۲۲ شهریور ۱۴۰۳
۲۲ شهریور ۱۴۰۳
۲۴ شهریور ۱۴۰۳
𝖵𝗂𝗏𝖺𝗍
ناکـتای عزیزم میخواهی بدانی چه میکنم؟
سدی که در مقابل این اشکها کشیده شده بود دوباره شکست. نمیدانم این سیل مرا به کجا بغلتاند. عالیه از غلتیدن منعم میکند، ولی در اینگونه مواقع کسی میتواند بر طبیعت استیلا داشته باشد؟
من ابرم؛ کار ابر باریدن است.
- نامۀ نیما یوشیج به ناکتا. اردیبهشت ۱۳۰۸
۲۴ شهریور ۱۴۰۳
۲۴ شهریور ۱۴۰۳
هیچ نگاهی "اون" شکلی نیست
هیچ آغوشی حس امن و پناه "اون" رو نداره
هیچ خندهای مثل "اون" واقعی و دلنشین نیست
هیچ قلبی دیگه اون طوری نمیتپه که کنارِ اون میزد
هیچکس "اون" نیست
۲۸ شهریور ۱۴۰۳
۲۸ شهریور ۱۴۰۳