" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
پرسی که در چه حالم، پاسخ زِ دیده ریزد!
بیخیال شـاعری یک جمله ُ ختم کلام؛
خستهام، در کنج ِچشـمانت محـلم میدهی؟
در ظلمت شب ماهِ تمام آمده است؛
اسطورهی دین، مرد قیام آمده است؛
سر زد ز افق طلیعهی دولت نور..
[وَالفَجر] بخوانید امام آمده است!
_اکبراسماعیلیوردنجانی_
_سالروز ورود امامخمینی به ایران و آغاز دههفجر مبارک باد_
" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
_يَا صَاحِبَ الْغُرَبَاءِ اى رفیق دور از وطنان
_یَا مَنْ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ
ای آنکه شکیبایان را دوست دارد
گفته بودی که از این عشق گذر باید کرد
ما گذشتیم ولی بی تو زمان سخت گذشت ...
وصف احوال من افتاد به دستان قلم
من نوشتم که غمی نیست ... بخوان سخت گذشت
" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
_یَا مَنْ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ ای آنکه شکیبایان را دوست دارد
تَرسم آخر ك شبِ هجرِ تـو پایان نرسد،
روز وصلت به منِ بیسر ُ سامان نرسد..
اگر ای محض رَهِ مِهر بیایی چه شود؟
نظری جانب عُشاق نَمایی چه شود؟
_ولادتامامزمان'عجمبارکباد_