میدونی! من بهشون میگم “آدمهای مرجوعی”. همونهایی که ترکت میکنن، و بعد از مدتهای طولانی برمیگردن. به اینها هیچ وقت نباید فرصت برگشتن داد، چون هیچکس دو بار عاشق یه آدم نمیشه. هرچی هست توی همون بار اول خلاصه شده. آدم میتونه توی زندگیش بارها عاشق بشه، اما هیچ وقت نمیتونه دوباره عاشق همون آدمی بشه که یه بار عشق رو باهاش تجربه کرده. عشق رو فقط باید ادامه داد. وقتی ترکش کنی و برگردی، دیگه نمیشناستت...
راستش واسه من اینکه میگن «این نیز بگذرد» آرامشبخش نیست. چون نگرانی من بابت نگذشتنش نبوده؛ نگرانیم از اینه که وقتی گذشت، از من چی باقی مونده.
غمگینترین مکالمهی عمر آدم اونیه که آخر شب توی خلوتِ خودت، با خودت دعوا میکنی؛
خودتو سرزنش میکنی چون به آدمای بیلیاقت اهمیت دادی، از خودت بدت میاد چون بخاطر بعضی از آدما اشک ریختی، در آخرم خودت اشکاتو پاک میکنی و میگی کمتر غصه بخور همهچی درست میشه.
چرا دنبال حال خوب خودتون
تو دستای بقیه میگردید؟
ورزش کنید،فیلم ببینید،موسیقی خوب گوش کنید،کتاب خوب بخونید،قدم بزنید،
یه خوراکی خوشمزه بخورید، به سکوت گوش بدید، استعدادتون رو پیدا کنید،برید طبیعت رو ببینید،اصلاً شیر کاکائو بخورید.
و با هرچیزی و هرکسی که بهتون احساس ناکافی بودن میده، خداحافظی کنید.
اونجایی که یاد میگیری با هر کسی عین خودش رفتار کنی
و گول احساساتتو نخوری میشه گفت دیگه تقریبا بزرگ شدی.
برید چت های قدیمی رو بخونید و ایمان بیارید که آدم ها 180 درجه تغییر میکنند .
من احساس بیش از حد اضافی بودن دارم
بیش از حد
حس میکنم نباید باشم
حس میکنم ناخواسته به دنیا اومدم
من حس میکنمبه این دنیا تعلق ندارم.
خنده های تو
کودکی ام را به من میبخشد
و دست های تو
اعتمادی که به انسان دارم..
چقدر از نداشتنت میترسم...!
- عباس معروفی در نامه به پونه ایرانی
اینگونه که مرا صدا میزنی
درخت پیر حیاط را هم صدا کن
شکوفه میدهد…
- حسن آذری