من میگم اگه یه نفرو داری که همه اتفاقای روزت رو براش تعریف میکنی از سیر تا پیاز
هر وقت مشکلی داری باهاش حرف میزنی آرومت میکنه
برای همه چیز ازش نظر میخوای و همیشه به نظرش احترام میزاری
پایه همه خراب کاری هاتِ و از شنیدن چرت و پرتات خسته نشده
سفت بچسب بهش و ولش نکن از این آدما کم پیدا میشه
همینکه با تموم سختیا، باز هم ادامه میدی
با تموم نامهربونی که دیدی، هنوز هم مهربونی..
تو آلودگی قلب های امروزی، نمیزاری که دلت سیاه بشه..
با اینکه خودت غصه داری اما دلیل لبخند بقیه هستی..
دمت گرم!
من ازت تشکر میکنم که تو این دنیای پر از پلیدی و زشتی، هنوز دلیل قشنگی این دنیایی!
خیلی خوبه که یه نفر رو داشته باشی که تمام جزئیاتت رو بدونه؛
نه بخاطر اینکه خودت بهش گفتی به خاطر اینکه دیگه تورو اندازه خودش میشناسه؛
یه نفر که انقدر تورو بلده که وقتی بهش احتیاج داری باهات میخنده و گریه میکنه؛
باهات برای خواسته هات میجنگه؛
وقتی داری از هم میپاشی تیکه هاتو کنار خودش محکم نگه میداره تا نشکنی؛
یه نفر مثل تو برای من و من برای تو.
یه اصطلاح فرانسوی هست به اسم ابلوموفیسم برا کسایی به کار میره که از خستگی و بیحالی ، درموندگی و بی حسی نسبت به زندگی پناه میبرن به خواب و دیدن فیلم و سریال ، انیمه و آهنگ گوش دادن و حتی گیم :)))
ابلوموفیسم تعریف دقیقی از حال این روزای همه ماس .
بهترین تعریف از چشم افتادن این بود که خوندم:
"بعضیا رفتارشون باعث میشه دیگه هیچوقت مثل قبل دوسشون نداشته باشیم اما همیشه دلمون واسه اون موقع ک دوسشون داشتیم تنگ میشه."
مامانم امروز میگفت: محبت، محبت میاره
با تحکم گفتم: نه نمیاره..
زد تو حرفمو گفت محبت به کسی که تو رو واقعی بخواد، میاره!
با سکوت بهش خیره شدم، دستشو گذاشت رو شونمو گفت: محبت کردن به کسی که تو رو نخواد، باعث میشه یه روز بهت بگه مگه من ازت خواستم این کارا رو واسم کنی؟
و تو جوابی جز گفتن ن نداشته باشی . . .
بیاختیار اشک روی گونم روانه شد، مامان منو آروم بغل کرد و زیر گوشم گفت این آدما حتی ارزش اشک ریختن دختر منو ندارن؛ من همیشه حامیت میمونمو نمیزارم کسی با دختر من بد رفتاری کنه
اگه میبینی الان توسط این آدما اذیت شدی، مطمعن باش فردا قویتر میشی.
و چقدر قشنگه که که یه مادر بتونه اینطوری فرزندشو درک کنه.
میگفت:
من نمیگم که فراموشش کردم و دیگه دوسش ندارم، اما بیا قبول کنیم که فراموشی دروغ ترین قصه یِ دنیاست ولی اینکه اون آدمها جایگاهِ سابق رو توی قلبت ندارن، عینِ حقیقته!
چقدر تلخه که یه شمارههایی تو گوشیت هست که فقط به خاطر این نگهشون داشتی که اگر اون آدم بهت زنگ زد، جواب ندی.
اینکه فقط باهم بخندین و خوش بگذرونین و برید سفر و مهمونی و دورهمی که اسمش نشد رفاقت؛
رفاقتِ واقعی اونجاست که هرچقدر دعوا کنید و بزنید تو سر و کله همدیگه و بحث و جدل داشته باشید، مطمئن باشی تهش نه قراره چیزی خراب بشه، نه قراره کسی جرأت کنه حتی پیشش از تو بد بگه.
رفیقِ واقعی همونه که وقتی به کارات گِره میفته، اولین گزینهای که واسه حل مشکل تو ذهنت میاد اون باشه و بشه نقطه امنِ زندگیت.
اونجاست که دیگه خیالت راحته هر اتفاقی بیفته هیچی قرار نیست خراب بشه و حداقل یه آدم از این دنیا سهمته که قرار نیس جایی پشتت خالی بمونه یا تنها بمونی .
اگر مشکلاتتون رو از راهی غیر از صحبت کردن (مثل قهر کردن، قیافه گرفتن، کنایه زدن، هوایی زدن و استوری گذاشتن و هر راه غیر مستقیمی) حل میکنید، تبریک میگم. شما یک انسان نابالغ و نادان هستید و هیچوقت تو روابطهتون (با هر کسی اعم از پارتنر و دوست و غیره) آرامش و ثبات رو تجربه نخواهید کرد.