" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
_يَا صَاحِبَ الْغُرَبَاءِ اى رفیق دور از وطنان
_یَا مَنْ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ
ای آنکه شکیبایان را دوست دارد
گفته بودی که از این عشق گذر باید کرد
ما گذشتیم ولی بی تو زمان سخت گذشت ...
وصف احوال من افتاد به دستان قلم
من نوشتم که غمی نیست ... بخوان سخت گذشت
" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
_یَا مَنْ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ ای آنکه شکیبایان را دوست دارد
تَرسم آخر ك شبِ هجرِ تـو پایان نرسد،
روز وصلت به منِ بیسر ُ سامان نرسد..
اگر ای محض رَهِ مِهر بیایی چه شود؟
نظری جانب عُشاق نَمایی چه شود؟
_ولادتامامزمان'عجمبارکباد_
وصال ما به چه مانَد؟ به گریه پرسیدم
به خنده گفت که : سهراب و نوش دارو را
- حسین جنتی
" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
_«و تظُنُّ أنها النِّهاية ثم يُصلِحُ الله كلَّ شيء.» و گمان میکنی که پایان است، سپس خداوند همهچیز
_ لَا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنْسَى
هرگز از حال احدی خدای مرا خطا و فراموشی نیست.
طه آیه ۵۲