وقتی کسی برات کتاب میخره صفحه اولش برات یادداشت مینویسه >>>
وقتی یکی اهنگ مورد علاقتو میفرسته برات و میگه تو وایب این آهنگ و میدی >>>
وقتی میفهمی نمرهی امتحانی که فکر میکردی بد شده ، خیلی خوب شده >>>
وقتی یک نفر که چند ساله غیبش زده یهو بهت پیام میده >>>
وقتی درس نخوندی ولی میتونی به راحتی تقلب کنی و استرست و میشوره میبره >>>
وقتی مردم تولدتو یادشون میاد و بهت تبریک میگن >>>
وقتی تو جیب پالتوی قدیمیت پول پیدا میکنی >>>
وقتی وسیلهای که خیلی وقت پیش گم کردی رو یهو پیدا میکنی >>>
وقتی سفارشات میاد فروشنده برات یه یادداشت گذاشته و ازت تشکر کرده >>>
تو لیاقت اینو داری که با کسی باشی که به تو حس زنده بودن بده، حس خوشحالی، طوری که احساس کنی داری بهترین روزات رو میگذرونیم...
تو نیاز داری با کسی باشی که آرومت کنه، که مواظبت باشه، بهت یاداوری کنه چقد تکی، کسی که جوهر عشق تو وجودش رو تقدیم تو کنه، کسی که اگه همه رفتن، اون بمونه! اگه همه بد شدن اون خوب باشه! اگه همه دروغ میگن اون صادق باشه! اگه همه سرت داد زدن اون بغلت کنه! وقتی همه خواب بودن اون بخاطرت بیدار بمونه، کسی که از ته دل عاشقت باشه، کسی که بهت احترام بذاره، تو لیاقت همه اینارو داری، لطفا خودتو دوست داشته باش چون تو لایق بهترینایی...
تاحالا توجه کردید که خیلی از بحثایِ بین آدما از سر دوست داشتنه؟خیلی وقتا آدما بحث میکنن چون دوست ندارن رابطه شون خراب بشه.دعوا میکنن چون نمیخوان طرف مقابل از چشمشون بیفته و اهمیت نداشته باشه وگرنه خیلیا حتی ارزش بحث کردن هم ندارن. اره یه موقع هایی بحث کردن یعنی "دوستت دارم" همین!
روانشناسم بهم یه جمله گفت که عمیقا به فکر فرو رفتم و فکر میکنم که از درست ترین مواردی که تو زندگیمون خیلی کم بهش توجه میکنیم؛
«میگفت تو فکر میکنی که میتونی به همه کمک کنی و نجاتشون بدی ولی یه روزی برمیگردی و میبینی اونها خودشون دارن تورو غرق میکنن!»
از لاس زدنای بدون هدف،روابط لانگی که هیچوقت بهم نمیرسیم،چت کردنای الکی در جهت سرگرمی،وقت گذروندن و معاشرت کردن با کسی که نه واقعا دوستته نه پارتنرته و نه همو گردنمیگیرین،بیزارم.کلا بی هدفیو بلاتکلیفی تو هر زمینه ایی برام غیرقابلتحمله و حتی اگه از نطر خیلیا مسخره باشه بازم از اینکه وقتمو صرف ادمای موقت نمیکنم، واقعا خوشحالم.
همه فکر میکنن من آدم برونگراییم که میتونم راحت با همه گرم بگیرم و خیلی ساده مشکلاتم رو تشریح کنم. ولی هیچکس نمیدونه که من اکثر چیزها رو نمیتونم بیان کنم؛ چون اصلاً قابل بیان نیستن. توصیف بعضی چیزا برام مثل توصیف یه رنگ جدید میمونه؛ همونقدر غیرممکن و همونقدر درک ناشدنی.
میدونی تازه به این نتیجه رسیدم که هیچ آدمی تو زندگی هیچ آدم دیگه ایی مهم نیست و درواقع اون حسی که به طرف مقابلش میده مهمه و وقتی حسیکه از تو میگرفتن و از یکی دیگه بگیرن به راحتی ترکت میکنن و حتی مهم نیست که براشون تو چه جایگاهی بودی.
کتاب بخونید، سرکار برید، سریال ببینید، شهربازی و سینما و کافه و تور برید، موزیک خوب گوش بدید، ورزش کنید.
و از آدمای سمی ای که نمیذارن آرامش داشته باشین، حس ناکافی بودن بهتون میدن، اونایی میگن که نمیتونید و یا بهتون وایب منفی میدن و ناراحتتون میکنن رو از زندگیتون بیرون کنید. شما لایق وجود آدم های تو زندگیتون هستین که هر روز بهتون یادآور بشن که چقدر ارزشمندید.
معني كلمه ی قوی رو فقط کسايی با تمام وجودشون درک میکنن که با وجود ضربه هايی که تو زندگیشون خوردن، رنج هايی که به تنهايی به دوش کشیدن، درد هايی که تو سینه پنهون کردن، اشکايی که يواشكی ريختن، هزار بار به ته رسیدن، اما برای بار هزار و یکم بلند شدن و ادامه دادن!
اینا اگه حتی هیچکی هم پشتتون نباشه خودشون دوباره از همونجا که زخم خوردن جوونه میزنن، سبز میشن، و ثمر میدن...
درست مثل تو.. مثل من..!
آدم دلش تنگ بشه زنگ میزنه، پیام میده، سراغتو میگیره، عکساتو نگاه میکنه، ویساتو گوش میده، آهنگایی که تو دوست داری رو گوش میده، بین آدما دنبال تو میگرده، اصلا یهو بی دلیل میره کنار پنجره، نمیدونم، یه کاری میکنه دیگه، حتی اگه کاری هم نکنه حداقلش اینه که بی حوصله میشه، بداخلاق و عصبی میشه، کم طاقت میشه، بی تاب و بی قرار میشه، یه چیزی میشه بلاخره، نمیشه آدم بگه دلتنگم، ولی با وقتایی که دلتنگ نبوده فرقی نکرده باشه که، میشه؟