با مرگ تو من خواهم مرد
تورا باز دوباره خواهم یافت
و این بار در گوشم خواهی خواند
تو سخت دلتنگ دیروزی
دیروزی که خود آنرا کشت.
باد مارا خواهد برد
هیچ امید و انگیزه ای برای زندگی ندارم
حس میکنم دیگه قرار نیست هیچ چیزی حالمو خوب کنه
صدا های توی سرم خیلی اذیتم میکنه، ای کاش کسی بود که منو از خودم نجات بده.
هرکسی رو میبینم
یواشکی تو دلش یکنفر دیگه رو دوستداره.
این شهر پر از داستانهایِ نرسیدنه.
گفت: اگر کلمه بودی؟
گفتم: خسته، فرتوت، آشفته، نگران، بیتاب،
ولی امیدوار، امیدوار، امیدوار ..