من فکر میکردم تو خانهام هستی،
که از تمام زخمها و جنگها به تو باز میگردم،
اما تو خودت جنگ بودی...
بزرگترین و بیرحمترین جنگِ من...
نگاهی، بوسه ای، آغوش گرمی، صحبتی چیزی ....
از اینها گر مهیا نیست بر قتلم بیا یک شب...
" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
_يَا مَنْ يُنْقِذُ الْغَرْقَى ای نجات دهنده غرق شدگان
انسان..
گاهی در یک اقیانوس زنده میماند ؛
گاهی هم در ذرهی دلتنگی ، غرق میشود .