eitaa logo
Blue star.
329 دنبال‌کننده
511 عکس
283 ویدیو
0 فایل
در اعماق تاریکی، درون روشنایی؛ حرف های نگفته و کتاب های نانوشته. کاری چیزی بود @Infj_505
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
- پاییز بود. برگ های زرد و آتشین از درختان روی زمین سرد فرود می‌آمدند و شاخه های خشک آن ها را نمایان می‌کردند. هوا خنک بود و او لباس خیلی گرمی نداشت و خنکی هوا را کم کم در تمام وجودش احساس می‌کرد اما او از این حس لطیف و ملایم لذت می‌برد. درحال که با نیم بوت های چرمی اش روی برگ های خشک قدم می‌زد، اندک اندک باران گرفت و برای دقایقی با لبخند به آسمانِ بالا سرش خیره شد تا قطرات مرواریدی باران بر روی پوست سفیدش برخورد کنند. چندی نگذشت که فردی که منتظرش بود چتری را بالای سرش گرفت و با تبسم به چشمان قهوه ای او خیره شد. آن چتر برایش بوی خاطرات می‌داد. دلش برای نوازش های با لطافتش تنگ شده بود. آن فرد خانه ای بزرگ در قلب کوچک او ساخته بود. خانه ای از جنس مهربانی. خانه از جنس وفاداری و اعتماد. خانه ای امن از جنس آغوش گرمش.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از Tweety
ناامید شدن از آدمِ مورد علاقه‌ت غم بزرگیه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
I’m going back to my roots So I can again find the words That have been in hiding.
میدانی چه چیزی روح مرا خرد می‌کند وارنکا؟ پول نیست، نگرانی‌های روزمره است، این پچ پچ‌های این آدم‌ها، این لبخندهایشان، این لطیفه‌هایشان. بیچارگان - داستایفسکی