" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
تن بى سر شده چون بیکس ُ بىیار شود، بازى دست اراذل سر بازار شود، ترسم این است بلایى ك سر من آمد، ب
با خویش نه لشکر، نه سپاه آورده،
دو طفل عزیز ُ بیگناه آورده،
در کوفه ز بس مرد ندیده مسلم،
ناچار به پیرزن پناه آورده..
_ابراهیمکریمی_
" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
+شبدوممحرم:منسوببهورودکاروانامامحسین'عبهکربلا
اَصلا رقیه نه، بهـ خدا دختر خودت؛
یک شب میان کوچه بماند چه میکنی؟
در بین ازدحام ِ شلوغی بترسد ُ؛
یک تن بهـ او کمک نرساند، چه میکنی؟
اَصلا خیال کن ك کسی دختر تو را؛
در بین جمعیت بکشاند، چه میکنی؟
یا ك خدانکرده کسی روی صورتش..
سیلی محکمی بنشاند، چه میکنی؟
یا فرض کن ك دختر تو جای بازیاش..
هر شب دعای مرگ بخواند، چه میکنی؟
اَصلا کسی بیاید ُ با تازیانهاش..
خاک از لباس او بتکاند، چه میکنی؟
_مجیدتال_