در آتش ‌سوخت غیر زهرا به هیچ معصومی این قدر گرم احترام نشد روضه از این شدیدتر هم هست: لحظه‌ای که حسین یاری خواست و علی بود اسم من اما خواستم پا شوم ز جام... نشد به لب تشنه‌ی علی اصغر، به لب تیز ذوالفقار قسم تا به امروز هیچ شمشیری این قدر تشنه در نیام نشد رفتن شاهزاده‌ای چون من به اسیری به یک طرف، اما در سفر این قدر غل و زنجیر گردن بنده و غلام نشد آهِ زینب و صیحه‌ی شلاق، تا شنیدم از اسب با زنجیر خویش را بر زمین زدم اما باز هم آن صدا تمام نشد تل و گودال و نعل و علقمه... آه! ذوالجناح و لب و گلو... انگار مثل زینب کسی دلش این قدر خون ز تکرار حرف لام نشد آه! زینب کجا و بزم یزید؟ او کجا و جواب ابن زیاد؟ باز هم صد هزار مرتبه شکر این که با شمر هم‌کلام نشد این چهل سال گریه‌ام شاید از همان روز اربعین باشد هر قدر عمه سعی کرد صبور به حسینش کند سلام، نشد دیدم از زیر چادرش زینب گفت طوری که نشنود عباس رنج ها دیده‌ام حسین! اما، هیچ جایی شبیه شام نشد چه مسلمانی عجیبی بود که در آن بر عیال پیغمبر نان و خرما حلال بود اما، سنگ انداختن حرام نشد من سجاد این قدر خواندم در مدینه نماز و هیچ‌کدام آخرش مثل آن نمازی که عمه‌ام خواند بی‌قیام نشد غل و زنجیر و رشته بر گردن، یک نفس باده‌ی بلا را من سر کشیدم تمام، اما شکر! سفر عشق ناتمام نشد 🖋 @virtual_pilgrim_archive