باد مارا خواهد برد
هیچ امید و انگیزه ای برای زندگی ندارم
حس میکنم دیگه قرار نیست هیچ چیزی حالمو خوب کنه
صدا های توی سرم خیلی اذیتم میکنه، ای کاش کسی بود که منو از خودم نجات بده.
هرکسی رو میبینم
یواشکی تو دلش یکنفر دیگه رو دوستداره.
این شهر پر از داستانهایِ نرسیدنه.
گفت: اگر کلمه بودی؟
گفتم: خسته، فرتوت، آشفته، نگران، بیتاب،
ولی امیدوار، امیدوار، امیدوار ..
من جمله دوستت دارم رو زیاد نمیگم به جاش برات آهنگ میفرستم، پیامتو زود سین میکنم، استوریاتو ریپلای میکنم، بهت توجه میکنم و وقتی میبینمت برات لبخند میزنم.
وقتی دو نفر از هم جدا میشن، دیگه نمیتونن مثل قبل همدیگه رو دوست داشته باشن، چون به قلب همدیگه زخم زدن. نمیتونن دشمن همدیگه هم باشن، چون یه زمانی همدیگه رو دوست داشتن. تنها میتونن آشناترین غریبه برای هم باشن.